شما اینجا هستید

گی

تحقق یک رویا: گی به یاد ماندنی در خوابگاه

سلام ، امیدورام حال همتون خوب باشه اصلا فکرشم نمیکردم یه روزی خودم بخوام بیام و از سکس هایی که با پسرای مختلف داشتم بنویسم ، ولی با خوندن چندتا داستان از این سایت دلم خواست منم یکی از خاطره های خوبمو بنویسم این خاطره برمیگرده به دقیقا دوسال پیش همین موقع یعنی خرداد ۹۲ من اونموقع ۱۹ سالم بود و ورودی بهمن ۹۱ بهترین دانشگاه یکی از باصفاترین شهرای ایران بودم، نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی خیلی فیس و اندام قشنگی دارم و همیشه همه دلشون خواسته با من دوس بشن و هیچوقت تنها نبودم ، اونسال که دانشگاه قبول شدمم حسابی به خودم میرسیدم و با یه قیافه عالی به اون شهر رفتم و قدم برداشتم زندگی خوابگاهیمو

داستان سکسی:

کون دادن امیر به حسن

سلام اسم من امیر هستش.من الان ۱۸سالمه و این خاطره مال دو ماه پیشه .میخام از ویژگی های خودم بگم بدون گمپوز من ی پسر مو سیاه صورتی نسبتن سفید با بدنی سفید و بی نو و چشمای قهوه ای پررنگ من تمام ویژگی های ی پسر اسیایی رو دارم اما نمیدونم چرا هر کی منو میبینه میگه تو اروپایی هسی. چیزی ک تمام اوقات توجه مردم رو ب من جلب میکرد صورت و قیافه ی من بود من ب خودم خیلی میرسم و شلوار های تنگ میپوشم ک باعت میشه تشکیلاتم بیرون باشه.

داستان سکسی:

اولین باری که من کون کردم

باسلام من عارف هستم 16ساله که خونمون تهرانبود.من کلا پسری حشری هستم.ولی تا الان نشدهکه تو خیابون یه دختر ببینمو به عشق اون جقبزنم.تو محله من منبع فیلم سکسی بودم و هرکی فیلممیخواست میومد سراغ من.اگه رفیقام بودن کههیچی ولی غریبه ها با پول و بچه های کونی محلهم بستگی به تعداد فیلمشونباهاشون دست بازی میکردم.مثلا اگه کسی چهارتا فیلم میخواست باید منو ارضا میکرد.قضیه برمیگرده به یک ماه پیش که یه همسادهجدید اومد تو محلمون.خانوادشون 2تا پسرکه یکی10ساله و اونیکی15ساله بود.بزرگه اسمشامین بود.بعد یه مدت باهم صمیمی شدیم.یه پسرکون گشاد و اسگل بود.تا روزی که ازم خواست تابراش فیلم بریزم.منم گفتم که خوب مثل

داستان سکسی:

کردن پژمان در پیک نیک

سلام به همه بچه های شهوانی. من امیر 23 ساله از همدان هستم اصلیتم عرب هستش. اجدادم عراقی هستن از تبعیدی های زمان صدام هستیم که مارو از عراق بیرون کرد.پدرم عراقی هست ولی مادرم ایرانی هست.خودم تو ایران به دنیا اومدم. میخوام مجموعه داستان های سکسی که تو زندگیم برام اتفاق افتاده رو براتون بگم.این اولین داستانی هست که مینویسم.

داستان سکسی:

گی با کلی عشقبازی

سلام من مهرداد هستم 25سالمه دوهفته پیش توسایت شهوانی باکیوان آشنا شدم 18سالش بود.بعد چند روز ارتباط تلفنی تصمیم گرفتیم هموببینیم تو پارک معلم کرمانشاه قرار گذاشتیم وهمو دیدیم.ی پسر اروم با ادب قایفشم بد نبود خب منم ی پسر معمولی هستم وشدیدن گی.خلاصه رفتیم ی دور زدیمو توخیابون کلی دسته هموگرفتیم.اینم بگم ی گی لذت میبره دسته عشقشو بگیره منکه خیلی دوسدارم گذشت ویه روز بهم گفت بیا خونه که باهم باشیم منم جنگی ی دوش گرفتم ی صفا دادمو رفتم دل تودلم نبود حقیقتاً دوسش داشتم.بعد اینکه رسیدم ی سلام واحوال پرسی وچون از هیجان لبم خشک شده بود ی لیوان آب ازش خواستم گفت.ابوکه خوردم اومد نشست توبغلم وشروع کر

داستان سکسی:

کون کنی در برجک نگهبانی

سلام به یچه هایه شهوانی من تازه با این سایت آشنا شدم فقط فوش یه خانوادم ندین ممنون بریم سد اصل مطب میخواستم داستان کون کردنم در خدمت سربازیمو براتون بگم من اسم امیر تو زاهدان خدمت میکردم 12 ماه خدمت بودم شدم پاس بخش و ارشد تو پاسدارخونه خدمت میکردم

داستان سکسی:

اولين باري كه به بهترين دوستم كون دادم !

راستش فكر كنم اينجا بيشتر بچه ها داستان سرايي ميكنن و دنبال سوژه براي خودارضاييشون هستن ! تقريبا بيشتر داستانها عجيب و باور نكردنييه ... پيشنهاد ميكنم داستان واقعيتون رو بذاريد حتي اگر جذاب نباشه، به هر حال من قصد دارم اتفاقي كه برام افتاد رو براتون تعريف كنم و البته با داستان كمي شيرينترش ميكنم.

داستان سکسی:

دسته آتاری رفت تو کونش

با سلام من اسمم حسامه الان 21 سالمه این خاطره مال 6 سال پیشه که واستون تعریف میکنم،من یه پسر خاله دارم به اسم امیر،جونم برات بگه این خیلی ترگل ورگل بود و سفید و کپلی،خیلی تو کفش بودم،ما طبقه بالای خونمون نیمه کاره بود و صبحا کارگر و بنا توش کار میکرد تا عصر ساعت 5،من عصرها وقتی خالم اینا میومدن خونمون این امیرو گول میزدم میبردم بالا میگفتم بیا بالا آفتاب مهتاب بازی کنیم،حالا دن دن دوندی،بعد پشت به پشت باهاش بازی نمیکردم میگفتم آفتاب مهتاب اینطوریه کونشو میکردم طرف خودم و از پشت میمالیدمش،کلا فاصله سنیمون دوساله،حالا اینا هیچی ...

داستان سکسی:

سکس با برادر دوستم

سلام بچه ها امیدوارم همه خوب وسر حال باشند داستانی که می خوام براتون تعریف واقعیت محضه و بر میگرده به سال ۸۸خلاصه سرتونو درد نیارم این برادر دوستم مغازهشون کنار مغازه ما بود که اسمش مهدی بود این مهدی خیلی رو اعصابم بود یه پسر خوش قیافه برنزه ونسبتا لاغر همیشه من دست میاوردم در کونش البته یادم رفت بگم مهدی ۱۶ سالش بود ومن ۲۴ سال داشتم خلاصه من هروز انگستش می کردم تا اینکه یه تو یه هوای گرم تابستون مغازه من کولر نداشت تقریبا ساعت چهارونیم بود واز قضا مغازه اونا به صندلی داشت نشستیم کنار هم خودمو بهش اساسی چسبوندم و یکدفعه دستمو بردم توی شلوارش شاید باورتون نسه ولی لطیف ترین پوستی تا حس کرده

داستان سکسی:

اولین گی بازی واقعی

سلام دوستان من ۲۲ سالم بود که حرفه ای کون دادم . یکی از دوستان دوران دانشگاهم که اتفاقا همشهری هم بودیم قبلا باهام رابطه داشت اما اجازه نمی دادم کیرش رو بکنه توم ، خلاصه چند وقت بعد از فارغ التحصیلی خبری ازش نداشتم تا اینکه هوسش رو کردم و به خودم گفتم هر طور شده پیداش می کنم . بعداز کلی این در و اون در زدن پیداش کردم و شرایطم رو توضیح دادم ، همه چیز جور بود جز مکان که اونم با تماس دوستم ردیف شد و ما رفتیم که با هم باشیم ، راستش کمی ترس ورم داشته بود آخه به جای جدید و ناآشنایی می رفتم .

داستان سکسی:

کون دادن من به ساندویچ فروش

سلام من سینا هستم ۱۶ سالمه، قدم ۱۶۵ و وزنم ۵۲ هست و تقریبا بدن خوبی دارم و موهای کونمو میزنم ، خب بریم سر داستان که برمیگرده به دو هفته پیش ان موقع من زیاد از مردا و پسرای موآلو و خوش هیکل خیلی خوشم می امد و کونم برای اونا میخوارید ، من یک مرد خوشکلو که مغازه ساندویچی داره رو در نظر داشتم و وقتی میدیدمش خیلی حشری میشدم تا اینکه بالاخره دل زدم به دریا و شماره مغازه اش رو برداشتم و با تلفن عمومی بهش زنگ زدم و فهمیدم دوست داره کون بکنه ، انگار دنیا رو بهم داده بودند ، قرار شد من فرداش برم مغازش که منو ببینه ، اولش ترسیدم و گفتم شاید به پلیس بگه ولی بر ترسم چیره شدم و رفتم ، من و اون دور یک میز

داستان سکسی:

کون دادن به دو نفر کمتر از یه ساعت

سلام
داستانهای زیادی تو اینجا خوندم نزدیک دوساله میام سایت شهوانی داستان من برمیگرده به چند روز پیش که گفتم تا داغه بنویسم داستانم گی هستش پس هرکس دوس نداره نخونه. واقعی هم هستش.باور کردنش با خودتون راستشو بخواید حدود 22 سالمه اسمم پارسا هستش اندامم هم بخوام بگم کلا بدن بدون مویی دارم خیلی کم مو در میارم اونا رو هم هر هفته یا دوهفته یبار با پودر مو بر تمیز و صاف میکنم جوری که خودم واسه خودم راست میکنم انقدر سایتای سکسی میرم و داستان میخونم هر روز حشری حشری هستم اکثر داستانای گی رو میخوندم بخودم میگفتم چجوری آخه یه کیر گیر میارن

داستان سکسی:

اولین کون دادن کامران

سلام اولین سکس من مربوط میشه به 6 سالگی که نمیدونستم سکس چی یکی از همسایه ها من برده بود خونشون به بهانه شیرینی دادن شلوار دراورد لاپای من کرد این اولین سکس بود به غیر سکس با یکی از فامیل هام کم سکس دو طرفه بود همشم لاپای بود می رسیم اولین باری که از سوراخ من کردن به صورت تجاوز بعد موقعی که خودم با میل خودم به سکس پرداختم میریم سر اصل مطلب .....

داستان سکسی:

من جندتم هر کاری میخای باهام بکن

سلام من کامرانم 18 سالمه بچه تهرونم خاطره ای تعریف میکنم ماله 4 ماه پیشه که تو مترو بودم ساعت حدود 5 بود داشتم برمیگشتم خونه که یه مردی بهم گفت آقا پسر صبر کن برگشتم دیدم یه مرده حدوده 38 ساله بهم گفت اموزش شطرنج مجانی میخای تا اومدم بگه نه گفت میشه اصلا شما بییان باهم دربارش حرف بزین شاید نظرت عوض شه منم خب همینجوری بدون هیچ دلیلی رفتم باهاش رو یه پله برقی بهم گفت اگه بیای آموزشگاه رو ببینی نظرت عوض میشه باهم پیاده رفتیم تا دم آموزشگاه بهم میگفت میخام با هم دوس باشیم من ازت خوشم اومده میخام بهت کمک کنم و...

داستان سکسی:

اوج لذت بهراد

بیدار شدم...
سرم روی سینت بودو توام غرق خواب شیرینت بودی... دیشب بیهوشت کرده بودم ! از شدت لذت...
کیرت کوچیک شده بودو تیکه های شکلات و آب کیر سفیدت که روش خشک شده بود هنوز روش مونده بود...
روتختی چروک بودو شکلاتی...
. بوی بدنت کل فضا رو پر کرده بود... آروم بیدار شدم و رفتم توی حموم . خودمو توی آیینه نیگاه کردم ... بدنم روی فرم بود... سفید و عضلانی و با انرژی... یه دوش داغ گرفتم ... حیف که تموم اثرای سکس دیشبمون از بین رفت...
ولی نه فرصت زیاد بود...

داستان سکسی:

تعطیلات تابستانی گی در روستا

سلام به بچه های با مروم شهوانی ...
به مولا اولین داستانیه که دارم مینویسم خواهشا فوش ناموس ندید من از اون بی غیرتاش نیستم که ناموسشون براشون مهم نباشه ...میدونم نمیشه فوش ندید منم نمیگم فوش ندید هر چقد دوست دارید به خودم فوش بدید خوب خستتون نکنم برم سراغ اصل مطلب

داستان سکسی:

گناه من چیه؟

سلام این خاطرات و درد و دل های یه پسر همجنسگراس،به اونایی هم که از گی بدشون میاد نمیگم این خاطره رو نخونن،برعکس توصیه میکنم بخونید تا کمتر گی ها رو فحش کش کنید. ببینید من خودم مثلا بعضی روابط سکسی و فانتزی ها ک تو این سایت میبینم واقعا حالم بهم میخوره،ولی چون من خوشم نمیاد دلیل نمیشه فحش بدم.شما هم حق دارید چون گی یه چیز غیر معموله و شاید اصن درکش نکنید،ولی حداقل میتونید درک کنید ک همجنسگراهای واقعی این چیزا دست خودشون نیس و حداقل اینقد تحقیرشون نکنید.

داستان سکسی:

وقتی سرباز نیروی انتظامی جرم داد

سلام چند سال پیش بود که خودمو خوشگل کردم راستش خوشگل هستم وتک فرزند .خلاصه برای خوشگذرونی رفتم پارک چمران کرج وقتی داشتم قدم میزدم یکدفعه یک سربازی اومد گیر دادکه با این تیپ وقیافه ای که خودت رادرست کردی جونها را منحرف میکنی باید تو رو ببرم اردوگاه پیش فرمانده منم چون میترسیدم شروع به التماس کردم که اون از این حرکت من فهمید که من میترسم خلاصه با زور منو به بهانه اردوگاه به داخل جنگل کنار رودخونه پارک برد وسط جنگل گفت که فقط میخواد منو بکنه هیچ راهی هم نداره منم چون خودم دلم میخواست با کمی ناز وعشوه قبول کردم چون بچه گیهام چند باری رو لاپایی داده بودم ولی توی کونم کسی نکرده بود ازشانس من هم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی