شما اینجا هستید

زن مسن

گایش مادرجون

اسم اکرمه 65 سالی سن دارم ولی بدنم خیلی سکسییه چاق نیستم ولی هیکلم درشته وهمینم باعث شد که توسط دامادم بگا برم البته خودمم خیلی حشریم ازاون زناییم که هنوز کسش می زنه.

داستان سکسی:

همه چیز از کردن یک بز شروع شد

فقط 14 سال داشتم تازه به بلوغ رسیده بودم . آن زمان من در روستای مادریم زندگی می کردم. بیشتر روزهای جمعه از صبح به چوپانی میرفتم.
یکی از همین جمعه ها بود که گوسفندها را به صحرا که نسبتا از خانه ما دور بود بردم. داشت فکر های شهوتی به مغزم می آمد ناگهان کیرم شق شد مثل همیشه دست را تفی کردم تا جلق بزنم همین که اندکی جلق زدم به خودم گفتم شاید بتونیم یکی از این بزها را بکنم.

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - زن مسن