شما اینجا هستید

جنده

اندکی از دوستی با یک جنده

قبل از اینکه بریم سراغ داستان باید بگم که ادبیات داستان کمی کتابی هست و نگارش اون با نگارش محاوره ای داستان های دیگه سایت کمی تفاوت داره. پس پیشنهاد می کنم اگر حوصلشو ندارید قید این داستان رو بزنید!
و باز ...
لرزش قلم...
خستگی ناپذیر روی کاغذ...

داستان سکسی:

جنیفر لوپز ایرونی

سلام بر دوستان شهوانی عزیز خاطره ای که میخام براتون تعریف کنم مربوط میشه به اولین سکسی که داشتم،تابستون سال 1383 بود من به اتفاق یکی دوتا از دوستان هم دانشگاهی تو کار سیم کشی ساختمان بودیم از قضا تو اون مجتمعی که ما مشغول کار بودیم یه مرد میانسالی به اسم فرید خان به عنوان سرکارگر و نگهبان اون مجتمع در حال ساخت، انجام وظیفه میکرد،آدم خوش مشرب و خوش صحبتی بودکه از مصاحبتش لذت میبردی،خلاصه دفتر نگهبانی اون مجتمع شده بود پاتوق ما بعد کار برا رفع خستگی و گپ دوستانه،یکی از رفقا وحید نامی بود که دختر بازی شده بود پیشه و کار روزانش ،تمام مدت روز رو مشغول اس ام اس بازی ولاس زدن پشت گوشی با دخترای م

داستان سکسی:

داستـــــــان راستــــــان شهوت

باسلام من اسمم جاویده واصلا قرارنیست نام مستعار بدم یا سایز بدن خودم یاکس دیگه ای رو بیان کنم فقط تأثیرشهوت برانسان وبه رشته تحریر درمیارم.کوس خاهر کسی که میخادبگه دروغه....اینم بگم من دستم رعشه نداره تا بخام حرفیو باتکراربنویسمممممم.

داستان سکسی:

جنده رو از دادن پشیمون کردیم

سلام برادرا و خاهران گرامی زود میریم سر اصل مطلب منو رفیقامو پسرعمو هامو داداشم خیلی خیلی با هم مچیم عین یه روح تو چند جسم ما خیلی اهل حالیم و بیشتر جنده بازی میکنم با فرموله ترامادول تریاک(تل) لیدوکایین. من زید بازی نمیکنم چون اعتماد به نفس ندارم زشتم صدام کلفته و به قول شما بی فرهنگم نزدیکان میگن خشک و بی احساس و قد هستم برای همین فقط جنده اونم معتاد چون ما پول به اینجور چیزا نمیدیم فقط یه پک شیشه خلاصه شهر ما (ملایر)یه جنده داره به نام مریم جنده خیلی زشته به این خاطر تو صنف خودشون اسم در کرده کسش بو ماهی میده و یه دونه دندون تو دهنش نیست ولی از کردن خر و مرغ و ...

داستان سکسی:

سکس با دختر جنده صاحب کارم

سلام. اسم من جواده و متولد جهرم هستم. توی عمرم جق زیاد می زدم اما سکس فقط یه بار داشتم . از دنیا فقط یه دوست دختر به اسم آیلین داشتم (اسم واقعیش نیس) که خواهر یکی از دوستام بود. می خواستم رو ذهنش کار کنم که ببرمش به یه مکانی و بکنمش اما قبول نکرد و باهام بهم زد. بعدشم که خدمت سربازیم شروع شد و رفتم خدمت. وقتی برگشتم کنکور دادم ولی دانشگاه قبول نشدم. به جاش به خاطر اینکه توی کار با چوب مهارت خاصی دارم به یه کارگاه نجاری رفتم تا کار کنم. صاحب کار ما یه آقای مشنگ و حواس پرتی به نام آقا شاکر بود. یه روز دخترشم اومده بود اونجا. دخترش هفده یا هیجده ساله بود.

داستان سکسی:

چطور در پراگ نقره داغ شدیم

سلام به مخاطبین سایت شهوانی این که برای شما تعریف میکنم بر میگرده به سال 89 که عید رفته بودیم اروپا یکی از این کشورها چک بود پیشنهاد میکنم اگر عاشق سفر وسکس وعشق وحالیت حتما به شهر پراگ سفرکنید.دختران داغ وحشری این شهر توریستی بسیار جذاب هستند وبرایشان مهم نیست از چه کشور وچه دینی دارید خلاصه این رابگم که به یک کلوپ سکس به همراه دوستان رفتیم بعدازدادن چندیورو وارد اتاقی شدیم که به دستانمان مهر میزدنند وبعد وارد تالاراصلی شدیم فکر کنم حدود 80تا100 تا دختر سکسی عریان ونیمه انجا بود خداییش دستام و بدنم به لرزه در امده بود اخه چنین صحنه ای رو ندیده بودم خلاصه یکی از دوستان که به زبان مسلط بود

داستان سکسی:

برای سکس به گا رفتم

با سلام این ادمها که میان سکس مینویسن خدای خیلی چرت پرت هست من یبار رفتم سکس کنم داستان از اونجا شروع شد دوستم برام زنگ زد گفت علی یه کوس خوب تور کردم اهل حال هستی من گفتم پاهستم بریم راه افتادیم بریم دنبالش بعد از 40دقیقه خانم تازه پیداش شدامد تا سوار ماشین شد اول پول خواست نفری 30هزارتومان بهش دادیم دوستم جواد گفت دور میدان سوپری ایست کن چیزی بخریم تا رسیدم دور میدان زدم کنا ر چشمتون روز بد رو نبینه پدرم به همراه مادرم منو دیدن ایستادن امد کنارم بهم گفت این کی هست من هم به لکنت زبان افتادم نفهمیدم چی شد فقط یادم میاد با کابل تمام بدنم سیاه شداین هم داستان کس کردن من حال تو این سایت خیلی

داستان سکسی:

سکس با جنده ۱۹ ساله

سلام به همه.اول از همه بگم این خاطر رو دارم با کیبردی مینویسم که فارسی رو حروفش ننوشته.پس غلط انشایی یا املایی دیدین ببخشین و توهین نکنین.قضیه بر میگرده به کمتر از یه ماه قبل.یه روز از بی کاری تو نت چرخ میزدم و دنبال پارتنر برا سکس میگشتم که تو یه سایت شماره یه خاله رو پیدا کردم.همون موقع زنگ زدم بهش بعد 5 6 تا بوق یه خانم جواب داد.سلام کرد و بدون هیج مقدمه ای پرسید چند سالته.منم گفتم 20 دنبال یکی تو رنج سنی خودمم.گفت یکی امروز میاد پیشم 19 ساله 180 میگیره.پرسیدم همه کار اوکیه دیگه؟ساک و این داستانا.گقت آره.منم قبول کردم و آدرس و گرقتم گفت دم مترو ی یه جایی طرفای جنوب شهر رسیدی زنگ بزن.منم

داستان سکسی:

من و کون سپیده و قرمه سبزی

سلام.اولش بگم این داستان علاوه بر این که واقعیه طنز هم هست.خودم که هر وقت یادش میافتم کلی میخندم. من اسمم محموده.تو محل بهم میگن ماموت.به خاطر هیکل گنده ام.قدم 190 وزنم هم 140 کیلو.هیکل ورزشکاری ندارم.اما همینجوریش غولیم واسه خودم.

داستان سکسی:

ساقی، جنده ی رویایی

فشار زیادی رو تحمل میکردم و دیگه نمیتونستم ادامه بدم!!! کارم زیاد شده شود و تنهایی تو شهر غریب دیوانه کننده بود!!! از ساعت 5 عصر که کارمندام میرفتن من میموندم و تنهاییم و یه عالمه کار که باید خودم انجامشون میدادم!!! آخرای بهار بود و هوای تهران خیلی گرم شده بود کولر رو روشن کردم و رفتم تو اتاقم دراز کشیدم روی مبل و تلویزیون رو روشن کردم و با کنترل ماهواره هی کانال عوض میکردم!!! ساعت حدودای 6 شده بود یه دفعه هوس یه سکس زد به سرم و گوشیمو برداشتم زنگ زدم به خاله افسانه!!!
- سلام چطوری خوبی؟؟؟ خوب سراغی از ما نمیگیریااااااااااا

داستان سکسی:

مسافر جنده و پاکدامنی من

سلام من فرزادم. سنم 31 ساله. ساکن کرمانشاه. 2 ساله ازدواج کردم . من تو فامیل به بچه مثبت مشهور بودم. نه دوست دختر داشتم و نه اصلا با دخترا رابطه خوبی داشتم. تو یه شرکت خصوصی تو شهرک صنعتی بیستون کار می کنم. تا 4 بعداز ظهر سرکارم و بعد از اون من با ماشینم کار می کنم که یه پرایده. عموما دخترا و زنهای جوان سوار ماشین شخصی نمی شن. یه روز درب پارک شاهد کرمانشاه به یه خانمی بوق زدم دیدم گفت مستقیم. وایستادم تا سوار شد. اومد نشست جلو . بعد شیشه طرف خودشو زد بالا و شروع کرد به چرت و پرت گفتن که من تنهام و کسی رو ندارم و ... مدام به من نگاه می کرد.

داستان سکسی:

کس در ترمینال

سلام من غريبه هستم ما توي يه شهركوچيك زندگي ميكنيم يه روز موقع غروب پسرخاله م زنگ زد گفت يه دختره توي ترميناله ماشينتو بيار سوارش كنيم البته گفت جاهم ندارم،منم تا ماشين از حياط بردم بيرون زنگ زدم به يكي از دوستان كه معمولا تنهاست گفت بياين كسي نيست،سوار ماشين شدم نزديكاي ترمينال پسرخاله م زنگ زد گفت يكي از بچه هاي مجل با موتور دختره رو برده،رفتم پسرخحاله مو سوار كردم گفت بايد امشب اينو بكنيمش هر جور شد شماره پسره رو گير اورد بهش زنگ زد به پسره گفت جا داري؟پسره گفت ميخوايم بريم داخل يه مغازه،خلاصه راضيش كرد كه بياد باهم بريم خونه دوست من،اول من و پسر خاله م رفتيم پيش دوستم كه كوچه شون رو ديد

داستان سکسی:

ماجرای من و داییم با عاطفه

سلام به همه دوستای خوبم من امیرارسلان17ساله از شهرکردم داستانی که مینویسم مربوط میشه به سه روز پیش امروز31شهریوره.من یه دایی دارم اسمش حسینه خیلی باحاله19سالشه سربازی میره بعضی شبا میاد خونمون.یه شب با هم بودیم بهم گفت امیر کاش یه دختر پیدا میشد میبردیم میکردیمش دلم حال میخواد بهش گفتم گیر نمیاد که.بهم گفت اینترنت داری گفتم آره گفت بیا بریم تو چتروم دختر پیدا کنیم داشتم گوگلو باز میکردم توش بنویسم آدرسه چتو سرچ کنه به ذهنم اومد بنویسم سایت دوستیابی ما یه سایت دوستیابی پیدا کردیم سایتش جوریه که میتونی شماره تلفنتو بذاری توش بعد اگه یه دختر خواست باهات دوست بشه شماره خودمو داییمو گذاشتم

داستان سکسی:

جنده کوچولو

جاي فشار دستهاي سنگينش درد ميكرد ، نمي تونستم بخوابم ، فكر اينكه ؛ چرا رفتم و چرا امروز من اين همه متفاوت بود ؟ خوابم را ربوده بود. گردنم و سينه هام ، باسنم و حتي ران پاي راستم درد ميكرد ، وحشيانه از من كام گرفت ، خيلي وحشيانه . در افكارم غوطه ور ميشوم و مرور ميكنم تا شايد اين حس حقارت فعلي را مهار كنم : امروز صبح حالم متفاوت بود ، ديگه كنترلي بر تمايلات جنسي نداشتم ، ديگه نميتونستم بي تفاوتي هاي همسرم را تحمل كنم.كاش امروز صبح هرگز بيدار نميشدم!!! حمام كردم و خودم رو مثل سالها قبل كه تازه عروس بودم و عاشق اراستم !

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - جنده