شما اینجا هستید

دوست دختر

سکس آخر وقت

سلام من آرمان هستم 35 سالمه زمان دانشجویی رشت بودم و خونه مجردی داشتم سال دوم با یک دختری دوست شدم که همسایمون بود واسه همین نمیشد بیاد خونمون انصافا دختر با معرفتی بود و واقعا دلم براش تنگ شده . 2 سال بعد که خونم رو عوض کردم و ازون محله رفتم واسه اولین بار دعوتش کردم خونه خیلی با هم صمیمی بودیم یه دختر با قد 170 بود و وزن حدود 60 خوشتیپ بود و صورت معمولی قشنگی داشت. ساعت 2 بعد از ظهر اومد پیشم کلی نشستیم حرف زدیم با هم فیلم دیدیم شوخی کردیم راستش من زیاد تو سکس پررو نبودم واسه همین اصلا نحوه شروع کردن سکس واسم آسون نبود .

داستان سکسی:

سکس من با دوست دختر شمالیم

سلام علی هستم 20 ساله,دانشجوی اصفهان دفعه اولمه مینویسم اما خداییش داستانم راسته,این قضیه بر میگرده به 1 سال پیش که هنوز وی چت تو بورس بود و فیلتر نشده بود,اونجا با یه دختر اشنا شدم به اسم سپیده,تو عکسش خیلی خوشگل بود اونم زود پا داد,من از اونجایی که دفعه اولم بود ,دوست دختر داشتم زود عاشق شدم,اون از اولش به من دروغ گفته بود خیلی چیزارو,اما بعد از 2 ماه راستشو بهم گفت که شوهر داره و یه بچه,البته داشت از شوهرش جدا میشد و مدتی بود که ازش جدا زندگی میکرد,بعد یه مدت که خجالتمون ریخت باهم سکس چت میکردیم و من عکس کیرمو براش میفرستم,اونم عکس سینه ها و کس و بعضی وقتا به زور عکس کونشو میفرستاد برام,

داستان سکسی:

کسی که رفیقم جور کرد

اول از همه بگم هی چیز در این خاطره تکرار میکنم خاطره ن داستان دروغ نیست اسکلم نیستم مثل بعضی ها دروغ سر هم کنم خواهشن فوش هم ندید شخصیتتونو نشون میده.

سلام اسم من نیما هست23سالمه قدم 185وزنم85هیکلم معمولی چون اهل خالی بندی نیستم از یه خانواده ای هستم که دستشون به دهنشون میرسه یه پسرم خواهر برادر ندارم سرتونو درد نیارم برم سر اصل مطلب درضمن این یه داستان نیست خاطره اس.

داستان سکسی:

عشقی که نفرت شد

سلام میخوام داستان خودم با دختری رو بنویسم که اوایل عاشقش بودم و واسش میمردم ولی الان شرایط فرق کرده ضمنا واسه امنیت بیشتر اسمارو مستعار مینویسم البته ببخشید مجبورم یکم با جزئیات بیشتر بنویسم تا متوجه داستان بشین،من مهدی هستم 18ساله یه رفیق داشتم که اسمش امیر بود خیلی باهم جور بودیم واکثر اوقات باهم بودیم وخونمون نزدیک هم بود،یه مدتی بود که امیراینا یه مغازه سوپری تو پارکینگ خونشون زده بودن منم زیاد میرفتم پیش امیر وحتی بعضی وقتا تنها وایمیسادم مغازه،امیر یه خواهر داشت که اسمش زهره بود و17سالش بود که خیلی خوشگل بود قدش 160 و یه کم تپل بود یه مدت که میرفتم مغازه اونم بعضی وقتا میومد مغازه (و

داستان سکسی:

هستی خوشگله

سلام خدمت تمامی دوستان گلم میخواهم یک داستان براتون تعریف کنم که کاملا واقعیه همه چیز از پایان امتحانات شروع شد که منم مدرسم تموم شده بود با دوستام قرار گذاشته بودیم همون شب بریم سینما من و پنج تا از دوستام جمع شدیم که بریم سینما یک فیلم بسیار باحال به نام کلاشینکف من همونجا بود که یک دختر بسیار زیبا دیدم که حشریم کرده بود و کیرم رو زنگ کرده بود به هر حالتی بود خودم رو نگه داشتم که نرم جلو بهش چیزی بگم خوب به هر حال فیلم تمام شد و داشتیم میرفتیم بیرون که دم در به دختره گفتم فردا بیا همینجا همین فیلم و رفتم تا فردا منم فردا تیپ کردم و رفتم که بک هو جا خوردم اومده بود و منم مونده بودم که خو

داستان سکسی:

کس طلا

باعرض سلام خدمت دوستان خوب وحشری خودم:من امیر علی هستم واهل تهران.زید زیاد داشتم وسکس هم بسیار داشتم ولی این یکی رو براتون گلچین کردم.خب حالا ازخودم بگم :من قدم 180ووزنمم90وسنمم الان 31سال میشه.

داستان سکسی:

کس شقایق و کیر من

من اسمم حمید حدودا نزدیک 38ساله هستم .من متاهل بودم یعنی تازه زنمو طلاق دادم یه زن خوشگل که قدرشو ندونستم واز بس با این و اون رفیق شدم بنده خدا زنم زهرا دیگه از کارهام ذله شده اول چند ماهی قهر کردو وبعد از چند ماه دیگر از حق وحقوق خودش گذشت تا جونش را رها کنه .من یه خواهر زاده دارم که حدودا 19 ساله است اون خیلی سکس وخیلی هم خوشگل است هیکل درستتی داره وسینه های خوشگل و با سایز 70 یا 65 حدودا نزیک به چهار ماه بود که زنم رفته بود و من هم با کسی سکس نداشتم وحشری وحشری بودم یه شب خونه یکی از فامیلها بودم که خواهرم به همراه خواهرزاده ام امدند اونجا واسه شام بغیر از شقایق دوتا خواهر زاده دیگه هم

داستان سکسی:

جمال عالم آرای کس

سلام دوستان امیدوارم که مثل همیشه سرحال و کیر تیز باشین و دنیا بر وفق مراد معاملتون بچرخه همچنین خانومای گل که دیگه خودتون میدونین چی و چجوریشو ... اینی که میخوام واستون تعریف کنم یه خاطرس و داستان نیست واسه همینم ممکنه طولانی بشه و حوصلتون سر بیاد چون ناچارم یکسری حاشیه هارو بگم

داستان سکسی:

اولین و آخرین سکسم با مریم

سلام،اسم من مهرزاد 20ساله،این داستان باور کنید واقعیته،این خاطره برمیگرده به 15ماهه پیش،من یه دوست دختر داشتم به اسم ساناز،اونم یه دوست داشت به اسم مریم،هر دفعه یادم میفته از سکس با مریم پشیمون میشم،من یکسال بود با ساناز دوست بودم اخرای دوستیمون بود که مریم وارد رابطه ما شد و من باش دوس شدم یعنی بیشتر اون تمایل به دوستی با من داشت،هی با قربون صدقه رفتن یه روز صبح اوردمش خونه،وقتی اومد با کمی صحبت اومد تو بغلم بعدش من خوابیدم اونم اومد روم و کلی لب گرفتیم بعدش من خوابوندمش با اصرار دکمه مانتو شو باز کردم سینه هاش مالیدم کمی ،و بعد دکمه شلوارشو باز کردم و تا زانو کشیدم پایین،کیرمویه کمی مالید

داستان سکسی:

از سکس تا زندگی

سلام
من امیرعلی هستم 26 سالمه این خاطرم واسه دو ساله پیشه.
راستش انقد اینجا خاطره خیالی و تخیلی خوندم تصمیم گرفتم یه داستان تایپ کنم در ضمن من با موبایل میام اگه ایرادی تو تایپم دیدید ببخشید دیگه. داستان از جایی شروع شد که من دو سال پیش از خدمت فراری شدم چون داداشام شمال زندگی میکردن منم تصمیم گرفتم برم شمال اونجا داداشام که دوتا هستن و هرکدوم یکی دو سال ازمن بزرگترن با یکی از دوستاشون ب اسم جواد خونه گرفته بودن هرکدومشونم با دوس دختراشون بودن منم که تازه رسیده بودمو واسه دخترا غریبه اونا هرکاری میکردن که جلو من خوب به نظر بیان بگذریم..

داستان سکسی:

سکس با عشقم آرش

سلام سارا هستم 29 ساله و اسم عشقم آرش و حدودا 10 سال از من بزرگتر . من با عشقم سکس های زیادی داشتم خیلی زیاد چون چندسال باهم هستیم. امروز یکی از سکس های که واقعا بهم حال داد و خیلی خوب بود واستون تعریف میکنم . اون روز قرار نبود ببینمش ولی بطور اتفاقی رفتم بیرون به ارش زنگ زدم تو خونه تنها بود گفت ی سری بیا اینجا ببینمت رفتم خونه مثل همیشه بوس و بغل دیگه قلیون درست کرد نشستیم قلییون کشیدن کم کم هردوتامون گرم شدیم بدن همو لمس میکردیم حرف میزدیم کم کم لب هامو گره خورد بهم و بعدش لباس های همدیگه در اوردیم. ارش خواست امروز متفاوت سکس کنیم اخه ما همه مدل سکس باهم داشتیم .

داستان سکسی:

سکس با دوست دختر دوستم

سلام من حسام ۲۸ سالمه خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم مربوط به دوران دانشجوییم میشه یعنی ۲۲ سالگی اون موقع دوستی داشتم که خونه دانشجویی داشت و من که خوابگاهی بودم هر از چندی یه سری بهش میزدم اسمش علی بود و یه همخونه ای داشت که من اصلا باهاش حال نمیکردم اونم متقابلا با من یروز که نشسته بودیم تو خونه در زدن و وقتی در باز شد یه دختر قد بلند خیلی خوش استیل ظاهر شد و اومد تو خیلی خوشگل نبود یعنی معمولی بود اما تیپش فوق العاده بود خیلی هم شبیه پسرا رفتار میکرد میگفت داداشام کشتی گیرن واسه همین منم همیشه دوست داشتم پسر میبودم تا مثل اونا باشم بگذریم نشسته بودیم و ورق بازی میکردیم یسره با من چش

داستان سکسی:

کردن دختر حجابی

با سلام خدمت همه شهوانیای عزیز من اسمم ایزل هست البته اسم مستعارمه مغازه دارم یه روز دم عید تو مغازه مشغول جواب دادن به مشتریام بودم که دوتا دختر حجابی که بعدا فهمیدم خوهر هستن اومدن مغازم یکی از دخترا یه گوشی دستش بود که من به شوخی گفتم خیلی از اون گوشی خوشم میادو اگه فروختیدش بدید به من بعدا کارت مغازمو بهش دادم فردای اون روز این دختر به من زنگ زد بعد از حرف زدن فراروان فهمیدم اون دختری هست که دیروز گوشیشو میخاستم بعدش بهش گفتم که گوشیت بهونه بودو من خودتو دوس داشتم خواستم زنگ بزنی بهت بگم دوستی ما از اون روز شروع شد بعد دوروز از دوستیمون دعوتش کردم مغازم اومدتو پیامهای قبلی بهش گفته بودم

داستان سکسی:

سکس با مهشید

سلام خدمت دوستان خوب من امیر هستم 21سالمه این داستان واقعی بوده .من حدود 4سال پیش با یه دختری بنام مهشید اشنا شدم مادر مهشید با صاحب مغازه من دوست بودن وهر2روزیبا به ماسر میزدن من اولش خیلی سرد بامهشید برخورد کردم چون میدونستم با مجید (صاحب مغازه )رابطه داره محل بهش نمیذاشتم گذشت تا 2سال پیش روز ولنتاین من مهشیدرو تو خیابون دیدم خلاصه شمارشو گرفتم شب ساعت 9 بود بهم زنگ زد دیدم مامانش بود بهم گفت خبری از مجید نداری گفتم نه گفت اگه دیدیش بهش شمارما بده گفتم باشه گذشت 2شب بعد اس بازی گفت اگه میتونی ماشین جورکنی بیا دنبالون تا بریم بیرون .گفتم باشه زنگ زدم به پسر عمم امد شب ساعت 9بود رفتیم دنبا

داستان سکسی:

من و دوست دختر مذهبیم

سلام به دوستان عزیز و گرامی داستان کاملا واقعی امیدوارم خوشتون بیاد البته یه خورده طولانیه ولی به نظرم جالبه اسم من احسان 32 سالمه من دو سال پیش با یه دختری به اسم مریم رفیق شدم که اون موقع 22 سالش بود تو همون روزای اول رفاقت فهمیدم خیلی دختر معتقدی هستش ولی خیلی خوش اندام بود سفید و قد بلند به خاطر همین هر کاری می کردم که بکشونم سمت خونه و بکنمش نمیشد . اخه من از این بچه پروهام که نمیزارم مهر شماره خشک بشه سریع میرم تو کار سکس به خاطر همین عشق به سکس و تنوع طلبی نتونستم تا حالا ازدواج کنم ،

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر