شما اینجا هستید

آنال

اولین باری که زنم رو از کون کردم

من تقریبا 6 ساله ازدواج کردم . همیشه ارزوم بوده همسرم و از کون بکنم اما روم نمیشد بهش بگم بالا خره یه بار که هوس کردم از کون بکنمش کنارش دراز کشیدم و شروع کردیم به لب بازی. اروم اروم رفتم پایین سراغ سینه هاش سینه های اون کوچیک صفت با نوک رو به بالا است. همسرم روی سینه هاش خیلی حساسه هر وقت بخام بکنمش با سینش ور برم اب از کس تنگش راه میفته . بهش گفتم دراز بکش به پشت تا من با کونت ور برم اونم چیز ی نگفت .

داستان سکسی:

کون خونی

سلام به همه دوستان شهوانی. این خاطره ای که می خواهم براتون تعریف کنم برمی گرده به دو سال پیش که من توی یک شرکت سرپرست یک قسمت بودم . توی این شرکت یک دختر بود که منشی شرکت بود و معلوم بود که خیلی هم شلوغه و حشری (اینو بعداً فهمیدم ). خلاصه من مخ این منشی خانومو زدم و اس ام اس بازی ها شروع شد و بعد یک مدت قرار می گذاشتیم و بیرون میرفتیم و تو ماشین لب بازی و مالش هم می کردیدم چون مکان هم نبود مجبوراً چند بار توی ماشین جاهای خلوت لاپایی اینا کار میکردم تا اینکه یک مکان جور شد و بهش گفتم .

داستان سکسی:

اولین کون دادن مارال به نامزدش

سلام من مارال هستم. متولد 70 هستم و الان 22سالم شده. عقد کرده هستم. شوهرم 27سالشه. اینجا فقط واسه سکس چت میام و نه و وب هم نمیدم. این خاطره مال زمان قبل از عقد کردنم هست وقتی که نامزد بودیم. بعد از مراسم نامزدی که کم کم صمیمی تر شده بودم با شوهرم و خانوادش اکثرا خونه ی اونا بودم. یعنی معمولا از عصر میرفتم و غروب که شوهرم از سرکار برمیگشت تا صبح میموندم و فرداش برمیگشتم خونه یا آخر هفته ها و تعطیلات که دو سه روز میموندم. باهم دیگه توافق کرده بودیم که تا قبل از عروسی کاری به کسم نداشته باشه چون خانواده ی هردوتامون سنتی بودن.

داستان سکسی:

بوسه ازکون زهرا

آقا چندي قبل با يه كوني حال كردم كه نگو ونپرس پدر سگ خيلي ناز و اهل حال بود.قضيه از اين قراره كه تو محله مون يه بيوه زني هست به اسم زهرا البته اينكه ميگم بيوه زن نه اونكه تصور كنيد سنش زياده چون 27 سال بيشتر نداره اما چون كلاً يه زن حشري بوده و اينطور كه ميگن به پسرعموي شوهرش خيلي حال ميداده و حتي شوهرش معتقده كه بچه دومشون كه يه پسر 4 الي 5 ساله است بايد بچه پسرعموش باشه چون بينهايت شبيه پسرعموشه و بنابراظهارات بچه اول زنه كه يه دختر بچه 12 ساله است زهرا بيشتر مواقع شبها تو چاي شوهرش قرص مي انداخته و بعد پسرعموي شوهرش مي اومده اونجا و يه حال درست و حسابي با زهرا ميكرده بعد كه مسئله ديگه عم

داستان سکسی:

بوزدوم

من تازه با این سایت آشنا شده ام دیدم از اولین سکس مطالبی مینویسند من هم گفتم تا اونمقدار که یادمه برایتان بنویسم البته من سوسن هستم 35سالمه مجردم و اهل اطراف ؟؟؟ و ترک زبان و ظاهرا دیگه بخت ازدواجم بسته است اسم این خاطره را میزارم بوزدوم بوزدوم در زبان ترکی یعنی آخرین قسمت از مهره های پشت انسان البته بوزدوم مثل خیلی از کلمات ترکی معانی دیگری هم دارد در اینجا منظور من همان قسمت آخر مهره هاست چون علت اولین سکس من همان بوزدوم بود

داستان سکسی:

بازوهای دیوونه کننده

تازه تو فیسبوک بهم شماره داده بود که به عنوان قراره اول گفت که بیا خونمون!منم اولش راضی نشدم ولی به هر ترفندی بود منو راضی کرد خیالمو راحت کرد که اتفاقی جز حرف زدنو قلیون کشیدن نمیوفته!منم بش نیمچه اعتمادی کردمو رفتم!وقتی رفتم دیدم مثه عکساش قد بلنده هیکل ورزشکاری با بازوهای خشگلو بزرگو خالکوبی شده!دیوونه ی هیکلش شدم راستش یکم کم اوردم با اینکه منم 1دختر با قد 170 و وزن 60 وقیافه ی خوبی هم دارم هستم اما اون خیلی کیر بود بدنشم برنزه کرده بود

داستان سکسی:

کون چاق و تنگ

من چند وقته عضو شدم و داستانای توی سایتو میخونم تا رسیدم به خاطرات یک دختر چاق منم به ذهنم رسید خاطره خودمو بنویسم
خواهش میکنم کسی نظر نده چون دلیلی نمی بینم بخوام چرت و پرت بنویسم

داستان سکسی:

اولین کون دادن دختر تازه بالغ

این ماجرایی که واستون میگم کاملا واقعیه ! من الان 24 سالمه از 19 سالگی شوهر کردم اما این قضیه مال وقتیه که 15 سالم بود. هیچ وقت یادم نمیره ! اون موقع اصلا به تنها چیزی که فکر نمیکردم کون دادن یا کلا سکس بود !

داستان سکسی:

قول بده وقتی درد آمد در بیاری

ساعت ۲ ظهرتلفن خونه زنگ زد ! الو(چتوری پلنگ) این اسم رمز بود تا آذر بفهمه که منم و حرف بزنه ! چون پدر ۵۸ ام هم صداش روطوری تغیرمیدادتا آذر بیچاره فکرمیکرد منم . آخه پیرمرد بد جوری سیخ کردبود تا دوست دختر من رو گیر بندازه چون همیشه ساعت ۲ زنگ میزد و اگه من ازقبل تلفن خونه رو صداش کم نمی کردم اون بیدارمیکرد.... .
با صدای لرزون گفت: خودتی عزیزم دلم برات تنگ شده !.... .
من داشتم ازش تعریف میکردم و خاستم ازش لبی بگیرم!
سایه ای رو جلوم دیدم وفهمیدم پیرمرد بیدارشد و خطرحمله میره

داستان سکسی:

گاییدن کون وسوسه انگیز مهیا جون

من مهردادم و 21 سالمه.داستانی که میگم مال 2 ماه پیشه و کاملا واقعیه.واقعیتر از هر چیزی که فکرشو بکنین.قصه ی کردن کون گوشتی و وسوسه کننده ی س دختر خالم.من یه آدم معمولی با تیپ معمولیم.مهیا 21 سالشه.قدش حدودا 165 و وزنش 74.پوستش سفیدو موهاش نزدیک مشکیه..صورتش معمولیه .گردنش ظریفو شونه هاش دخترونست.جوجوهاش زیاد بزرگ نیست و دخترونست.کمرش باریک بود یه کوچولو شکم داشت.واما کونش واقعا گوشتیو هات بود.اغراق نمیکنم روناش پر بودو کون گندش نرم و پنبه ای.دروغ چرا!اوایل تو نخش نبودم اما کم کم جذب شدم.وقتی خونه ی هم میرفتیم جلوی من با شلوار لی میومد البته معمولا.قصه از اونجایی شروع شد که مهیا خانم یه دفعه

داستان سکسی:

کردن کون مینا دوست نامزدم

سلام.اسم من حسین هستش خاطره ی ک میخام براتون تعریف کنم بر میگرده ب دوسال پیش.نامزده من ی دوستی داشت ب نام مینا که اغلب همیشه خونه نامزدم بود و همیشه اونو میدیدم.به دلایلی من و نامزدم از همه جدا شدیم و این بهانه ی بود برای مینا خانوم که خودشو ب من نزدیک کنه.بعد از دوستی با مینا رابطه ی ما خیلی عمیق تر شد ک کونشو ب من هدیه کرد.اما میخام ماجرای گایدن مینا به وسیله کیر کلفت من و پسر عموم مهدی رو براتون بگم.یه روز دلم خیلی هوس کس کرده بود ی زید پایه داشتم ک همیشه از کوس میکردمش.اون روز من ماهرخ رو بردم خونه پسر عموم و ی دست از کوس کردمش.پسر عموم گیر داد ک منم باید بکنم.من قول مینا رو بهش دادم ک

داستان سکسی:

کردن کون دوست نامزدم

سلام.اسم من حسینه.خاطره ی ک میخام براتون تعریف کنم بر میگرده ب دوسال پیش.نامزده من ی دوستی داشت ب نام رویا که اغلب همیشه خونه نامزدم بود و همیشه اونو میدیدم.به دلایلی من و نامزدم از همه جدا شدیم و این بهانه ی بود برای رویا خانوم که خودشو ب من نزدیک کنه.بعد از دوستی با رویا رابطه ی ما خیلی عمیق تر شد ک کونشو ب من هدیه کرد.اما میخام ماجرای گلیدن رویا به وسیله کیر کلفت من و پسر عموم حامد رو براتون بگم.یه روز دلم خیلی هوس کس کرده بود ی زید پایه داشتم ک همیشه از کوس میکردمش.اون روز من راحله رو بردم خونه پسر عموم و ی دست از کوس کردمش.پسر عموم گیر داد ک منم باید بکنم.من قول رویا رو بهش دادم ک تا

داستان سکسی:

تا یه هفته کونم درد میکرد

سلام بچه ها من یلدام دوازده سالی میشه ازدواج کردم من عاشق شوهرمم اسم شوهرم حسن هست خیلی دوسش دارم قدش بلند ولی کیرش معمولیه منو حسنم هرشب باهم سکس میکنیم هیچوقتم سیر نمیشیم من خودم خیلی حشریم شوهرمم همینطور چندوقتی میشدکه شوهرم زیاددوروبرم میچرخیدهی توگوشم میخوندکونت عجب مالی شده بده حال کنیم تواین چندسال اصلا ازکون نداده بودم حسنم زیاداصرار نمیکرد تااینکه یه روز خام حرفاش شدم اینقدرتوگوشم خوند تاخودم رفتم سمتش یه شب بعدازخوابیدن پسرم رفتم لباس خواب زرشکیمو پوشدم و یکمم ارایش کردم رفتم توبغلش اونم شروع کرد قربون صدقه رفتنم لبامو میخوردمنم زبونشو میک میزدم کم کم میرفت سمت سینه هام سینه هامو

داستان سکسی:

کون سبزه ژله ای

رویا چهارمین دوست دختر من بود. یه دختر 175 سانتی متری که اگرچه چهره متوسطی داشت اما از نظر اندام تک بود. از اون دسته اندام مزومورفی که فقط شاید از هر هزار نفر یک نفر شانسشو داشته باشه. یک کمر باریک در حالی که از پشت به صورت هفتی تا گردنش کشیده می‌شد همچنین شکمی صاف که با یه انحنا های خیلی ظریف عضلات شکمی زنونه اش مشخص می‌شد. باسن جالبی داشت. البته توصیف خودش از باسنش جالب‌تر بود. زمانی که می‌خواست منو تحریک کنه با خنده و یه حالت تواضع گونه می‌گفت من استخون بندیم مشکلی داره. می‌گفتم عزیز دلم تو که اندامت بی نظیرن! قند تو دلش آّب می‌شد و با عشوه می‌گفت من گودی کمرم بیش اندازه زیاده.

داستان سکسی:

کون دادنه مهشید جوجه

سلام من اسمم نیلوفره و هیچوقت دوس نداشتم ندارم و نخواهم داشت که قبل از ازدواج به کسی بدم یا کسی پردمو بزنه و میخوام دختر بمونم خاطره ای که میگم کاملا واقعیه و مربوط به امساله من و رفیقام همه ۱۵ سالمونه و اصلا فکر نمیکنم واسه فهمیدن سکس و اینجور چیزا بچه ایم اما آدمی که اینجور چیزا رو میفهمه باید جنبه داشته باشه من و چند تا دوستام از طریقه همین سایت اینجور چیزا رو فهمیدیم مهشید بینه ما از همه کوچیکتر و البته اسگل تر بود ولی وقتی اینارو فهمید خیلییییییییییییییی بی جنبه شد ما میرفتیم چت رومای الکی مهشید گفت میخواد با کسی دوس شه چند تا بی اف براش جور کردیم اونم شمارشو داد اسمه یکیشون پویا بود ک

داستان سکسی:

سعید کون کن واردی بود

سلام .من 24 سالمه و سعید دوست پسرم 28 سالشه .از اول دوستیمون براتون میگم .وقتی با هم دوست شدیم زیاد تمایل بهسکس نداشتیم از اونجای که من اندامه سکسی داشتم کم کم سعید داشت به طرفم کششیده میشد .از اون جای که یه ذره خجالتی بود نمیتونست بهم بگه ولی من متوجه شده بودم .یه هی ماهی گذشت که ما بیشتر به هم وابسته شدیم .کم کم دیگه یعید خواستشو بهم گفت .منم که خیلی میترسیدم درخواستشو رئ میکردم ولی راضیم کرد.

داستان سکسی:

کون گیتی خوشگله

این داستان حقیقت داره
من اسمم وحید 31 سالمه یه خاطره خفن براتون تعریف کنم.
یه چند وقتی بود با دوست دخترم بهم زده بودم بدجوری کف کس بودم و هر روز تو اینترنت و چت دنبال یه تیکه میگشتم تا ببرم بکنمش اما بدبختانه همش تیرم به سنگ میخورد تا انقدر بهم فشار اومد که به فکر افتادم به دوست دخترای قدیمم پناه ببرم اما هرچی فکر میکردم میدیدم به هر کدومشون رو بزنم یا میرینن به حالم یا میخان دوباره آویزون بشن تو همین فکرا بودم که یهو یاد گیتی جون افتادم تنها کسی که من آویزونش بودم و اون میگفت من با تو فقط میتونم دوست باشم و فکر نکن تنها دوست پسرمی!

داستان سکسی:

کون معرکه لیدا

سلام خدمت همه بچه ها.این داستان واقعیته.خوب مسلما بخونید همه متوجه میشید.اول از همه خودمو معرفی کنم.من اسمم دیاکو.بیست و یک سالمه الان.دانشجوی رشته ی حسابداری تو دانشگاه واحد اسلامشهر.خودمم هم بچه همینجام.بچه جنوب تهرانم.تابستون سال 91 بودش.من یه رفیق دارم به اسم لیدا.البته این اسم مستعاره.من یک سالی میشئ باهاش رفیق بودم این دختر خیلی پرو بودش.اول از اشناییتمون بگم که این ابجی رفیق خواهرم بود.ما بچه محل بودیم.خلاصه ما یک سال با هم رقیق بودیم با هم میرفتیم بیرون گه گاهی هم تو ماشین جای خلوت پیدا میکردم میمالیدمش ولی این کارا مثل جق زدن میمونه لذت داره ولی زود گذره.این رفیقم خونه یکی از اقوام

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - آنال