شما اینجا هستید

آنال

کون چرب سحر خواهر دوست دخترم

سال 84 بود من 24 سالم بود با یکی از دوستام شراکتی یه ساختمون دو واحده رو اجاره کردیم که قرار بود طبقه اول بشه فروشگاه کامپیوتر و موبایل و لوازم جانبی، طبقه دوم هم بشه کافی نت، قرار گذاشتیم دوستم که اسمش شهاب بود قسمت فروشگاه رو بگردونه منم کافی نت بچرخونم. من با یه دختری دوست بودم که اسمش سمانه بود 20 سالش بود هر وقت هم میخواست بیاد پیشم خواهرشو (سحر) که دوسال ازش کوچیکتر بود با خودش میاورد! یعنی خواهره (سحر) رو اعصابم بود شدید. هروقتم که میخواستم بکنمش مجبور بودم خواهر کوچیکه (سحر) بذارم پیش شهاب که اون مشغولش کنه تا من یه دل سیر سمانه رو بکنم.

داستان سکسی:

نامزدم کون دوست نداشت

سلام دوستان من رویا هستم 24 ساله وتوپلی. من از 17سالگی با دوس پسرهام سکس ازپشت داشتم وبرام خیلی زیاد لذت داشت تااین که 3سال پییش پسر عموم اومد خواستگاریم وباهم نامزد کردیم. حسین از روز اول باهام ازجلوسکس کرد وپردم رو زد.
سکس ازکس خیلی لذت داشت وحسین خیلی شهوتی بود وخوب ارضا میشدم.
چندماه ازنامزدی مامیگذشت ومن به شدت هوس کرده بودم ازکوون سکس کنم ووقتی خواسته ام رو به حسین گفتم اون خیلی اعصبانی شد وشروع ب دادو بیداد کردووقتی گریه ام رو دید نازم کرد بوسم کردوبهم گفت این کار اصلا خوب نیست مریض میشی و....

داستان سکسی:

عشق به کون گنده زن

کون زنها شاید به زیبایی و تمیزی سینه ی زنها نباشد اما در شهوت خیلی از مرد ها نقش مهمی دارد . اما در بعضی از مرد ها عشق به کون زن جای همه چیز را می گیرد و برجستگی , بزرگی و خوش ترکیبی کون زن جاذبه ایی غیر قابل کنترل شدن پیدا می کند و این واقعیتیست که کون مقعد است تمیز نیست بو می دهد و علاقه زیاد به کون زن و کون بسیار بزرگ و خوش ترکیب که همیشه در دسترس نیست وقتی بدست می آید و قابل لمس و تماس می شود ؛خواه نا خواه باعث لیسیدن و بوییدن و حتا مزه کردن اطراف و داخل آن می شود . من یکی از همین افرادم که از همان اوایل بلوغ زن واقعی برایم زنی بود که باسن بسیار بزرگی داشت .

داستان سکسی:

کردن کون نوشین

سلام مجید هستم(ابلته این اسم مستعارمه) 27 سالمه اهل مشهد لیسانس عمران دارم و مجرد.این اولین داستان سکسی منه. من در دوران دانشجوی سکس های زیادی داشتم که دوست دارم چندتاشون رو براتون تعریف کنم.این داستان نوشین دختر خوشگل و چشم سبزه.
نوشین دوست .دوستم بود یک روز که تو خونه دانشجویمون خواب بودم دیدم صدا گریه نوشین و سرصدا اون با سعید میاد.قبل از تعریف ادامه داستان اینو بگم که من تو شهر بجنورد درس میخوندمو با 3تا دوست دیگم که یکیشون شمالی و 2تا دیگشون مشهدی بودن زندگی میکردم که اسماشون.سعید.محمد.رحمان.

داستان سکسی:

عشقم عاشق کون دادن شد

خیلی دوستم داشت و بقولی دیونه وار عاشقم ‌شده بودش...
منم جدی نمیگرفتمش تا اینکه دیدم نمیشه همینجوری بزارم وقتم رو بخواد بگیره و سرآخرش هم هیچی به هیچی بشه و تموم...
بهش گفتم باید بهم کون بدی و توی کون دهدن هم مثل این جنده ها داد بزنی ...من کونیه تو ام بکن تا ‌پاره بشم کونم رو جرش بده و...
اونم قبول کرد، دلم سوخت برای باره اول که کونش میخواد کیر بره ننه اش گائیده بشه و پاره پورش کنم... با تمام تکنیک هایی که وجود داشت یکماه وقت گذاشتم و ضمن گائیدن کس نازش مراحل گشاد کردن کونش رو هم انجام میدادم

داستان سکسی:

کون تنگ دختر عموم

با سلام خدمت همه برو بچه های سکسی شهوانی.من اسمم 22سالمه فرهاده قدم185 وزنم حدود 100 کیلو و ورزشکارم رشته بدن سازی،داستان از اونجایی شروع شد که من ترک تحصیل کردم و یه مدت بعد پیش عموم شروع به کار کردمروز هام به خوبی میگذشت کار میکردم پول در می آوردم خلاصه واسه خود کلی کیف میکردم تا اینکه یه روز سر برج واسه حساب کتاب رفتم خونه عموم راستی از دختر عموم نگفتم اسمش سمیراست 150 قد تقریبا 65 کیلویی وزن 17سالشه یه جفت سینه سفت وسر بالا با یه کون ناز که همه هستیم رو فداش میکنم داشتم میگفتم که رفتم خونه عموم خواستم زنگ آیفون رو بزنم دیدم در بازه رفتم تو همینکه در رو باز کردم برم تو چیزی دیدم که تا

داستان سکسی:

اولین کون دادن بهار

سلام به همگی من بهار هستم 25ساله تقریبا هرشب میام اینجا حقیقتشو بخواین به عشق خوندن نظرسنجی ها میام و کلی هم به همراه شوهرم میخندیم چون واقعا بعضی داستانا خنده دارن امیدوارم مال من این حسو به شما نده چون کاملا واقعیه و مربوط میشه به اولین عشق من که از قضا پسرداییم هم بود (احسان)14 سالم بود و اون 17 سالش که باهم دوست شدیم یه دوستی بسیار پاک عاشقانه میپرستیدمش تو اون دوره هیچکس منو تحویل نمیگرفت ولی اون بهم اعتماد بنفس میداد یکسال بعد دوستیمون رابطه خونوادمون خیلی کم شد ما شهرکرد هستیم و اونا تبریز کم کم خیلی خیلی از هم دور شدیم به خودم اومدم دیدم 17 ساله شدم واونو دوساله ندیدم ولی همیشه ته د

داستان سکسی:

کون دادنم تو اصفهون

سلام به همگی این داستانی که می خوام تعریف کنم واستون عین واقعیته و بر میگرده به سال امسال زمانی که دانشجو بودم قبلش از خودم میگم چون لازمه من ندا هستم24 ساله و تازه لیسانس کاشناسی صنایع غذایی رو گرفتم سفیدم جذابم ولی قدم بلند نیس و مثل همه کسایی که داستان ارسال میکنن قدم 175 نیست کمر باریکی دارم و باسن بسیار پهن و گوشتی از 17 سالگی دوس پسر داشتم و دیگه خودتون تصورشو کنین تو این چن سال چی به روزم اوردن دوس پسرام از جلو اوپن نیستم ولی تا حالا کلی کون دادم اینم بگم که شدیدا دلم کیررررررررررررررررر میخواد یه کیر کلفت که کس خیسمو نوازش کنه

داستان سکسی:

عحب کونی بود

اسم من کامبیزه.الان کارمندم.ولی این موضوع مال زمان دانشجوییمه.وقتی تو یکی از دانشگاه های شهر های شمالی مهندسی میخوندم.وقتی تو دانشگاه ثبت نام کردم خیلی دنبال خونه گشتم ولی خونه گیرم نمی اومد و چون دیر ثبت نام کرده بودم اکثر بچه ها با هم هم خونه ای شده بودن و خونه پیدا کردن واسه من سخت شده بود.یه روز که از کلاس بیرون اومدم یه دانشجوی ترم بالایی اومد و بهم گفت که شنیدم دنبال خونه میگردی و منم از خدا خواسته گفتم آره و اونم منو به خونشون برد و گفت 3 نفر دیگه هم همخونه ای داریم که فعلا نیومدن و دو سه روز دیگه میان.کلا رسمه که ترم بالایی ها یک ماه اول رو نمیان و بعدش یواش یواش سرو کلشون پیدا میشه

داستان سکسی:

خاطرات و عشق بی اندازه من به کون دخترها

تعریف این خا طره ها خلاصه زندگی سکسی من است و نمیدانم چه مدت طول بکشد ولی در سری های مختلف اونو تعریف میکنم..ولی به کسایی خوندنشو پیش نهاد میکنم که به کردن زن و دختر از کون علاقه دارن.چون من درنهایت همیشه هدفم تو سکس کون اونا بوده...هنوز کاملا بالغ نشده بودم که یه شب شاهد این بودم که پدر مادرم دارن سکس میکنن.من خیلی غافلگیر شدم .واحساس خیلی بدی بهشون پیدا کردم...ولی از اونجایی که توی سن بلوغ بودم یه دفه احساس کردم اونا به خاطر بچه دار شدن باید این کارو بکنن.وشبا گوش بزنگ بودم قضیه تکرار بشه..چند شب بعد این اتفاق افتاد.

داستان سکسی:

از سارا خوشم اومد

سلام این داستانی که میخوام بگم برای یکی دو سال پیشه،اون موقع با یه دختری دوست بودم به نام شیما خیلی خوشگل خوش اندام بود ولی من واقعأ دوسش داشتم بدون هیچ هوسی اما یه بار که باهم قرار گذاشته بودیم سر قرار نیومد و بعد از چندین باری که بهش زنگ زدم جواب داد و گفت بهتره دیگه همو نبینیم بدون هیچ دلیلی نمیخوام دروغ بگم غیر اینکه دستاشو بگیرم دیگه هیچکار دیگه ای نکرده بودم.

داستان سکسی:

اولین باری که زنم رو از کون کردم

من تقریبا 6 ساله ازدواج کردم . همیشه ارزوم بوده همسرم و از کون بکنم اما روم نمیشد بهش بگم بالا خره یه بار که هوس کردم از کون بکنمش کنارش دراز کشیدم و شروع کردیم به لب بازی. اروم اروم رفتم پایین سراغ سینه هاش سینه های اون کوچیک صفت با نوک رو به بالا است. همسرم روی سینه هاش خیلی حساسه هر وقت بخام بکنمش با سینش ور برم اب از کس تنگش راه میفته . بهش گفتم دراز بکش به پشت تا من با کونت ور برم اونم چیز ی نگفت .

داستان سکسی:

کون خونی

سلام به همه دوستان شهوانی. این خاطره ای که می خواهم براتون تعریف کنم برمی گرده به دو سال پیش که من توی یک شرکت سرپرست یک قسمت بودم . توی این شرکت یک دختر بود که منشی شرکت بود و معلوم بود که خیلی هم شلوغه و حشری (اینو بعداً فهمیدم ). خلاصه من مخ این منشی خانومو زدم و اس ام اس بازی ها شروع شد و بعد یک مدت قرار می گذاشتیم و بیرون میرفتیم و تو ماشین لب بازی و مالش هم می کردیدم چون مکان هم نبود مجبوراً چند بار توی ماشین جاهای خلوت لاپایی اینا کار میکردم تا اینکه یک مکان جور شد و بهش گفتم .

داستان سکسی:

اولین کون دادن مارال به نامزدش

سلام من مارال هستم. متولد 70 هستم و الان 22سالم شده. عقد کرده هستم. شوهرم 27سالشه. اینجا فقط واسه سکس چت میام و نه و وب هم نمیدم. این خاطره مال زمان قبل از عقد کردنم هست وقتی که نامزد بودیم. بعد از مراسم نامزدی که کم کم صمیمی تر شده بودم با شوهرم و خانوادش اکثرا خونه ی اونا بودم. یعنی معمولا از عصر میرفتم و غروب که شوهرم از سرکار برمیگشت تا صبح میموندم و فرداش برمیگشتم خونه یا آخر هفته ها و تعطیلات که دو سه روز میموندم. باهم دیگه توافق کرده بودیم که تا قبل از عروسی کاری به کسم نداشته باشه چون خانواده ی هردوتامون سنتی بودن.

داستان سکسی:

بوسه ازکون زهرا

آقا چندي قبل با يه كوني حال كردم كه نگو ونپرس پدر سگ خيلي ناز و اهل حال بود.قضيه از اين قراره كه تو محله مون يه بيوه زني هست به اسم زهرا البته اينكه ميگم بيوه زن نه اونكه تصور كنيد سنش زياده چون 27 سال بيشتر نداره اما چون كلاً يه زن حشري بوده و اينطور كه ميگن به پسرعموي شوهرش خيلي حال ميداده و حتي شوهرش معتقده كه بچه دومشون كه يه پسر 4 الي 5 ساله است بايد بچه پسرعموش باشه چون بينهايت شبيه پسرعموشه و بنابراظهارات بچه اول زنه كه يه دختر بچه 12 ساله است زهرا بيشتر مواقع شبها تو چاي شوهرش قرص مي انداخته و بعد پسرعموي شوهرش مي اومده اونجا و يه حال درست و حسابي با زهرا ميكرده بعد كه مسئله ديگه عم

داستان سکسی:

بوزدوم

من تازه با این سایت آشنا شده ام دیدم از اولین سکس مطالبی مینویسند من هم گفتم تا اونمقدار که یادمه برایتان بنویسم البته من سوسن هستم 35سالمه مجردم و اهل اطراف ؟؟؟ و ترک زبان و ظاهرا دیگه بخت ازدواجم بسته است اسم این خاطره را میزارم بوزدوم بوزدوم در زبان ترکی یعنی آخرین قسمت از مهره های پشت انسان البته بوزدوم مثل خیلی از کلمات ترکی معانی دیگری هم دارد در اینجا منظور من همان قسمت آخر مهره هاست چون علت اولین سکس من همان بوزدوم بود

داستان سکسی:

بازوهای دیوونه کننده

تازه تو فیسبوک بهم شماره داده بود که به عنوان قراره اول گفت که بیا خونمون!منم اولش راضی نشدم ولی به هر ترفندی بود منو راضی کرد خیالمو راحت کرد که اتفاقی جز حرف زدنو قلیون کشیدن نمیوفته!منم بش نیمچه اعتمادی کردمو رفتم!وقتی رفتم دیدم مثه عکساش قد بلنده هیکل ورزشکاری با بازوهای خشگلو بزرگو خالکوبی شده!دیوونه ی هیکلش شدم راستش یکم کم اوردم با اینکه منم 1دختر با قد 170 و وزن 60 وقیافه ی خوبی هم دارم هستم اما اون خیلی کیر بود بدنشم برنزه کرده بود

داستان سکسی:

کون چاق و تنگ

من چند وقته عضو شدم و داستانای توی سایتو میخونم تا رسیدم به خاطرات یک دختر چاق منم به ذهنم رسید خاطره خودمو بنویسم
خواهش میکنم کسی نظر نده چون دلیلی نمی بینم بخوام چرت و پرت بنویسم

داستان سکسی:

اولین کون دادن دختر تازه بالغ

این ماجرایی که واستون میگم کاملا واقعیه ! من الان 24 سالمه از 19 سالگی شوهر کردم اما این قضیه مال وقتیه که 15 سالم بود. هیچ وقت یادم نمیره ! اون موقع اصلا به تنها چیزی که فکر نمیکردم کون دادن یا کلا سکس بود !

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - آنال