شما اینجا هستید

دوست دختر

علی و هلیا

سلام من یه دوستی دارم که عاشق نوشتن خاطره هاشه منم یه بار از رو لب تابش چند تاشو دزدیدم که تو یه روزش 1 تا سکس داشت منم الن یکم تغییرش میدمو اضافه هاشو حذف میکنم تبدیلش میکنم به داستانه سکسی.

داستان سکسی:

یه شب رویایی با عشقم

با سلام به دوستایه گلم امیدوارم که از داستانه من خوشتون بیاد چون خودم واقعا لذت بردم امیدوارم شناهم لذت ببرین و دوست داشته باشین فحاشیم کاره درستی نیس منم اولین بارم که دارم داستان مینویسم پس امیدوارم نقاطه ضعفمو بهم بگین که اگه دوباره خواستم بنویسم نقصامو جبران کنم.

داستان سکسی:

همچون مردی که میخندید

- اصلا ولش کن بزار بگم کی هستم
- بگو
- من حتی یک ساعت و چهل و پنج دقیقه هم توی خونتون بودم
- پیش من بودی ؟!
- من دختر دوست مامنتم
- کدوم ؟
- زینب
- نمیشناسم
- نمیشناسی؟ واقعا؟!
- شاید دیده باشمت . ولی به اسم که نمیشناسم
- خوب باشه منم دروغ گفتم
- چرا ؟!
- نمیخواستم زودی بفهمی کی ام.. چمیدونم . ترسیدم
- از چی؟
- که بری حرف بزنی!
- برم حرف بزنم ؟! یعنی برم به مامانم بگم که هی مامان دختر دوستت –زینب رو میگم
- به من زنگ زده ؟!

داستان سکسی:

دانشجوی بی تجربه و دختر پتیاره

سلام اسممو نمیگم 20 سالمه با شهوانی یه خیلی وقته آشنام داستان نویسی هم بلد نیستم همینجوری حال کردم داستانه زندگیمو براتون به اشتراک بزارم تو شهوانی که دختر نداریم! یا همه پسرن یا همه دوست پسر دارن پس داداشیا خوب گوش کنید

داستان سکسی:

گاییدن کون دوست دختر اخمو و مغرورم (1)

سلام به همه دوستان عزیزم. من رامینم. تا حالا اینجا داستان ننوشتم و فکر کنم این داستانم اولین و آخرینش باشه.شاید یذره طولانی بشه ولی اگه تا آخرش بخونی میدونم که خوشتون میاد و شاید نمره بالایی هم کسب کنم. خاطره من قطعا یه خاطره واقعیه و هرکسی میتونه اینو از جزییات کاملی که تو داستانم مینویسم به راحتی متوجه بشه.

داستان سکسی:

کردن نادیا دختری که می خارید

من خیلی وقته میام اینجا . شاید 2 یا 3 سال !!! خیلی خوشگل نیستم اما شدیدا درس خونم و توی تیزهوشان تبریز یکی از زرنگام ! حالا از اینا بگذریم من 17 سالمه و پوستم گندمیه کیرمم 17 سانته .

داستان سکسی:

سکس با جیگرطلا

سلام من ارسلان هستم و از استان تهران این خاطره رو مینویسم وااااای چه روزای خوبی بود بریم سر معرفی عشقم ماعده خانوم كه یك كون قنبل داره یكسال از من كوچیكتره لبای سرخ و خوشگل مست كننده روانیشم من با اون توی كلاس زبان اشنا شدم چون كلاسامون مختلطه

داستان سکسی:

روز موعود

بلاخره وقتش رسیده بود..بعد اون همه انتظار....بعد دوسال...بلاخره موقیعتش پیش اومده بود که باهم یه جا تنها باشیم ازم قول گرفته بود زیاد جلو نریم...نمیخواست یعنی..اما میدونستم اگه یکم داغش کنم نمیتونه مقاومت کنه....بحث دوسال باهم بودنه...دوسال دس تو دس بودن...لب تو لب بودن...اما بدون سکس... بهش گفته بودم قصدم ازدواج نیستو این یکم شرایطو سخت کرده بو واسش...حق میدادم...

داستان سکسی:

اولین و آخرین دوست دخترم

سال 89 بود و منم دانشجو که برای یادگیری یک نرمافزار به یه آموزشگاه میرفتم میز بغلیم یه دختر بود به اسم شراره قیافش بد نبود پوسته سبزه و موهای لخت و هیکل ریزه منم بچه بودمو عشق داشتن دوست دختر با هر بدبختی بود روز اخر کلاس شمارمو تو یه کاغذ نوشتم دادم بهش قبول کرد اولش باورم نمیشد که یم دوست دختر پیدا کردم ولی کم کم عادی شد

داستان سکسی:

عشق بازی توی سینما

سلام خدمت دوستان گلم. خاطره ای که براتون تعریف میکنم راجب عشق بازی من و دوس دخترم سحره.که هردو تجربه اولمون بود وخیلی لذت و رضایت بخش براهردومون بود.من قدم182و وزنم70 هس سحرم یه دخترخوشگل17 ساله با قدبلند 172 و وزن 60.مدتی از دوستی ما می‌گذشت که من رفتم دیدن سحر آخه فاصله شهرمان 200 کیلومتربود. توی پاساژ همدیگرو دیدیم.

داستان سکسی:

ارضای مینا

سلام به همه ي بچه هاي سايت شهوانى.اول از همه بگم اين داستان سكس كامل نداره توش.الكي نميخوام از خودم تعريف كنم و عين واقعيتو ميگم.من 186 قدمه و 110 كيلو وزن دارم.تا قبل اينكه تصادف كنم باشگاه ميرفتم و چون ژنتيكئ چاقم به زور خودمو رو فرم نگه ميداشتم اما همه چی خراب شد.من كلا تو زندگيم مشكل خيلی داشتم و دارم.الان يه جوون 20 سالم اما هيچي ندارم.اكثر تفريحاتي كه پسراي هم سن و سال من دارن رو ندارم.وضع ماليمونم افتضاح بده و تا الان من هيچ سكسي نداشتم تو زندگي دليلشم ميگم.برم سراغ داستان.

داستان سکسی:

سکس خنده داری که بد تموم شد

سلام دوستان مرسی که وقتتونو ميزارين و اولین خاطره ی سکس منو ميخونين. اول از خودم بگم مثل همه ی داستانا.ولی نه بزار اول از اون بگم اسمش شیرین بود(مستعار چون دوستان ما زیاد تشریف میارن به این مکان مقدس) 16 سالش بود و دوم و رشته انساني( نمیدونم چرا رشتشو میگم). خودمم اون موقع 17 سالم بود و سوم. من قد و هيکلم خیلی درسته و به سنم نمیاد.راستشو بخواين همه میگن خیلی خوبی ولی اصلاااا بلد نیستم مخ بزنم.فقط تو اتوبوس مترو نگاه های دخترا رو میبینم و نمیتونم کاری بکنم.

داستان سکسی:

دختربازی تابستانی و تور کردن پریسا

سلام به بچه های گل شهوانی من حسامم 18 ساله از شیراز چیزی که میخوام براتون تعریف کنم توش سکس و جرش بده هو نمیدونم کونشو گذاشتمو از اینا نداره نه بعد نظر بزارین مثلا کیرم تو کله ات کونی یا ....

داستان سکسی:

سکس با دوست دخترم هانیه

داستاني كه مي خوام براتون تعريف كنم كاملا واقعيه و برميگرده به ٣ ماه پيش اسم من حميد، ٢٣ سالمه و الان ٥ ساله كه پدر و مادرم تو تصادف عمرشون و دادن به شما و تنها زندگي مي كنم من با دوست دخترم ٢ ساله كه آشنام و رابطه ي خيلي خوبي با هم داريم البته تا سه ماه پيش باهاش سكس نداشتم، دليلشم اين بود كه مي خواست كنكور شركت كنه دلم نميومد ذهنش با سكس پر شه واس همين هيچوقت كاري نمي كردم كه ذهنش از سكس پر شه، اسمش هانيه است و اين آباني كه گذشت ١٩ سالش شد، هانيه يه دختر مهربون با چهره ي خيلي سادست، با چشاي معمولي (منظورم همون قهوه اي تيرست)، از من يه ١٠ سانتي كوتاه تره و نسبتا لاغر اندام به حساب مياد هم

داستان سکسی:

تخت مقدس مهتاب

مچکرم از وقتی که برای خوندن این نوشته میگذارید اما خواهشا و برای بار چندم میگم اگه میخواهید به جای نقد و نظر سازنده فحش بدید به خودم بدید نه به بستگان و غیره بازم ممنوم و البته لازم به ذکره که صحنه های سکسیش کمه خود دانید

داستان سکسی:

کردن دوست دخترم شمالیم

سلام علی هستم 20 ساله,دانشجوی اصفهان دفعه اولمه مینویسم اما خداییش داستانم راسته,این قضیه بر میگرده به 1 سال پیش که هنوز وی چت تو بورس بود و فیلتر نشده بود,اونجا با یه دختر اشنا شدم به اسم نسیم,تو عکسش خیلی خوشگل بود اونم زود پا داد,من از اونجایی که دفعه اولم بود ,دوست دختر داشتم زود عاشق شدم,اون از اولش به من دروغ گفته بود خیلی چیزارو,اما بعد از 2 ماه راستشو بهم گفت که شوهر داره و یه بچه,البته داشت از شوهرش جدا میشد و مدتی بود که ازش جدا زندگی میکرد,بعد یه مدت که خجالتمون ریخت باهم سکس چت میکردیم و من عکس کیرمو براش میفرستم,اونم عکس سینه ها و کس و بعضی وقتا به زور عکس کونشو میفرستاد برام,ه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر