شما اینجا هستید

زن همسایه

افسانه خانوم زن همسایه

با سلام من طاهرم نمي خوام بگم داستانم راسته چون داستاني که پايه و اساس حقيقي داشته باشه خودش به ذهن خواننده القا ميشه من 22 سالمه از يکي از شهرستانها بچه ي يکي از محله ها ي قديميم بچه محلا از قديم به خونه هم آمد وشد داشتن و دارن مخصوصا زنا.

داستان سکسی:

سکس با زن کوچه بغلی

این داستان کاملا واقعیه و مال شهریور1379 هستش، و من الان 32 سالمه و اونموقع 18 ساله بودم، قدم 173 و وزنم 68 کیلو بود اونموقع و کیر متوسطی داشتم و قیافه جذابی، خونه ی ما طبقه دوم سمت خونه های جنوبی کوچه بود و ی روز که دور هم نشسته بودیم و پنجره باز بود، بابام با خنده گفت اون زنه تو کوچه بغلی رو ببین ،من میگم گرمه و دستمو به علامت گرما تکون میدم اونم با تکون دستاش میگه خیلی گرمه، خونه اون زن توی خونه های جنوبیه کوچه بغلی بود امیدوارم بتونید شرایط رو متصور بشید و خونه های شمالی اون کوچه چسبیده به حیاط خونه ما توی کوچه بغلی بود،و این خونه ها شمالی مابین ما و خونه طرف یک طبقه بود و خونه اون زن م

داستان سکسی:

هانیه زن خوش هیکل همسایه

سلام به دوستای عزیز این داستان که میخام براتون بگم ن ساخته ذهنه جغیه ن دروغ عینه حقیقتو براتون نقل میکنم من دوم راهنمایی بودم پدرم ورشکست شد و ما به محله های پایین شهر که همون محله پدریم بود اومدیم. ما خونه ای اجاره کردیم که طبقه همکف بود و یه واحدم کنار ما بود و خونه طوری بود که از پذیرایی خونه.همسایه بغلی به حیاط خلوت ما یه پنجره داشت. ولی اونو پوشونده بودن که خونه دیده نشه. ما وقتی رفتیم اونجا واحد بغلی خالی بود ولی تقریبا یه ماه بعد ما یه زنو شوهر با دوتا بچه اومدن اونجا ساکن شدن.

داستان سکسی:

شاهین و زن همسایه

سلام دوستان خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط میشه سه سال پیش ساکن یکی از روستاهای استان اربیل - شهر مشگین شهر هستم اهل دروغ و قسم خوردن نیستم کاملا واقعیه تو شهر بودم نزدیکای ظهر بود میخواستم برگردم روستا تو ایستگاه منتظر مسافر بودیم باید چهار نفر میشدیم تا راننده حرکت کنه یه خانوم نسبتا خوشگل اومد تو دلم میگفتم کاش کنارش من مینشستم که همینطوری هم شد یه مسافر کم بود از ترس اینکه یه مسافر بیاد وسط ما بیفته به راننده گفتم یه نفرو من حساب میکنم و راه افتادیم طرف غریه بود نمی شناختمش حدود 25سالش بود تو ماشین یکم راحت وبازتر نشسته بودم گاهی زانوهامون بهم میخورد ولی من جمع میکردم دیدم اون زی

داستان سکسی:

اشکان و زن مذهبی طبقه بالا

ما توی یه خونه چهار واحد زندگی می کنیم طبقه بالای ما یه خانوم و اقا زندگی می کردند که تازه امده بودند ( داستان مال دو سال پیش) . خیلی خونه نبودند . شوهر الهام خانوم ( همون طبقه بالای ما ) بیشتر وقتای ماموریت می رفت گاهی چند هفته نمیاد . الهام هم بیشتر وقتا خونه مادرش اینا می موند . الهام زن چاق و قد بلند با پوست سفید و چادری بود خیلی مذهبی بود .

داستان سکسی:

پیمانکار و زن همسایه

سلام خدمت دوستان داستانی میخوام براتون تعریف کنم بر میکرده به 3 سال پیش در حال ساختن آپارتمان بودم(پیمان کار هستم) هرصبح واسه سر کشی می رفتم (از خودم بگم اسمم کیانهر هست قدم 183وزنم 76و رنگ پوستم سفید هست) و زن همسایه اسمش نرگس رنگ پوستش سفید قدش فکر کنم حدود 170 داشت

داستان سکسی:

من و نوشین زن همسایه

باسلام خدمت همه ی دوستان عزیزم که عاشق داستانهای سکسی هستن من خودم به جرات میتونم بگم یکی از کسایی هستم که عاشق داستانهای سکسی جذاب وخواندنی هستم میخوام امروز داستانی از خودم بگم که دوسال پیش اتفاق افتاداتفاقی که باعث تغییر ونگرش فکری ام نسبت به جنس مخالف شد واما داستان...

داستان سکسی:

بدشانسی + بی عرضگی = نکردن زن همسایه

سلام، این داستانی ک مینویسم، مال 3 سال پیشه، من اون موقع 16 سالم بود( بیشتر داستانم ماله 17، 18 سالگیمه بخونید پس )،اسمم عرفانه، اول داستانم بگم که عین حقیقتو مینویسمو یه کلمه دروغ نمی نویسم،امیدوارم باور کنید
اون زمان من، اول، دوم دبیرستان بودم اگه اشتباه نکنم و خیلی خام بودم، یه تصوری از ظاهرمم بگم که قدم 178 بودو وزنم طرفا 80، بد نبود تیپو هیکلم اما خب واقعا بیست هم نبودم که یه زن بخواد بهم پا بده، معمولا اون زمانا آدم تازه از سن بلوغ میزنه بیرون و قیافش هنوز جا نیوفتاده، ادامشو بگم

داستان سکسی:

علی و زن همسایه

سلام
داستانی که براتون تعریف می کنم داستان یکی از دوستامه که چون خودم در جریانش بودم مطمئن هستم واقعیته :
تو محل ما علی توی زدن مخ زنای بیوه و مطلقه تک بود قیافه ی خوبی نداشت قدشم کوتاه بود ولی هیکلش تو پر بود ولی زبون چرب و نرمی داشت که خیلی راحت مخ هر دختری رو می زد ولی هیچ وقت با دخترای باکره دوست نمی شد . می گفت وقتی نتونی از جلو بکنی فایده ای نداره و وقت تلف کردنه و خلاصه همش تو فکر زنای بیوه بود خداییش هم به زنای شوهر دار کاری نداشت و مرامش اینجوری بود و گناه می دونست .

داستان سکسی:

مانی و زن همسایه

سلام دوستان امیدوارم از این اتفاقی که برام افتاده لذت ببرید .
من مهندس نرم افزار هستم که چند سال قبل دانشجویی توی شرکت ها کار کردم و برنامه نویسی هم میکردم اوایل خیلی دوست داشتم برنامه نویسی رو الانم که خیلی پشرفت کردم و شرکت زدم و یکی از شرکت های موفقی هستم .

داستان سکسی:

خواستم موش بگیرم کوس گرفتم

سلام دوستان اسمم فریدونه ۳۰ساله اهله شمال تو یکی از روستاهای بسیار خوش آبو هوای اون منطقه زندگی می کردم.الان ساکن تهرانه خراب شده ام.من تازه عضو شدم و حالمم از نوشتن به هم می خوره.داستان بر می گرده به ۷ساله پیش.ما روبروی خونمون یه همسایه داشتیم که اسمش زهرا بود یه زن کون گنده و هیکلی دو تا دختر داشت با دو تاپسر نا گفته نمونه که من ترتیبه یکی از پسراشو چند باری داده بودم که اسمشم امید بود.بریم سر اصل مطلب.یه چند باری زهرا خانم اومده بود خونمونو با مادرم حرف زده بود واز اینکه یه چند وقتیه تو خونشون موش اومده گلگی می کرد شوهر زهرا خانم چند سالی بود که تو تصادف فوت کرده بود.هی می گفت پسرام بی ع

داستان سکسی:

چهارشنبه سوری و کردن زن همسایه

سلام شاید یه کمی طولانی بشه میرم سر اصل مطلب 28 سالم هست و اسمم پویا (مستعار) قد 186 ای بدک نیستیم
بعد چند سال محله زندگیمون عوض کردیم رفتیم محله جدید میرفتم سرکار 5 عصر میامدم گاهی اوقات هم توی کوچه چند دقیقه ای وای میسادم .......
بعد یه مدت برو بچ شناختم و این وسط همشون تا یه زن میدیدن داره تو کوچه رد میشه گوشی بدست و خودشونو جم و جور کنن که مخشو بزننو خلاصه از این حرفا

داستان سکسی:

همساده

اون موقع توی تهران به این راحتی خونه به مجرد نمیدادن ، اللخصوص خونه ای که صاحبش مذهبی هم باشه ،اون روز که زنگ زده بودم صاحبخونه روی موبایلش "یا ایتها النفس.." بود . خلاصه رفتیم ما خونه رو دیدیم صاحابخونه که به مرد میانسال بود (از این مدل ها که میخوان بگن آره ماها چش برزخی داریم و خیلی آروم حرف میزنن و تیریپ نور بالایی میان برا ما) مارو،کلی سوال کرد ازم ، منم کلی سعی کردم احترام بزارم بهش
چند سالته ؟ 22
کارت چیه و ...

داستان سکسی:

من و لیلا تپل

سلام،به دوستان شهواني اميدوارم که از داستان من خوشتون بياد،اين موضوع براي سال 91،من امير هستم سي ساله،يه همسايه داريم به اسم ليلا که از نظر قيافه خيلي عاليه و اندامش هم تپل مپل و عالي البته براي اونا که خانماي تپل پسند ميکنند،سن ليلا هم سي وهفت ميشه،اندامش هم افتاده نيست باسنش سفت جوري که وقتي چادر ميکنه مشخصه که باسن و سينه هاش شق و رق ايستادن،داستان ما از اونجا شروع شد که من شماره اونو از تو دفتر تلفن برداشتم و به مناسبت هاي خاص براش پيامک ميزدم و اون جواب نميداد تا اينکه بعد مدتي يه شب برام پيام داد اونم اشتباهي که نوشته بود سعيد مادر بزرگ و بيا با خودت ببر.من جواب دادم و خودمو جاي سعيد

داستان سکسی:

نوروز و سکس با اکرم

شروع داستان:
اکرم همسایه مادبرزرگم بود و هر وقت ما میرفتیم اونجا کم و بیش میومدن خونه مادربزرگم و از دوران نوجوانی با هم کلام بودیم اون روزها که میومد به همراه پسر خواهرش بود و میشستیم همگی دور هم و هر از گاهی جوک مگفتیم و البته از طرف اون دوتا،جوکای ناجور من اهلش نبودیم و خودم را میزدیم به اون راه و بیشتر با دختر داییم یه کارایی میکردیم!

داستان سکسی:

مستاجر باحال

سلام به دوستان شهوانی؛این خاطره من تقریبابرای ۳ماه پیشه وهنوز هم ادامه داره؛من اسمم زانیاره ۲۳سالمه درکل به سکس هم علاقه ی زیادی دارم؛یک سال پیش یکی از واحدهای خونمونو میخواستیم اجاره بدیم به بنگاه سپردیم که یه خونواده کم جمعیت با رفت و امد کم برامون پیداکنه؛خلاصه تو چند روز ادمای زیادی می اومدن بازدید؛یه بعدازظهربودکه یکی زنگ خونمونو زدجواب دادم تو ایفون تصویری که نگاه کردم دیدم یه زن میانسال بادخترش؛گفت ببخشید واسه بازدید خونه اومدیم منم کلید خونه رو ورداشتمو یه نگاه تو اینه به خودم انداختم و سریع رفتم پایین طبقه هم کف دیدم اوناهم دارن باهم صحبت میکنن درو وا کردم گفتم بفرماین خانوما؛داشتن

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن همسایه