شما اینجا هستید

گروگان گیری

کون دادن گی بکن

با سلام من مهرداد هستم از شيراز قابل توجه دوستانم گرامي من گي هستم اکثرا ميکنم و خيلي کم اتفاق ميافته که بدم.اين داستان واقعي رو که براتون مينويسم مربوط ميشه به حدود 15 سال پيش يه بچه اي توي کوچه ما بود که کون لبي داشت چاق نبود ولي توپر بود من چند بار به بهانه هاي مختلف آوردمش خونمون و يواش يواش و با حوصله زياد و کار مداوم و خستگي ناپذير شروع کردم به ماليدن کونش اولش دستمو هنگام رد شدن از کنارش ميزدم به کونش و بعد از مدتي که ديدم چيزي نميگه و تازه همچين بدشم نمياد تو مواقعي که خونمون خلوت بود ميرفتم دم در خونمون و اگه مشغول بازي بود با ترفندهاي مختلف مياوردمش خونه ميبردمش تو اتاقم تا از پشت

داستان سکسی:

لذت کون دادن

سلام، من یه پسرم. دلم میخواس توضیح بدم چرا از رفتن چیزی تو کونم خوشم میاد. میدونم که اخرش کامنتاتون پر چیزایی مثل "جمعش کن کونی" "برو کونتو بده" و ایناس ولی عیب نداره.
من از رفتن چیزی داخل کونم لذت میبرم، اوایل از سر کنجکاوی بود. اولین چیزی که کردم تو کونم، انگشتم بود، توی حموم. داشتم جق میزدم. از روی لذت چنین کاری نکردم. فقط واسه این که امتحانش کنم، درد زیادی نداشت. انگشتم کلفت نیس. با صابون لیزش کرده بودم، ولی به خاطر صابون کلی سوزش داشتم.

داستان سکسی:

چطور گروگان گرفته شدم

سلام دوستايه خوبم. امروز اولين روز هست كه آمدم اين سايت ناخواسته به اين سايت رسيدم. كسي رو نداشتم كه درد دل كنم. وقتي اينجا آمدم و داستان يكي از بچه هارو خوندم و ديدم چقدر راحت ميشه اينجا درددل كرد و مشكلات رو با آدمهاي متفكرتر و باعقل تر از خود درميون گذاشت تصميم گرفتم ثبت نام كنم و يكم درددل كنم باهاتون.
شايد به نظرتون حرفام مسخره باشه و يا اصلا اينجا جايي واسه حرفاي من نباشه اما منم آدمم و حق درد دل دارم و خواهش ميكنم بي احترامي نكنيد. مهم نيست كه باورش نكنيد هيچ اجباري نيست به باورش. فقط بي احترامي نكنيد چون به اندازه ي كافي بهم بي احترامي شده.

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - گروگان گیری