شما اینجا هستید

سکس چت

من و سهیلا حشری

سلام خوبین. من عطا ۲۴ ساله از تهران هستم میخاستم داستان خودمو سهیلا رو بگم. یه سال پیش با یه دختری تو چت آشنا شدم اولش میگفت بچه تهرانه بعدش ک بیشتر باهاش حرف زدم کمکم از رو لهجش متوجه شدم البته خودشم گفت. بچه جنوب بود اهواز. منم که دیدم زیاد فاصله داریم میخاستم دیگه بیخیالش بشم ک دیدم خودش خوشش اومده او دوست نداره جدا بشه. واسه منم فرقی نداشت زنگ میزدو جواب میدادم. بعد از یه مدت زنگ زدن کمکم یخش آب شده بودو از اصطلاحات سکسی حرف میزد منم میدونستم دستم بهش نمیرسه میگفتم بیخیال بنده خدا تو کفه بزار یکم حال کنه.

داستان سکسی:

از سکس چت تا واقعيت

سلام.من آرشم از تهرون.الان که دارم اینو مینویسم 4آذر 92 من 20 سالمه.این داستان برمیگرده به 3 2 سال پیش.من یکصدو هفتادو چهار الی پنج قد دارم و 55کیلو ام قیافم معمولیه اما زبون دار و با مزه ام.مثله لاشیا درس خون بودم توسط همین درس کلی پسر مخ کردمو کردم.یه روز یکی از بچه ها mig33 که ماله چت بود رو بهم معرفی کرد.من اصلا تو فازه دخدر نبودم اما چون تنها بودم رفتمو بعد از حدودا پنج ماه یکیو مخ زدمو در حد تایتانیک عاشق هم شدیم.اسمش مریم بود ازم یه سال کوچیکتر بود قدش کوتاه بود لاغر اما خوب بود در کل اما ماله اهوااااااز بود.تلفنی با هم همه کار میکردیم سکس تل اس ام اس سکسی عشق بازی همه کار دیگه.دفعه

داستان سکسی:

سکس چت با سینا

سلام به همه ی بچه های شهوانی
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعی هست و هیچ چیزیو دروغ نمیگم
من اسمم سونیا هستس تقریبا 3ساله که بلیبرم مظورم از بلیبر یعنی طرفداره جاستین بیبرم 17 سالمه قدم 163 شاید یکم نسبت به سنم کوتاه باشم ولی هیکلم فوق العاده سکسی و لاغرم
7ماه پیش تو فیسبوک از طریقه یکی از پیج های جاستین با یه پسری به نام سینا اشنا شدم که اونم بلیبر بود و مثل خودم 17ساله ما از هم خیلی خوشمون اومد ولی متاسفانه اون قشم زندگی میکرد و من تهران خلاصه این که دوس شدیم عکسای همو دیدیم ولی فقط میتونستیم چت اس و زنگ بزنیم!

داستان سکسی:

سکس چت در مورد مامانم

1: خوبی علی
2: hi
1i: مامی چطوره
2: khobe
1: عکس با حالی گزاشتی
2: khodeshe
1: خودت گرفتیش
2: are
1: چه کونی داره
2: vaghan koneshe
1: میشه لاش گزاشت؟
2: rahat
1: اسمش چیه؟
2: roya
1: کیرم واثه رویا سیخ شده
2: jedi
1: حال میده همینطوری بخوابی روش
1: بزاری لاش
1: سایز سینش چنده
2: 80
1: جوووووووووووووون
1: خیلی خوش کوسو کونه
1: بخورمش الهی
1: پس میشه لای پستوناشم گزاشت
1: دستمالیشم میکنی؟
1: na
1: دید میزنیش؟
2: are

داستان سکسی:

یاهو مسنجر رامش

این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم ، همین سه ماه پیش اتفاق افتاد.یعنی حدوداً اردیبهشت 1389. یکسال پیش من ازدواج کردم ولی از اونجایی که خونم هنوز آماده نبود ، به پیشنهاد پدر خانومم قرار شد بریم طبقه دوم اونا بشینیم تا وقتی که خونه ما حاضر شد.

داستان سکسی:

سکس چت خفن در مورد مامانم

A: دوست داری ابتو بیارم ؟
B: اسل ؟
A: سنم 20 پسرم اما گی نیستم
B: چه جوری
A: اگه بخوای از مامانم واست میگم
B: بگو
B: عزیزم
A: 42 سالشه
A: قد 165 وزن 80
B: جون
B: اخ
A: شق شد ؟
B: اسمش چیه
B: اره
A: مهناز جونت
A: کونش خیلی بزرگه
B: جون
B: عزیزم
B: بگو
A: سینه هاشم سایز 85
A: الووووووو
A: حسش میپره زود جواب بده
B: اخ ریختم
B: ریختم
A: اومد ابت ؟
B: ببین خواهرت چی
A: بیا مامانمو بکن ابتو بیار بریز تو کونش
A: خواهر ندارم

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - سکس چت