شما اینجا هستید

دوست دختر

پارسا و بهترین دوست دنیا

این مال چند سال پیشه.... اون موقع من پسری 16 ساله بودم. خونوادمون ازادی محض بود...در این حد بگم براتون که 5 ماهه بودم بابام با قاشق چایی خوری بهم عرق سگی میداد...عکس هاشم هست الان تو قاب چوبی کنار میزم...سیگار گوشه لبم دارم می نویسم...کلا من پسری بودم قلدر اما مهربون...کلی دوست دختر داشتم...اما فقط دوس بودیم... با هم حرف میزدیم درد دل می کردیم.... زیاد بود...از همون بچگی مشگل خونوادگی داشتم...همش دعوا بود خونه...این باعث شد من دوره ی نو جونی رو تجربه نکنم و خیلی زود بزرگ بشم...

داستان سکسی:

جدایی نادر از نازنین

اولین کسی بود که ازش خواستگاری کردم رسما ازش خواستگاری کردم نمیدونید چه تیکه ای بود همه پسرای کلاس تو کفش بودن قبل از من هم 2تا همکلاسیام ازش خواستگاری کرده بودن(بعداًفهمیدم) به جفتشون گفته بود نه خداییش خیلیم دوستش داشتم ولی اخلاقش خیلی گند بود همچین نیش و کنایه میزد که تا 3 روز جلز جلز جاش میسوخت، وقتی بغلش میکردم دیگه توی این دنیا نبودم تو آسمونا بودم اخماشو هم که میکشید توی هم آرزوی مرگ میکردم ، هیکلش حرف نداشت این پورن استارها باید برن بمیرن پیش هیکل اون ،2سالونیم زندیگمو گذاشتم به پاش با اون اخلاق گندش ساختم فقط بخاطر هیکل و اون کونش ، ببین چه کون ویرانگری داشتا ، همه مثل لاشخور نشست

داستان سکسی:

یاد مریم جونم بخیر

سلام اسمم رسول و 42 سالمه خاطره ای که براتون میگم مربوط به 20 سال پیشه . اون موقع تازه از تربیت معلم فارغ التحصیل شده بودم و با نوه خاله مادرم که اسمش مریم و 16 سال داشت و هنرستان درس میخوند و خیلی هم خوشکل بود نامزد کرده بودم . خونه اونا شیراز بود و ما شهرستان زندگی می کردیم ولی محل کارم شیراز بود و این بهترین فرصت برای دیدن بیشتر مریم بود پدر مریم کارگر ساختمون بود و هر روز از صبح تا شب یه سره سرکار بود و دوتا برادر 3 و 4 ساله داشت و چون به مادرشون وابسته بودن اونم هروقت میخواست بره خرید اونا روباخودش می برد .

داستان سکسی:

سکس تو ماشین با عشقم مهرنوش

سلام به همه بچه های گل شهوانی....خواهشا فوش ندین چون نه دروغی دارم و نه خدانکرده شما رو خر فرض میکنم که بخوام چیزایی بگم که توهین به شعور شما باشه...

داستان سکسی:

سکس با دوست دخترم فاطمه

باسلام خدمت همگی بریم سراصل مطلب اسم من سعید 22سالمه و قدبلند و ورزشکاری تقریبا توپرم83 کیلو هم وزن دارم. دوست دخترم هم 18سالشه خوشگل و خوش هیکل سینه های بزرگ و سکسی قدشم 170. استیل سکسی داشت.

داستان سکسی:

سکس من و ستاره جوووووووووون

سلام من حسین هستم 23 ساله از اردبیل . امروز میخوام براتون یه داستان واقعی تعریف کنم . پس واسه اینکه حقیقت نوشتم نمیخوام فش بخورم . این داستان برمیگرده به تیر ماه سال قبل . من تو چت روم یه دختری رو میدیدم به اسم ستاره که خیلی دختر خوبی بود اهل تهران هم بود . تو چت و وایبر و لاین با هم حرف میزدیم ، جوک تعریف میکردیم و خیلی کارای دیگه (البته دوست دخترم محسوب نمیشد) .

داستان سکسی:

همیشه تو قلب منه

سلام.این داستان مربوط میشه به سکس منو گلسا عشقم که الان دیگه ندارمش ولی همیشه تو قلبه منه.شروع آشنایی منو گلسا مربوط میشه به یه سال پیش من توی یه شرکت کامپیوتری کار میکنم سال پیش همین موقع ها بود که دوستم گیر داد بریم کلاسهای شبکه تصمیم گرفتیم اگه وقت میزاریم بریم کلاس نیمه خصوصی که یه چیزایی یاد بگیریم دوستم رفت پرسیدو قرار شد از هفته بعدش بریم.

داستان سکسی:

یه نیمچه حال

سلام من شاهرخ هستم 24 ساله قد 182وزن 74 قبل اینکه خاطرم رو بگم تنها چیزی از شما دوستان عزیز می خوام اینه این داستان های در مورد ناموستون و عکس از زن و زوج ضربدری و این چیزا رو همینجا تموم کنید سکس خوبه ولی نه به هر قیمتی....

داستان سکسی:

عشق بازی 10 دقیقه ای

سلام اولین بارمه که دارم داستان مینویسم اگه بد مینویسم ببخشینداا! من فلان اقام و 20 سالمه از تبریز و داستانمم با دوس دخترم ک اسمش فلان خانوم بود و 17 سالش بود دوس دخترم اندامش عالی و قیافشم معمولی بود ولی پوستش سفید بود و منم ب قول دوس دخترم هیکلی و خوشگلم(دروغ میگه شما باور نکنید D: ) ی چن باری باهاش رفته بودم سینما و لب میرفتیم ولی همیشه دوس داشتم بیارمش خونه و بکنمش و همیشه هم بهش میگفتم بیا خونمون و قبول نمیکرد تابستون تازه شروع شده بود و میرفت واس کاراموزیش منم ک ب بابام تو مغازمون بهش کمک میکردم

داستان سکسی:

رها مال خودم شد

سلام بر همه ی شهوانیون عزیز...
اسمم حامده و این اولین خاطرمه که براتون میزارم..٢٣ سالمه قدم ١٧٥ و وزنم ٧٧ کیلوگرمه قیافم بگی نگی بد نیست ولی دختر کش هم نیست...

داستان سکسی:

از هیجان تا لذت سکس با فرشته

درست یادم نیست یک ربع به چهار بود یا چهار و بیست دقیقه یا هرچی ... هر چی که بود، اضطراب آشنای انتظار رسیدن کسی، بعد از ظهر یه روز گرم تابستونی، تمام ذهنم رو درگیر کرده بود. حس هیجان حضور صاحب ماتیز فضای سوت و کور شرکت رو به هم ریخته بود . شرکت ما شاید آخرین انتخاب عقلانی برای محل قرار ما بود ولی این رابطه از لحظه اول هم میونه خاصی با عقلانیت نداشت. صاحب ماتیز رو کمی قبل تر، از لابه لای مسیج های جنون آمیزی که تو چت روم های خدابیامرز یاهو به این و اون می دادم پیدا کرده بودم .

داستان سکسی:

شب داغ با نازنین

سلام به همگی، این ماجرایی که میخام براتون بگم خب واقعیه چون از اینایی که داستان دروغ مینویسن خیلی بدم میاد. اسم هایی هم که توی این داستان بکار میبرم همه مستعار هستند همینطور اسم خودم. من پویا هستم(مستعار) این ماجرا برمیگرده به حدود دوسال پیش که من پیش دانشگاهی بودم. من پوستم گندمی و سفیده،قدم 187،ورزشکار تقریبا معروفیم توی اصفهان هستم واسه همین ترجیح دادم اسم هارو مستعار بنویسم هرچند کسی متوجه نمیشه.

داستان سکسی:

کس تخاری

من یک بار به تخار رفتم به یک سفر رسمی در انجا با یک دختر روبرو شدم و من برایش نظر به کار های دفتری یک زنگ زدم بعد یک زنگ دیگه هم بریش زدم - بعد از ان اون فهمید که عاشقش شدییم - بعد از 10 روز از ولایت تخار برگشتم به کابل و 15 روزدیگه در کابل بودم و هر شب بایش زنگ زده و او مرا در جریان صحبت هایش سست میکرد تا بلاخره بار دیگر به ولایت تخار رفتم و در یه هوتل جای گرفتم و به او (عاطفه) تلفون کدم که بیاولی نمیامد باز گفتم بیا ولی نمیامد تا بالاخره اصرار زیاد کردم که به روز دوم ساعت 9:30 بامداد اومد به اتاقم و صاحب هوتل از دست که وارخطاشده بود کیرش دردستش گرد اتاق میگشت - بعد من یه اهنگ پلی کردم ول

داستان سکسی:

سکس سینا و دنیا

سلام.من سینام ۱۸سالمه از تبریز. داستان من از اونجا شروع میشه که ی روز من با دوستم برا گردش رفتیم کل تبریزو گردش تو خیابون یه دختر بود با مامانش خیلی سکسی و خوش اندامو خوشگل خلاصه من به دوستم گفتم من از دختره خوشم اومد تا مخشو نزنم نمیتونم برم خونه خلاصه هرجا میرفت میرفتیم دنبالش فهمید دنبالشیم هی هی نگاه میکرد منم بهش علامت میدادم ولی اثر نداشت اصلا پا نمیداد ولی یهو به مامانش به دخترش گفت من رفتم تو خودت بیا دیگه نفهمیدم دقیقا چیشد.

داستان سکسی:

ماشین بازی و کس بازی

سلام بچه ها این داستان من براتون می خوام بنویسم مربوط میشه به هفته پیش روز شنبه این اولین سکس من بود همه دوستام سکس می کردن و برای من تعریف میکردن منم میخواستم کم نیارم ولی نمی تونستم دختر جور کنم بکنم راستی اسمم امینه 19سالمه بچه بندر هستم،بگزریم مدرسه ها هنوز باز نشده بود من نشسته بودم مثل همیشه داشتم وارکرافت بازی میکردم روزها و ساعت ها کارم اینه یهو به سرم زد برم یه چرخی بزنم بابام هی میگفت افسرده میشی و از این هرفا به زور پاشدم و رفتم ماشین روشن کردم زنگ زدم دوستم که هم محله ایمه اومدش با هم رفتیم بیرون،گفتم امروز میخوام زید تور کنم یه نیش خندی زدو گفت بریم دهتا تور کن

داستان سکسی:

خیلی دوستش دارم چکار کنم؟

سلام میکنم خدمت همه ی بر و بچ شهوانی این یه داستان سکسی نیست پس اونایی که دوست ندارن نخونن از خودم میگم اسمم مهیار قدم 180 وزنم 70 از بچگی ورزش میکردم اما هیکلم معمولیه واسه سلامتی ورزش میکردم پوستم سبزه و چهره معمولی دارم الان 21 سالمه ترم سوم دانشگاه بودم 20 سالم بود شرایط بدی داشتم از همه لحاظ روحی و روانی, خانوادگی, مالی وضعیت خیلی بدی بود برام پدر یه کارگر سادست منم همیشه مجبور بودم خودم از پس خرج خودم بر بیام چند وقتی بود بیکار شده بودم یکی از همکلاسی های دختر که متاهل هم بود وضعیتمو دید متوجه شد حال روحی بدی دارم یه روز اومد بهم گفت مهیار چرا حالت بده؟

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر