شما اینجا هستید

زن شوهردار

سیمین، تلخ و شیرین

پدرم یک مغازه دار معمولی بود و خانه مان پایین شهر، از 7 سالگی هم بازی دختر همسایه مینا بودم. دو سال از من کوچکتر بود.سفید با موهای بور، چشمهای خیلی قشنگ و لب قرمزی داشت.

داستان سکسی:

حماقت من و کردن زن شوهر دار

من سینا هستم و این دومین خاطره ایه که میخوام براتون بنویسم اما لازمه در مورد خاطره قبلی توضیح بدم که اسمش ادا تنگا بود مورد اول اینکه دوستان گفتن دروغ بوده باشه شما خوبید چه لزومی داره یه ساعت تکست کنم و دروغ بنویسم و مورد دوم سر تاریخ بود که دوستان از بس جلق زدن نفهمیدن اشتباه تایپی بوده و 92 رو به اشتباه 93 زدم در هر صورت شما خودتون مختارید که هر طور که دوست دارید فکر کنید و در مورد این داستان بجز اسم ها حتی یک کلمه اون هم دروغ نیست

داستان سکسی:

سیاه یا سفید

حدودا هفت سال پيش بود سرم به باشگاه و رفيقام گرم بود اصلا تو نخ زن شوهردار نبودم با اينكه سنم كم بود ولى از خيليا شنيده بودم كه رابطه با زن شوهردار پاخورى داره ولى از شانس كيرى من يه زن خوشگل كه مدتى بود همسايمون بود و من اصلا تاحالا بهش توجهى نكرده بود يه روز كه از بيرون اومدم زنگ زد خونمون اولش خودشو معرفى نكرد خواستم قطع كنم كه گفت همسايه طبقه پايينتون هستمو شروع كرد به درد و دل كردن، من كه اصلا شوكه شده بودم فقط گوش ميكردم تا اينكه چندبارى تلفنى حرف زديم كه آخرش گفت بيا پايين قبول كردم و تمام مدتى كه اونجا بودم از ترس اينكه شوهرش نياد با استرس مثل بچه مثبت ها يه گوشه دست به سينه نشسته ب

داستان سکسی:

تماس اشتباهی

سلام اسم من فرشیده و 40 سالمه ساکن یکی از شهرک های اطراف تهرانم اتفاقات سکسی واسم زیاد افتاده ولی اولین باره که میخوام یکیشونو بصورت داستان بنویسم من قدم 170/وزنم 72 با یک قیافه معمولی ولی به قول دوستانم یه زبون چرب و نرم و گیرا دارم شماره تلفن موبایلم خیلی رنده و گاها اتفاق می افته افراد مختلف که بیشتر پسر هستن مزاحم تلفنی میشن

داستان سکسی:

زن شوهرداری که بهم پیشنهاد دوستی داد

سلام من ارشیا 23 ساله از کرمان هستم ماجرا از اونجایی شروع شد که من تو لاین یه گروه درست کردم که همیشه تو گروه یه خانومه که عکس نداشت به اسم مریم اهل کرج باهام گرم میگرفت تا اینکه یه روز اومد تو خصوصی بهم پیام داد گفت میخوام باهات دوست بشم منم بهش گفتم شما شوهر داری اونم از شوهر خودش گفت که معتاده ادم خوبی نیست منم گفتم که فاصله بینمون زیاده شما کرجی منم کرمان تا اینکه عکس خودشو فرستاد واااای تا عکسشو دیدم دلم ریخت خیلی ناز بود همون جوری من دوست داشتم بود یه چند روزی با هم چت میکردیم اخریا حرفامون سکسی شده بود که بهم گفت بیا کرج با هم حال کنیم منم قبول کردم یه روز تعطیل حرکت کردم به سمت کرد

داستان سکسی:

سکس ابوالفضل با مائده

سلام خدمت دوستان عزیز من مثله دوستای دیگه تفره نمیرم میرم سره اصل مطلب اسمم ابوالفضل هست و بیست و چهاررسالمه داستان من یک داستان واقعی هست که مینویسم داستان من از رابطه عاطفی و عشقی شروع شد که به سکس کشیده شد.

داستان سکسی:

قرص بارداری خوردم

سلام. من ۲۴ سالمه زنی که ۵ سال ازم بزرگتره زن پسر داییم میشه اسمش لیلاست لیلا که یه چند مدتی میشه شوهرش اکبر برای کار رفته بندر عباس اون با پسرش تو خونه تنها مونده. یه روز که من از بیرون داشتم میومدم خونه دم در خونمون با لیلا روبه رو شدم که داشت از خونمون میرفت. موقع نهار بود گفتم نهارو پیشمون بمون گفت نه پسرم خوابش میاد میخوام نهار بدم و بخوابونمش خلاصه هرچی اصرار کردم بیفایده بود. قبل رفتن ازم پرسید که برنامه و بازی جدید برا موبایلم چیداری ؟ من که چیزی غیر فیلم سوپر توگوشی چیزی نبود گفتم اوووه تادلت بخواد برنامه و بازی دارم ، داشت میرفت گفتم چیزای خطرناک دارم خندید ورفت.

داستان سکسی:

زن خوشگل پسرعمو

سلام دوستان اسم من امیر 26 سالمه که داستان برمیگرده به چهار ساله پیش. من یه پسرعمو دارم که اسمش رضا و یه زن خیلی خشگل به اسم زهره داره. زهره تو سن سیزده سالگی ازدواج کرده بود و تازه شده بود شونزده. دختر خیلی خشگل و خوش هیکل با اینکه سنش پایین بود ولی هیکل تو پری داشت که هرکسی رو میکشید سمت خودش. من از همون اول که دیدمش بدجور تو کفش بودم همیشه دوست داشتم به بهانه های مختلف ببینمش حتی یه بار که اومده بودن خونه ما یواشکی ازش فیلم گرفتم که پیشم باشه خیلی هم خوش تیپ میگشت.

داستان سکسی:

معصومه خانم مامان امیر

سلام اولین باری هست که خاطره مینویسم میخوام اولین سکسم با مامان دوستم رو بنویسم منو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های شمال زندگی میکنیم رابطه خانوادگی هم باهم نداشتیم البته اینو بگم که من چند باری هم خواهر امیر رو روشلواری کرده بودم اون مو قع من ۱۳سال داشتم وخواهرش ۹سال امیر هم خودش چند باری ما رو دیده بود اما حرفی نمیزد تا اینکه مامان خانم امیر یا همون معصومه خانم نزاشت خواهرش بیاد بیرون من از همون موقع خواستم مامانشو بکنم ولی باید فرصت گیر میاوردم .

داستان سکسی:

مسافزتی که به سکس با زن دوستم ختم شد

نزدیک عید چند سال قبل همراه دوستی قرار گذاشتیم چون توی کشور آذربایجان چند تا کنسرت برگزار میشد همراه خانواده (هر کدوم 3 نفره بودیم ) بریم . چون آشنا داشتیم خونه ای تهیه کردیم و بلیط ها رو هم رزو کردیم و تقریبا کارها ردیف شد . البته باید اعتراف کنم زن دوستم یه کم کارش میلنگد . هر چند کم و بیش میدونستم اما تو تمام رفت و آمدهای قبلی سعی نمیکردم سوتی بدم . اصلا باور کنید سعی میکردم پیش خودم بگم خوب کارهای شخصی اون به من و ما چه مربوطه . مهم وقتیه که با ماست کار بدی انجام نده .

داستان سکسی:

عسل لندنی

پارسال، وقتى از تهران به آمريکا برمى‌گشتم، مجبور بودم يک شب، لندن، سر راه بمانم. فکر کردم هتل ‏مى‌خوابم، ولى می‌خواستم صرف‌جويى کنم؛ تلفن زدم به دخترعمه‌ام رزا، که لندن زندگى مى‌کند و سه چهار ‏سال بود او را نديده بودم. رزا ۱۵ سال از من بزرگتر است و شوهرش هم فوت کرده. ‏ آمد فرودگاه دنبالم و با هم به خانه‌اش رفتيم. گفت آن شب يک برنامه تلويزيونى هست که هفته‌اى يکبار دوستش ‏‏(عسل) مى‌آيد خانه او که با هم تماشا کنند، چون شوهر دوستش از آن برنامه خوشش نمى‌آيد و خیلی عذرخواهی ‏کرد که اگر به خاطر آن برنامه نبود من را می‌برد و شهر را نشانم می‌داد. برایم مهم نبود،‌ لندن را دیده بودم.

داستان سکسی:

از عشق تا نفرت با زن شوهردار

قبل از شروع لازمه که بگم لطفا اول فکر کنید بعد نظر بدید و از الفاظ رکیک و چرت وپرت استفاده نکنید.اسمم مسعود 25سالمه درحال گذراندن دوره کاراموزی وکالت// خاطره ای که میخوام بگم برمیگرده به 1سال پیش درخصوص دوستم 28ساله به اسم سحر.جهت اشناییمونومطرح نمیکنم....

داستان سکسی:

تور کردن پریسا جووون

سلام به همه دوستان شهوانی من تازه اولین بارم هست میخوام داستان بنویسم اگه بد بود خودتون ببخشید بریم سر اصل ماجرایی که چه ماه پیش واسه من پیش اومد.

داستان سکسی:

سکس عبرت انگیز با زن شوهردار

سلام دوستان میخوام یه خاطره از یکی از سکس هایی که هر جوانی تو دوران جوانیش داره براتون بنویسم شاید جالب توجه باشه هیچ مشخصاتی نیاز نیست مطرح بشه چون اصل اون عملی هست که انجام شده

داستان سکسی:

بلاخره زن شوهردار کردم

سلام دوستان.اگه دروغ نگم این خاطره برای 5 دقیقه پیش هستش.همین الان منشی دفترمون رفت بیرون منم خیس عرق نشستم پای لب تاب دارم تایپ میکنم خاطرمو. من اینجا پیش شوهر عمم کار میکنم.فردی پولدار.با دفتری بسیار شیک که هر کسی میاد داخلش 15 دقیقه محو تماشای اون میشه. منم اینجا اختیارات زیادی دارم.بطوری که کسی که میاد اینجا فکر میکنه من همه کاره هستم. پسری خوشتیپ 28 ساله و تقریبا وضع مالیمم بد نیست.خوشگلم.فن بیان خیلی قوی دارم. ی منشی اوردیم 29 ساله که بی نهایت زن خوشگل و خوشتیپ و با کلاس که من تا چند روز نمیدونستم اصلا این شوهر داره چه برسه به بچه. خونش تهران پارسه و ی پسر 6 ساله داره که کلاس دومه.

داستان سکسی:

من و زن داداش دوست دخترم

سلام این داستانی ک میخوام بگم حقیقته نه مث خیلیا بیام بگم قدم انقدر و قد زنه اونقدره داستان از اینجا شروع میشه من اسمم امیر هست و22سال بچه شهرکرد تابستون91برج6 پامو عمل کردم وشبا میرفتم داخل چت میگشتم طراحی میکردم تا اینکه یشب رفتم تبلیغ بیاید عروس چت سکسی دیدم دختری ب اسم سارا اومد و گفت میشه واسم عکسو فیلم میل کنی من17سالمه از اراک بعد از اشنایی باهاش دیدم پدر مادرش فوت کردن و پیش داداشش زندگی میکنه داداششم ترانزیت داره گفت من میخوام فیلمو را ببینم با زن داداشم رها لز انجام بدم بعد از اون شماره دختره را گرفتم و تصمییم گرفتم برم خواستگاریش چون گفت پدر بزرگش شهرکرده واسه عید میام میبینمت عک

داستان سکسی:

پگاه زن شوهردار

دلم می خواست تورش کنم . خیلی زیبا بود . می دونستم شوهر داره و یه هفت هشت سالی رو ازم بزرگتره . واسه من دختر کم نبود و هر وقت اراده می کردم یکی رو می آوردم آپار تمانم . خوبی کار من این بود که می تونستم تقریبا بیشتر وقتا اونو در خونه آماده کنم . طراحی یه سری از نقشه های ساختمونی و یه سری کارایی که در رابطه با شرکت انجام می دادم و در چند تا پروژه ساختمونی هم فعالیت داشتم که گاهی واسه نظارت به محل اجرای طرح سری می زدم . هنوز سی سالم نشده بود ولی مجرد بودم . از بس دوستامودیده بودم که زن گرفته خودشونو اسیر کرده بودن دیگه من یکی پشیمون شده بودم . نمی دونستم اسمش چیه ..

داستان سکسی:

رابطه ی من با زن اقواممون که به پشیمونی خورد

سلام من محمد 26سال مه این داستانی که میخوام بگم شاید برای بعضیها اتفاق افتاده باشه ...دختر دایی بابام 2تا دختر داره به اسم مهتاب و مرجان .مرجان ازدواج کرده و یه پسر 3ساله داره و من و مرجان یک سال باهم اختلاف سنی داریم .شوهر مرجان پزشک و شب در میون میاد خونه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن شوهردار