شما اینجا هستید

دوجنسه

من و دوست دختر دوجنسه ام

من شهرام هستم 31 ساله از استرالیا سیدنی اما خاطره ای که براتون تعریف میکنم مربوطه به 25 سالگیم. اون موقع تازه 4 سال بود که به استرالیا محاجرت کرده بودم. چند تا دوست دختر داشتم و هرکدوم تقریباً 1دو یا سه ماه با من بودن و بعد از یکسال رفتن دلیلش کیر خیلی کلفت و 25 سانتیه من بود... چون علاقه خیلی شدیدی به کردن دوست دخترام از کون داشتم و اونا بعد از یه مدت میگفتن سکس از کون هروز کونمونو گشاو میکنه و دوست نداشتن و میرفتن....

داستان سکسی:

جوجه اردک زشت

پوستر رنگیِ شهاب حسینی رو دیوار اتاقش٬که پدرش نصفهٔ پایینشو پاره کرده بود, تنها چیز رنگی زندگیش بود. بقیه چیزها سیاه بود و سفید. اصلاً انگار تو ایران همه چیز یا سیاه بود یا سفید.همه چیز یا غلط بود یا درست. مردم علامهٔ دَهر بودن و همه چیز زندگیشون رو اصول بود خداروشکر. هیچ چیزی ما بینِ غلط و درست پیدا نمی کردی و فقط سیاوش بود که غلط بود. روی تختش دراز کشیده بود و داشت به پوستر عشقش نگاه میکرد. چقدر به نظرش شهاب قشنگ و بی عیب و نقص میرسید. چشم و ابرو مشکی و دوستداشتنی.البته فقط چشماش مونده بودن و نصف دماغش.

داستان سکسی:

مادر دوستم فکر می کرد دخترم

سلام دوستان.اين داستاني كه مي گم مال ٣ سال قبل و من الان ديگه پسر كاملي شدم.مجبورم يه توضيح كوتاه بدم.تعريف نيست اما قيافه با مزه اي داشتم وقتي كه هنوز عمل نكرده بودم.بخاطر همين دوستاي دخترم خيلي زود بهم توجه مي كردن.منم كه از خدام بود توي اون سن (تازه وارد دانشگاه شده بودم) كسي نفهمه و حال كنم.من يه دوست دختر داشتم كه چند سالي باهم بوديم.خيلي ناز بود.اوايل خجالت مكشيدم بهش بگم كه كير دارم،اما كم كم عاشق هم شديم و يه باربهش گفتم اگه من پسر بودم چيكار مي كردي؟گفت:واي از خدام بود.ديگه غم نداشتم.منم چند روز بعد باهم تنها شديم ،بهش گفتم و از اون موقع من هميشه از كون مي كردمش.ما چون از قبل هم مي

داستان سکسی:

پسری بدون کیر

سلام دوستان از اسم داستانم حتما تعجب کردید شایم نه نمیدونم من یه پسرم که کیر نداره خب مشخصه بر اساس مشکلات و اختلالات روانی بعی دختر ها پسر میشن میدوین که؟خب ما چیزی داریم بنام ترامرد یعنی اینکه تو اصلا لازم نیس کیر داشته باشی تا پسر بشی بعضی ها تو جامعه بعنوان پسر معرفی میشن مدرسه پسرونه میرن اما دخترن و جالبه که بعضی هاشون ریشم دارن اما خب میدونید که طبق جامعه ایران رفتن دختر به مدرسه پسرونه هه هه یه مقداری.... خب حالا میپرسین من ترامردم ؟ تو ایران ک خوب نمیشه بود شایدم بشه من نمیدونم خب یه چیزی داریم بانام ترنس جندر ینی اینکه یارو احساس میکنه تو بدنی که باید باشه نیس من حالا کودومم ؟

داستان سکسی:

دوست دوجنسه من

من 49 سالمه و پزشک هستم سالها پیش زمانی که دانشجو بودم با دختری به اسم مهسا هم اتاق شدم که یه دختر زیبا ، قد بلند و خوش اندام بود و از همون روزای اول خیلی خواستگار داشت ولی به هیچ کس محل نمیداد. حتی با بعضی ها که موردای خیلی مناسبی هم بودن بحثش میشد و جالب اینجا بود که چند بارهم باباش اومد دانشگاه و کلی جر و بحث که دخترش اصلا قصد ازدواج نداره و دست از سرش بردارن. برا من که باهاش هم اتاق بودم این خیلی عجیب بود مخصوصا گوشه گیر بودن مهسا و اینکه یه مشکل روحی بزرگ داشت برام خیلی جای سوال بود. البته ما باهم خیلی صمیمی شده بودیم و هنوز هم هستیم.

داستان سکسی:

من و دوس دخترم، سفر تایلند

سلام من نیما هستم 23 سالمه ی روز تصمیم گرفتم ب تایلند برم، دوست دخترمم گیر داده بود یا با هم میریم یا ک نمیری میدونست میخوام واسه کاری برم واسه همین تنهام نمیذاشت اصرار میکرد ک با هم بریم منم دیگه نتونستم ن بگم، قبول کردم، خلاصه همچیو ردیف کردم واسه رفتنمون.

داستان سکسی:

ازدواج با یک دوجنسه

باورش سخته مخصوصا برای ادمای جقی ولی من اینطور نمیبینم چون اتفاقیه که برام افتاده شاید خیلیا دنبالشن ولی من مبتلاش شدم و فکر میکنم بهش عادت کردم عادت به زندگی با یه دوجنسه .

داستان سکسی:

خود کرده را تدبیر نیست

تقریبا ۲۸ساله بودم که برای ادامه تحصیل رفتم دانشگاه ازاد گرگان.تا اون روزها انواع مختلف دخترها و سکسها رو امتحان کرده بودم و تقریبا هیکلهای ریزتر رو بیشتر میپسندیدم .اما نمیدونم چطور شد که تغییر عقیده دادم و یواش یواش به هیکلهای درشت تر علاقه مند شدم. این طرز فکر رو یدک میکردم تا اینکه تو دانشگاه یک دختر ورزشکار توجه ام رو جلب کرد. تهمینه (مستعار)، دختری تقریبا ۲۲ساله با هیکلی ورزشکاری ودرشت تر از خودم که تقریبا یکی دوسانتی از خودم قد بلند تر هم بود. از طریق دختر عمه ام که دانشجوی تربیت بدنی بود آمارش رو در اوردم.

داستان سکسی:

کون دادن من به خانم دوجنسه

اول بگم که این داستان واقعیه و مربوط میشه به اولین تجربه من با یک خانم دوجنسه. ماجرا بر میگرده به یه مدت پیش که من از ایران برای سفر کوتاهی رفته بودم به یک کشور دیگه ای که نمیخوام اسمش رو اینجا بنویسم. اونجا که بودم، یه شب توی سایت جستجو کردم و از بین دوجنسه های زنی که تصاویر و مشخصاتشون رو گذاشته بودن، یکی شون رو انتخاب کردم. اینو بگم که من 29 سالمه و به خانمهای دوجنسه خیلی علاقه دارم و دوست دارم که به اونا بدم. سر مبلغ به توافق نرسیدیم و قطع کردم. در حین صحبت کردن از رنگ پوستم پرسید که از این کارش خوشم اومد. چون احساس کردم که خیلی هم پولکی به مسئله نگاه نمیکنه.

داستان سکسی:

فکر می کردم آخرین باره

صبح که از خواب بیدار شدم بدجور حشری بودم صبحانه نتونستم بخورم، سه ماهی بود که برای کنکور درس می خوندم و هر روز می رفتم کتابخونه یک ماهی بود که روز به روز شهوتی تر می شدم راستش وقتی درس می خونم تمرکز ندارم و دائم فکرم جایه دیگس بیشترم سکسی، رفتم لباس بپوشم برم کتابخونه که چشمم به شلوار کشی که دو سال پیش با یه تی شرت خریده بودم افتاد راستش خیلی جلف بود، البته حتی یه بار نپوشیدم، برداشتم پوشیدم برام تنگ شده بود شورتم تو شلوار جمع شده بود بالا، شلوار را در اوردم این بار بدون شورت پوشیدم بهتر شد ولی هنوز کوچیک بود فاقش کوتاه بود و کونم به زور توش جا شده بود تی شرتم پوشیدم رفتم تو اتاق لباسا جلو

داستان سکسی:

عجیب ترین اتفاق زندگیم

سلام به همگی‌ ، چند مدت اینجا عضوم . می‌دونم اولو آخر داستان نوشتن فش خوردن پس راحت باشید کاری نمی‌شه کرد، از اسم داستان هم معلومه در چه مورد !
ببخشید اگه غلط زیاد داره .چون از سایت استفاده کردم که تبدیل به فارسی کنه.
من تو ایران زندگی‌ نمیکنم . ۲۶ سالمه و خیلی‌ تو زندگیم سکس داشتم که خیلیش باب میل شما نیست اما این موضوع از جای شروع شد که جای که کار می‌کردم با مشتریی زیادی سر کار داشتیم. گی‌ و دختر و کلی‌ جوونهای مختلف کلی‌ از دخترا هم همونجا آشنا شدمو باهم خوابیدیم .

داستان سکسی:

کون دادن به مونا و الهام دو جنسه

من کوروش هستم 25 ساله از تهران حدود دو سال پیش به خاطر یک مریضی پوستی که در کمرم داشتم پیش یک خانم دکتر به نام الهام رفتم که یک منشی به نام مونا داشت هم دکتر و هم منشی واقعا از نظر بدنی وقیافه فوق العاده بودند که تصور هم نمی کردم دو جنسه باشند وقتی وارد اتاق شدم الهام گفت پیراهنتو در بیار و دمر رو تخت بخواب اون مریضی نزدیک باسنم بود الهام گفت تا کمی شلوار و شرتم بکشم پایین و بعد شروع کرد به مالیدن یک کرم دست نازی داشت حسابی حشری شده بودم الهام کارش تمام شد و بعد تو نسخه چهار تا امپول نوشت وگفت مونا امپول تزریق کنه من که حسابی حشری بودم رفتم پیش مونا و اون هم امپول را تزریق کرد و به من گفت ت

داستان سکسی:

تعامل با دوجنسه

این داستانی که میخونید نه خاطره منه و نه فانتزی و زاییده فکر من . این داستان رو از پیج فیس بوک یک دوست برداشتم و برای شما اینجا گذاشتم پس اگر کم و کاستی و ایرادی توش بود شما به بزرگی خودتون ببخشید .

داستان سکسی:

شیدای شی میل (1)

من و لاله از دوستای قدیم بودیم . از بچگی تویه محله بزرگ شدیم . با هم درس می خوندیم و با هم به یه مدرسه می رفتیم . مثل دو تا خواهر بودیم . من شاید واسش حکم یه برادر رو هم داشتم . از همون بچگی ها خیلی هوامو داشت . راستش من یک شی میل بودم . اما خونواده طوری باهام بر خورد می کردند که من احساس سر خوردگی نکنم . من فقط احساسات خودمو به خوبی درک می کردم و خواسته های خودمو . بابا و مامان اولش نمی خواستن منو قاطی بقیه دخترا کنند . می ترسیدند . ولی لاله همرام بود و همدمم . بار ها و بار ها هوای منو داشت . هر وقت می رفتم یه سوتی بدم زود جلومو می گرفت .

داستان سکسی:

پدرام دوجنسه و فرانکی

سلام دوستان این داستان حدود هفت و هشت ماه قبل اتفاق افتاد می خوام تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد قبل ازهرچیزاسم من ادریسه و بچه ها دوستام فرانکی صدام لی کنند من به دلیل موقیت شغمیل برا خودم یه خونه مجردی داشتم اون روزها حوصله ام سر رفته بود و بالوتور گفتم یه دوری برم بیرون نزدیکای پن بعدظهربود به سی وسه پل رفتیم با موتور تو پارک پرسه می زدیم که چشم به دو تا هلو خوشگل دوجنسه افتادم با خودم گفتم یه کون درست حسابی افتادی ادی خلاصه اهارو تعقیب کردم هی نازافاده می کردند یکشون پدرام بود اواون یکی اشکان با هزاربدبختی شماره پدرام گرفتم و رفتم اون شب خلاصه پیام داد با هم قرار گذاشتیم بریم استخرخصوصی

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوجنسه