شما اینجا هستید

خواهرزاده

بهرام و خواهرزاده تپل

اسم من بهرامه 28 سالمه مجرد هستم وبا مادرم زندگی می کنم هیکل متوسط و ورزشی دارم . شغل آزاد دارم تو یک بنگاه خریدو فروش اتومبیل تو تهران کار می کنم. گاهی مشتریها ماشینشونو میارند بنگاه وما براشون می فروشیم ودر کنار این کار گاهی ماشین های ارزون گیرمون بیاد خودمون می خریم.
این داستان که میگم مال سال گذشته است و بجز اسامی همه موارد حقیقیه.

داستان سکسی:

عشق بازی با خواهرزاده ام

محمد هستم. 23 ساله از قزوین، دیپلم کامپیوتر دارم، درس هم ادامه ندادم، الان هم کار میکنم، پیش داداشم کار می کنم، داداشم گیم نت داره، من اونجا رو می چرخونم. اولین خاطرم رو از تنها سکسی که با خواهر زادم صبا جون داشتم رو براتون بنویسم، این داستان بر می گرده به 2 ماه قبل. من ی خواهر دارم که تو کرج زندگی می کنن، صبا هم 21 سالشه. تک دختر هم هست فداش بشم، تجربی می خونه، درسش هم خوبه. داستان از اونجا شروع شد که یک روز که اومده بودن به خونمون دیدم داره با گوشیش ور می ره، احساس کردم دوست پسر داره، بهش گفتم چیه داستان؟ گفت دایی دوستمه، همکلاسیم تو مدرسه، منم گفتم باش.

داستان سکسی:

سکس با نوشین خواهرزاده ام

سلام بچه ها
این اولین داستان منه که دارم براتون مینویسم
من 43 سالمه اما بهم اصلا نمیاد عاشق سکس های داغم چون ورزشکارم هیکل خوبی دارم و رو فرم کیر کلفتی دارم که کمتر زنی تحملش کرده کمرمم خیلی سفته دارم براتون ی داستان واقعی مینویسم

داستان سکسی:

سکس خفن با خواهر زاده ام

سلام من احسان هستم 23 سالمه میخام داستان سکسی خودم با خواهر زادمو براتون بگم خواهر زادم 20 سالشه اسمش ندا هستش خیلی اندام ردیفی داره قد حدود 165 بدن برنزه کمر باریک باسن کوشتی و تپل و سینه های خوش فرم خلاصه بدن خیلی سکسی داره و همه تو کف کس و کونش بگذریم داستان از اونجا شروع شد که من خیلی تو کف خواهر زادم بودم و خیلی دوس داشتم بکنمش من با ندا بحثم شد و چند مدتی با هم حرف نمیزدیم تا اینکه یک روز بهم زنگ زد و من جواب ندادم و هی زنگ میزد تا اینکه اس داد که جواب ندی خودمو میکشم و مام جواب دادیم گذشت یک روز تو خونه قلیون میکشیدم که خونه خواهرم اومدن خونه ما و ندا هم مشقول قلیون کشیدن با من شد و

داستان سکسی:

کس مالی خواهر زاده لووووس

سلام من جواد هستم و 21 سالمه این داستان بر میگرده به 6 7 سال پیش وقتی من تازه چشم و گوشم باز شده بود...
من یه خواهر زاده دارم که اسمش یلداست و 1 سال از خودم بزرگتره قیافه زیاد جذابی نداره ولی از اون دخترای لوس و به قولی بازه و با همه راحته ... وقتی بچه بودیم من خیلی سربه سرش میگزاشتم یادم نرفته وقتی 7 سالم بود از این لوس بازیاش عصبانی شدم و یه کنده چوب ورداشتم زدم تو سرش!!! لامصب هیچیش نشد!!!

داستان سکسی:

سكس از كس با پسرخواهرم

ويسيه منه البته تو زمينه ي سكس! اكه با دادستان من حال كرديد كه تشويقم كنيد كه دوباره بنويسم. اكه حال نكرديد هم لطفأ فحش نديد! اين قضيه مال 5سال بيشه!

داستان سکسی:

سکس من و دختر خواهرم

سلام من 32 سالمه و این ماجرا برمیگرده به زمانی که مریم دختر خواهرم 17سالش بود .اون موقع ما با هم خیلی شوخی میکردیم و گاهی اوقات با اون یکی خواهرش که 16 سالش بود و داداشش 14 ساله بود سه تایی با هم کشتی میگرفتیم .منم به این بهونه به دختر خواهرام خودمو میمالوندم.اونا هم خوششون میومد .دادششونم با ولع این صحنه ها رو نیگاه میکرد و خوشش میومد .یه بار که میخواستیم بازیمون تموم بشه خواهرشو که خیلی هم خوشگل و تپل بود ،دراز کشیدم و رو خودم کشیدمش طوری که روناش رو رونام و پستوناشم به سینه هام چسبیده بودن منم محکم بغلش کرده بودم و اونم که از حال رفته بود(فک کنم حشری شده بود) بی حرکت تو بغلم روم دراز کش

داستان سکسی:

اولین سکس یه دختر

سلام. اسم من آرزو است.من الان 29 سالمه و این خاطره ای که میخوام براتون بگم بر می گرده به 9 سال پیش زمانی ک من 20 سالم بود. ما 4 خواهر و 2 تا برادر هستیم و من کوچکترین بچه هستم. بزرگترین خواهرم دو تا بچه داره که پسر بزرگش محمد که بزرگترین خوهرزاده ام است و 1 سال از من کوچکتره. من میخوام خاطره سکس ام را با محمد تعریف کنم. راستش دوره دبیرستان من با این دوره کاملا فرق می کرد. اون زمان دخترا مخصوصا من زیاد ازادی نداشتیم و خیلی سخت میشد دختر پسری با هم دوست بشن چه برسه که برن خونه خالی. راستی خبری هم از موبایل نبود. من از دوره دبیرستان سکس و اصطلاحات سکسی اشنا شدم.

داستان سکسی:

اشتباه دوباره خواهرزاده

سلام دوستان از نظرها و فهشاتون بابت داستان اشتباه محض با خواهرزاده ممونونم ولى من كار به كسى ندارم و فقط حقيقت مينويسم اما بريم سر اصل داستان خواهر زادم رضا كه معرف حضورتون هست ايشون بعد از او سكس زورى با بنده خيلى روش باز شده بود و هميشه به بهونه بازى با ايدا ميومد خونمون و بعضى اوقات به من متلك مينداخت ولى بعضى اوقات سعى ميكرد به من ابراز علاقه كنه ولى من محلش نميزاشتم و بهش تذكر ميدادم تا يه روز دوباره از روى شلوار كونمو فشار ميداد من سعى كردم خودمو از دستش خلاص كنم ولى خيلى زورش زياد بود ومنم مجبور شدم فقط بهش اجازه بدم اينكارو از روى شلوار بكنه اخه هم دلم واسش ميسوخت هم ممكن بود ماجر

داستان سکسی:

اشتباه محض با خواهرزاده

سلام من ليلا هستم سى و سه سالمه ليسانس مديريت ولى بيكارم الانم حدود يازده ساله ازدواج كردم تقريبا راضيم در صمن يه دختره شش ساله هم دارم. راستش من فقط يه خواهر دارم كه ده سالى از من سنش بيشتره و خونشونم به ما نزديكه تقريبا داخل يه محله است خواهرم دو تا فرزند داره كه يكيشون اسمش شهناز كه تو كرمان دانشجو و يكيشونم رضاست كه نوزده سالشهو فعلا خونه مامانشه . رضا خيلى باكلاسه و خيلى هم خوش هيكله قدش صد و نود و شش و بسكتبال بازى ميكنه و خودشو هميشه ساده و مظلوم جلوه ميده خيلى كم حرفه و همه ميونن كه دوست دختر هم نداره و كلا اهل اين برنامه ها نيست .

داستان سکسی:

ریحانه و کیر پسر خواهر

اسم من ریحانست و 20 سالمه . من هیچ وقت تجربه سکسی نداشتم و توی دوستامم بچه مثبته بودم ولی کم کم با دیدن فیلمای سوپر ه توی گوشیدوستام بود خیلی دوست داشتم سکس داشته باشم
همیشه تو خونه خودمو تحریک می کردم و همیشه دوست داشتم یکی ی هویی ظاهر میشد و با من سکس می کرد
بعضی وقتا اونقدر حشری می شدم که حتی منتظر بودم بابام یا داداشم بیانو منو بکنن

داستان سکسی:

الهام جون

این داستان رو که می خونید کاملا واقعی است و برمیگرده به سال 81
الهام دختر خواهر منه من خیلی اونودوست دارم اول بخاطر اینکه مهربونه بعد به خاطر اینکه الهام یه کون گونده ونرم وخوشگل وسینه های درشت ونرم و همیشه شق داره من همیشه تو کف خوردن سینه هاش بودم نمی دونید چه کونی داره من چند بار اتفاقی که اون نفهمه دست به کونش زدم!
اون شب موقع خواب شد و ازشانس من جای الهام رو پیش من انداختند همه خوابیدند یه نیم ساعتی گذشت من کم کم خودمو نزدیک الهام کردم الهام یه استرژسفید تنگ تنگ پوشیده بود که کونش رو بیشتر نمایان میکرد کونش ادمو دیونه میکرد

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - خواهرزاده