شما اینجا هستید

اولین سکس

اولین و بهترین سکس مهدی

سلام قبل اینکه داستان اولین سکسمو براتون بگم میخواستم بگم که من چند ساله میام تو شهوانی و داستاناشو میخونم منم تو این هفته تصمیم گرفتم که داستان اولین سکسمو که چند ماه پیش برام اتفاق افتاد رو برای شما بگم خب من همین اول بگم که اسمم مهدیه و قدم 185 وهیکلمم درشته و 17سالمه فیسمم خوبه و رشته تجربیم خب بریم که از اول براتون داستنمو بگم

داستان سکسی:

سکس برای بار اول

سلام این داستان برمیگرده ب دوسال پیش اون زمان من۱۷ سالم بودداستان از جایی شروع میشه که یه روز دوستم بهم پیام میده
-رفیق میخوای
-سلام اره چطور
-رفیق محمده(محمد رفیق دوستم بود)
-خوب
-امروز ساعت ۱ بیا اموزشگاه طراحی

داستان سکسی:

اولین سکس با خواهر دوستم

سلام.این اولین باره من خاطره سکسی مینویسم و تازه واردم..داستان برمیگرده به تقریبا 6 ماه پیش. من هنوز به قول معروف باکره بودم..تابه حال سکس با یه دختر نکرده بودم.چرا تو سنین پایین با دوستام گی کردم ولی نه با یک دختر. ولی هیچ چیز به اندازه سکس با دختر دوت نداشتم.آرزوم بود..هنوزم که هنوزه دوست دارم با هر دختری که خوش فرم باشه سکس کنم..

داستان سکسی:

اولین سکس و اخرین

من سربازم و سربازیم امیریه اموزش و پرورش سه روز از صبح تا ساعت دو میرم مدرسه و مابقی تعطیلم یک روز میخواستم برم دیدن دوستم بعدظهر بود ماشین برداشتم ورفتم قصد مسافرکشی نداشتم اما تورا دوتا زن چاق با ی بچه 5ساله دیدم سوارشون کردم زنا انقدر چاق بودن که پشیمون شدم ماشینم داغون شد یکی که سنش کمتر بود جلو و اون مسن تر با بچه عقب نشستن توراه چندتا اس اومد برای زن جلویه که اسمش مریم بود اونم هی بلند به پشتیه که خواهرش بود میگفت دست بردار نیست و خواهره که ناهید نام داشت میگفت ولش کن تو ج نده اونم ول میکنه لیست نمرات جلو ماشین بود و وقتی مریم دید گفت معلمی منم گفت بله خلاصه شروع کرد صحبت کردن با من گ

داستان سکسی:

اولین سکسم نصفه نیمه بود

سلام به همگی دوستان.من اولین باره دارم مینویسم راستش خسته شدم انقدر داستانای چرت و پرت و تخیلی خوندم توو این سایت گفتم یه خاطره واقعی بنویسیم. کسایی که منتظره یه سکس کامل از جلو و پشت و یه دست داگی و یکمم فرغونی هستن [!] نخونن لطفا چون این اولین سکسم بوده و هیچ دختری اولین سکسش پرفکت و کامل نیس! این خاطره رو بیشتر واسه قشنگیش نوشتم و تنها چیزی که عوض شده اسم هاست.

داستان سکسی:

اولین و آخرین سکس با عشق بچگی

این اولین باریه که دارم خاطراتمو می نویسم و مطمئن نیستم خیلی خوب باشه اما هر چی اینجا گفتم عین واقعیته. از بچگی با محسن بزرگ شدم پسر صمیمی ترین دوست بابام بود و همسایه دیوار به دیوارمون در واقع خونه ی ما و چنتا از عمو هام و خونه ی محسن اینا توی یه کوچه بود من تک فرزند بود ولی محسن یه خواهر کوچیک تر از خودش به اسم زهرا داشت.وقتی بچه بودم از صب تا شب با هم بودیم تا اینکه ما از اون شهر رفتیم و رابطمون کمتر شد سال دوم راهنمایی بودم که احساس کردم عاشق محسنم اینقد که فک میکردم میتونم جونمو براش بدم.شبایی که قرار میشد بریم خونشون بهترین لباسامو می پوشیدم و از استرس دل پیچه می گرفتم.

داستان سکسی:

اولین سکس آقا ممد با دوست دخترش

این داستان تقریبا بر میگرده به 4 سال پیش،اون موقع 17 سالم بود و بچه شیرازم،یه شب رفته بودم کافی نت پت و مت پای سیستم نشسته بودم که 2 تا دختر اومدن داخل،از همون اول یکیشون رو انقد نگاه کردم که به بهونه ی اینکه سیستمش به نت وصل نمیشه بلند شد اومد کنار من،اون موقع تازه البوم حباب محسن یگانه اومده بود و منم بلند داشتم باهاش میخوندم که دختره بلند شد تا بره پیش دوستش،منم از فرصت استفاده کردم و اسمشو از تو فیس بوک نگاه کردم و ادش کردم.وقتی نشست تا رکویست دادم اد کرد منم بش پی ام دادم یکم باهم سر و کله زدیم آخر فهمید منم و بالاخره شمارشو داد.خلاصه قرار گذاشتیم فردا بعد از مدرسه هم ببینیم،

داستان سکسی:

اولین سکس با عشقم مریم

سلام
من اسمم پیمان 19 سالمه خاطره اولین سکسمو واستون مینویسم. قضیه برا دو سال پیش بود. من تابستونش با دختری به نام مریم آشنا شدم.یک سال از من کوچیک تر بود. حسابی با هم صمیمی شده بودیم. یجورایی عاشق هم شده بودیم.دیر به دیر هم دیگر رو میدیدم.خلاصه حساااابی صمیمی شدیم.

داستان سکسی:

اولین باری که کس کردم

سلام من مملم یه پسر شیرازی میخوام واستون خاطره اولین کس کردنمو بگم ک ی جنده رو زدم سر سیخ... داستان از اونجا شروع میشه ک وقتی من دوم دبیرستان بودم 2 تا دوست داشتم که با هم مثل داداش بودیم همش دنبال کس میگشتیم ولی چیزی گیرمون نمیومد تا این که ی روز ظهر ساعت 2 گوشیم زنگ خورد منم خواب بودم دیدم یکی از بچه هاست که میگه تا ی ربع دیگه خودتو برسون جمهوری کس گیر آوردیم و گفت که 80 هزار تومن پولم با خودت بیار منم پول داشتم میخواستم بدمش یه توپ سالن ولی بابت کس رفت..

داستان سکسی:

اولین و بهترین سکسم به طور کاملا اتفاقی

سلام من ۲۵سالمه و این داستان مربوط به حدود ۳سال پیشه. من به خاطر ادامه تحصیل از بچگی تو شهرهای مختلف درس خوندم و تو این شهر که الان هستم بعد اتمام درسم شاغل شدم و الان دیگه ۵سالی هست اینجام.تو یه مقطع پیش یه مرد تنها تو باغش زندگی میکردم که تا اون موقع زن نگرفته بود به خاطر حرص مال دنیا و در کل آدم کثیفی بود بگذریم...

داستان سکسی:

اولین سکسم با عشقم شهاب

سلام من سارا هستم 20 ساله قدم 165 وزنم 56 لاغرم سایز سینم 85 و سینه های سفت و خوش فرمی دارم باسنم گرد و خوش فرمه. آشنایی منو شهاب توی خیابون بود توی یه روز گرم تابستون با دوستم داشتیم پیاده روی میکردیم که اون با سرعت از کنارمون رد شد برامون بوق زد و گفت بیایین برسونمتون من و دوستم شیطونیمون گل کرد رفتیم سوار ماشین شدیم.کلی حرف زدیم و شماره همدیگه رو گرفتیم. شبش کلی باهم حرف زدیم همش حرفهای سکسی میزد میگفت من سکس میخوام من راضی نمیشدم اما چون دوسش داشتم قبول کردم برای هفته بعد قرار گذاشتیم همو ببینیم.

داستان سکسی:

صیغه کردن لیلا

من براي اولين بار دارم مينويسم، طبيعت اين داستانهاي سكسي جوريه كه همه شبيه همن و آدم فك ميكنه اكثرشون دروغن، ٢٩ سالمه، يه آدم خيلي معمولي با يه شغل خيلي معمولي، هيچ پسري نيست كه فكر سكس و اين حرفا تا اين سن به سرش نزده باشه، منم كه گفتم يه آدم معموليم، ده سالم كه بود فهميدم آلتم بلند ميشه و اگه بمالمش خيلي حس خوبي داره ولي اينكه تهش يه حس خالي بودن داشت منو از اين كار دور ميكرد كمي، حالا ولي ماهي يكي دو بارو حداقل با خودم ور ميرفتم، آدم گرمي نيستم، خودم متوجهم، يه بار تو ٢٧سالگي به خاطر يه بيماري بستري شدم تخت كناريم يه آقايي بود كه زود باهام صميمي شد و حرفو كشيد به سكس گفت تا حالا دختر مخت

داستان سکسی:

تو فوق العاده ای

سلام..این داستان حقیقت محضه اسماش درسته اما کاملا معرفی نشده ..
تو فوق العاده ای رو در نظر داشته باشید من پویان 30 ساله دانشجوی سال سوم رشته .....بودم که توی یه مهد کودک به سمت .....از طرف یکی از دوستان مشغول به کار شدم....

داستان سکسی:

اولین سکس اشکان با مهسا

سلام این خاطره من از اولین سکسم هست:من یه زید به اسم مهسا داشتم که یه شب خونه یکی از رفیقامون شب نشینی دعوت بودیم و قرار بود شب رو اونجا وایمیسیم.موقع خواب همه تو پذیرایی خوابیدن و منو مهسا رفتیم تو اتاق خواب و اولین شبی بود که تو بغل هم میخوابیدیم،حس فوق العاده ای بود.خوابیدم تو بغلش و دستش رو انداخت دور کمرم و منو سفت به خودش فشار و لباشو چسبوند رو لبام،طعم لباش عالی بود.همه جا تاریک بود و تنها نوری وجود نور ماه بود که از پنجره دیده میشد.پتو رو کشیدم رومون....لبای همدیگه رو میخوردیم و من دستمو از پشت بردم زیر تیشرتش و کمرشو میمالیدم.داغی نفساش میخورد به گوشم....لبامو از لباش جدا کردم و به

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - اولین سکس