شما اینجا هستید

همسر

وقتی عاطفه خانم همسرم هوس شوهر دوم کرد

این ماجرایی که می خوام تعریف کنم چند سال پیش تو شمال اتفاق افتاد، رویداد عجیبی که تمامی زندگی قبلی من رو دگرکون کرد و انسان تازه ای از من (و البته از همسرم) آفرید. زن من عاطفه خانم از خانواده نسبتا مال داری بود اما پدر و مادر من (که پسرعمه ناتنی او باشم) هیچ ثروتی نداشتن و راستش من به عنوان داماد یک جورایی به خانواده عاطفه خانم تحمیل شدم که شرحش مفصله و به این داستان فعلی ما خیلی ربطی نداره اما به طور خلاصه پدر عاطفه خانم از بچگی به من علاقه زیادی داشت و من رو از خواهر ناتنی اش گرفت و پیش خودش بزرگ کرد.

داستان سکسی:

جنده شدن زنم به خاطر بي پولی

سلام من شهروزم و 35 سالمه و يه زن خيلي خشگل دارم به اسم نسیم كه 30 سالشه. وضع مالي من خوب بود ولي دو سال پيش دچار يك تصادف شدم كه به خاطرش تمام زندگيمو فروختم. حدود 2 ساله كه تو يه شركت كار مي كردم كه به علت ورشكستگي هفته پيش اخراجم كردن و سه ماه حقوقمون رو هم ندادن و ريس شركت فرار كرده. من ماهي 1.5 ميليون تومان بايد قسط پرداخت مي كردم. حدود يه هفته قبل يكي از بانكها اجراييه براي قسطام زد و نزديك بود و بردنمون دادگاه و مجبور شدم چند تيكه از وسايل خونه رو بفروشم تا پولشونو بدم. ديگه حتي يه ريالم نداشتم.

داستان سکسی:

عزیز کیر نخورده

من حمیدم . چند ساله که خاطرات سکسی شما را خوندم و کیف کردم و کیرم که راست شد رفتم با زنم یک دلی از عذا در اوردیم . خوب رسم معرفت اینه که من هم یه خاظره (نه خاطره...) واقعیتهای زندگی جاری خودمو براتون بنویسم تا شما هم کیف کنید حالا یا جلق بزنید یا اینکه کیرتونو یک جای گرم و نرم و لیز فرو کنید و حالشو ببرید....من کیر کوچکی دارم وقتی که نامزد کردم همش نگران بودم نکنه نامزدم اندازه کیر رو بدونه و به من اعتراض کنه و یا نتونم ارضاش کنم ....اولین بار که یک شب اومد پیشم خوابید من کیر سیخ شده مو با شک و دو دلی گذاشتم تو دستش و بعد اون از ترس اوخی گفت و من فهمیدم که تا الان کیر ندیده ....

داستان سکسی:

دوست خوشتیپم و بگا رفتن زنم

دوست خوشتیپم و بگا رفتن زنم سلام به همه من مهران هستم 36 ساله و خانومم سحر 32 ساله. راستش این داستانی که تعریف میکنم نصفش واقعیه و نصفه دیگش تخیلی. البته تخیلی که ممکنه اتفاق بیفته. بنابراین من این داستانو تا اونجایی که واقعی هست رو تعریف میکنم. بعد اون قسمتی که تخیلی هست و حدس می زنم شاید اتفاق بیفته رو توضیح میدم. ضمنا فقط اسامی به دلیل حفظ حریم واقعی نیستن.
قسمت واقعی داستان:

داستان سکسی:

بهترین سکس من و نازگل

از طرف شرکت باید میرفتم ماموریت جنوب کشور قرار بود 4روز نبینمش این اولین باری بود که باید چند روز ازش دور میبودم واسم سخت بود هرکاری کردم که اونم ببرم نشد.شب شنبه بود هنوز نرفته بودم اما دلم داشت واسش تنگ میشد همینطور که رو تخت دراز کشیده بودم.چشامو بسته بودم و بهش فکرمیکردم که اومد پیشم دراز کشید و دستشو دورم حلقه کرد سرشو گذاشت رو سینم دیدم داره تکون تکون میخوره داشت گریه میکرد.سرشو با دستم دادم بالا دیدم چشماش خیس و قرمزه.نازگلم گریه نکن عشقم بخدا زود برمیگردم اگه اینجوری کنی توتمام سفر نگرانت میمونم.بسکن دیگه عروسکم.اما نه فایده نداشت منم داشت گریم میگرفت اما باید خودمو نگه میداشتم وگرن

داستان سکسی:

کردن کون همسر قبلیم

سلام اسم من محمد و 34 ساله هستم.تو روستا بزرگ شدم و بعد از ازدواج برای پیدا کردن کار به شهر اومدیم ولی هنوزم راننده هستم. دوبار ازدواج کردم و این خاطره کون کردن زن اولم مینا هست. تو روستای ما رسم بر اینه که پسرا و مخصوصا دخترا زود ازدواج میکنند. وختی بیست و چهار سالم بود به اصرار خانواده با دختر عموی پدرم ازداج کردم. مینا شانزده سالش بود که عروسم شد ،یه عروس خوب و خجالتی. خیلی زیبا نبود ابروهای کلفتی داشت و سبزه بود.

داستان سکسی:

و اینگونه شد....

دو سالی بود که میشناختمش تک پسر بود 26 ساله تو این دو سال عشقشو ثابت کرده بود از همه نظر اطمینان داشتم بهش یه حرفایی هم بین خانواده هامون بود واسه ازدواجمون .. بعد دوسال و چند ماه شد شوهرم چند روزی از عقدمون گذشته بود داشت حرف سکس میاورد وسط بعد از دوسال که نهایتش لب و سینه بود هی میگفت تا دیروز که محرم نبودیم حالا که هستیم زنمی شوهرتم اختیارتو دارم میخام بکنمت از حرفاش خندم میگرفت میگفتم نه باشه واسه شب عروسی ..

داستان سکسی:

وفاداری

سلام من اینازم و سه ساله که ازدواج کردم ویه دختر 1ساله دارم به این سایت میام چون از یه سری مطالبش خوشم میاد وقتی داستانهارو خوندم گفتم اتفاقی رو که توی این سه سال برام افتاده رو براتون بنویسم و اینم بگم وقتی بخونینش نمیشه ارضا بشین چون تحریکتون نمیکنه

داستان سکسی:

شبی که خیلی حشری بودم

سلام من نسیم هستم 26ساله خیلی داغم عاشق سکسم یه چند روز بود که عادت بودم وبعد از آن به خاطر فوت یکی از فامیلها به تبریز رفتیم اونجا به خاطر کوچک بودن جا نتونستم با شوهرم که خیلی دوست دارم بهش بدم سکس کنیم اخه شوهرم یه مرد قد بلند و چهار شونه اس توی تبریز هرجا که تنها گیرش میآوردم کیرش رو میماندم یا میشستم روش و خودمو به کیرش میمالوندم موقع برگشت توی ماشین نگاه کردم دیدم بچه هام خوابیدن اول با دست کیرش مالیدم بعد شروع کردم به خوردن کیرش آنقدر خوردم امیر جونم مست شد همین طور تند تند ساک میزدم یه جای خلوت گیر آورد زد بغل همین طور ادامه دادم تا آبش اومد دیوونه شده بود کیف کرد منم که خیس شده ب

داستان سکسی:

کون زنم رو نشون دادم

هفته پیش زنم - 30 ساله که 165 قدش و 59 وزنش هست و کون برجسته و خوش فرمی داره - رو بردم درمانگاه که 2 تا آمپولش رو بزنه. یه ساپورت مشکی ظریف تنش بود. شیفت تزریقات مردی 35-40 ساله بود که تیپ بدی هم نداشت و معروف به خوب آمپول زدن بود. وقتی نوبت ما شد رفتیم و زنم روی تخت دراز کشید. مانتو رو کنار داد تا تزریقاتی اومد. دیدم که نگاهش روی کون زنم مکسی کرد. خودم رو با موبایلم مشغول نشون دادم اما حواسم کاملا بود. بعد از آماده کردن سرنگ، اومد جلو و یک طرف ساپورت رو به همراه لبه شورت گرفت و کمی پایین داد و خواست که تزریق کنه اما ساپورت کشی فوراً سر خورد و به حالت اول برگشت.

داستان سکسی:

یه شب دلچسبه دیگه

مثل همیشه زودتر از عشقم رسیدم خونه که وقتی می رسه همه چی آماده باشه هر دومون شاغلیم و این یه ذره کار منو سخت میکنه چون اول ازدواج بهش قول دادم که هیچ وقت کارم باعث نشه که از هم دورشیم.

داستان سکسی:

سکس با زنم

با سلام اسم ابولفضل 30 سالمه داستانی را که می خوام براتون بگم حقیقته خلاصه یک روز از سر کار امدم خانه دیدم زنم چه تیپی زده این بگم زنم سبزه وهیکلی خوشفرمی داره و همیشه چادری
موقعیکه با مانتو میاد بیرون تمام چشمهارا دنبال کون وکپل خود می کشونه خلاصه بجوری من به هوس انداخت چون یک سارافان کوتاه لختی پوشیده بود ویک شرت لمباده ازطرز رفتارش فهمیدم که بجوری حوس کیر کرده باخودم گفتم چه حالی کنم من امشب باورودم به خانه سلام یه دوتا لب فوری رفتم نصف قرص ترامادر خوردم و یکم اسپری زدم کیرم نشستم یه استراحتی و بعد خانومم شام اورد خوردیم

داستان سکسی:

گاییدن زن مذهبی من توسط همسایه جدید

سلام من امیر هستم. 30 سالمه. یه واحد تولیدی تو شهرک صنعتی تو شهر ... دارم. من با زنم زهرا 2 ساله ازدواج کردم و الان سنش 24 سالشه و خیلی مذهبیه. قضیه ای که پیش اومد مربوط به مهر سال93 هست. ما اومدیم به یه آپارتمان جدید در محله ... که تو روز اول فهمیدیم که همسایه روبروی ما یه خوانواده مذهبی هستن که مرده اسمش سعید و زنش راحله که 31 و 23 سالشون هست. از این خوشحال بودم که بالاخره یه خانواده مذهبی هستن و من خونه نیستم مشکلی برای زنم پیش نمیاد. زهرا با راحله خیلی جور شده بودن و خیلی با هم می آمدن و می رفتن. همه چیز خوب بود تا اینکه یه شب موقع سکس با زهرا یه چیز ازم پرسید که امیر کیرت چند سانته؟

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - همسر