شما اینجا هستید

آنال

اولین کون دادن بهار

سلام به همگی من بهار هستم 25ساله تقریبا هرشب میام اینجا حقیقتشو بخواین به عشق خوندن نظرسنجی ها میام و کلی هم به همراه شوهرم میخندیم چون واقعا بعضی داستانا خنده دارن امیدوارم مال من این حسو به شما نده چون کاملا واقعیه و مربوط میشه به اولین عشق من که از قضا پسرداییم هم بود (احسان)14 سالم بود و اون 17 سالش که باهم دوست شدیم یه دوستی بسیار پاک عاشقانه میپرستیدمش تو اون دوره هیچکس منو تحویل نمیگرفت ولی اون بهم اعتماد بنفس میداد یکسال بعد دوستیمون رابطه خونوادمون خیلی کم شد ما شهرکرد هستیم و اونا تبریز کم کم خیلی خیلی از هم دور شدیم به خودم اومدم دیدم 17 ساله شدم واونو دوساله ندیدم ولی همیشه ته د

داستان سکسی:

کون دادنم تو اصفهون

سلام به همگی این داستانی که می خوام تعریف کنم واستون عین واقعیته و بر میگرده به سال امسال زمانی که دانشجو بودم قبلش از خودم میگم چون لازمه من ندا هستم24 ساله و تازه لیسانس کاشناسی صنایع غذایی رو گرفتم سفیدم جذابم ولی قدم بلند نیس و مثل همه کسایی که داستان ارسال میکنن قدم 175 نیست کمر باریکی دارم و باسن بسیار پهن و گوشتی از 17 سالگی دوس پسر داشتم و دیگه خودتون تصورشو کنین تو این چن سال چی به روزم اوردن دوس پسرام از جلو اوپن نیستم ولی تا حالا کلی کون دادم اینم بگم که شدیدا دلم کیررررررررررررررررر میخواد یه کیر کلفت که کس خیسمو نوازش کنه

داستان سکسی:

عحب کونی بود

اسم من کامبیزه.الان کارمندم.ولی این موضوع مال زمان دانشجوییمه.وقتی تو یکی از دانشگاه های شهر های شمالی مهندسی میخوندم.وقتی تو دانشگاه ثبت نام کردم خیلی دنبال خونه گشتم ولی خونه گیرم نمی اومد و چون دیر ثبت نام کرده بودم اکثر بچه ها با هم هم خونه ای شده بودن و خونه پیدا کردن واسه من سخت شده بود.یه روز که از کلاس بیرون اومدم یه دانشجوی ترم بالایی اومد و بهم گفت که شنیدم دنبال خونه میگردی و منم از خدا خواسته گفتم آره و اونم منو به خونشون برد و گفت 3 نفر دیگه هم همخونه ای داریم که فعلا نیومدن و دو سه روز دیگه میان.کلا رسمه که ترم بالایی ها یک ماه اول رو نمیان و بعدش یواش یواش سرو کلشون پیدا میشه

داستان سکسی:

خاطرات و عشق بی اندازه من به کون دخترها

تعریف این خا طره ها خلاصه زندگی سکسی من است و نمیدانم چه مدت طول بکشد ولی در سری های مختلف اونو تعریف میکنم..ولی به کسایی خوندنشو پیش نهاد میکنم که به کردن زن و دختر از کون علاقه دارن.چون من درنهایت همیشه هدفم تو سکس کون اونا بوده...هنوز کاملا بالغ نشده بودم که یه شب شاهد این بودم که پدر مادرم دارن سکس میکنن.من خیلی غافلگیر شدم .واحساس خیلی بدی بهشون پیدا کردم...ولی از اونجایی که توی سن بلوغ بودم یه دفه احساس کردم اونا به خاطر بچه دار شدن باید این کارو بکنن.وشبا گوش بزنگ بودم قضیه تکرار بشه..چند شب بعد این اتفاق افتاد.

داستان سکسی:

از سارا خوشم اومد

سلام این داستانی که میخوام بگم برای یکی دو سال پیشه،اون موقع با یه دختری دوست بودم به نام شیما خیلی خوشگل خوش اندام بود ولی من واقعأ دوسش داشتم بدون هیچ هوسی اما یه بار که باهم قرار گذاشته بودیم سر قرار نیومد و بعد از چندین باری که بهش زنگ زدم جواب داد و گفت بهتره دیگه همو نبینیم بدون هیچ دلیلی نمیخوام دروغ بگم غیر اینکه دستاشو بگیرم دیگه هیچکار دیگه ای نکرده بودم.

داستان سکسی:

اولین باری که زنم رو از کون کردم

من تقریبا 6 ساله ازدواج کردم . همیشه ارزوم بوده همسرم و از کون بکنم اما روم نمیشد بهش بگم بالا خره یه بار که هوس کردم از کون بکنمش کنارش دراز کشیدم و شروع کردیم به لب بازی. اروم اروم رفتم پایین سراغ سینه هاش سینه های اون کوچیک صفت با نوک رو به بالا است. همسرم روی سینه هاش خیلی حساسه هر وقت بخام بکنمش با سینش ور برم اب از کس تنگش راه میفته . بهش گفتم دراز بکش به پشت تا من با کونت ور برم اونم چیز ی نگفت .

داستان سکسی:

کون خونی

سلام به همه دوستان شهوانی. این خاطره ای که می خواهم براتون تعریف کنم برمی گرده به دو سال پیش که من توی یک شرکت سرپرست یک قسمت بودم . توی این شرکت یک دختر بود که منشی شرکت بود و معلوم بود که خیلی هم شلوغه و حشری (اینو بعداً فهمیدم ). خلاصه من مخ این منشی خانومو زدم و اس ام اس بازی ها شروع شد و بعد یک مدت قرار می گذاشتیم و بیرون میرفتیم و تو ماشین لب بازی و مالش هم می کردیدم چون مکان هم نبود مجبوراً چند بار توی ماشین جاهای خلوت لاپایی اینا کار میکردم تا اینکه یک مکان جور شد و بهش گفتم .

داستان سکسی:

اولین کون دادن مارال به نامزدش

سلام من مارال هستم. متولد 70 هستم و الان 22سالم شده. عقد کرده هستم. شوهرم 27سالشه. اینجا فقط واسه سکس چت میام و نه و وب هم نمیدم. این خاطره مال زمان قبل از عقد کردنم هست وقتی که نامزد بودیم. بعد از مراسم نامزدی که کم کم صمیمی تر شده بودم با شوهرم و خانوادش اکثرا خونه ی اونا بودم. یعنی معمولا از عصر میرفتم و غروب که شوهرم از سرکار برمیگشت تا صبح میموندم و فرداش برمیگشتم خونه یا آخر هفته ها و تعطیلات که دو سه روز میموندم. باهم دیگه توافق کرده بودیم که تا قبل از عروسی کاری به کسم نداشته باشه چون خانواده ی هردوتامون سنتی بودن.

داستان سکسی:

بوسه ازکون زهرا

آقا چندي قبل با يه كوني حال كردم كه نگو ونپرس پدر سگ خيلي ناز و اهل حال بود.قضيه از اين قراره كه تو محله مون يه بيوه زني هست به اسم زهرا البته اينكه ميگم بيوه زن نه اونكه تصور كنيد سنش زياده چون 27 سال بيشتر نداره اما چون كلاً يه زن حشري بوده و اينطور كه ميگن به پسرعموي شوهرش خيلي حال ميداده و حتي شوهرش معتقده كه بچه دومشون كه يه پسر 4 الي 5 ساله است بايد بچه پسرعموش باشه چون بينهايت شبيه پسرعموشه و بنابراظهارات بچه اول زنه كه يه دختر بچه 12 ساله است زهرا بيشتر مواقع شبها تو چاي شوهرش قرص مي انداخته و بعد پسرعموي شوهرش مي اومده اونجا و يه حال درست و حسابي با زهرا ميكرده بعد كه مسئله ديگه عم

داستان سکسی:

بوزدوم

من تازه با این سایت آشنا شده ام دیدم از اولین سکس مطالبی مینویسند من هم گفتم تا اونمقدار که یادمه برایتان بنویسم البته من سوسن هستم 35سالمه مجردم و اهل اطراف ؟؟؟ و ترک زبان و ظاهرا دیگه بخت ازدواجم بسته است اسم این خاطره را میزارم بوزدوم بوزدوم در زبان ترکی یعنی آخرین قسمت از مهره های پشت انسان البته بوزدوم مثل خیلی از کلمات ترکی معانی دیگری هم دارد در اینجا منظور من همان قسمت آخر مهره هاست چون علت اولین سکس من همان بوزدوم بود

داستان سکسی:

بازوهای دیوونه کننده

تازه تو فیسبوک بهم شماره داده بود که به عنوان قراره اول گفت که بیا خونمون!منم اولش راضی نشدم ولی به هر ترفندی بود منو راضی کرد خیالمو راحت کرد که اتفاقی جز حرف زدنو قلیون کشیدن نمیوفته!منم بش نیمچه اعتمادی کردمو رفتم!وقتی رفتم دیدم مثه عکساش قد بلنده هیکل ورزشکاری با بازوهای خشگلو بزرگو خالکوبی شده!دیوونه ی هیکلش شدم راستش یکم کم اوردم با اینکه منم 1دختر با قد 170 و وزن 60 وقیافه ی خوبی هم دارم هستم اما اون خیلی کیر بود بدنشم برنزه کرده بود

داستان سکسی:

کون چاق و تنگ

من چند وقته عضو شدم و داستانای توی سایتو میخونم تا رسیدم به خاطرات یک دختر چاق منم به ذهنم رسید خاطره خودمو بنویسم
خواهش میکنم کسی نظر نده چون دلیلی نمی بینم بخوام چرت و پرت بنویسم

داستان سکسی:

اولین کون دادن دختر تازه بالغ

این ماجرایی که واستون میگم کاملا واقعیه ! من الان 24 سالمه از 19 سالگی شوهر کردم اما این قضیه مال وقتیه که 15 سالم بود. هیچ وقت یادم نمیره ! اون موقع اصلا به تنها چیزی که فکر نمیکردم کون دادن یا کلا سکس بود !

داستان سکسی:

قول بده وقتی درد آمد در بیاری

ساعت ۲ ظهرتلفن خونه زنگ زد ! الو(چتوری پلنگ) این اسم رمز بود تا آذر بفهمه که منم و حرف بزنه ! چون پدر ۵۸ ام هم صداش روطوری تغیرمیدادتا آذر بیچاره فکرمیکرد منم . آخه پیرمرد بد جوری سیخ کردبود تا دوست دختر من رو گیر بندازه چون همیشه ساعت ۲ زنگ میزد و اگه من ازقبل تلفن خونه رو صداش کم نمی کردم اون بیدارمیکرد.... .
با صدای لرزون گفت: خودتی عزیزم دلم برات تنگ شده !.... .
من داشتم ازش تعریف میکردم و خاستم ازش لبی بگیرم!
سایه ای رو جلوم دیدم وفهمیدم پیرمرد بیدارشد و خطرحمله میره

داستان سکسی:

گاییدن کون وسوسه انگیز مهیا جون

من مهردادم و 21 سالمه.داستانی که میگم مال 2 ماه پیشه و کاملا واقعیه.واقعیتر از هر چیزی که فکرشو بکنین.قصه ی کردن کون گوشتی و وسوسه کننده ی س دختر خالم.من یه آدم معمولی با تیپ معمولیم.مهیا 21 سالشه.قدش حدودا 165 و وزنش 74.پوستش سفیدو موهاش نزدیک مشکیه..صورتش معمولیه .گردنش ظریفو شونه هاش دخترونست.جوجوهاش زیاد بزرگ نیست و دخترونست.کمرش باریک بود یه کوچولو شکم داشت.واما کونش واقعا گوشتیو هات بود.اغراق نمیکنم روناش پر بودو کون گندش نرم و پنبه ای.دروغ چرا!اوایل تو نخش نبودم اما کم کم جذب شدم.وقتی خونه ی هم میرفتیم جلوی من با شلوار لی میومد البته معمولا.قصه از اونجایی شروع شد که مهیا خانم یه دفعه

داستان سکسی:

کردن کون مینا دوست نامزدم

سلام.اسم من حسین هستش خاطره ی ک میخام براتون تعریف کنم بر میگرده ب دوسال پیش.نامزده من ی دوستی داشت ب نام مینا که اغلب همیشه خونه نامزدم بود و همیشه اونو میدیدم.به دلایلی من و نامزدم از همه جدا شدیم و این بهانه ی بود برای مینا خانوم که خودشو ب من نزدیک کنه.بعد از دوستی با مینا رابطه ی ما خیلی عمیق تر شد ک کونشو ب من هدیه کرد.اما میخام ماجرای گایدن مینا به وسیله کیر کلفت من و پسر عموم مهدی رو براتون بگم.یه روز دلم خیلی هوس کس کرده بود ی زید پایه داشتم ک همیشه از کوس میکردمش.اون روز من ماهرخ رو بردم خونه پسر عموم و ی دست از کوس کردمش.پسر عموم گیر داد ک منم باید بکنم.من قول مینا رو بهش دادم ک

داستان سکسی:

کردن کون دوست نامزدم

سلام.اسم من حسینه.خاطره ی ک میخام براتون تعریف کنم بر میگرده ب دوسال پیش.نامزده من ی دوستی داشت ب نام رویا که اغلب همیشه خونه نامزدم بود و همیشه اونو میدیدم.به دلایلی من و نامزدم از همه جدا شدیم و این بهانه ی بود برای رویا خانوم که خودشو ب من نزدیک کنه.بعد از دوستی با رویا رابطه ی ما خیلی عمیق تر شد ک کونشو ب من هدیه کرد.اما میخام ماجرای گلیدن رویا به وسیله کیر کلفت من و پسر عموم حامد رو براتون بگم.یه روز دلم خیلی هوس کس کرده بود ی زید پایه داشتم ک همیشه از کوس میکردمش.اون روز من راحله رو بردم خونه پسر عموم و ی دست از کوس کردمش.پسر عموم گیر داد ک منم باید بکنم.من قول رویا رو بهش دادم ک تا

داستان سکسی:

تا یه هفته کونم درد میکرد

سلام بچه ها من یلدام دوازده سالی میشه ازدواج کردم من عاشق شوهرمم اسم شوهرم حسن هست خیلی دوسش دارم قدش بلند ولی کیرش معمولیه منو حسنم هرشب باهم سکس میکنیم هیچوقتم سیر نمیشیم من خودم خیلی حشریم شوهرمم همینطور چندوقتی میشدکه شوهرم زیاددوروبرم میچرخیدهی توگوشم میخوندکونت عجب مالی شده بده حال کنیم تواین چندسال اصلا ازکون نداده بودم حسنم زیاداصرار نمیکرد تااینکه یه روز خام حرفاش شدم اینقدرتوگوشم خوند تاخودم رفتم سمتش یه شب بعدازخوابیدن پسرم رفتم لباس خواب زرشکیمو پوشدم و یکمم ارایش کردم رفتم توبغلش اونم شروع کرد قربون صدقه رفتنم لبامو میخوردمنم زبونشو میک میزدم کم کم میرفت سمت سینه هام سینه هامو

داستان سکسی:

کون سبزه ژله ای

رویا چهارمین دوست دختر من بود. یه دختر 175 سانتی متری که اگرچه چهره متوسطی داشت اما از نظر اندام تک بود. از اون دسته اندام مزومورفی که فقط شاید از هر هزار نفر یک نفر شانسشو داشته باشه. یک کمر باریک در حالی که از پشت به صورت هفتی تا گردنش کشیده می‌شد همچنین شکمی صاف که با یه انحنا های خیلی ظریف عضلات شکمی زنونه اش مشخص می‌شد. باسن جالبی داشت. البته توصیف خودش از باسنش جالب‌تر بود. زمانی که می‌خواست منو تحریک کنه با خنده و یه حالت تواضع گونه می‌گفت من استخون بندیم مشکلی داره. می‌گفتم عزیز دلم تو که اندامت بی نظیرن! قند تو دلش آّب می‌شد و با عشوه می‌گفت من گودی کمرم بیش اندازه زیاده.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - آنال