شما اینجا هستید

دختر خارجی

سکس با دختر تایلندی

باعرض سلام به همگی دوستان....
داستان من بر میگرده به اسفند91که من با 4تاازدوستای خوب تصمیم گرفتیم قاچاقی بریم استرالیاخلاصه یه بلیت گرفتیم رفتیم تایلندتا کارای پاسپورت جعلی ومدارک لازمه رو درست کنیم حدودا30روز تو پاتایا موندیم...تو این مدت چند تا سکس داشتم که ارزش گفتن نداره بریم سراغ داستان اصلی....راستی مشخصات خودم 178قدمه74وزنم وسایز کیرم 16و دروغ نگم کلفته...

داستان سکسی:

سکس با دختر مراکشی در هتل

سلام خدمت همه دوستان . این داستان واقعی با اسامی مستعار بیان میشه . سال 1384 بود و من در کیش توی یه هتل آپارتمان خصوصی به عنوان رزروشن کار میکردم . هتل 70 تایی اتاق داشت و من تقزیبا از همه اتاقها خاطره دارم . اما تصمیم دارم این یکی رو براتون تعریف کنم . چندتا خانم مراکشی خیلی خوشگل و سکسی که دوبی زندگی می کردند برای تمدید ویزای خودشون اومده بودن کیش و توی هتل ما اقامت داشتن اما با گذشت نزدیک 40 روز از ویزا خبری نبود . یکیشون با قدی در حدود 190 و هیکلی زیبایی که داشت از روز اول منو دیونه خودش کرده بود ولی از شانس بعد من انگلیسی بلد نبود و همش عربی حرف می زد .

داستان سکسی:

سکس با دختر امریکایی

سلام خودمو معرفی نمیکنم چون اسم خیلی کم هستش کلا توی ایران 70 از اسم من هستش مترسم که توی محل کارم تابلو بشم .
اینم پیشنهاد دوستم بود که عضو این سایت هست و منو مجبور کرد که بنویسم این ماجرار برای شما دوستان عزیز
من یه تاکسی تویوتا کمری فرودگاه امام دارم و هم ماشین و کارمو خیلی دوست دارم چون هر روز با دخترای جدید با چهرها و شخصیتهای جدید اشنا میشم و درامد خوبی هم داره سالن اصلی هم که همشه پر دافه و خدارو شکر از گشت ارشاد هم خبری نیست
همیشه هر دختری که از هیکل و صورتش خوشم بیاد دوست دارم باهاش صحبت کنم و تو جلسه بعد حتما سکس و...

داستان سکسی:

جسیکا

سامان هستم مقيم فرانسه كه در حومه پاريس زندگى مى كنم. ٣٨ ساله و اهل ورزش هستم و بدنم خيلى عضلانى نيست. چهره ام جذابه و صورت استخوانى و به ايتاليايى و اسپانيايى شبيه هستم. و بى نهايت به لباس و اودكلن اهميت مى دهم.

داستان سکسی:

اولین سکس با دختر روس

24 سالم بود که یه روز جلوی ویترین یه نقره فروشی مشغول دیدن بودم ناگهان متوجه شدم یه خانومی داره نیگام میکنه منم ناخود آگاه نگاهش کردم چند لحظه ای چشم توچشم بودیم که فروشنده جلوی صورت اون خانوم دست تکوم میداد که مثلا از خواب بیدارش کنه که به حال اولش برگشت و دوباره مشغول خریدش شد من اولش دودل بودم ولی دل و زدم به دریا سریع یه تیکه کاغذ آماده کردم تا وقتی بیاد بیرون شمارمو بهش بدم اومد بیرون کمی عقب تر از اون همراهیش میکردم که رفته رفته بهش نزدیک شدم به محض اینکه صحبت باهاش شروع بهصحبت کردم متوجه شدم ایرانی نیست مثل افغانی ها باهام محبت میکرد پرسیدم کجایی هستی گفت: روسی هستم من که یه جورایی

داستان سکسی:

سکس با کس سیاه پوست

دوست ندارم کشش بدم ولی همینجا توی سایت یه بار یه داستان خوندم تحت نام سکس درچین که حالا بگذریم یکمی خالی بندی بود و اشتباهی از اسامی استفاده میکرد منم بهش جواب دادم که فلان هتل تو همون شهر که روبروی دراصلیه بازاره اسمش چیه ؟ولی دریغ از جواب فهمیدم مخش ریده از تعریفهای دوستاش و باعث شده اونم یه کس شعری بلغور کنه .از خودم بگم من یه سالی میشه عضو این سایتم و خیلی هم به داستانهای سکسی علاقه دارم و در ضمن کارمم ...نمیتونم بگم ولی مربوطه به چین و شهر گوانگجو .من چند باری رفتم چین ولی سکس نداشتم تا این سفر 3بار قبلم .این دفعه تنها بودم و حسابی توکف میدونید که وقتی تنها هستید افکار سکسی و اینا میا

داستان سکسی:

زن آرایشگر هندی (2)

...قسمت قبل

سلام دوستان من متاسفانه فارسی نویس ندارم كه اینقدر اشتباه داشتم و یك سری از دوستان خیلی بی ادبی كردند مهم نیست باور میكنید یا نه مهم اینه كه من اوون هندیه خوشكل را كردم و هر وقت دلم خواست میكنم اما ادامه كار......

داستان سکسی:

جواد و دوست دختر کانادایی

سلام به دوستان گرامی که این داستان را میخونند این داستان اولش عاشقانه اس بعد سکسی میشه حالا ببینید.من امیرم 22 سالمه بچه تهرون ولی نسبت به مشهدیها نزدیکم تا شمالی.یه روز منو دوستم رضا رفتیم به یک مسافرت دور ازخارج کشورمون ایران.پاسپورت داشتیم رفیتم به کانادا اونجا یه کم بشناسیم دوساعته که حرکت کرده بودیم با هواپیما بودیم.رضا بغل دستم نشسته بود گفتش که رفایم اونجا یه کاراموزهایی یاد بدم که تو ایران نیست.بعد بهش گفتم: اونجا دختراش چطوریه دوست دخترهم اونجا پیدا میشه اون گفت اره.من از دست این سوالات برداشتم و خوابیدم.تا بیدار شدم بلندشم رسیدیم به کانادا.ادم عجب جایی بود هرکی بره اونجا گم میشه چ

داستان سکسی:

سکس در چین

برای واردات به چین رفته بودم....
بعد از یک پرواز طولانی از تهران به دبی و از اونجا بعد از 7 ساعت به شانگهای چین رسیدم . ساعت 9 صبح به وقت محلی بعد از چنج مقداری دلار به یوان چینی از فرودگاه خارج شدم ،هوا کمی شرجی بود یه ماشین گرفتم و به سمت شهر هیوو که مقصدم بود حرکت کردم . به محض رسیدن چون منشیم هتل رو از قبل رزرو کرده بود و،تقریبا بدون معطلی و ارائه مدارک و مبلغی به عنوان دیپوزیت اتاقمو تحویل گرفتمو ....

داستان سکسی:

راننده تریلر و دختر بلغاری

سلام من رضا هستم 28 سالمه این خاطره مربوط به یکی از دوستان منه که به نظر من جالب اومد.که گفتم برای شماهم تعریف کنم .اقا حمید پس از چند سال دوندگی بلاخره تونسته بود 1 تریلر FH بخره که تصمیم میگیره اولین بارشو بره خارج از کشور برای اولین بار یه بار به بلغارستان میخوره حمید اقای ما تو سن 50 سالگی خیلی خوشحال که می خواد بره اونور و دلی از عذا دربیاره خوشحال راه میافته به سمت بلغار تو مسیر یه کس بیابونی به تورش میخوره دگمه ها باز چاک سینه معلوم با یک شلوارک جین تنگ تودلش میگه رحیم جون (همکاره حمید)بگو چرا جوون موندی !

داستان سکسی:

هرکول در سرزمین خورشید (1)

پارسال تابستون که رفته بودیم به فک و فامیلهای مادرم توی ژاپن سر بزنیم یه خاطره ی باحال توی شهر اوزاکا واسم پیش اومد:
داشتم توی پارک(kazoku)کازوکو قدم میزدم که یهو دیدم یه زنه داره بلند بلند با شوهرش بگو مگو میکنه و اونا روی یکی از صندلی های پارک نشسته بودند و من هم کمی جلوتر روی یکی ازصندلی نشستم.
کازوکو یکی از زیباترین پارک های شهر اوزاکاست و در زبان ژاپنی به معنای خانواده است.

داستان سکسی:

سکسی ترین دختر دنیا "ساجی"

دلم خیلی می خواستش...باز همش تو فکرش بودم...شب هم پرواز داشتم..اگه نمیدیدمش 4روز عذاب میکشیدم...زنگ زدم بهش... ساجی ببینمت؟گفت باشه...
سر وقت اومد...خوبیش این بود ما زیاد تلفنی باهم حرف نمیزدیم...وقتی هم که میدیدم همو واقعا دلم براش تنگ شده بود...

داستان سکسی:

سکس با دختر سیاهپوست

قبل از هرچیز باید بگم من دکترای آسیب شناسی اجتماعی دارم و یه محقق نسبتاً مشهور هستم که برای اینکه شناخته نشم با اسم دکتر حشری می نویسم. من تو ایران زندگی نمی کنم و گه گاهی برای دیدن فامیل میام ایران. نصف بیشتر دنیا رو گشتم. همون طور که از اسمم معلومه یه آدم کاملاً حشری هستم و تو زندگی فقط به پول و سکس فکر میکنم. بعد از اینکه داستان های کس شعر شما رو خوندم دلم براتون سوخت و تصمیم گرفتم چندتا داستان سکسی واقعای براتون بذارم. هر چند وقت یکبار که وقت کنم براتون خاطرات سکسم رو می نویسم.

داستان سکسی:

سکس در آنتالیا

خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به تابستان 3 سال قبل میشه.اون موقع من مدیر خرید یکی از شرکتهای ایران خودرو بودم.شرکتهای خودرو سازی هر سال تابستون 1 هفته تعطیل میشن و اون سال هم مثل همیشه من تصمیم گرفتم 1 مسافرت خارج از کشور داشته باشم.چند روز قبل شروع تعطیلات یکی از دوستام و دیدم که بهم گفت ما 2-3 روزه دیگه داریم میریم بلاروس میای یا نه؟منم که قصد مسافرت داشتم با خوشحالی استقبال کردم و چون پاسپورتم همرام نبود قرار شد با 1 پیک بفرستم دفترش تا ترتیب ویزای من رو هم بده.2 روز مونده به رفتنمون زنگ زد بهم گفت ویزای تو در نیومده و برو مدارکتو از فلان دفتر هواپیمایی بگیر.من و میگی انگار د

داستان سکسی:

به این میگن شانس

خوب داستانهائی که نوشتید را تقریبا خوندم برای من فقط اینها داستانی هستند و بس چون سکس با خاله عمه برادر زن خواهر و دوست خواهر همه از تفکرات ناشی میشه ولی براتون می خوام چند داستان از لحظات زندگیم بگم من 50 سال سن دارم و اسمم علی هست 30 سال پیش ازداواج کردم و از همسرم جدا شدم و هنوز هر وقت 6767دست میده با همسرم سکس انجام می دیم که براتون بعدا تعریف می کنم

داستان سکسی:

سکس در چین

سلام
من سعيد هستم 31 ساله از تهران و متاهل..قدم 190 سانته چهارشونه هستم هيكلم ورزشكاري نيست اما شكم و چربي اضافه ندارم. موهام داره جو گندمي ميشه. قيافمم اي بدك نيست.
اين خاطره براي اولين باري هست كه من براي وارد كردن جنس به چين رفتم و براي 4 سال پيش هست. ضمنا اينم بگم من يك سالي هست ميام اين سايت البته با يه اسم ديگه. تا حالا هم براي هيچ كسي نظر هم ندادم اما تمام داستانهارو خوندم. حالا هم به دليلي با يه اسم ديگه اومدم تا داستانمو بگم

داستان سکسی:

جنده روس

سلام اسم من سیاوش این خاطره ایی که می خوام براتون تعریف کنم ماله 9 سال پیشه تو کشور روسیه شهر مسکو اون موقعه من 18 سالم بود که رفتم روسیه از یه دانشگاه پذیرش گرفته بودم که برم اونجا درس بخونم(مثلا) وقتی که پای ما به کشور روسیه رسید یعنی فکرشو بکنید یه پسر 18 ساله ندید بدید کاملا حشری و بی جنبه و کس مغز و کس ندیده وقتی اونجا می رفتم با خودم می گفتم که وقتی رسیدم مسکو هر روز یه کس می کنم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دختر خارجی