خاطرات و داستان های سکسی

داستان ها و خاطرات سکسی خود را با بقیه به اشتراک بگذارید.

این کچ سفید هرچی دردودل داری بیا بنویس روش

نوشته الماس جون در 19. June 2013 - 7:51

هرچی دردودل دارید اینجا بگید دوستای گلم

مین هستم کونی و بیغیرت میخوام بایه خانم ازدواج کنم کیرم شق نمیشه ولی اگه زنم خواست براش کیرای خشگل جور میکنمو میارم الانم یه چیزی کردم تو کونم و دارم باهاش ور میرم هر خانمی خواست ببینه بگه ای دی بدم

مین هستم کونی و بیغیرت میخوام بایه خانم ازدواج کنم کیرم شق نمیشه ولی اگه زنم خواست براش کیرای خشگل جور میکنمو میارم الانم یه چیزی کردم تو کونم و دارم باهاش ور میرم هر خانمی خواست ببینه بگه ای دی بدم

اگه دنبال خانم جهت صیغه کردن هستید...

نوشته مهدی1313 در 17. June 2013 - 15:45

اگه واقعا دنبال خانم واسه صیغه هستید فقط توی تهران و بتونید ساپورت کنید حداقل ماهی 600هزار،؛ میتونم واستون کاری بکنم پیغام بدید چون یک دفتر پرستاری دارم

اگه دنبال خانم جهت صیغه کردن هستید...

نوشته مهدی1313 در 17. June 2013 - 15:44

اگه واقعا دنبال خانم واسه صیغه هستید فقط توی تهران و بتونید ساپورت کنید حداقل ماهی 600هزار،؛ میتونم واستون کاری بکنم پیغام بدید چون یک دفتر پرستاری دارم

خاطرات علي (ادامه دار .....)

نوشته bibikoskon در 15. June 2013 - 20:21

KHATERAT ALI MARBOT MISHE BE YE SERI DASTAN HAYE EDAME DAR KE ONZAMON GHADIMA TO SITE AVIZOON.COM BOD KE BEGA RAFT KHEYLI KHOBE IN DASTAN DOSTANI KE KHONDAN MIDONAN CHI MIGAM

HAR DASTAN MARBOT BE YE MOZO VA YE ROZ KHASI AZ KHATERATE IN BACHAS BEKHONIDO HAL KONID
DAME HAMATONAM GARM

كون شوهرم رو با dildo كردم

نوشته sara36 در 13. June 2013 - 16:04

سلام
سارا هستم ٣٦ ساله شوهرم ٤٠ سالش هست. چند ماهي هست به پيشنهاد شوهرم bondage سكس ميكنيم. هميشه اون منو مي بنده بعد ميكنه. ديشب يه فكري به سرم زد. بهش گفتم اين دفعه من تو رو مي بندم بعد سكس كنيم. اول يه خورده من ومن كرد بعد قبول كرد. بهش گفتم به شكم روي تخت دراز بكشه بعد دست و پاهاش رو به تخت بستم. بعد شروع كردم بدنشو ليس زدن. بعد كونشو بعد كير و تخم هاشو ليس زدم. حسابي تحريك شد. بعد شروع كردم سوراخ كونشو ليس زدن.
گفت چرا سوراخ كونمو ليس ميزني. گفتم ميخوام با dildo خودم بكنم تو كونت. شروع كرد بد و بيراه گفتن. شورتمو در اوردم كردم تو دهنش بعد دهنشو با روسري بستم. اول يه خورده روغن زدم به كونش بعد انگشتمو كردم تو كونش بعد با dildo تا 5 دقيقه كونش و كردم. همينجور كه كونش و ميكردم با يه دست ديگه هم با كيرش بازي ميكردم تا أبش اومد.
تا دو روز با من حرف نميزد. من كه خيلي حال كردم.

کون کن های حرفه ای بیان تو

نوشته gogoly6 در 12. June 2013 - 4:03
عکس های gogoly6

مشخصات کاربریم رو ببینید

نميدونم كي منو كرد

نوشته sara36 در 11. June 2013 - 19:01

سلام
من سارا هستم ٣٦ ساله و متاهل. از يك ماه پيش شوهرم به من گير داد كه بيا بروش bondage سكس كنيم. من اولين بار بود اينو ميشنيدم. گفتم اين ديگه چيه. تو اينترنت چند تا فيلم به من نشون داد منم قبول كردم. هفته پيش گفت رو شكم رو تخت دراز بكش. بعد دستها و پاهام رو به پايه تخت بست. بعد چشمام رو با روسري بست. من يه دامن كوتاه بدون شرت و يه تاپ پوشيده بودم.
بعد شروع كرد باسنمو ماساژ داد. بعد تا ١٠ دقيقه هيچ خبري ازش نشد. احساس عجيبي داشتم. ترس با شهوت قاطي شده بود. بعد صداش كردم گفت ساكت باش امشب ميخوام حسابي بهت حال بدم.
شوهرم معمولا ابش زود مياد حدود ٥ دقيقه قبل از اينكه من أرضا شم.
بعد ده دقيقه شروع كرد رون پام و باسنمو ليس زدن. بعد كسمو ليس زد. حسابي داغ شدم. بعد كيرشو كرد تو كسم احساس كردم كيرش از قبل بزرگتر شده. بعد شروع كرد منو كردن. تا ٢٠ دقيقه منو كرد من أرضا شدم أما ابش هنوز نيومد. احساس عجيبي داشتم. حس ميكردم يه مرد ديگه داره منو مي كنه أما نمي تونستم ببينم.
خلاصه اون شب دو بار أرضا شدم أما مطمنم يكي ديگه غير از شوهرم منو كرد. جرات ندارم ازش سؤال كنم أما هرچي بود خيلي حال داد.

داستان سكس من با يه دختره

نوشته koonlise khanuma در 9. June 2013 - 2:07

من يه روز يه دختررو آوردم بعد كردمش.نظرات خوب باشه داستان سكسم با خواهر دختره رو هم كه 6 كلمس رو تعريف ميكنم.نظرفراموش نشه لطفا،قلت املائى داشت هم شرمنده
نوشته:‏KAPITAN

سكس تل

نوشته ali 30 babol در 8. June 2013 - 22:06

خانومایی که سکس تل دوست دارن پیام بدن وشرایطشون رو بگن

سكس تل

نوشته ali 30 babol در 8. June 2013 - 21:38

خانومایی که سکس تل دوست دارن پیام بدن وشرایطشون رو بگن

سکس پدر و مادر دوستم

نوشته کوس خوشگل در 7. June 2013 - 12:09

سلام من یه دوست دارم به نام هستی
ولی یک سال از من کوچکتره (17 سالشه)
دختر خیلی سکسی بود.ولی از این ها بگذریم .من برای یک شب به خونه اونا رفتم چون پدر و مادرمون هم باهم دوست های صمیمی بودند
من مشکلی نداشتم که اگر حتی اونا هم خونه باشن برم پیش هستی
خلاصه من رفتم خونه هستی و....... نصف شب شد.خیلی تشنه ام شده بود. می خواستم برم آب بخورم که یه صدای شنیدم
مامان هستی بود. می گفت آرش جان(اسم پدر هستی)من خیلی خوش شانسم که شوهرم کیر به این خوشگل داره!!!!
این را شنیدم همونجا خشکم زد
منم که همیشه دوست داشتم از نزدیک این جور چیز ها را ببینم رفتم
رفتم دیدم ایول لای در یکم بازه و نه اونقدر که بشه دید برای همین یکم با ترس و لز کلی صلوات اینا باز کردم
وای خدایا چی می دیدم پدره داشت تلمبه می زد
ولی مثل اینکه من آخرش رسیدم ولی یه کاری این پدر کرد
کوسم یه جوری شد
خیلی خوب کوس لیس می زد بعد هم از هم لب گرفتند
منم دیگه به اندزه کافی دیده بود دیگه ترسیدم منو ببینند برای همین رفتم آب خوردم و خوابیدم
وای عالی بود....

سکس پدر و مادر دوستم

نوشته کوس خوشگل در 7. June 2013 - 12:08

سلام من یه دوست دارم به نام هستی
ولی یک سال از من کوچکتره (17 سالشه)
دختر خیلی سکسی بود.ولی از این ها بگذریم .من برای یک شب به خونه اونا رفتم چون پدر و مادرمون هم باهم دوست های صمیمی بودند
من مشکلی نداشتم که اگر حتی اونا هم خونه باشن برم پیش هستی
خلاصه من رفتم خونه هستی و....... نصف شب شد.خیلی تشنه ام شده بود. می خواستم برم آب بخورم که یه صدای شنیدم
مامان هستی بود. می گفت آرش جان(اسم پدر هستی)من خیلی خوش شانسم که شوهر کیر به این خوشگل داره
این را شنیدم همونجا خشکم زد
منم که همیشه دوست داشتم از نزدیک این جور چیز ها را ببینم رفتم
رفتم دیدم ایول لای در یکم بازه و نه اونقدر که بشه دید برای همین یکم با ترس و لز کلی صلوات اینا باز کردم
وای خدایا چی می دیدم پدره داشت تلمبه می زد
ولی مثل اینکه من آخرش رسیدم ولی یه کاری این پدر کرد
کوسم یه جوری شد
خیلی خوب کوس لیس می زد بعد هم از هم لب گرفتند
منم دیگه به اندزه کافی دیده بود دیگه ترسیدم منو ببینند برای همین رفتم آب خوردم و خوابیدم
وای عالی بود....

داستان زندگی من - حتما بخونید

نوشته b_1050 در 7. June 2013 - 2:32

سلام این جریانی که میخوام براتون بگم داستان سکسی نیست و صرفا ماجرا و داستان بخشی از زندگیمو تعریف میکنم که به خاطر ورود یک فرد به زندگیم تاثیرات زیادی روم گذاشت و شاید بدترین ضربه ها رو هم همین فرد بهم وارد کرد پس خواهش میکنم حوصله کنید و تا آخر داستان رو دنبال کنید

دوستان اگه نمیتونید نظر من رو تحمل کنید این صفحه رو ترک کنید و برید با عکس کس زنای خارجی جلق بزنید ! همین الان هم میگم هر فحشی که به من بدید ده برابرشو به خودتون و صد برابرشو به پدر و مادر و خانوادتون حواله میکنم پس قبل از فحش دادن این شرایط رو قبول کنید .

داستان از زمانی شروع شد که من دانشگاه قبول شدم (همین شهر خودم) از اونجایی که آدم نسبتا خجالتی ای بودم و خیلی کم با بچه های دانشگاه میپریدم دقیقا تا آخر ترم 1 با خیلی از بچه ها آشنا نبودم . از همون جلسه های اول یکی از پسر های کلاسمون که ترم 1 بود و هم رشته هم بودیم (از ورودی های خودمون بود) نظرمو جلب کرده بود واقعا به نظرم جذاب و زیبا میومد و خیلی دوست داشتم باهاش دوست بشم ولی خجالت میکشیدم و نمیتونستم باهاش صحبت کنم حتی تو چشاش هم نمیتونستم خیره بشم تو جمعی که اون بود معمولا حاضر نمیشدم و خلاصه همه راه ای آشنایی رو بسته بودم .
دلیل این رو نمیدونم چی بود شاید همه دوستان همجنس گرا موقع اولین آشناییشون همین حس رو داشتن واقعا نمیدونم
ترم 1 خیلی زود گذشت و تابستون رسید یک بار یکی از بچه ها گفت بریم استخر منم یه مدت کمی بود با تعدادی از بچه های دیگه آشنا شده بودم (این رو بگم که تا اون روزها حتی اسم کوچک این دوستم رو نمیدونستم و بعدا فهمیدم اسمش سعید هست) من هم قبول کردم و وقتی داشتم میرفتم سمت استخر فهمیدم سعید هم میاد هم خوشحال بودم هم استرس داشتم . اولین آشناییمون تو استخر شکل گرفت و اونجا یه کم با هم حرف زدیم و اسمشو هم همون شب فهمیدم و خلاصه اولین سنگ بنای آشناییمون اونجا گذاشته شد

از اون روز دیگه بهش اس میدادم و تو یاهو باهاش چت میکردم واقعا دوسش داشتم وقتی حرف میزد خیلی بیشتر ازش خوشم میومد.
راستی اینو هم بگم که سعید یک پسر واقعا معمولی بود یعنی زشت و بد هیکل نبود ولی خیلی هم تاپ نبود . تیپ قشنگی داشت و قیافشم بد نبود البته اصلا به خودش نمیرسید و معمولا ژولیده و نامرتب میومد بیرون . اخلاقشم نسبتا خوب بود و معمولا خودشو فرشته و لوتی و با معرفت نشون میداد. الان فهمیدم این طور هم نبود حداقل به هیچ وجه معرفت نداشت !
با دوستامون بیرون شهر و استخر و سینما و گردش میرفتیم و من هم از خدا خواسته همشو میرفتم و خلاصه خیلی به سعید وابسته شده بودم . ترم دوم هم شروع شد . چند بار دلمو زدم به دریا تا بهش بگم ولی نمیشد یا کسی باهامون بود یا خودم نمیتونستم بگم یه شب تو یاهو آن شد بهش پی ام دادم و گفتم میخوام باهاش حرف بزنم اونم گفت بگو منم خیلی سریع و با صراحت گفتم گی هستم و عاشقش شدم . برخلاف پیشبینی خودم خیلی با موضوع خوب کنار اومد و گفت خودش فهمیده و میخواسته از زبون خودم بشنوه

بعد از اون شب عشقم بهش صد برابر شد دیوانه وار دوسش داشتم و حاضر بودم هر کاری براش انجام بدم . سعید یک نامردی بزرگ در حق من کرد که به خاطرش هیچ وقت نمیبخشمش . به دروغ به من ابراز علاقه میکرد و تو یاهو حرفای عاشقانه به من میزد بعدها فهمیدم (خودش گفت) که منو اسگول کرده بود . من هم واقعا حرفاشو باور کرده بودم و این عشق رو دو طرفه میدونستم بدون اینکه از خودم بپرسم چطور میشه اون عاشق هم جنس بشه اونکه همجنس گرا نیست ....
واقعا بهترین روزهای عمرم بود بینهایت از زندگی لذت میبردم دانشگاه رفتن برام از همه چیز لذت بخش تو بود و فقط به خاطر دیدنش میرفتم دانشگاه !

از اینکه میدیدم سعید هم منو دوست داره واقعا راضی بودم و خوشحال شابد همین باعث میشد که نتونم از خودم سوال کنم که چرا و چطور سعید عاشق من شده ! آدما چیزایی رو باور میکنن که دوست دارن باور کنن!
معمولا آخر هفته ها با هم میرفتیم بیرون و صحبت میکردیم و تو ماشین من میبوسیدمش
این روزهای خوب خیلی زود تموم شد و فکر میکنم کمتر از یک ماه طول کشید که اخلاقش عوض شد و شروع کرد به بی محلی . من هر کاری که از دستم برمیومد براش میکردم و همین مساله باعث شده بود پرو بشه . یاد این جمله میوفتم :
" آدما مثل لیوان میمونن ... بیشتر از ظرفیتشون که بهشون بها میدی سر ریز میکنن اول خودشونو به گه میکشن بعد اطرافیانشونو " !
خیلی ازش ناراحت میشدم بار ها بقیه بچه ها که حتی به سعید اندازه یک دوست خیلی دور هم اهمیت نمیدادن رو تو سر من میکوبید و میگفت من اونا رو رفیق میدونم .
واقعا شرایط بدی داشتم ...

ادامه داستان رو یه شب دیگه تو همین تاپیک میزارم لطفا نظرتون رو هم برام بنویسید . ممنون

سکس تل مازندرانی

نوشته ali 30 babol در 6. June 2013 - 9:21

خانومی از مازندران واسه سکس تل هست؟شرایطشو بگه

سکس تل مازندرانی

نوشته ali 30 babol در 6. June 2013 - 9:18

خانومی از مازندران واسه سکس تل هست؟شرایطشو بگه

ارباب زن ميخوام

نوشته Bardedokhtar در 4. June 2013 - 22:03

امير هجده ساله از كرمانشاه به دنبال ارباب زن ميستريس از كرمانشاه هستم برده فول با ليسي كتك ليس جوراب وغيره ويا يك بسرخوشكل با عكس بياد با عكس زير بيست وسه سال بياد كيرشو بخورم با ابش من كوم ندادم ونميدم كوني نيستم بيام بديد شماره بدم

همزمانسازی محتوا