عمومی

گفتگو درباره شهوانی و محتوای سکسی (فیلم، عکس، مطلب)

بشتابید سکس با پورن استاره ایرانی( فائزه خشگله)

نوشته میلاد کرجی در 19. January 2014 - 15:03
عکس های میلاد کرجی

سلام بر همگی
یکی زیباترین داف های ایران رو میشناسم که فقط با افراد خاص باکلاس و دست به جیب سکس میکنه
ایشون رو اصلا با جنده دوزاری ها مقایسه نکنید
اگه سکست برات اهمیت داره و دنبال یک شب رویایی هستی اینجا رو با دقت بخون:
ایشون برای یک شب کامل سکس بی نظیر 300 تومن میگیره
من و یکی از دوستان در اعضای هر 10 مشتری 1 شب سکس رایگان با ایشون انجام میدیم
مشخصات:
اسم: فائزه
فامیل:فعلا مخفی
سن: 22
رنگ پوست:سفید
رنگ مو: مشخص نیست/بلوند/قهوه ایی/مشکی
خاکوبی:ندارد
اولین سکس:1388
رشته: لز،آنال،اینترنشنال و ....
متولد:کرج تیر 1370
.................................
قابل به ذکر است که ایشون برای سکس اولی ها شرایط سنگین میزاره تا مزاحم رو از مشتری تشخیص بده
اگه خواستید با ایشون ارتباط برقرار کنید
سن
شغل
محل سکونت
رو پیام کنید تا لینک اصلی ایشون رو بدم خدمتتون
ایشون بدلیل دلایل خاص مخفیانه سکس میکنن که در سکوت و آرامش باشن
لینک فیس بوک رو که دادم اول یه پیام بدید که من از طرف میلاد طالبی هستم و ادد کنید
بقیه کار با خودتون

از امیر و شهروز زبله ممنونم که آبرو داری کردن

عکس های selena111

.
.

عکس ها: (برای دیدن عکس ها رو لینک ها کلیک کنید)

عکس شماره 1

http://imgserve.net/img-52db4e4de4b55.html

عکس شماره 2

http://imgserve.net/img-52db4f7ab9c83.html

عکس شماره 3

http://imgserve.net/img-52db4fddac6dc.html

عکس های selena111

.
.
برای بزرگتر دیدن عکس ها روی عکس ها کلیک کنید

image

image image image

image image image

قربانیان تجاوز و خشونت

نوشته dorbin2013 در 19. January 2014 - 14:19

«۳۳ قتل در ۴۱ سال زندگی» این خلاصه زندگی اصغربروجردی یا همان اصغر قاتل، اولین قاتل زنجیره ای ایران است که تیر ماه سال ۱۳۱۳ در میدان توپخانه به دار آویخته شد.داستان جنایات اصغر قاتل ابتدایش در عراق بود و انتهایش در ایران.زمانی که اصغر قاتل فهمید به خاطر تجاوز و قتل ۳۳ پسر جوان و نوجوان قرار است اعدام شود گفت:« این‌ها یک عده بی پدر و مادر هستند؛ بی سروپا و خوشگل‌اند. این‌ها دشمن مملکت هستند. به این جهت آن‌ها را کشته‌ام.»
دومینوی وحشت در تهران ۱۳۱۲
زمستان سال ۱۳۱۲ برای تهرانی ها وحشت داشت.این موج ترس با کشف یک جسد بی سر در شترخان که نام بیابانی اطراف تهران بود آغاز شد.دهم دی ماه همان سال نصرت ا… ۱۹ ساله به اداره تامینات(آگاهی) تهران رفت و از پیدا کردن یک جسد بی سر حوالی شترخان خبر داد.جسدی که نصرت ا… پیدا کرده بود سر آغاز کشف شدن چندین جسد دیگر شد.
در بررسی اولیه مامور ها زیر چهارطاق ساختمانی مخروبه جسد عریان و بی سر پسر جوانی که هویتش معلوم نبود پیدا شد.خیلی نگذشت که با کاوش در اطراف همان مخروبه جنازه سلاخی شده یک پسر نوجوان و سر بریده پسر بچه کم سن و سال نیز کشف شدند.خبر پیدا شدن این جنازه ها در تهران والدین را تشویق می کرد تا از بیرون رفتن بچه هایشان به تنهایی جلوگیری کنند.
دوماه از آن حادثه گذشت و هنوز هیچ رد و سرنخی از قاتل و هویت افراد کشته شده به دست نیامده بود که خبر پیدا شدن جمجمه یک پسر جوان در میدان جلالیه سابق که همان پارک لاله امروزی تهران است ترس و وحشت را به جان تهرانی‌ها انداخت.
پنج روز بعد پیدا شدن جسد جوانی ۳۰ ساله در اطراف قنات امین آباد که همانند افراد قبلی به قتل رسیده بود پلیس (نظمیه) و دادگستری (عدلیه) را مجبور کرد تا جدی تر پیگیر قضایای قتل‌هایی باشند که گویا قرار نیست به همین زودی‌ها پایانی داشته باشد.
حمل راز جنایات در یک پیت حلبی
اوایل اسفندماه سال ۱۳۱۲ مامور جوانی متوجه مردی میانسال و قوی جثه‌ای شد که یک پیت حلبی و یک پشته حمالی همراهش بود.مرد به مامور گفت که بامیه فروش است و پیت حلبی هم ابزار کارش است اما کاوش درون پیت حلبی چیز دیگری را نشان می داد.کشف چند دست لباس خونین و چاقویی که رد خون بر آن مشخص بود مرد بامیه فروش را در تله انداخت و باعث شد تا مسیر زندگی اش به اداره تامینات بیفتد. مرد بامیه فروش که خودش را اصغر معرفی کرده بود ادعا کرد که لباس های خونی را حوالی حرم عبدالعظیم پیدا کرده است اما پرس و جو از همسایه های اصغر که ساکن کاروانسرای رضا خان بودند این گمان را ایجاد کرد که احتمالا اصغر همان قاتلی است که پلیس به دنبالش می گردد. یکی از همسایه ها به ماموران گفت:«چند شب پیش اصغر با پسربچه ای به کاروان آمد و گفت که او برادر کوچک‌ترش است.آنها شب در کاروانسرا خوابیدند و صبح از آنجا رفتند اما وقتی که شب اصغر دوباره برگشت تنها بود و برادرش همراهش نبود.این لباس‌های خونی هم همان لباس هایی است که تن برادر اصغر بود.» اعتراف اولیه اصغر به تجاوز و قتل «علی» که به گفته خودش قرار بود در کنارش شاگردی کند اولین برگ از صفحات بی پایان ۳۳ قتلی است که ۲۵ فقره آنها در عراق اتفاق افتاده و بقیه در ایران صورت گرفته بود.
یک دادگاه جنجالی
خرداد و تیر سال ۱۳۱۳ خبر دادگاه اصغر قاتل تنها خبری بود که دهان به دهان می گشت و پیگیری می شد.اصغر بروجردی معروف به اصغر قاتل به جرم تجاوز و قتل ده ها پسر جوان و نوجوان در دادگاه محاکمه شد.او در دادگاه عنوان کرد که جنایاتش را در سن ۱۴ سالگی و در کشور عراق آغاز کرده بود تا اینکه عاقبت در سن ۱۸ سالگی به جرم آزار و اذیت پسران نوجوان به ۹ سال حبس محکوم شد.او پس از آزادی از زندان تصمیم گرفت پس از انجام دادن کارش قربانی هایش را سر به نیست کند.همین تصمیم سر آغاز فرار اصغر قاتل به ایران شد.
اصغر که در عراق به بچه ها تنقلات می‌فروخت و از این راه آنها را فریب می‌داد پس از آمدن به ایران و مستقر شدن در کاروانسرای رضاخان تصمیم گرفت کارهایش را با شغل بامیه فروشی از سر بگیرد.
اصغر قاتل در تمامی جلسات دادگاهش از چگونه کشتن پسر بچه های بی گناه حرف زد.
چرا کشتم؟
سابقه کشت و کشتار در خاندان اصغر ریشه ای تاریخی دارد.پدربزرگش لطفعلی خان از راهزنان مشهور منطقه بروجرد و پدرش علی میرزا دزد و قاتلی بنام بود.علی اصغر خودش متولد عودلاجان تهران بود اما پس از کشته شدن پدرش به بهانه زیارت به عراق می روند و برای همیشه در بغداد ساکن می شوند.
اصغر در عراق در قهوه خانه برادرش کار می کرد و از همین طریق دست به جنایت می زد.« درعراق در قهوه‌خانه برادرم هر چه پول‌ می‌گرفتم خرج اطفال می‌کردم. مدتی هم آجیل می‌فروختم و با اطفال رابطه‌ برقرار می‌کردم تا این که به علت فریب دادن ۵ بچه از فرزندان متمولین آنجا و فریب دادن آنها، ۹ سال حبس کشیدم. پس از آزادی، از برادرم خواستم که برایم زن بگیرد ولی قبول نکرد. دیگرهمیشه با اطفال بودم تا این که یک شب یک شاگرد نجار به نام حسن را فریب دادم با پنج نفر دیگر به او تجاوز کردیم به خاطر همین دو سال حبس کشیدم و از طرف محکمه تحت نظر پلیس بودم. هر شب پلیس در خانه می‌آمد و بودن مرا در خانه کنترل می‌کرد، تصمیم گرفتم به هر پسری‌ که تجاوز می‌کنم، او را به قتل برسانم در بغداد ۲۵ پسر را سر بریدم اغلب جنازه را در شط غرق‌ می‌کردم، برخی را هم به قدری ماهر شده بودم که پس از سر بریدن هیچ آثاری باقی نمی‌گذاشتم آخرین‌ بچه را که می‌کشتم کودک دیگری مرا دید و به‌ طرف شرطه دوید که من از همانجا به ایران فرار کردم.»
روز محاکمه زمانی که رئیس دادگاه از اصغر پرسید:« می‌دانی که نتیجه این اعمال اعدام است؟» او پاسخ داد:« هر چه خدا نوشته همان است!»

اصغر قاتل اعتراف می کند: درعراق در قهوه خانه برادرم هر چه پول‌می‌گرفتم خرج اطفال می‌کردم. مدتی هم، آجیل می‌فروختم و با اطفال رابطه‌برقرار می‌کردم تا این که به علت فریب دادن ۵ بچه از فرزندان متمولین آنجا و فریب دادن آنها، نه سال حبس کشیدم. پس از آزادی، از برادرم خواستم که برایم زن بگیرد ولی قبول نکرد. دیگرهمیشه با اطفال بودم تا این که یک شب یک شاگرد نجار به نام حسن را فریب دادم با پنج نفر دیگر به او تجاوز کردیم به خاطر همین دو سال حبس کشیدم و از طرف محکمه تحت نظر پلیس بودم. هر شب پلیس در خانه می‌امد و بودن مرادر خانه کنترل می‌کرد، تصمیم گرفتم به هر پسری‌که تجاوز می‌کنم، او را به قتل برسانم در بغداد ۲۵ پسر را سر بریدم اغلب جنازه را در شط غرق‌می‌کردم، برخی را هم به قدری ماهر شده بودم که از سر بریدن هیچ آثاری نمی‌گذاشتم آخرین‌بچه را که می‌کشتم کودک دیگری مرا دید و به‌طرف شرطه دوید که من از همانجا به ایران فرار کردم.

اعدام در توپخانه
پس از صدور حکم اعدام اصغر قاتل و تایید آن در دیوان عالی تمیز، او در واکنش به این حکم گفت:« این‌ها یک عده بی پدر و مادر هستند؛ بی سروپا و خوشگل‌اند. وقتی که ریش آنها درآمد، دزدی می‌کنند. من با این‌ها دشمنی دارم. این‌ها دشمن مملکت هستند. به این جهت آن‌ها را کشته‌ام. من در خارجه که بودم از این‌ها خیلی بودند و خیلی از آن‌ها را کشتم. اینجا هم که آمدم، دیدم در اینجا هم هستند و آن‌ها را می‌کشتم.» روز ششم تیرماه سال ۱۳۱۳ روزی بود که حکم اعدام اصغر قاتل اجرا شد.جمعیت بسیاری از شب قبل برای دیدن اعدام او در میدان جمع شده بودند.او که از صبح آرام و خونسرد بود به محض دیدن طناب دار به جای توبه و طلب عفو و بخشش گفت:«من چند ولگرد و مجهول الهویه را کشتم، شما به‌خاطر آن‌ها مرا می‌کشید؟»

منبع .baharannews.ir

هندی های سکسی !

نوشته 006 در 19. January 2014 - 11:09
عکس های 006

برای دیدن تمام تاپیک های من ( صفحه اول ) اینجا کلیک نمائید.
برای بازدید از صفحه دوم تاپیک ها اینجا کلیک نمائید .
0
0
0
0
0
0
0

هیچ

نتایج تحقیق پژوهشگران دانشگاه آکسفورد که در نشریه سرطان‌شناسی بالینی منتشر شده نشان می‌دهد که بیش از یک سوم موارد سرطان گلو ناشی از ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) است که از راه تماس جنسی دهانی منتقل می‌شود.

دکتر روث تراویس، یکی از پژوهشگران این تحقیق گفت "این نتایج چشمگیر نشان می دهد که HPV-۱۶ یکی از دلایل اصلی سرطان بخش دهانی حلق است."
موضوعات مرتبط

این تحقیق یک ماه بعد از آن منتشر می‌شود که مایکل داگلاس، هنرپیشه هالیوود که به سرطان گلو مبتلاست درباره رابطه ویروس پاپیلومای انسانی با این سرطان صحبت کرد: "بدون آنکه وارد جزئیات بشوم، ویروس پاپیلوما باعث این نوع خاص سرطان می شود و این ویروس از راه سکس دهانی منتقل می شود."

البته بعدا سخنگوی مایکل داگلاس توضیح داد که اشاره او به عامل این سرطان بطور کلی بوده و الزاما به شخص خودش اشاره نداشته است.

این خبر در آمریکا باعث شگفتی شد چون عموم مردم این ویروس را به عنوان عامل اصلی سرطان دهانه رحم (دومین سرطان شایع زنان در دنیا) می شناختند.

با این حال در آمریکا ویروس پاپیلوما شایعترین عفونت منتقله از راه جنسی است.

اما این ویروس باعث سرطان‌های مقعد و دستگاه تناسلی مردان هم می شود.

پژوهشگران در جریان این تحقیق ۹۳۸ بیمار مبتلا به سرطان‌های سر و گردن، مری، یا بخش دهانی حلق (oropharynx) را با ۱۵۹۹ فرد سالم مقایسه کردند.

بخش دهانی حلق بطور ساده شامل پشت گلو، انتهای زبان و لوزه‌هاست.

این مقایسه نشان داد در خون ۳۵ درصد مبتلایان به سرطان گلو برعلیه پروتئینی به نام E۶، آنتی بادی وجود دارد در صورتیکه این آنتی بادی فقط در خون یک در صد افراد سالم پیدا شد.

پروتئین E۶ یکی از مهمترین پروتئین های ویروس پاپیلومای انسانی است که دفاع سلول انسان را در مقابل سرطان از کار می‌اندازد.

وجود آنتی بادی علیه E۶ نشان می دهد که ویروس بر سیستم دفاعی بدن غلبه کرده است.

بعلاوه این پژوهش نشان داد که در مبتلایان به سرطان گلو طول عمر کسانی که این آنتی بادی را در بدن دارند، بیشتر از آنهایی است که آنتی بادی ندارند یا به علت سیگار کشیدن یا نوشیدن الکل به این سرطان مبتلا شده‌اند.

برای ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) واکسنی وجود دارد که بر علیه تمام انواع این ویروس ایمنی ایجاد نمی‌کند، اما نمونه‌های خطرناک ۱۶ و ۱۸ را پوشش می‌دهد.

در حال حاضر این واکسن بیشتر برای پیشگیری از سرطان دهانه رحم استفاده می شود، اما استفاده از آن برای پیشگیری از سرطان گلو رو به افزایش است.

این ویروس در حال حاضر بیشتر عامل ایجاد سرطان دهانه رحم است، اما بر اساس پژوهش‌ها، در سال ۲۰۲۰ میزان سرطان حلق دهانی ناشی از این ویروس، از سرطان دهانه رحم پیشی خواهد گرفت.

سارا هیوم، مدیر اطلاع رسانی مرکز تحقیات سرطان بریتانیا می گوید که "ویروس پاپیلوما بسیار شایع است. پرهیز از رفتارهای پرمخاطره جنسی انتقال آن را کاهش می دهد هر چند کاندوم کاملا از انتقال آن جلوگیری نمی کند."

به گفته سارا هیوم " اگر این واکسن از پاپیلومای دهان و سرطان جلوگیری کند موارد استفاده پیشگیرانه از آن وسیع‌تر خواهد شد، اما در این زمینه تحقیقات کافی انجام نشده است."

در مورد شیوع این ویروس در ایران آمار دقیقی وجود ندارد، اما بعضی بررسی ها نشان می‌دهند که شیوع و ابتلا به این ویروس در ایران نسبت به کشورهای غربی و آفریقایی کمتر است.
منبع bbc

تاثیر فیلم های پورنو بر من

نوشته dorbin2013 در 18. January 2014 - 1:48

سا نسور قسمت‌های «صحنه دار» فیلم‌های خارجی توسط والدین، نخستین کنجکاویهای من در مورد تصاویر جنسی را رقم زد. یازده یا دوازده سالم بود که اولین بار با تصاویر و فیلم های لخت رو به رو شدم. در آن سن با کلمهٔ پورن و مفهوم آن آشنایی نداشتم و مثل خیلی از همسن‌ و سال ها به هر آنچه که بود «عکس سکسی» و «فیلم سکسی» می‌گفتم.

بچه های کلاس های بالاتر در مدرسه راهنمایی بر کنجکاوی و علاقه بیشتر من افزودند بویژه وقتی که با افتخار و غرور زیاد، دانستنی های خود را ابراز می کردند.

صنعت سرگرمی های سکسی (پورن) همراه با پیشرفت دنیای تکنولوژی و ارتباطات، تغییرات زیادی به خود دیده است. مجلات با موضوعات و تصاویر سکسی« پورن» که در حوالی دههٔ هفتاد میلادی تنها راه دسترسی آسان به تصاویر لختی ها بودند، در دهه نود میلادی قرن بیستم، تبدیل به فیلم‌های پورن شدند.

در دو دههٔ گذشته نیز تحول عظیمی در صنعت پورن از طریق اینترنت به وجود آمد و دسترسی به آن آسان تر شد. سهولتِ دسترسی به تولید سرگرمی های سکسی و تنوع گسترده آن می تواند عوارضی منفی زیادی ایجاد کند.

صنعت پورن در کنار دیگر رسانه‌ها، همواره تصاویری غلط از زیبایی، زن، سکس و حتی مردان ارائه می‌دهند. در چند سال گذشته، بسیاری از زنان جوان، از ظاهر خود در مقایسه با آن چیزی که در رسانه‌ها و محصولات پورنوگرافیک می‌بینند راضی نیستند.

یکی از دلایل رشد چشمگیر جراحی‌های زیبایی در خانم‌های جوان نیز همین عدم رضایت از ظاهر خود است. توقعاتی که زیبایی های تبلیغ شده در رسانه ها برای دختران تهیه کرده اند به قدری موثر است که گاهی باعث اختلال در رژیم غذایی دختران می شود. .

پسر‌ها در دوران نوجوانی خود تصاویر زن‌هایی را دیده‌اند که بدنشان با فوتوشاپ و یا جراحی های زیبایی، تغییر کرده بود. پسران و مردهای آینده انتظار خواهند داشت که معشوقه های شان نه تنها قیافه و اداهای شبیه به زنان بازیگر فیلم سکسی را دارا باشند بلکه به این برداشت می رسند که دختران باید همواره تشنهٔ سکس و ایجاد رابطهٔ جنسی باشند؟ این طرز فکر نه تنها باعث به وجود آمدن سطح توقعی غیر واقعی در پسران می شود، بلکه اعتماد به نفس دختران را نیز جریحه دار می کند. زیرا همواره در تلاش خواهند بود تا در حد و اندازه انتظارات زوج خود قرار بگیرند، ولی نتوانند به آن دست پیدا کنند.
من بخش بزرگی از شعور و دانش جنسی ام را از طریقِ دیدن عکس و فیلم‌های پورن کسب کرده ام و تا مدتها به این باور غلط تکیه کردم که زنانی که می شناختم نمی بایست جذابیت و زیبایی کمتری از ستارگان فیلم های پورن داشته باشند. بر طبق همان معیار، من هم می بایست بدنی خوش ترکیب و بی نقص، به همراه عطش سیری ناپذیر برای سکس داشته باشم. این احساسات نه تنها تصویری غیر واقعی از مفهوم زیبایی و جذابیت در من به وجود آورد بلکه شک و تردید‌های زیادی در مورد توانایی‌ها جنسی‌ام به عنوان یک مرد فراهم کرد.

اولین باری که با جنبه‌های منفی پورن آشنا شدم، زمانی بود که در جایی خواندم «از دوست دختر خود انتظار نداشته باشید کارهایی که بازیگران زن در فیلم‌های پورن می‌کنند، در رختخواب برای شما انجام دهد» آنجا بود که به این فکر فرو رفتم آیا پورن واقعیت دارد؟ آیا تمام روابط جنسی باید همچون سناریوهای فیلم‌های پورن پیش برود؟

باید متوجه این امر بود که زنان زیبا با سینه‌های بزرگ و باسن‌ها ی برآمده،‌ زادهٔ رسانه‌هایی هستند که تصویری نادرست از زیبایی ارائه می‌دهند. نباید فراموش کرد پورن نوار آموزش جنسی نیست، بلکه بخشی از یک تجارت و کسب و کار پر درآمد است.

اگر ما پورن نگاه می‌کنیم و از آن لذت می‌بریم بهتر است هوشیار باشیم از اینکه خطی پر رنگ میان واقعیت و آنچه که صنعت پورن خلق می‌کند وجود دارد.
منبع : مرد روز http://marde-rooz.com/

به هفت دلیل، متاهل بودن بهتر است

نوشته dorbin2013 در 18. January 2014 - 1:41

با بودن همسرتان در کنارتان:
۱- از بلایا و حوادث جنایی کمتری ( نسبته به مجردین) برخوردار خواهید شد. بر اساس آخرین گزارش وزارت دادگستری امریکا، مردان مجرد، چهار برابر بیشتر از متاهلین، قربانی خشونت های جنایی هستند.
۲- محققین انگلیسی بعد از بازبینی رفتار و عادات جنسی مردان ۳۸ کشور دنیا، به این جمعبندی رسیده اند که در تمام ۳۸ کشور مزبور، مردان متاهل سکس بیشتری داشته اند.

3- بر اساس یک گزارش علمی تهیه شده توسط نروژی ها، مجردها و طلاق گرفته‌ها، بین ۱۱ الی ۱۶ درصد بیشتر از متاهلین مبتلا به سرطان می‌شوند. در ضمن طبق امار موجود، مردان مجرد شانس فوت شان بعد از عمل بالاتر از متاهلین هست.

۴- مردان و زنان متاهلی که از سن ۴۸ سالگی عبور کرده اند ۹۰ درصدشان شانس ۶۵ ساله شدن را برای خود تضمین می کنند ولی فقط ۶۰ درصد مجردین ۶۵ ساله می‌شوند.

5- مردان متاهل به اندازه نصف افراد مجرد دست به خودکشی می زنند. درصد افسردگی شان کمتر است و ۴۰ درصد متاهلین صراحتاً اعلام می کنند که از زندگی شان خرسند هستند.
۶- دستمزد بیشتری نسبت به مجردین به شما پرداخت خواهد شد. به گفته نتایج تحقیقات دانشگاه ویرجینیا، مردهای متاهل بین ۱۰ تا ۲۲ درصد بیشتراز مردان دیگر حقوق برای شغل مشابه دریافت می کنند.

7- مجردها دو برابر متاهلین الکل مصرف می کنند و یک چهارم شان دچار مشکلی در زمینه مصرف الکل می شوند. در مجموع، مجردها از دفاع بدنی کمتری برخوردارند و طول عمر کمتری دارند.

منبع http://marde-rooz.com

خاطرات ۱۲ سالی که سکس نداشتم

نوشته dorbin2013 در 18. January 2014 - 1:29

کتاب خاطرات نویسنده فرانسوی Sophie Fontanel در باره ۱۲ سال زندگی بدون سکس، جزو کتاب های پرفروش در هر دو زبان فرانسه و انگلیسی گشته است. او به طور دقیق دلیل ترک سکس خود را در خاطراتش بازگو نمی کند ولی در ضمن تلاش نکرده است که کتابی مملو از پند و اندرز بنویسد.

شیوه نوشتن خاطراتش لحظه به لحظه است ولی فقط برای ۱۲ سالی که سکس نداشته است. او از گذشته اش و روابطی که قبل از ۲۷ سالگی داشته است زیاد حرفی نمی زند. او البته اشاره می کند که در چرخه معمول روزگار، برای هر چه بیشتر سکس داشتن می دویده است.

در طی ۱۲ سالی که Sophie Fontanel تصمیم گرفته بود عمداً تنها زندگی کند هر روز و در هر جمعی با دوستان و آشنایانی روبرو می شد که به سراغش می آمدند و می خواستند به او کمک! کنند تا به زندگی عادی برگردد. بعضی ها سعی می کردند یک مشکل روحی یا یک بیماری جسمی برای او پیدا کنند. عده ایی نیز او را به طور غیرمستقیم متوجه این مسئله می ساختند که او ممکن است لزبین باشد و …

Sophie Fontanel بیش از هر چیزی از دست فرهنگِ « سکس بیشتر زندگی بهتر» کلافه شده بود. برای شناخت بیشتر او، گوشه ایی از مصاحبه Tracy Clark-Flory نویسنده مجله « salon» را برای تان دستچین کردیم.

هدف اصلی تو برای بی سکس ماندن چه بود؟

Sophie Fontanel : من هدف مشخصی نداشتم. به خاطر می آورم ۲۷ ساله بودم که از خودم پرسیدم آیا از زندگی جنسی ام راضی هستم؟ جوابم به خودم منفی بود و این با توجه به این حقیقت بود که از ۱۳ سالگی زندگی فعال جنسی داشتم. برای همین تصمیم گرفتم دست از به هر دری زدن بکشم و با آرامش کامل منتظر یک اتفاق بهتر باشم. من فکر می کردم آن اتفاق خوب، خیلی زود صورت خواهد پذیرفت ولی تبدیل به ۱۲ سال زندگی بدون سکس شد.

منتظر چه چیزی بودی؟
من منتظر عشق نبودم. این یک اشتباه و برداشت عمومی است که ما زنها منتظر یک عشق ابدی و ازلی هستیم. توقع من داشتن مردی است که بتواند مرا درک کند و قدر مرا بداند حتی اگر شده برای دو هفته. من منتظر یک مرد اصیل و خوب بودم. من منتظر یک شور و شعف واقعی بودم.
چرا بدون سکس بودن تابو است ان هم در جامعه ایی که خود سکس تابو است؟
دنیای ما برای سکس جایگاه ارزشمندی تعیین کرده است. بی شک عشقورزی، آنطور که من تصور می کنم خیلی هم زیبا است ولی برای من این ایده که باید به طور مداوم سکس داشت جذاب نیست. گاهی وقتها یک سکس خوب و بی نظیر بهتر از رابطه جنسی هر روزه است.

در امریکا، انتشار کتاب تو با تیتر دیگری بوده است. تیتری که به نسخه پیچیدن و توصیه نزدیک می شد.

وقتی تصمیم برای انتشار کتاب برای امریکایی ها قطعی شد اسم کتاب « چگونه تنها بخوابیم» بود. من پیشنهاد کردم که ان را با تیتر « هنر تنها خوابیدن» منتشر کنند. خاطرات من با آنکه با سکس مخالفتی نداشت ولی تنها خوابیدن را هم منفی نمی دانست. برای من تنها خوابیدن یک هنر بود. در چاپ فرانسه، اسم کتابم «تمنا» بود که تیتر زیبایی است. در وهله اول به نظر می رسد کتاب من در باره نداشتن میل و هوس است ولی در حقیقت من در جستجوی یک میل با شکوه و فرای واقعیت بودم.

سکس چه نقشی در زندگیِ اکنون تو بازی می کند؟

بعد از ۱۲ سال سکس نداشتن، دو تجربه دوستی بلند مدت داشتم ولی در حال حاضر تنها هستم. تنهایی مرا نمی ترساند و اینکه ای وای ۵۰ ساله شدم و مردی در زندگی ام نیست و… من مردان دوست داشتنی زیادی را در اجتماع نمی یابم. دیگر زیاد خبری از مردان جذاب نیست. کجا هستند؟ خیلی کمیاب شده اند. برای همین من به داستان های عاشقانه پناه می برم.
برای مدت طولانی سکس نداشتن چه تاثیری بر روی شخصیت تو داشت؟
خیلی مهم بود. نگاهم به زندگی عوض شد. در اغاز برداشتم این بود که آدم های متاهل زندگی شادی دارند چون مرتب با هم سکس دارند. ترک سکس را نوعی بیماری می دانستم. بعدها متوجه شدم که متاهل ها و آنها که همیشه با هم هستند زندگی جنسی شادابی ندارند. من پی بردم که می توانم در ذهن و تخیل خودم، سکس زیباتری به نسبت آنها داشته باشم. زنانی را می شناسم که با وجود داشتن دوست پسر، نالان بودند. به نظر من همه زوج ها آدم های دروغگویی هستند. همه به مجردها در اجتماع، به دیده منفی نگاه می کنند ولی من فکر می کنم باید برعکس باشد.
منبع http://marde-rooz.com

دانلود 100 عکس خودارضایی دختران

نوشته aksexy در 18. January 2014 - 1:29
عکس های aksexy

دانلود 100 عکس خودارضایی دختران (استشها)

لینک دانلود مستقیم - ۴۳ مگ
http://up.shahvani.com/uploads/6jrm6m73.zip


اعتیاد به سکس، بیماری یا انحراف

نوشته dorbin2013 در 18. January 2014 - 1:21

نوشته: فیروزه فروزانفر، روزنامه نگار

تحلیل پدیده خیانت در میان زوجین همواره با نگاه اخلاقی صورت می گیرد، و در خوش بینانه ترین حالت برای بررسی دلایل خیانت بخصوص خیانت زن به شوهر، دلایلی چون فقر ، خیانت مرد، احساس بی کسی و مشکلات رفتاری وهر.. مطرح می شود. در حالیکه می توان خیانت را از منظر دیگری بررسی کرد و آن وابستگی روان شناختی با وجود نشانه ها و علایم اعتیاد به سکس و روابط جنسی است، به گونه ای که فرد نشانه های کاملی از بیماری را از خود نشان می دهد و نیاز به درمان دارد. چنین افرادی دچار هنجار گسیختگی جنسی با ناراحتی های قابل ملاحظه بالینی هستند و در مواردی در آنها آزار گری یا آزار خواهی ،نمایش گری ،مبدل پوشی ، تماشگری جنسی دیده می شود.

جنی کچکمن مدل و هنرپیشه فیلم های پورنو در رابطه با بیماری خود و اعتیاد به سکس در کتاب خاطراتش مینویسد: من بیمار بودم و اولین گام من برای ترک اعتیاد اعتراف به بیماری بود. معتاد مثل هر اعتیاد دیگری و روابط جنسی و پورنوگرافی برای من مثل رساندن مواد مخدر بود و هر بار که تصمیم به ترک می گرفتم به خودم می گفتم: فقط یک بار دیگر. درابتدا دعا می کردم که دوستانم با من رفتار بهتری داشته باشند و به توصیه مشاورم شماره تلفن همه مردها را از دفتر تلفنم پاک کردم و شروع کردم به رابطه گیری عاطفی با دوستانم و شرکت در جلسات یوگا و غیره … من بیمار بودم و اطرافیانم فکر می کردند من منحرفم.

اعتیاد به سکس جیست؟

اعتـیـاد بـه سـکس به عدم توانایی در کنترل و یا به تعویق انداختن تمایلات و فــعالیت های جنسی اطلاق می گـردد. در واقـع سکس و اندیشدن به آن ، افکار معتاد را تحت کنترل خـود قرار می دهـد و نـیـاز بـه انـگیـخـتـگـی جنـسی جـای نـــیاز بـه صمیمت را می گیرد.

استرس یـکی از عوامل تشدید کننده اعتـیـاد بـه سـکس است. در واقــع فـــرد مـــعتاد از طریق سکس آلام عاطفی و عـقـده هـای روانــی خود را تسکین می دهد.باید توجه داشت که نباید اعتیاد بــه ســکـس را بـــا شــهــوت جنسی قوی اشتباه گرفت. فرد معـتاد به سـکس ممکن است دارای شـهـوت جـنـسـی اندکی باشد.اعتیاد به سکس در هر دو جنس زن و مـــرد مشاهده می گردد.در واقع با ارضـاء جــنسی به فرد احساس سرخوشی در پی آزادسـازی آدرنـالـیـن و آنـدومـرفیـن دست داده و وی را موقتا” تسکین می دهد. مـعــمولا فرد معتاد بـه سـکس از رابـطـه جـنـســی خود لذت چندانی نمی برد زیـرا پــس از آن دچــار احساس گناه و شرمساری می شود.

مراحل اعتیاد به سکس:

اشتغال فکری مداوم: تـفـکـرات، تـجـسـمات و خـیـالبــــافی های پیوسته در مورد موقعیتها، منظره ها و فعالیتهای جنسی.
ارجحیت بخشیدن: یک فعالیت و یا موقعیت جنسی مرجح مـعـمـولا الـگـو و بـصورت رفتار کلیشه ای در می آید.
وسواس: اقدام به فعالیت جنـسی مـرجـح بـدون تـــوجه به عواقب منفی و تمایل به متوقف ساختن آن.
احساس ندامت: احساس گناه و شرم بر سر نـاتـوانـی در کنـترل رفتار خود.

علائم اعتیاد به سکس

دارا بودن شریک جنسی متعدد بدون تعهد.
رابطه جنسی بطور همزمان با چندین نفر و یا تعویض مرتب شریک جنسی.
خود ارضایی وسواسی و مفرط.
آزار جنسی و تجاوز جنسی دیگران.
روسپیگری و یا استفاده از آن.
اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز .
استفاده مداوم از تصاویر، مجلات و فیلمهای سکسی.
بی اعتـنـایی و یـا قـربـانـی کـردن فـعــــالیتهای مهم اجتماعی، خانوادگی، شغلی و تفریحی بخاطر فعالیتهای جنسی
تلاش بی وقفه و بی ثمر در محدود کردن افکار محرک جنسی.
کاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد.
شهوت جنسی مفرط. بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن.
ارضاء جنسی از طریق مشاهده دیگران، عریان گرایی و ارتـکاب بـه کــــودک آزاری و تجاوز جنسی.
تداوم به اعتیاد بدون توجه به عواقب منفی همچون مشکلات مالی، بــخطر افتادن سلامتی و از هم گسستگی روابط فرد.

دکتر بهنام اوحدی در همین رابطه می گوید: در سابقه‎ چنین شخصی، معمولاً الگوی درازمدتی از این رفتار وجود دارد که شخص بارها تلاش داشته تا آن را متوقف کند، ولی موفق نشده است. هر چند ممکن است پس از چنین اعمالی، فرد دچار پشیمانی و احساس گناه و عذاب وجدان شود، ولی چنین احساساتی برای پیش‎گیری از بروز دوباره‎ این رفتار، کافی نیستند. ممکن است بیمار بگوید که در دوره‎های پر استرس یا هنگام تنش، اضطراب و خشم، نیاز بیشتر و شدیدتری در خود برای برون ریزی احساس می‎نماید. او معتقد است این افراد همه‎ کوشش‎ها و رفتارهایشان در زندگی معطوف به جست‎وجوی رابطه‎ جنسی است؛ زمان زیادی را صرف چنین رفتاری می‎نمایند و اغلب تلاش می‎کنند که این رفتار را متوقف کنند ولی در عمل، توانایی این کار را ندارند. شاید بسیاری برای نخستین بار با چنین واژه‎ای رو به رو شده باشند اما این پدیده، برای شمار فراوانی از درمان‎گران کاملاً شناخته شده است. این افراد، کوشش فزاینده و مکرری انجام می‎دهند که رابطه‎ جنسی داشته باشند و چنانچه در این تلاش‎ها پیروز و کامیاب نشوند، دچار ناراحتی و رنج و عذاب می‎شوند.

می‎توان گفت که وابستگی (اعتیاد) به سکس، یک مفهوم اکتشافی مفیدی است که درمان‎گر را برای علت زمینه‎ای این رفتار، هشیار می‎سازد. معتادین جنسی نمی‎توانند تکانه‎های جنسی خود را کنترل کنند. این تکانه‎ها طیف کاملی از رفتار یا تخیلات جنسی را در بر می‎گیرد. سرانجام، نیاز به آمیزش و به طور کلی هر گونه فعالیت جنسی، افزایش می‎یابد و میل مداوم به رابطه‎ی جنسی، تنها انگیزه‎ رفتار فرد می‎شود. بهنام اوحدی در ادامه مقاله خود درباره اعتیاد به سکس تصریح می کند: همه‎گیر شدن بیماری وابستگی (اعتیاد) به سکس در یک جامعه، شرم و آزرم اجتماعی را خدشه‎دار نموده، و به از دست رفتن چارچوب‎های اخلاقی- معنوی، رشد انحرافات و آسیب‎های اجتماعی و ویران گشتن جایگاه الهی- انسانی سکس، می‎انجامد. اپیدمی وابستگی (اعتیاد) به سکس، نه تنها بحران‎های فرهنگی- روانی- اجتماعی، بلکه بحران‎های اقتصادی را نیز پدید آورده و ساعات و دقایق فراوانی از «زمان کار و انرژی ملی» را هدر می‎دهد.درمان وابستگی (اعتیاد) به سکس، مانند الگوی درمان وابستگی (اعتیاد) به مواد مخدر بر پایه‎ درمان‎های روان شناختی و روان پزشکی چون روان درمانی‎های متنوع و دارو درمانی‎های مختلف انجام می‎شود.

اعتیاد به سکس و خشونت

اصولا اعتیاد به سکس مانند دیگر دسته بندی های مربوط به اعتیاد تاثیرات مستقیمی روی خشونت و بخصوص خشونت خانگی دارد و می تواند اعضاء خانواده را دچار آسیب های روانی متعددی کند. چرا که وابستگی غیر طبیعی به عمل جنسی و تمایل و وابستگی و کشش نیرومند به ادامه این رفتار می تواند پیامدهای متعددی بر روی جسم و روح افراد خانواده داشته باشد به همین دلیل درمان چنین اختلال رفتاری می تواند بر روی کاهش خشونت و آثار روانی ناشی از آن مهم باشد. اولین گام در درمان را می توان با مراجعه به پزشک و درمانگر برداشت. اما درمان را می توان با آمــوزش تکنیک های غلبه بر استرس ، بازسازی روابط از هم گسسته فرد، آموزش نحوه ارضاء تمایلات جنسی بطور سالم و طبیعـی پیگیری کرد.

اما از آنجایی که اعتیاد به سکس هم ناشناخته است و هم بیشتر مواقع با شهوت اشتباه گرفته می شود؛ پس از آگاهی از مشکل خود اولین مرحله درمان این است که تشخیص دهید دچارچنین عارضه ای شده اید. باید نگاه دقیقی به رفتار فردی و مشکلاتی که به مثابه آن برای خود ایجاد می کنید- مشکلات احساسی، جسمانی، و یا اقتصادی- داشته باشید. اگر احساس می کنید که درگیر یک ارتباط عاشقانه اعتیادآور شده اید حتماً باید به دنبال کمک گرفتن از کارشناسان حرفه ای باشید. مشاوره های روانشناسی برای کسانی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم دچار چنین عارضه ای هستند پیشنهاد می شود.

درمان باید حداقل چند مورد از موارد زیر را در بر بگیرد:

قطع مصرف دخانیات و مشروبات الکلی، بازسازی روابط، مدیریت استرس، کمک به خویشتن، در خلال اعتیاد به سکس نیز اغلب افذاد دچار یک دور تسلسل می شوند و هر چه تلاش می کنند قادر به متوقف ساختن عادات خود نیستند.

در طول دوره ترک حتماً این سه مورد باید مورد توجه قرار بگیرد:

دلیل برقرای رابطه جنسی، قضاوت فردی، رفتارهای بازدارنده

رفتارهای فرد معتاد در حین درمان تاثیر پذیر از موارد زیر هستند:

محیط درمانی، همکاری اطرافیان، فعالیت های گروهی، کسب آگاهی، کمک به خویشتن، قرار گرفتن در محیطی که بتوان مراحل درمان را به راحنی طی کرد.

افراد باید بتوانند رفتارهای خود را بدون وجود هیچ گونه ترسی به دقت ارزیابی نموده و اطمینان داشته باشند که اطرافیانشان با آنها حس همدردی می کنند و برایشان ارزش و اهمیت قائل هستند. ضمن گفتگو با کارشناسان و مشاوران مشکل به صورت ریشه تشخیص داده می شود و بعد یک برنامه زمانبندی شده برای درمان ایجاد می گردد. در طول این بازه، فعالیت های فردی شخص زیر ذره بین برده می شود و هر مانعی از سر راه درمان برداشته می شود. مشاور ارتباط نزدیکی را با بیمار برقرار می کند و سپس یک برنامه درمانی مدون تهیه نموده و هر تغییری که لازم باشد بعداً در آن اعمال می کند.

فراموش نکنید اعتیاد به سکس برای اطرافیان شما رفتارهای خشونت آمیز ایجاد میکند پس به فکر درمان باشید.

منبع http://www.khanehamn.org

1- اینکه فقط در تختخواب به دنبالش باشید! بعد از یک روز طولانی و خسته ‌کننده، وقتی با هم روی ملحفه‌ها می‌غلتید، اگر از قبل هیچ پیش‌درآمدی نبوده باشد، احتمال اینکه وارد اتفاق اصلی شوید بسیار کم است. دنبال کردن همسرتان یک کار تمام‌وقت است. زن‌ها خیلی دوست دارند که مردشان دنبالشان باشد و بهترین روش دنبال کردنشان، دنبال کردن فکری است. بگذارید بفهمد که به او فکر می‌کنید و تمایلات‌تان تمام روز متوجه اوست.

2- حرف نزدن و مستقیم عمل کردن: خیلی از مردها به اشتباه تصور می‌کنند که رابطه ‌جنسی حتماً پیش می‌آید. به نظرتان رابطه‌ جنسی بخشی از زندگی زناشویی است، درست است؟ اگر این باور را دارید، باید بیشتر از این جمله ساده که، “عزیزم می‌خوای سکس داشته باشیم؟” تلاش کنید. بااینکه ممکن است تصور کنید که این جمله هیچ ایراد و اشکالی ندارد اما گفتن آن به این شکل آن را یک اجبار نشان می‌دهد. سعی کنید کمی رک‌تر بگویید، “عزیزم، می‌خوامت!”

3- رها کردن خودتان: ممکن است بعد از ازدواج خودتان را رها کنید، به خودتان رسیدگی نکنید و حتی وزنتان بالا برود. خودتان را کامل رها نکنید. بااینکه برگرداندن همه چیز به وضع قبل از مجردی و تبدیل این شکم پر از چربی به شکم شش‌تکه قبل از ازدواج کمی سخت است، اما عجله نکنید. همسرتان شوهری می‌خواهد که از خودش مراقبت کند، از بهداشت عمومی گرفته تا نحوه لباس پوشیدن‌تان و وضعیت‌تان—چه از نظر جسمی، چه فکری و چه روحی.

4- زود رفتن سر کار اصلی: اگر بخواهید زود سراغ اندام اصلی در رابطه‌ جنسی بروید، چه با دست باشد و چه اندام جنسی‌تان، اصلاً ایده خوبی نیست. همسرتان باید قبل از اینکه سراغ آن بروید خوب تحریک شده باشد. روی کل بدن او تمرکز کنید. از نوک سر تا نوک پا. و ذهنش را فراموش نکنید. شده است تابحال درمورد افکارش در این مورد سوال کنید؟

5- نادیده گرفتن کلیتوریس (چوچوله): خیلی از مردها ممکن است تصور کنند که توانایی ارگاسم خانم‌ها به دخول بستگی دارد. بااینکه دخول همراه با لذت است اما راه اصلی برای ارضاء کردن او جای دیگری است.

تنها عملکرد کلیتوریس لذت ‌دهی است. پس هیچوقت آن را نادیده نگیرید. اگر شما یکی از بسیار مردانی هستید که می‌دانید چه می‌گوییم، به کتابخانه رفته و یک کتاب آناتومی پیدا کنید. درمورد بدن او مطالعه کنید و مطمئن باشید که او قدردانتان خواهد بود.

6- فراموش کردن محرک‌های جنسی دیگ: بیشتر زن‌ها نواحی تحریک‌کننده دیگری هم به جز سینه‌ها، نوک‌سینه‌ها و اندام جنسیشان دارند. این سه متداول‌ترین این نواحی هستند که برای مردان حین پیش‌درآمد رابطه‌ جنسی تحریک‌کننده ‌تر هستند اما باید صبر کنید که همسرتان اجازه آن را به شما بدهد. از او بپرسید که چه دوست دارد و بعد چیزی که می‌گوید را به خاطر بسپرید. برای پیدا کردن نواحی تحریک‌ کننده همسرتان وقت بگذارید: گردن، شانه‌ها، پشت، باسن، پاها هم جزء نواحی متداول تحریک ‌کننده در بدن هستند. همیشه یادتان باشد یکی از تحریک‌کننده ‌ترین جاهای بدن او، گوش‌هایش است.

7- دنبال امتیاز بودن: خیلی از مردها می‌خواهند فقط “کمی” به دست بیاورند. باید بفهمید که رابطه‌ جنسی زمانی خوب است که هر دوی شما در آن شریک باشید. سعی کنید در همان لحظه زندگی کنید.

8- اکتشاف نکردن خیالپردازی‌های همسرتان: همه زن‌ها یک روی شهوانی دارند. با اینکه بعضی از آنها نمی‌دانند که این جنبه‌شان کجاست اما تحقیقات نشان داده است که زنان با خیال‌پردازی‌های واضح و آشکار خیلی بیشتر از خیالپردازی‌های رمانتیک تحریک می‌شوند. اگر دوست دارید که همسرتان برای شما “لباس دلخواه‌تان” را تن کند اما او حوصله ندارد، چرا شما نباید چنین کاری برای او بکنید؟

9- اینکه فکر کنید باید مثل یک هنرپیشه فیلم پورنو رفتار کند! یکی از بدترین چیزهایی که ممکن است مردی از همسرش انتظار داشته باشد این است که خیال‌پردازی‌هایی که فقط در فیلم‌های پورنو می‌تواند ببیند را برای او انجام دهد. این واقعیت نیست. او یک شیء نیست، با او مثل یک ابزار رفتار نکنید!

10- اینکه فکر کنید یکبار برای او کافی است. یکبار ارگاسم کامل شده است و کاملاً راضی است، درست است نه اشتباه می‌کنید! خیلی از زنان مثل مردان با یک ارگاسم راضی نمی‌شوند. حتی اگر به ارگاسم شدن دوباره خودتان هم راضی باشید اما باید بدانید که دخول تنها راه ارضا کردن همسرتان نیست. راه‌های دیگری هم برای لذت دادن به او وجود دارد.

10- البته باید اول مطمئن باشید که به ادامه کار تمایل دارد. مردها ممکن است تصور کنند که اگر ارگاسم بیشتری نصیب همسرشان کنند، معشوق بهتری هستند. اگر او کاملاً ارضا شده باشد و دیگر تمایلی به ادامه کار نداشته باشد، این درست نیست. اگر با این شرایط بخواهید کار را ادامه بدهید آنوقت از جسم او برای ارضاء نفستان استفاده می‌کنید و این اصلاً کار جالبی نیست!

11- اینکه خیلی سریع پیش بروید. کُند پیش بروید. سعی کنید از با هم بودن لذت ببرید. اما اگر زمانتان کم است ممکن است نتوانید اما اگر وقت کافی دارید، عجله نکنید. کند پیش بروید، ریلکس باشید و لذت ببرید!
منبع http://zendegi-e-salem.blogsky.com

موج گسترش ایدز به علت نااشنایی

نوشته dorbin2013 در 18. January 2014 - 0:57

ناظران ما با توجه به پایین آمدن سن سکس در ایران و نبود اطلاعات لازم برای جلوگیری از انتقال ویروس در حین رابطه جنسی عنوان میکنند موج سوم ایدز در ایران از طریق رابطه جنسی مدت ها است که آغاز شده است.
در ادامه همین سریال نبود اطلاعات و حتی فرهنگ مناسب برخورد با این بیماری حاملان ویروس اچ.آی. وی به خصوص زنان، زندگی دشواری در ایران دارند.
یک خانم حامل ویروس ایدز و دو تن از دست اندرکاران«انجمن حمایت و یاری آسیب دیدگان اجتماعی مرکز البرز» تجربیات خود را از موج انتقال ایدز از طریق سکس و معضلات روزمره زنان حاملان ویروس اچ.آی.وی و مبتلایان به ایدز میگویند.
شرکت کننده

الهه

مهدی

نگار
«در یک دبیرستان از 1500 دانش آموز 19 نفر مبتلا به ایدز بودند»
الهه یکی از مسوولین عالی رتبه این انجمن است که تجربیات زیادی درمورد برخورد با زنان و دختران حامل ویروس اچ آی وی دارد:

با توجه به آغاز شدن موج سوم ایدز در ایران که موج ابتلای جنسی است باید در دبیرستان های آموزش لازم در زمینه راه های پیش گیری از ایدز داده شود. زمان آقای خاتمی پوسترهایی در دبیرستان ها پیرامون رفتارهای پرخطر و راه های مقابله با گرفتار شدن به ویروس اچ.ای.وی پخش شده بود در زمان آقای احمدی نژاد حتی این کار هم قطع شد ما هم هرگاه خواستیم خودمان اطلاعاتی در مورد ایدز و رفتارهای پر خطر در اختیار دبیرستان ها قرار دهیم با این جمله که «شما چشم و گوش بچه ها را باز میکنید» مواجه شدیم و مخالفت شد.
برخلاف آنچه که تصور میشود نسل جدید اطلاعات بیشتری در زمینه روابط جنسی و کاندوم و غیره دارد؛ اصلا این طور نیست.
مسایل جنسی زیادی در اینترنت پیدا میشود اما اطلاعات آموزشی و مناسبی در واقع وجود ندارد، از سویی سن رابطه جنسی در ایران به سیزده سال رسیده است و این نسل دقیقا نسلی است که در دوران نوجوانی در این هشت سال هیچ آموزش جنسی ای حتی در حد همان پوسترها هم ندیده است. در یک دبیرستان در یک محله فقیرنشین کرج از یک معلم پرورشی خواهش کردیم در کلاسها هر دختری که سوالهایش کمی بوی روابط جنسی دارد را جدا کند تا ما با آنها کمی بازتر صحبت کنیم و روش استفاده از کاندوم را به آنها آموزش دهیم که مدرسه موافقت نکرد، در همین دبیرستان از تمام 1500 دانش آموز آن آزمایش ایدز گرفته شد و عدد فاجعه آمیز 19 حامل ویروس اچ آی وی در این دبیرستان دخترانه یافت شد. وضعیت در کرج بحرانی تر از تهران است، سن متوسط فحشا در تهران 25 سال است در کرج 19 سال است و به علت مهاجرت شدید به این شهر،کرج مبدل به حیات خلوت سکس تهران شده است. در این شهر چهار زندان بزرگ داریم که یکی از آنها مختص معتادان است، بسیاری از این زندانیان ایدز دارند اما مسولان زندان برای این زندانیان ملاقات شرعی ترتیب میدهند[ملاقاتی که زندانی حق دارد طی آن با همسر خود رابطه جنسی داشته باشد] و این ها هم از کاندوم استفاده نمیکنند و همسرانشان مبتلا به ایدز میشوند. در زمان خاتمی برای این افراد کلاس های مشاوره گذاشته میشد که از زمان آقای احمدی نژاد این هم قطع شد، با رییس زندان این معضل را مطرح کردیم و به ما گفت به شما ربطی ندارد.

بسیاری از این خانم ها حتی بعد از مرگ همسرانشان متوجه میشوند که همسرشان مبتلا به ایدز بوده اند و نکته مهم اینکه ما اساسا آماری از مرگ و میر بر اثر ایدز در ایران نداریم چون علت مرگ این افراد ایست قلبی ذکر میشود.
ما به علت وخیم بودن وضعیت در استان البرز بارها تلاش کردیم تا با مقامات این استان صحبت کنیم ولی تاکنون هیچ دسترسی به آنها نداشته ایم. نکته مهم این است که ما نباید از این بیماران بترسیم و یا وجود آنها را کتمان کنیم. ترس باید جایی باشد که رفتار پرخطر وجود دارد. مثل رابطه جنسی پرخطر، تتو، ما حتی موردی داشتیم که چند برادر برای قمه زنی رفته بودند قم، یکی از برادران که مدتی زندانی بوده مبتلا به ایدز بوده از این طریق ویروس به تمامی برادران و سپس زنان آنها منتقل شده بود و تمامی برادران و همسرانشان مردند و فقط کودکان این خانواده باقی مانده اند ، میخواهم بگویم برخلاف تصور بسیاری، حتی افرادی تا این حد مذهبی هم در معرض خطر هستند و آموزش برای کنترل موج ایدز در ایران لازم است.

بسیاری از نسل جوان و تحصلیکرده نیز در روابط جنسی مشکوکش از کاندوم استفاده نمیکنند»
مهدی، یکی از مسولان «انجمن حمایت و یاری اسیب دیدگان اجتماعی مرکز البرز» است که در بسیاری از کارگاه های آموزشی این انجمن را برگزار میکند.

انجمن ما زنان مبتلا به ایدز و یتیم هایی که والدین آنها به علت بیماری ایدز
فوت کرده اند را تحت پوشش قرر میدهد. 90 درصد این خانم ها همسرانشان در زندان مبتلا به ایدز شده اند و آنها از طریق همسرانشان ویروس اچ آی وی دریافت کرده اند و باقی نیز خودشان معتاد تزریقی بوده اند و از این طریق مبتلا به ایدز شده اند.
این خانم ها اکثرا از خانواده های خود ترد میشوند و چون سرپرست خانواده نیز هستند، ما سعی میکنیم شغل و یا درآمدی برای آنها تامین کنیم. یکی دیگر از کارهایی که ما در انجمن انجام میدهیم این است که این قدرت را به این زنان بدهیم که این خانم ها بیماریشان را تا جایی که ممکن و لازم است پنهان نکنند. به طور مثال کودکان این خانم ها که حتی خودشان هم مبتلا به ویروس اچ آی وی نیستند را مدیران مدرسه اخراج میکنند چون ما به آنها میگوییم که باید این مشکل را با مدیر مدرسه درمیان بگذارید به طور مثلا به تازگی از ده بچه مدرسه ای که در انجمن ما هستند که برخی حتی مبتلا نیز نبوده اند چهار نفر آنها از مدرسه اخراج شدند. عجیبتر اینکه پزشکان و داندانپزشکان که قسم خورده هستند و اطلاعات کامل دارند از پذیرفتن این خانم ها سر باز میزنند و آنها را از مطب های خود بیرون میکنند. اینجا است که ما وارد عمل میشویم. با مدیران مدرسه صحبت میکنیم و یا پزشکان و دندانپزشکانی که همکاری میکنند را به این خانم ها معرفی میکنیم. موردی داشتیم که دختر یک خانم مبتلا به ایدز که خودش حامل ویروس نیست در مدرسه زمین خورده بود و مدیر مدرسه او را به این علت اخراج کرد و ما مجبور شدیم به سختی او را در مدرسه ای دیگر ثبت نام کنیم!

مورد وحشتناکی که داریم این بود که جامعه پزشکی شهر کرج یک خانم دکتری که با ما همکاری میکند را به خاطر کمک به وضع حمل یک مادر در بیمارستان بایکوت کرده اند! دیگر دکترهای بیمارستان گفته بودند تو حق نداشتی در بیمارستانی که مردم می آیند، بچه این زن را سزارین کنی! خوشبختانه این کودک به دنیا آمد و به ایدز نیز مبتلا نشد.
یا خانم هایی از انجمن ما به پزشک و داندانپزشک مراجعه کرده اند و آنها هم هزینه ویزیت خود را به قدری بالا گفته اند که این خانم ها توان پرداخت نداشته باشند و از مطب خارج شوند. باید از این پزشک ها پرسید آیا خوب بود این خانم ها هیچ اطلاعی به شما نمیدادند و راحت ویزیت میشدند؟
یعنی جامعه پزشکی ما هم حتی فرهنگ لازم برای مواجهه با مبتلایان به بیماری ایدز را ندارد.
علت نیز اسم و عنوان بدی است که این بیماری در کشور ما به آن ما شناخته میشود، گویی که تمامی زنان مبتلا به این بیماری روسپی هستند. من بارها در گردهمایی هایی که برای جوانان درمورد ایدز برگزار کرده ایم صحبت کرده ام بارها شنیده ام که کسی به من گفته «من با یک ایدزی بودم الان چه کار کنم؟» منظورش این است که با یک روسپی رابطه جنسی داشته و روسپی و را معادل افراد مبتلا به ایدز میگیرند!
ما در این ان.جی.او بیشتر تلاش میکنیم این زنان از دست زدن به دو کار خطرناک خودداری کنند یک خودکشی-ما خانمی را در انجمن داریم که خودش را از گردن به پایین آتش زده است.- و همینطور انتقام از جامعه و تلاش برای مبتلا کردن دیگران به این ویروس.
ما در انجمن به هر کودک ماهانه 100 تا 200 هزار تومان میدهیم به شرطی که خودش و مادرش که مبتلا به ایدز است در جلسات ما شرکت کنند و در جلسات به آنها یاد میدهیم چگونه با این بیماری کنار بیایند چه طور ابتلای خود را در جامعه در صورت نیاز اعلام کنند و ... سعی میکنیم برای این مادران خانه تهیه کنیم، روانشناس با آنها صحبت کند و هر ده یا 15 روز آنها را به پیکنیک و گردش میبریم.

بودجه ما از کمک خیرین تامین میشود خوشبختانه طی ده سال اخیر فرهنگ کمک به ان.جی.او ها در میان مردم بسیار افزایش یافته است و باید تاکید کنم متاسفانه جامعه پزشکی هیچ کمکی به ما نمیکند.
مبتلایان نیز از طریق کلنیک های مثلثی بهزیستی به ما معرفی میشوند. در کنار این اقدامات ما برای ادارات نهادها و هر جایی که استقبال کنند کلاس های آموزشی در این زمینه برگزار میکنیم.
نکته نگران کننده در کشور ما این است که موج سوم ایدز در ایران آغاز شده و بر خلاف کشورهای دیگر که میزان انتقال از طریق سکس کاهش داشته، این عامل دارد به شدت رشد میکند در هر جمعی که من در بین جوانان میروم و صحبت میکنم و از رفتارهای پرخطر میگویم در میان جمع به وضوح میبینم سه یا چهار نفر رنگشان میپرد! عجیب است اما متاسفانه نسل نوجوان و جوان ایران حتی تحصیلکرده ها و یا بخش متمول جامعه نیز نمیدانند که در رابطه جنسی مشکوکشان باید حتما از کاندوم استفاده کنند.
من سال هاست که وارد معضل ایدز در ایران شده ام، پیش از آن تصورم این بود که بخش فقیر و کم سواد باید به علت کمبود اطلاعات، بیشتر به این معضل دچار شده باشد اما حالا بعد از حدود ده سال شاهدم که بخش اعظمی ازکسانی که بعد از جلسات من را کنار میکشند تا از من سوال بپرسند خانم های متاهل، با سواد و بخش متوسط به بالای جامعه هستند، چرا که از رابطه جنسی مشکوکی که داشته اند نگران شده اند. طبق آمار «هات لاین» دفتر ما در تهران، 60 درصد تماس ها از سوی افراد متاهل و 70 درصد دارای سطح سواد بالای لیسانس هستند که به علت رابطه جنسی پر خطر با این «هات لاین» به صورت گمنام تماس گرفته اند و خواستار اطلاعات شده اند.

«پزشکان و داندانپزشکان از معاینه ما سر باز میزنند»
نگار 31 ساله است و ویروس اچ آی وی از طریق همسرش به او منتقل شده. همسرش پیش از مرگ به دلیل ابتلا به ایدز فوت کرده است. او میگوید همسرش به علت خالکوبی در زندان مبتلا به ایدز شده بوده.

از سال 86 شوهرم بیمار بود و من هم آزمایش دادم و پسرم هم آزمایش داد مال من مثبت بود و پسرم که اکنون سه سال دارد سالم است.
ما در ایران از نظر دارو مشکلی نداریم، چون داروها به طور رایگان به بیماران مبتلا به ایدز داده میشود. [به گفته ناظران ما متوسط هزینه ماهانه داروی یک بیمار مبتلا به ایدز 2 میلیون 700 هزار تومان است]
بزرگترین مشکلی که ما در ایران داریم این است که در جامعه، پذیرفته نمیشویم و همه نگاه بدی به ما دارند گویا همه ما یا معتاد هستیم و یا اینکه روسپی بوده ایم. خانواده من حتی از این موضوع خبر ندارند چون میدانم که اگر متوجه شوند من را بایکوت خواهند کرد من خودم که در ابتدا مبتلا به این بیماری شده بودم بسیار وحشت داشتم.
یکی دیگر از مشکلات زنانی مانند من که اکثرا همسرشان زندانی بوده اند و فوت کرده اند این است که ما سرپرست خانواده نیز هستیم و یافتن یک شغل بسیار دشوار است. در ایران پیدا کردن یک شغل برای یک زن مشکل است من هم هر روز از نظر جسمی ضعیفتر میشوم و یافتن شغل باز سخت تر میشود. من خودم در یک تولیدی با چرخ خیاطی کار میکردم اما درد گردن و کمر دیگر اجازه نمیدهد زیاد کار کنم. زندگی برای من بسیار دشوار شده بود تا اینکه چند ماهی است با انجمن آشنا شده ام و با زنانی که مشکلات مشابه من دارم دیدار کردم، از برنامه ها و کمک های این انجمن استفاده میکنم و خدا را شکر وضعیتم بهتر است. من بارها مشکلات زیادی برای رفتن به داندانپزشکی، پزشک و حتی آرایشگاه رفتن داشتم، چون این افراد از پذیرفتن ما سر باز میزنند چون ما مثل برخی دیگر از حاملان ویروس اچ آی وی این بیماری از پزشکان، داندانپزشکان و ... پنهان نمیکنیم. اما ازطریق این انجمن وضعیتم در این زمینه بهتر شده است.
منبع france24.com

چرا میل جنسی مرد‌ها کاهش پیدا می‌کند؟

نوشته dorbin2013 در 18. January 2014 - 0:48

مغز مرکز اصلی بدن است و از همین رو فرمانده ایجاد و پردازش تحریکات جنسی نیز به شمار می‌رود. در واقع هیجان و اشتیاق جنسی، کاهش یا افزایش آن هم از مغز آغاز می‌شود. بنابراین، در اغلب مسائلی چون افسردگی، خشم و اضطراب و... که بر کاهش میل جنسی مرد‌ها اثر می‌گذارند رد پایی از مغز دیده می‌شود .

افسردگی
بیماری افسردگی تمایلات جنسی را کاهش داده و در اغلب موارد منجر به اختلالات نعوظ در مردان می شود. از سوی دیگر بسیاری از داروهایی که در درمان افسردگی به کار می روند نیز می توانند تحریکات جنسی را مهار کرده و نعوظ را با مشکلاتی همراه سازند .

الکل
در بسیاری از جوامع، افراد برای بهبود خلق و خوی خود الکل می نوشند. اما افراط در مصرف الکل موجب اختلال در نعوظ می شود. این مشکل معمولا موقتی است و با گذشت زمان برطرف می شود .

داروها
بسیاری از داروها عملکرد جنسی را تحت تاثیر قرار داده و با اختلالات نعوظ همراه هستند. برخی داروهای فشارخون، مسکن ها و داروهای ضد افسردگی از این دسته داروها به شمار می روند. مواد مخدر از جمله آمفتامین ها، کوکائین و ماری جوانا نیز موجب بروز مشکلات جنسی در مردان می شوند .

استرس
غرق شدن در مسئولیت های بی شمار شغلی و مشکلات روزمره زندگی، نشاط و سرزندگی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. استرس و اضطراب، بسیاری از بخش های بدن از جمله دستگاه تناسلی مردان را با مشکل روبرو می سازد. مقابله با استرس از طریق ایجاد تغییراتی در شیوه زندگی مانند ورزش منظم، خواب کافی، تغذیه مناسب و در صورت لزوم مراجعه به پزشک، می تواند وضعیت سلامت و آرامش فرد را بهبود بخشیده و عملکرد جنسی را نیز اصلاح نماید .

عصبانیت و خشم
رومانتیک و احساساتی بودن در زمانی که شما خشمگین و عصبانی هستید تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد، حتی اگر علت خشم شما ارتباطی به همسرتان نداشته باشد. عدم ابراز خشم و یا ابراز نامناسب آن موجب اختلال در عملکرد جنسی به ویژه در آقایان می شود .

نگرانی و تشویش
نگرانی در مورد این که نتوانید در رابطه جنسی خود موفق عمل کنید، برقراری این رابطه را برایتان مشکلتر می سازد. نگرانی در مورد سایر ابعاد زندگی نیز برعملکرد جنسی شما تاثیر گذار است. نگرانی شما به هر دلیلی باشد موجب ترس و انزوا شده و شما را در چرخه باطلی گرفتار می سازد که نتیجه آن اختلال در زندگی جنسی و رابطه عاطفی می باشد .

عوارض میانسالی
اضافه وزن و چاقی عملکرد جنسی شما را تحت تاثیر قرار می دهد. در مردان چاق ترشح هورمون جنسی مردانه یعنی تستوسترون کاهش یافته و تمایلات جنسی و نعوظ با اختلال روبرو می شوند. همچنین چاقی در اغلب موارد با فشارخون بالا و سخت شدن شریان ها نیز همراه است که در این حالت جریان خون در دستگاه تناسلی مردان کاهش می یابد و نعوظ را با اختلالاتی روبرو می سازد .

عدم اعتماد به نفس
وقتی شما خودتان را دوست ندارید، نمی توانید از همسر خود توقع داشته باشید که احساس کاملا مثبتی به شما داشته باشد. تصویر ذهنی منفی نسبت به خود موجب نگرانی شما در مورد عملکرد جنسی تان شده و کیفیت رابطه جنسی شما را به شدت کاهش می دهد .

کاهش میل جنسی
میل جنسی پایین مترادف با اختلال نعوظ نیست اما بسیاری از عواملی که موجب اختلال در نعوظ می شوند می توانند علاقه و تمایل شما به رابطه جنسی را نیز کاهش دهند. عدم اعتماد به نفس، استرس، نگرانی و برخی داروها اشتیاق به برقراری رابطه جنسی را کم می کنند .

وضعیت سلامتی
بسیاری از بیماری ها موجب اختلال در اعصاب، عضلات و جریان خون مورد نیاز برای نعوظ می شوند. دیابت، فشارخون بالا، تصلب شرایین، ضایعات نخاعی و بیماری ام اس می توانند منجر به اختلالات نعوظ شوند. اعمال جراحی برای رفع مشکلات پروستات و مثانه نیز اعصاب و عروق خونی کنترل کننده نعوظ را تحت تاثیر قرار می دهند .

رفع اختلالات نعوظ
شاید به عقیده بسیاری از افراد، مشاوره با پزشک در مورد زندگی جنسی خود سخت و غیر ممکن به نظر برسد، اما این اقدام بهترین و تنها روش موثر برای درمان مشکلات جنسی و بازگشت به زندگی جنسی سالم است. پزشک منشا مشکل شما را پیدا کرده و با مداخلاتی همچون توصیه به تغییر شیوه زندگی مانند ترک سیگار و کاهش وزن، دارو درمانی، هورمون درمانی، روان درمانی و مشاوره روانشناسی مشکل جنسی شما را معالجه می نماید .

تاریخ: ۱۳۹۲/۰۸/۱۶
منبع: جام جم

چرا دختران کوچک ادای سکسی درمی‌آورند؟

نوشته dorbin2013 در 18. January 2014 - 0:45

خانم «ریچل کومب» مقاله‌ای دارد با این عنوان: «چرا دختران کوچک ادای سکسی درمی‌آورند؟»
تشویش‌های خانم کومب که به نگارش این مقاله می‌انجامد از زمانی آغاز می‌شود که دخترش هنگام تولد دوسالگی‌اش چند جفت کفش پاشنه بلند زرق و برق‌دار هدیه می‌گیرد. او تفاوت زیادی بین کودکی خودش که عاشق «لباس بازی» بود و پوشاک مادربزرگ را در حین بازی خلاقانه به تن می‌کرد، با «لباس بازی» های امروز می‌بیند که توسط شرکت‌های تبلیغاتی و اسباب‌بازی فروشی‌ها به دختربچه‌ها تحمیل می‌شود.
خانم کومب اعتراف می‌کند که هیچگاه رفتارهای افراطی ستارگان نوجوان هالیوود در برابر دوربین خبرنگاران، نظیر لباسِ بیش از حد بزرگسالانه و سکسی «نوآه» خواهرِ نه ساله خواننده معروف «میلی سایروس» که همان «هانا مانتانا» ی معروف است او را تا بدین‌حد نگران نکرده بودند. حتی مشاهده ویدئوی منتشرشده دختران زیر ۱۰ سال در «یوتیوب» در مسابقات رقص با لباس‌های بدن‌نما و نیمه لخت نیز حساسیتی در او ایجاد نکرده بوده است.
او می‌نویسد دیدن دخترکان مشهور سینما و تلویزیون که ادا و حرکات یا حتی بدن‌نمایی سکسی «بیانسه»، خواننده معروف را تقلید می‌کردند نیز برایش نگران‌کننده نبوده؛ چون همیشه فکر می‌کرده این نوع «کودکانِ هالیوودی» در زندگی معمولی دختران معمولی نقشی ندارند.
این نویسنده البته تاکید کرده که به عنوان ژورنالیست، از سر و صدای رفتار سکسی دختر بچه‌ها در رسانه‌ها خبر داشته، اما وقتی متوجه عمق ماجرا و گسترش این نگرانی در سطح جامعه و بین دوستان دور و برش شده که متوجه تاثیر تبلیغات روی دختر چهارساله‌خودش می‌شود.
ریچل کومب در مقاله خود سخنان یکی از دوستانش را آورده که گفته است دختر نوجوانش می‌خواهد با هر کلکی شده حتی با گذاشتن پارچه اضافی در زیر لباسش به برآمدگی‌های بدنش جنبه سکسی بدهد. یکی دیگر از دوستانش از شلوار رقص بسیار چسبانِ دخترش گله کرده است. به گفته او، روی این شلوار در دو طرف قسمتی که باسن این دختر شش ساله را می‌پوشانده نقش قلب حک شده است. مادر این دختر گفته است: دیوانه‌بازی‌های نوجوانان در فیلم‌های هالیوودی به زندگی دختران معمولی نیز سرایت کرده است.

بر اساس آمار «کانون جلوگیری از حاملگی نوجوانان»، ۲۲ درصد از دختران ۱۳ تا ۱۹ ساله آمریکا، تصاویر لخت و نیمه لخت خود را در شبکه‌های اینترنتی قرار داده‌اند.
خانم کومب در مقاله خود نوشته است که عزم خویش را جزم کرده تا بتواند تدابیر مختلف کمپانی‌های تبلیغاتی را به ویژه در دنیای سرگرمی‌ها و بازار مصرف از دید یک مادر مورد بررسی مجدد قرار دهد. او امیدوار است با این دانش گردآوری شده قبل از هرکس دیگر، از غلتیدن دختر خودش به دنیای سکسی‌نمایی زودرس جلوگیری کند.

او با تهیه سئوالاتی در این زمینه و ارسال آن به صاحب‌نظران آموزشی، متخصصین و حتی والدین به چند واقعیت اساسی پی‌برده است. قبل از هر چیز این‌که شست‌وشوی مغزی دختران کوچک خیلی زودتر از آن‌که تصور می‌کنیم شروع می‌شود. او از طریق خواندن کتابی که «پگی اورنستاین» نوشته است پی برده که دختران همسن فرزند خودش از سال‌ها قبل توسط کمپانی‌های ذی‌نفع در بازار مصرفی، مورد هدف قرار گرفته‌اند.

به اعتقاد خانم اورنستاین نویسنده کتاب «سیندرلا دخترم را قاپید»، از همان سال‌های اولیه زندگی، راه برای بلوغ زوردرس، سکس و سکسی شدن و مصرفی شدن زودرس دختران توسط کمپانی‌های سینمایی (و به عنوان نمونه با «پرنسس‌های والت دیسنی»)، شبکه‌های تلویزیونی و صنعت سودآور اسباب بازی‌ها هموار می‌شود.

این پژوهشگر برای آن که والدین متوجه شوند بزرگ کردن دختر سالم و طبیعی چقدر سخت است و چه هوشیاری عظیمی را طلب می‌کند تحقیقاتی را جمع‌آوری کرده است که به عنوان نمونه نشان می‌دهد سهم تبلیغات کالا برای دختران خردسال در سال ۱۹۸۳ به ۱۰۰ میلیون دلار می‌رسیده ولی در حال حاضر به ۱۷ بیلیون دلار رسیده است. این افزایش غیر قابل باور برای این است که سیستم همه جانبه‌ای طراحی شود تا برای دختران از روز اول زندگی، دام تبلیغاتی عظیم و صورتی رنگی را بگستراند؛ دامی که نتیجه طولانی مدت آن، جنسی شدن روح و روان دختر بچه‌ها در سریع‌ترین فرصت ممکن است.
خانم ریچل کومب این تردید منطقی را هم مطرح می‌کند که بعضی‌ها معتقدند لباس‌ها و اسباب بازی‌های بچه‌گانه صورتی‌رنگ نمی‌توانند سکسی باشند، اما باید به این نکته توجه کرد که البته می‌توان یک عروسک بچه‌گانه را سکسی نپنداشت ولی ساخت به غایت زیبا و گاه تاکید بر سکسی جلوه دادن شمار زیادی از آنها و همچنین طراحی وسایل دور و بر دختران با توجه به الگوهای سکسی، آن‌هم قبل از آن که خود کودکان معنای سکس را تشخیص دهند، ارزش‌هایی را به ذهن آنها تحمیل می‌کند و در درازمدت به آنها می‌قبولاند که خودشان نیز یک وسیله سکسی هستند و به همین دلیل، زیبا بودن باید مهم‌ترین آرزو و تصورآنها از خودشان باشد.
او از قول خانم اورینستون نویسنده کتاب «سیندرلا دخترم را قاپید»، اینطور می‌نویسد: «شاهزاده کوچک افسانه‌ها بودن، دوره موقت و گذرایی از زندگی دختران است» ولی همان دوره کوتاه تاثیر خود را برای همیشه بر شخصیت دختران خردسال می‌گذارد. آنچنان که می‌بینیم روح مستتر در پرسش معروف داستان «سپید برفی» در اکثر داستان‌های افسانه‌ای و «باربی» نیز تکرار می‌شود: آه ای آینه! زیباترین فرد این سرزمین کیست؟

((((((((((این است که برای دختران، باهوش‌تر بودن، مهربان‌تر بودن، خلاق‌تر بودن و شجاع‌تر بودن هدف اصلی در زندگی قرار نمی‌گیرد بلکه مهم‌ترین توقع و آرزو و هدف دختران این می‌شود: می‌خواهم زیباتر از دیگران باشم. می‌خواهم سپیدبرفی باشم.))))))))))
نقل از http://www.goftogoonews.com

بکش و خوشگلم کن

نوشته dorbin2013 در 17. January 2014 - 23:52

چهارساعت بیهوشی و ریکاوری همراه با دردی کشنده حاصل یک جراحی زیبایی بود که خودم تجربه‌اش کردم و امروز راضی هستم. این جراحی نه عوارضی برای من داشت نه دردسر زیادی. دردی را هم که کشیدم برایم لذت بخش بود؛ ارزشش را داشت. بیش ازاین که نگران درد باشم، حس خوبی داشتم و بیش‌تراز درد، به فکر آینه بودم وتماشای خودم.
رضایت از خود واعتماد به نفس بیش‌ترشاید اصلی‌ترین انگیزه جراحی زیبایی درمیان مردم باشد. جراحی‌هایی که حالا طیف گسترده‌ای ازاعضای بدن را در بر می‌گیرد و دیگر به جراحی بینی (رینوپلاستی) خلاصه نمی‌شود.
حالا می‌توان هرجای بدن را بزرگ یا کوچک کرد وچشم‌های پف کرده را باز. اصلا به قول دوستی که خودش هم این کار را کرده بود، می‌شود «کوبید و از نو ساخت». هرچند این کوبیدن و از نو ساختن دردسرهای زیادی به همراه دارد. بخت با من یار بود وبه خاطر یک بار تجربه جراحی پلاستیک، تقریبا می‌شود گفت جز دو ماه دوره نقاهت، دردسر زیادی نکشیدم. اما همه مانندمن خوش‌شانس نیستند.
دوستان زیادی را می‌شناسم که یکی یکی زیرتیغ جراحی رفتند اما بحث بعد از جراحی، به جای قوز بینی، بر سر صدای فس فس موقع غذا خوردن، خور و پف کردن موقع خواب، برابرنبودن اندازه سوراخ‌های بینی، کج شدن آن، طبیعی بودن یا عروسکی بودن بینی و از این قبیل مسایل بود؛ دردسرهایی که یکی یکی بعد از جراحی رینوپلاستی، سراغ خیلی‌ها می‌‌آید.
هر چند بیش‌تردوستانم که با این مشکلات دست وپنجه نرم کردند از جراحی بینی پشیمان نبودند و تنها درمورد انتخاب پزشک یا دقت بیش‌تر در دوران نقاهت ابراز پشیمانی می‌کردند.
دکتر«فرهاد آزاد»، جراح گوش، حلق وبینی درباره دردسرهای جراحی رینوپلاستی به «ایران وایر» می‌گوید:«چسبندگی داخل بینی، باقی ماندن انحراف تیغه بینی، تنگی دریچه داخلی بینی، تنگی دریچه خارجی بینی، بزرگ ماندن شاخک‌های بینی و صدمه برمجرای اشکی از عوارضی است که به "عوارض عملکردی احتمالی جراحی پلاستیک بینی" شهرت دارد.»
رینوپلاستی یکی از قدیمی‌ترین جراحی‌های زیبایی در ایران به شمار می‌رود اما عمل‌های تازه‌تری هم به گروه جراحی‌های زیبایی افزوده شده است که می‌توان به جراحی بلند کردن قد اشاره کرد. این جراحی در واقع برای افرادی ابداع شد که مشکلات خاصی از قبیل نابرابری قدی در دو پای خود داشتند اما کم کم در میان متقاضیان زیبایی نیز رواج پیدا کرد. سفت شدن عضلات، آسیب به عصب‌های پا، در رفتگی مفاصل ران، آسیب به تاندون پا، عفونت در بخشی از پا که تا یک سال باید دستگاهی را که برای کشیدن عضلات و استخوان وارد پا شده است، تحمل کند در این جراحی اجتناب ناپذیر است.
این‌ها عوارضی هستند که نه تنها تا چند ماه، احتمالا یک تا دو سال متقاضیان بلند قامتی را تهدید می‌کنند. این جراحی بسیار دردناک است و تا مدت‌ها نیاز به فیزیوتراپی دارد. ناتوانی در راه رفتن و از این قبیل ازعوارض این جراجی به شمار می‌رود.
گران قیمت بودن این جراحی مزید برعلت شده تا متقاضیان خاص و ویژه‌ای داشته باشد و هم‌چنان رینوپلاستی در صدر جدول درخواست علاقه‌مندان به زیبایی قرار گیرد.
دکتر آزاد می‌گوید فیزیک صورت ایرانی‌ها سبب شده تا بیش‌ترین تقاضا را برای رینوپلاستی داشته باشند همان‌طور که در آسیای شرقی، جراحی افتادگی پلک بالاترین میزان تقاضا را در میان جوانان به خود اختصاص داده است. براساس آمار، بیش‌ترین تقاضای جراحی رینوپلاستی درمیان ایرانی‌ها و برزیلی‌ها است.
چاقی و لاغری هم از آن مشکلاتی است که گاه به دست یک جراح زیبایی سپرده می‌شود؛ استفاده از پروتزهای سینه و حتی باسن برای لاغرها و لیپوساکشن و کوچک کردن سینه برای کسانی که اضافه وزن دارند.
«ماندانا» تمام رژیم‌ها را تجربه کرده بود؛ انواع کلاس‌های ورزشی، قرص‌ها و دستگاه‌هایی که صبح تا شب در شبکه‌های ماهواره‌ای تبلیغ می‌شوند. اما همه آن‌ها بی‌نتیجه ماند تا این که خود را به دست جراح زیبایی سپرد؛ از لیپوساکشن گرفته تا برداشتن بخشی از بافت بازوها، ران و سینه:«زندگی من بعد از جراحی‌ها هم تغییر چندانی نکرد. مدام نگرانم مثل قبل. این همه درد کشیدم اما همه می‌گویند اگر باز ناپرهیزی کنم، چاق می‌شوم. از ترس چاق شدن دوباره، اصلا نمی‌توانم غذا بخورم. جای بعضی از بخیه‌ها هم اذیتم می‌کند. کلا کلافه‌ام و هیچ حال خوبی ندارم. نمی‌دانم این همه درد ارزشش را داشت؟ از نظر روحی مریض شدم و با بوی غذا هم حالم به هم می‌خورد.»
ترس از بازگشت به وزن قبلی و مشکلات روحی پس از آن گریبان‌گیر افراد بسیاری شده است. «سیما» 50 ساله است و 8 سال پیش مانند ماندانا تن به جراحی‌های متعدد داد تا لاغر شود اما حالا به وزن قبلی بازگشته است.
می‌گوید:« بعد از جراحی، بیمار شدم. حالم خیلی بد بود. معده‌ام هرغذایی را که می‌خوردم، نمی‌پذیرفت. آن‌قدر که به شدت لاغرتر هم شدم. حالا بینی من روی صورت افتاده‌ام سنگینی می‌کرد. بینی را هم جراحی کردم. بعد پلک‌هایم به شدت افتاده شده بود. پلک‌هایم را هم جراحی کردم. راستش انگار به جراحی کردن معتاد شده بودم. در نهایت، بعد از تحمل ماه‌ها بیماری روحی، بالاخره با کمک یک روان‌شناس، خودم را یافتم. قید وسواس را زدم و حالا هیچ به وزنم فکر نمی‌کنم. از آن جراحی‌های متعدد، تنها بخیه‌هایش برایم باقی مانده‌اند.»
جراحی لیپوساکشن و برداشتن چربی‌های اضافه بدن یکی از آن جراحی‌های زیبایی است که علاوه بر خطرات بسیار، عوارض روحی ‌چون ترس از بازگشت به وزن قبلی را هم به همراه دارد.
تزریق ژل و بوتاکس، جراحی افتادگی پلک و لیفتینگ یا کشیدن پوست، جراحی مختص به دوران میانه‌سالی و سالمندی است که آن هم در ایران بسیار رواج دارد. دکتر«منظرشمسایی»، متخصص پوست دراین باره به «ایران وایر» می‌گوید:«من مخالف این تزریق‌ها نیستم اما متاسفانه به علت سرپایی بودن تزریق‌ها و سادگی ظاهری آن‌ها، بیش‎ترین شکایت ازهمین تزریق‌ها و جراحی‌های به ظاهر ساده است. اندکی خطا کافی است تا یک عمر پشیمانی به همراه داشته باشد. فلج شدن عضله‌ها، کج شدن ماهیچه‌های صورت و بسیاری عوارض دیگر که چون همه در صورت اتفاق می‌افتند، هیچ قابل پوشاندن نیستند.»
این متخصص پوست می‌گوید این روزها افراد غیرمتخصص زیادی دست به تزریق بوتاکس و ژل می‌زنند تا بیماران زیادی با عفونت یا سایرعوراض ناشی از آن به مطب متخصصان مراجعه کنند.
«شهلا» 49 ساله از رواج یافتن تزریق بوتاکس و حتی جراحی افتادگی پلک در سالن‌های آرایشی و مشاهداتش می‌گوید: «آرایشگاه یکی از دوستان من در میرداماد روزهایی در هفته را به این کار اختصاص داده‌اند. من بارها به آن‌ها اعتراض کردم که محیط آرایشگاه برای این کار مناسب نیست، آلودگی در این محیط زیاد است و خانمی که این کار را انجام می‌دهد فقط سال‌ها دستیار یک پزشک بوده است.جای بخیه‌های صاحب آرایشگاه یک بارعفونت کرد اما بازهم آن‌ها به طمع پول، این کار را ادامه می‌دهد. به علت ارزان بودن آن در آرایشگاه نسبت به مطب پزشک متخصص، متقاضیان زیادی هم دارند.»
نتیجه تحقیقات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علوم تحقیقات که «خبرآنلاین» آن را منتشر کرده بود نشان می دهد کسب زیبایی به عنوان عاملی برای افزایش اعتماد به نفس درمیان زنان مورد مطالعه، انگیزه اصلی تن دادن به جراحی زیبایی است. در نتیجه‌گیری این تحقیق آمده است که تمایل زنان به جراحی زیبایی با سن، اشتغال، پایگاه اجتماعی، رضایت مندی از زندگی و باورها و گرایش‌های دینی کاملا بی‌ارتباط است. در نتیجه این تحقیق، اعتماد به نفس بیش‌تر و رضایت از خود، اصلی‌ترین دلیل جراحی پلاستیک در میان خانم‌ها است.
حال سوال این‌جاست که با وجود این همه درد در کنار ترس زیاد ازعوارض احتمالی و حتی دردسرهای بعد از جراحی، آیا ارزش تن دادن به آن را دارد؟ قصه آدم‌هایی که تن به تیغ جراحی سپرده‌اند همان مَثَل قدیمی است که می‌گوید:«بکش و خوشگلم کن.»
چرا من به همه این سختی‌ها تن دادم؟ چون بارها از سوی دوستان و آشنایان مورد تمسخر قرار گرفته بودم؛ بخشی از وجودم را دوست نداشتم چون آن طور نبود که می‌خواستم باشد. حالا اما فکر می‌کنم این «باید» را دقیقا چه کسی تعیین کرده بود؟
ماندانا می‌گوید:« از این که دوست و آشنا به شوخی مرا کپل، خپل، چاقالو، صدا می‌زدند به ظاهر می‌خندیدم اما هر روز می‌دیدم از خودم متنفرم و خودم را دوست ندارم. از دیدن آدم‌های لاغر و باریک حسرت می‌خوردم. شاید اگرهمین شوخی‌ها نبودند، من هم تا پای مرگ خودم را عذاب نمی‌دادم.»
«ندا» هم تجربه جراحی بینی داشته است:« درمدرسه بچه‌ها به خاطر سوراخ‌های بزرگ بینی‌ام مسخره‌‌ام می‌کردند. به من می‌گفتند جنگ تمام شده ولی هنوز دو خمپاره در بینی تو باقی مانده است. حالا البته ازشکل ظاهری بینی‌ام ناراضی نیستم و اعتماد به نفسم بیش‌تر شده است.»
تنها پس از مهاجرت بود که نیمه پرلیوان را دیدم؛ وقتی که چند دوست چشم بادامی به من گفتند:«چه چشم و ابروهای زیبایی. شما دختران شرق میانه خیلی زیبا هستید.» و من گویی برای نخستین بار با خودم روبه‌رو شدم؛ بخشی از خودم که اصل بود.
برخی برای پوشاندن بخشی از بدن که به نظر نقصی دارد و برخی برای نزدیک شدن به معیارهای زیبایی که مدام در تغییر و تحول هستند، تن به جراحی زیبایی می‌دهند. روزی لب‌های برجسته، روزی دیگر پستان‌های بزرگ و روزی لاغری با پستان‌های افتاده مد می‌شود؛ چرخه‌ای که سر باز ایستادن ندارد. اما من قضاوتی نمی‌کنم. رطب خورده‌، منع رطب چون کند؟

نقل از سایت iranwire.com

این مطالب تماما از وب سایت iranwire.com جهت افزایش اطلاعات و اقدامات احتیاطی نقل گردیده است

همه ما به محافظت خودمان و عزیزان‌مان در برابر بیماری‌ها اهمیت می‌دهیم. این محافظت در افراد دارای فعالیت جنسی به معنای به کار بستن شیوه‌های سکس ایمن است. این شیوه‌ها به کاهش خطر دچار شدن به "بیماری‌های آمیزشی" و نیز پیشگیری از "بارداری‌های ناخواسته" کمک می‌کنند. سکس ایمن باعث حفاظت ما – و نیز همدم‌مان- در عین لذت بردن از رابطه جنسی می‌شود. سکس ایمن برای افرادی است که به لذت و سلامت خودشان - و همدم‌شان - اهمیت می‌دهند.
بیماری‌های آمیزشی بیماری‌هایی هستند که با تماس جنسی از طریق آلت تناسلی مردانه یا زنانه، دهان یا مقعد، منتشر می‌شوند؛ این بیماری‌ها همچنین هنگام زایمان از مادر به نوزاد هم منتقل می‌شوند. این بیماری‌ها هم زنان و هم مردان را دچار خود می‌کنند، و در سراسر جهان یک مشکل بهداشت عمومی به شمار می‌رود.
اغلب بیماری‌های منتقل‌شونده از راه جنسی علاج‌پذیرند، اما برخی از آنها از جمله "ویروس نقص ایمنی انسانی" یا HIV (عامل نشانگان نقص ایمنی اکتسابی یا ایدز)، "ویروس تبخال تناسلی" (HSV) و "ویروس پاپیلوم انسانی" (HPV) که باعث زگیل تناسلی می‌شود در حال حاضر غیرقابل علاج اند.
بیماری‌‌های آمیزشی را معمولا افرادی منتقل می‌کنند که نمی‌دانند دچارعفونت هستند. بنابراین، هر تماس جنسی از جمله "سکس دهانی" باید با حفاظ انجام شود.
پرهیز یا تاخیر جنسی: پرهیز کامل از تماس جنسی چه سکس مهبلی، مقعدی یا دهانی تنها روش قطعی برای پیشگیری از عفونت جنسی است. اگر با شخصی رابطه برقرار کرده‌اید، سکس را به تاخیر بیندازید. با یکدیگر توافق کنید فقط با هم رابطه عاطفی داشته باشید، و هر دو از لحاظ بیماری‌های آمیزشی آزمایش دهید. در باره تصمیم به تاخیرانداختن آمیزش جنسی تا زمانی که به یک رابطه متعهد دوطرفه برسید، با همدم‌تان صحبت کنید.
درباره سکس ایمن بحث کنید: پیش از برقراری رابطه جنسی درباره بیماری‌‎های آمیزشی با همدم‌تان بحث کنید. حتی اگر همدم‌تان هیچ علامتی از بیماری‌های آمیزشی نداشته باشد، هنوز ممکن است عفونت داشته باشد.
این پرسش‌ها را از هم بپرسید:
• قبلا با چند نفر رابطه جنسی داشته‌است؟
• آیا سکس بدون کاندوم داشته‌؟
• آیا تا به حال سکس دهانی بدون حفاظ داشته؟
• آیا مواد مخدر تزریقی مصرف می‌کند یا با فردی که مواد مخدر تزریق می‌کند، رابطه جنسی داشته؟
• آیا سکس بدون حفاظ با روسپی داشته‌؟
• آیا آزمایش HIV داده‌؟ نتایج آزمایش چه بوده است؟
• آیا بیماری آمیزشی از جمله هپاتیت B یا هپاتیت C گرفته‌ است؟ آیا بیماری اش درمان شده است؟
شیوه‌های سکس ایمن

در برخی از بیماری‌های آمیزشی، از جمله HIV ممکن است بین زمان وارد شدن ویروس به بدن تا زمانی که بتوان آن را در خون شناسایی کرد تا 6 ماه فاصله زمانی وجود داشته باشد. ویروس‌های تبخال تناسلی یا زگیل تناسلی نیز ممکن است حتی زمانی که علامت‌دار نیستند، به دیگران سرایت کنند.
بنابراین حتی اگر آزمایش شما و همدم‌تان از لحاظ بیماری‌های آمیزشی از جمله HIV منفی بوده باشد، باید در همه موارد روابط جنسی‌تان از کاندوم استفاده کنید تا زمانی که شما و همدم‌تان برای شش ماه با هیچکس دیگری رابطه جنسی نداشته باشید. بعد از این مدت باید دوباره آزمایش دهید.
در سکس ایمن این نکات را باید به کار ببندید:
• به نشانه ها دقت کنید: مراقب علائم بیماری‌های آمیزشی مانند ترشح غیرمعمول، زخم، قرمزی، یا دانه‌ها و توده‌ها در ناحیه تناسلی خودتان یا همدم‌تان، درد در هنگام ادرار کردن باشید.
• فقط یک شریک جنسی داشته باشید: در یک زمان با بیش از یک نفر رابطه جنسی نداشته باشید. ایمن‌ترین رابطه جنسی هنگامی ممکن می‌شود که شما همدمی داشته باشید که فقط با شما رابطه جنسی داشته باشد. هر بار که با یک فرد جدید رابطه جنسی برقرار می‌کنید، خودتان را در معرض همه بیماری‌هایی قرار می‌دهید که همخوابه‌های او داشته‌اند. توجه داشته باشید که خطر بیماری‌های آمیزشی در صورت داشتن همخوابه‌های متعدد به طور همزمان افزایش می‌یابد.
• قدر کاندوم را بدانید: در هر بار رابطه جنسی از کاندوم استفاده کنید. کاندوم بهترین راه برای محافظت در برابر بیماری‌های آمیزشی است. کاندوم‌های ساخته شده از "لاتکس" یا "پلی‌اورتان" اجازه عبور ویروس‌های آمیزشی را نمی‌دهند، و بنابراین حفاظ خوبی دربرابر بیماری‌های آمیزشی شمرده می‌شوند. کاندوم‌های ساخته شده از "روده گوسفند" در مقابل بیماری‌های آمیزشی محافظت ایجاد نمی‌کنند. در مقاربت مهبلی "کاندوم‌های زنانه" نیز می‌توانند از بیماری آمیزشی پیشگیری کنند، اما نباید از هر دو نوع کاندوم مردانه و زنانه همراه هم استفاده کرد.
• از مواد لغزنده استفاده کنید: در صورتی که در حین مقاربت جنسی لغزندگی به قدر کافی ایجاد نمی‌شود، از مواد لغزنده‌کننده با پایه آبی (ژل لوبریکانت) استفاده کنید تا از ایجاد پارگی‌های پوستی جلوگیری شود. پارگی‌های ریزی که در مهبل در حین سکس مهبلی یا در مقعد در حین سکس معقدی ایجاد می‌شود، امکان ورود عوامل بیماری‌زای آمیزشی را به خون می‌دهد.
• از دوش پرفشار استفاده نکنید: اگر زن هستید از "دوش واژینال" (شستشوی مهبل با آب فشار دار) استفاده نکنید، این کار تعادل طبیعی میکروبی در واژن را به هم می‌ریزد و شما را در معرض خطر بیشتر بیماری‌های آمیزشی قرار می‌دهد.
• مسئول باشید: اگر علائم عفونت جنسی دارید یا برای بیماری‌های آمیزشی یا HIV آزمایش داده‌اید، از تماس جنسی خودداری کنید. اگر شما یا همخوابه‌تان تبخال تناسلی دارد، در هنگامی که تاول‌های بیماری وجود دارند از تماس جنسی پرهیز کنید و در سایر موارد از کاندوم استفاده کنید.
رده‌بندی فعالیت‌های جنسی از لحاظ خطر انتقال بیماری آمیزشی

فعالیت‌های جنسی بی‌خطر
• استمنا / خودارضایی
• خودارضایی دوجانبه
• سکس آنلاین
• سکس تلفنی
• درمیان گذاشتن فانتزی‌ها

فعالیت‌های جنسی کم‌خطر
• بوسیدن
• نوازش، تحریک دستی یکدیگر
• مالش بدن به بدن
• سکس دهانی (ایمن‌ترین شکل آن با استفاده از کاندوم، dental dam* یا سایر حفاظ‌ها)
• استفاده از بازیچه‌های جنسی

فعالیت‌های جنسی پرخطر
• مقاربت مهبلی بدون کاندوم
• مقاربت مقعدی بدون کاندوم

Dental dam*: یک غلاف لاتکسی یا سیلیکونی مربع‌شکل که درون دهان قرار می‌گیرد، به جز استفاده در دندانپزشکی، در سکس ایمن برای جلوگیری از انتقال بیماری‌های آمیزشی به کار می‌رود.
چطور از کاندوم استفاده کنیم؟
هم کاندوم مردانه و هم کاندوم زنانه برای پیشگیری از انتقال بیماری‌های آمیزشی موثرند. اما نباید آنها را به طور همزمان به کار برد، چرا که در این صورت ار جای خود خارج می‌شوند و احتمال پارگی یا آسیب‌دیدن‌شان وجود دارد. هنگام استفاده از کاندوم باید به دستورات سازنده محصول توجه کنید.
کاندوم مردانه
کاندوم مردانه از لاتکس یا پلی‌اورتان (برای افراد دچار آلرژی به لاتکس) ساخته می‌شود. در سکس مهبلی، مقعدی و دهانی می‌توان از کاندوم مردانه استفاده کرد.
• محل نگهداری: کاندوم‌های مردانه را در جایی خنک و خشک نگهدارید. آنها را در کیف بغلی یا ماشین‌تان نگه ندارید! این کار باعث پارگی یا از هم گسیختگی آنها می‌شود.
• تازگی و کهنگی: بسته کاندوم را از لحاظ پاره بودن یا تاریخ انقضا بررسی کنید تا مطمئن شوید که کاندوم کهنه نیست. با دقت بسته را باز کنید. از دندان یا ناخن برای این کار استفاده نکنید. پس از باز کردن بسته از سالم بودن کاندوم مطمئن شوید. از استفاده کاندومی که تغییررنگ داده، چسبناک یا انعطاف‌ناپذیرشده ، سوراخی حتی ریز دارد، خودداری کنید.
• زمان استفاده: کاندوم را به محض نعوظ آلت و پیش از تماس آن با مهبل، مقعد یا دهان روی آن بگذارید.
• لغزاننده آبی نه روغنی: فقط از مواد لغزنده‌کننده با پایه آبی (ژل لوبریکانت) استفاده کنید. لغزنده‌کننده‌های با پایه روغنی مانند وازلین کاندوم را تضعیف می‌کنند. ژل لغزنده‌کننده باید در سطح خارجی کاندوم مالیده می‌شود. استفاده از ژل به جلوگیری از پارگی کاندوم کمک می‌کند.
• پس از استفاده: پس از سکس، کاندوم را در حالیکه هنوز نعوظ آلت باقی مانده است، در حالیکه کاندوم را در پایه آلت محکم در دست گرفته‌اید تا نشت نکند، از روی آلت بردارید.
• هر کاندوم فقط یکبار: اگر بار دیگر یا به طریقی متفاوت می‌خواهید آمیزش داشته باشید، از یک کاندوم جدید استفاده کنید. هیچگاه کاندوم را نشویید و دوباره مصرف نکنید؛ کاندوم یک‌بارمصرف است!
کاندوم زنانه

کاندوم زنانه از ماده لاستیکی ساخته شده است، اما این ماده لاتکس نیست. این کاندوم فقط برای سکس مهبلی است. این کاندوم در هر انتها یک حلقه دارد. حلقه داخلی آن درون مهبل قرار می‌گیرد. حلقه خارجی در بیرون از مهبل قرار می‌گیرد و لب‌های واژن را می‌پوشاند. احتیاطاتی که درباره کاندوم مردانه گفته شد، را در مورد کاندوم زنانه هم باید رعایت کنید.
• ساعت استفاده: کاندوم زنانه را می‎توانید تا هشت ساعت پیش از سکس درون مهبل بگذارید. نگران نباشید این کاندوم درون بدن‌تان ناپدید نخواهد شد.
• نحوه کارگذاری: برای گذاشتن این کاندوم حلقه داخلی را با شست و انگشت میانه فشار دهید و آن را مانند تامپون به درون مهبل فروبرید. بعد با استفاده از فشار انگشت اشاره روی حلقه داخلی کاندوم را تا جایی که بالا می‌رود، به درون بفرستید، بدون اینکه به دور خودش پیچ بخورد. حدود 2.5 سانتی‌متر از کاندوم باید بیرون از مهبل باقی بماند تا امکان کش‌آمدن کاندوم حین سکس وجود داشته باشد.
• لغزنده ها: کاندوم زنانه از پیش لغزنده‌شده هست، اما می‌توانید از لغزنده‌کننده‌های با پایه آبی یا روغنی هم استفاده کنید. ماده لغزنده‌کننده در بیرون و درون کاندوم قرار داده می‌شود.
• پس از استفاده: در حین سکس مراقب باشید که حلقه بیرونی به درون مهبل رانده نشود. پس از سکس، کاندوم را تا هنگامی که آلت مرد خارج شود، در جای باقی بگذارید. پیش از برخاستن از جای خود کاندوم را خارج کنید. حلقه بیرونی را به دست بگیرید، و کاندوم را دور خودش بپیچانید تا مایع درون آن خارج نشود و بعد به آرامی آن را بیرون بکشید. را ه دیگر این است که کاندوم را محکم روی آلت مرد نگهدارید تا او بتواند آلت و کاندوم را در حالیکه مراقب است هیچ مایعی بیرون نمی‌ریزد، خارج کند.

دکتر بهار بامیان

پشت پنجره !

نوشته 006 در 17. January 2014 - 23:36
عکس های 006

0
0
0
0
0
لطفا" تا باز شدن کامل عکس شکیبا باشید
0
0
0
0
0

همزمانسازی محتوا