شما اینجا هستید

ساک زدن

دل و تن سپرده

این خاطره برای بهمن 90هست.چون باگوشی میام به اجبار چند قسمتی شده.امیدوارم خوشتون بیاد!
.
.
من خیلی از سکس میترسم اما در عین حال حشرم زیاده!
تا جایی که دوستهام هم بهم میگفتن وقتی ازدواج کنم همسرموبه زورو کشون کشون میبرم تو تخت که منو بکنه!
برای این حشر ناتمامم دوست نداشتم bf داشته باشم که مدام ببینمش!

داستان سکسی:

ساک زدن هول هولی

سلام من اعظم هستم.خاطره ای که می خوام براتون بگم مربوط به چندسال پیش می شه که بیست و سه سالم بود.تازه از کاردانی به کارشناسی کرمان قبول شده بودم.بگذریم یه روز توی ایستگاه سرویس دانشگاه تو چهار راه احمدی کرمان منتظر اتوبوس وایساده بودم که یه پسری ازم ساعت پرسید یه نگاهی بهش کردم یه احساس خوبی بهم دست داد خیلی خوشگل نبود ولی من خیلی ازش خوشم اومد.در ضمن می دونستم می خواد با من لاس بزنه منم بهش روی خوش نشون دادم و یه ده دقیقه ای حرف زدیم تا سرویس اومد و دوستی کوتاه ما شروع شد.چند روز بعد تو محوطه ی دانشگاه دیدمش و با هم گفتیم و خندیدیم.تا اینکه یه رمز ساعت دو تو دانشگاه دیدمش خیلی خلوت بود همه

داستان سکسی:

من عاشق ساک زدنم

من غزلم 19سالمه
راستش من عاشق ساک زدن و خوردن آب مردام...حدود دوسالی هس که با یه پسر دوستم اسمش ابوالفضله...همه چیش خوبه فقط یه مشکل بزرگ داریم اونم اینه که همیشه با کمبود مکان مواجه ایم
واسه همین همیشه تو پارکای خلوت قرار میذاریم و به هزار زور و زحمت میتونیم یه لب بگیریم!

داستان سکسی:

از خودم متنفرم

یادمه اولین لبو با زور دادم با دستو پای لرزون از رو عشقو علاقه توی 17سالگیم بعد کم کم جلو رفتم بعد سینه بعد لاپایی بعد ساکو ... هه از خودم بدم میاد ! خاطره من یکی دوتا نی ...

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - ساک زدن