شما اینجا هستید

فیس بوک

سکس فقط سکس فیسبوکی

سام و اليک
من کسري هستم 18 سالمه. موضوع از اينجا شروع ميشه که يه مدت بود من خيلي تو کف بودم (اين مال وقتي بود که 14 سالم بود ) و توي فيس بوک افرادي رو ميديدم که بخاطر بدنشون خيلي دختر دوروورشون بود .
من هم تصميم گرفتم شروع کنم . از فرداش با يک برنامه عالي شروع به تمرين کردم . جق رو کم کردم و بيشتر فکر انرزي بودم
يک سال که گذشت هيکل فيتنسي داشتم ولي چه فايده کسي نميدونست .ي روز اين مشکلو به داني گفتم اون به من فيس بوک رو پيشنهاد داد وااو چرا خودم فکرشو نکرده بودم.
بعد چهار ماه فرند هاي زيادي داشتم .

داستان سکسی:

اولین بار... شاید هم نه

اسم من بهاره س
تو فیسبوک فرندای حشری زیاد دارم... اون موقا که هنوز سابسکرایب و این چیزا نبود یکی به اسم علیرضا ریکوئست داد که هیچ فرند مشترکی نداشتیم. من آدم گیری بودم اون موقعا ولی وقتی یه کم سرک کشیدم تو عکساش خوشم اومد. پسر خوشکل و بانمکی بود. من رو گردن مردونه خیلی حساسم. یادمه همون موقع یه عکس گذاشته بود که داشت آسمون نگا میکرد... گردنش کل عکسو گرفته بود... شایدم چشمای منو! ناخودآگاه یه بوس هوایی حواله گردنش کردم و دلم غنج رفت. ولی هرگز هرگز هرگز فکرشم نمیکردم یه روزی همین گردنو ببوسم. من تا اون موقع سکس نداشتم. تصورشم برام مشکل بود...

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - فیس بوک