شما اینجا هستید

گی

احساسات نوجوونی

همیشه ظهرهای تابستون منو به یاد خاطرات نوجوونیم میندازه. خاطراتی که هیچوقت از یادم نمیره. تو یکی از روزای گرم تابستون بود. من و داداشم "علی" تو خیابونای نظام آباد میچرخیدیم و سیگار میکشیدیم، به محض اینکه تموم میشد یکی دیگه روشن میکردیم و به همدیگه پاس میدادیم. من یه تیشرت سفید که زیربغلش وصله زده و یه شلوار کبریتی سیاه پوشیده بودم و علی هم یه تیشرت قرمز و یه شلوار کتون قهوه ای. من و علی همیشه لباسای همدیگه رو میپوشیدیم واسه همین هر روز یه تیپ متفاوت داشتیم. هیچوقت هم شرت نمیپوشیدیم. خلاصه اون روز خیلی تیکه شده بودم. همه نگام میکردن.

داستان سکسی:

رابطه متین و ایمان

من متین هستم 23 سالمه اهل مشهدم قدم 166 وزن 73 پوستم سبزه روشن .میخوام خاطره اولین سکس با پسرعمم که اسمش ایمانه (22 ساله قد 175 وزن 70 سبزه)واستون بگم امیدوارم خوشتون بیاد.منو سر عمم چون خونه هامون به هم نزدیک بود وقتایی که خونمون خالی می شد می رفتیم پیش هم و فیلم سکسی با هم می دیدیم البته تا اون موقع با هم سکس نمیکردیم ولی چون ما با همدیگه خیلی راحت بودم جلوی هم جلق می زدیم.تا یک روز صبح جمعه که خونه ما خالی شد بهش زنگ زدمو و اونم اومد خونه ما.اولش با هم صبحونه خوردیم و بعدشم یک فیلم سکسی دیدیم.وسطای فیلم که شد من به ایمان گفتم که کارامون خیلی تکراری شده همش جلق میزنیم اصلا حال نمیده که ا

داستان سکسی:

پسر خاله بکن من

سلام.من اسمم رضاست 16 سالمه خواستم ماجرای کرده شدنم رو براتون تعریف کنم.ماجرا از جایی شروع شد که وفتی که هفت سالم بود یک از پسرای تو کوچه مون که اول دبیرستان بود همیشه باهام بازی میکرد و خوب بود باهام یک روز بردم خونه شون یک ماشین اسباب بازی نشونم داد گفت اگه یکاری کنی اینو بهت میدم بعدش بردم توی دستشویی خونه شون کشید پایین بعد کیرشو درآورد گفت بکن تو دهنت منم خیلی بچه بودم و نمیدونستم اصلا این چه کاریه بعد خودش کیرشو کرد تو دهنم و گفت عقب جلو کن چون بلد نبودم با دستش سرمو گرفت و هی عقب جلو میکرد تا ابش اومد آخرم ماشین رو بهم نداد منم که اصلا نمیدونستم که مثلا این کار بدیه فراموشش کردم یک

سکس سعید و سامان

سلام دوستای خوبم. این یه داستان واقعیه و پار سال برام اتفاق افتاد داستان تقریبا 90%واقعیه و 10%هم خودم برای هیجانش اضافه کردم ولی دروغ توش نیست و باعث افتخار هم نیست اون کارم ولی خب اتفاق افتاد

داستان سکسی:

ملاقات گی

دو شب پیش بعد از ۳ ماه ایمیل زدن باهات تلفنی صحبت کردم! باهات قرار گذاشتم که برای اولین بار با تو و برای اولین بار توی زندگیم با یه مرد سکس داشته باشم! واو! بدنم بیحس شده انگاری ! جای دستای تورو روی بدنم حسس میکنم ! بوی بدنت ! عرق تنت ! گرمای وجودت! نفس نفس زدنات! حس خوب با تو بودن و دادن یه حس خوب از لحظه سکسی ای که برات میسازم!.... یه هتل توی شهرتون رو بعد اولین تلفنی که باهات صحبت کردم شد محل قرارمون. یه اتاق دو تخته که برای یه شب رزوش کردم و با رسپشن قرار گذاشتم که اگه خواستم تمدیدش کنم برای شبای بعدش... میدونستم همون یه شب هم فقط از یه تختش استفاده میشه! یه دوش گرفتم! داغ!

داستان سکسی:

گی من و منوچهر

سلام . من پویا هستم و 17 سالمه . این داستان درباره ی رابطه من با یه پسر 14 سالس به اسم منوچهر . اول بگم که منوچهر از نظر من پسری کاملا خوشکل بااندامی بسیار سکسی و قشنگه و تقریبا لاغره . من از قبل باشگاه رزمی میرفتم منوچهر هم اونجا بود . من از اولش تو کف کون این منوچهر بودم . واقعا خوش استیل و خوش فرم بود . وقتی میخوابید رو زمین و حالت کونش معلوم میشد میخواست آبم بیاد . من و منوچهر راه برگشتمون به خونه یکی بود من هم توی راه حرفای سکسی میزدم و عکس و فیلم نشونش میدادم .

داستان سکسی:

خانه مجردی و میلاد کونی

همه بچه ها ی شركت در مورد اینكه میلاد كونی هست شك نداشتن ولی فقط بابك می گفت من چند بار کردمش اونم که معلوم نبود راست بگه
میلاد ١٩ سالش بود سبزه وخوش اندام وخوشگل بود تازه دنبال سربازیش بود من خیلی دوس داشتم بكنمش ولی روم نمیشد حتی در موردش به شوخی چیزی بهش بگم

داستان سکسی:

گی با عموی سکسی

سلام.اولین داستانیه که می نویسم.و بدونید که این داستان گی هست.اگه خوشتون نمیاد نخونید.من علی17 سالمه و تو زندگی 17 سالم سکس و گی زیادی تجربه کردم.اما دلچسب ترین گی ; گی من و عموی 25 سالمه.من تقریبا از 14 سالگی دلم میخاست با عموم رابطه سکسی داشته باشم ولی نمیشد.عموم با من زیاد شوخی میکرد و میکنه.یه بار با شوخی منو نشوند بغلش و قلقلکم داد.بصورت اتفاقی من کاملا رو کیرش نشسته بودم.ولی عموم اصلا قصدی نداشت.تقریبا 16 ساله بودم که منو عموم برای بردن یه سری مدارک رفتیم روستا.توی راه من ریسک بزرگی کردم و آروم آروم کیر عمومو با دستم از روی شلوار لمس کردم.عموم چپ نگاهم کرد ولی چیزی نگفت.گوشیمو در آورد

داستان سکسی:

گاییدن کون کارآموز

سلام اسم من کیارش هس.مهندس عمرانم و تو پروژه های کوچیک شخصی ساز مشغولم.داستان گی هس پس اگه نمیخواین نخونین.من ۳۰ سالمه ومجردم از پسرای زیر بیست خیلی خوشم میاد.تابستونی که گذشت من مجری یه ساختمون پنج طبقه مسکونی بودم تو غرب تهران.پروژه هزار متری که پروژه های اندازه اون چون کوچیکن کارآموز ندارن.یعنی چیزی نداره که کار آموز بیاد بخواد یاد بگیره.ولی از شانس ما فامیل کارفرما که فوق دیپلم عمران بود واحد کارآموزی داشت که قرار شد بیاد اونجا پیش من هر از گاهی سر بزنه منم برگه هاشو با مهر نظام مهر کنم.پسری لاغر خوشتیپ ،ریشاش اصلا در نیومده بود،گندمی و حدودا بیست ساله که اسمش نیما بود.مثل همه دهه هفتا

داستان سکسی:

داستان گی من با یه مرد کون باز

سلام بچه ها داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مال دو ماه پیش هست یعنی اولین گی من تخیلی یا ساختگی نیست حقیقته خوب سرتون رو درد نیارم من ۲۲ سالمه با اندام سکسی هر ببینه حشری میشه من استخر زیاد میرم خودم تا به حال پسدای زیادی رو کردم اما فکر نمیکردم یه روز خودم هم بدم من اونروز یه مایو ر تنگ پوشیده بودم پشتک میزدم حال میکردم از دور نگاه یه مرد حدودا ده ساله منو متعجب خودش کرد فقط زول زده بود تو چشام بعد یه نیش خندی زد من منظشورشو نفهمیدم خلاصه بعد یه چند دیقیه نشته بودم کنار استخر فقط پام تو اب بود اومد نشست بفل دستم سلام علیک شرو ع کرد تعریف کردن از من گفت عجب بدن خوش

داستان سکسی:

ماراتون کون‌ دادن

همیشه منتظر یه هم‌چین فرصتی بودم. خداخدا می‌کردم که یه موقعیتی پیش بیاد و خونه خالی بشه، تا من بتونم تا دلم می‌خواد هرزگی کنم. کرم کون‌دادن افتاده بود به جونم و هیچ کسی پیدا نمی‌کردم که مکان داشته باشه. وقتی شنیدم که خانواده قراره یه یکی‌ دو هفته‌ای بدون من برن مسافرت، رسماً تو کونم عروسی به پا شده بود. تو چند روز مونده به رفتنشون، برای ماراتون کون‌دادنم برنامه‌ریزی کردم؛ چند نفرو نشون کردم و برای خر کردنشون نقشه کشیدم و از اون طرف هم بازکننده، روان‌کننده، موبر و کاندوم خریدم.

داستان سکسی:

عشق پولی

یک چیزی که همیشه من رو آزار میده اینه که افراد دوست دارن به هروسیله ایی که شده به طرف برسن بدون توجه به احساسش خداروشکر من تو خوانواده ایی بودم که از لحاظ مالی شرایط خوبی داشتم اگرچه گاهی خیلی دنبال پول میرم اما خوب منم واسه خودم دلایلی دارم,یادم میاد اول دبیرستان بودم یادش بخیر,جشن تولد داداشم بود,اولین باری که دیدمش یعنی کامل متوجه اون آدم شدم اون روز بود اسمش شاهین بود از دوستای داداشم بود یکی دوسالی ازم بزرگتر بود ولی از حق نگذریم دافی بود برا خودش,حیف که سنش ازم بیشتر بود,قبل از شروع جشن بود نشسته بودم داشتم هزینه کیک و اینارو محاسبه میکردم که یک دفعه دیدم این پسره اومد

داستان سکسی:

گی من و محمد شب عروسیش

سلام امروز میخوام داستان سکسی خودم و محمد دوستم رو براتون بنویسم که مال تابستون گذشتس کاملا واقعیه و هیچ خیال پردازی هم توش اضافه نکردم. من ۱۷سالمه قدم ۱۷۵ وزنم ۷۰ خیلی خوشگلم انقدر که کل پسرای محل و مدرسمون همیشه چشمشون دنبال من بوده و هست البته منم خیلی مشکل پسندم و به همه نمیدم بیخیال این حرفا بریم سراغ اصل مطلب

داستان سکسی:

گی من و همکلاسی

سلام.من ساسانم و الان ۲۰سالمه،خاطره ای که میخوام بنویسم بر میگرده به ۵سال پیش یعنی وقتی که من ۱۵سالم بود و راهنمایی بودم. همون طور که از اسم داستان پیداست نمیخوام اغزاق کنم و هرچی اتفاق افتاده همون رو بنویسم. برسیم به داستان. همه چیز از اونجایی شروع شد که من تو مدرسه بودم و همه چیز طبق روال عادی پیش می رفت تا اینکه یه دانش اموز جدید اومد تو مدرسه,بعد چن هفته شایع شد که کون میده و این کسشرا منم اولش باور نکردم ولی بعد دو سه روز دیدم رفتارش مثل کونیاس حتی چنتا از بچه ها هم میگفتن کردنش.

داستان سکسی:

عاشقی در باکو

دو سال پیش وقتی 17 سالم بود بخاطر تحصیل بابام از تبریز اومدیم باکو و من تازه فهمیدم که کلا مهاجرت کردیم و حتی وقتی درس بابام تموم شه هم لزومی نداره و مجبور نیستیم برگردیم ایران . اینجا بود که من سخت شکستم بخاطر این که خانوادم منو در جریان اینا نذاشته بودن . من خیلی رفیق باز بودم کلی دوست داشتم (بین این دوستا فقط یه دوست گی داشتم ولی باهاش رابطه نداشتم . فقط دوست پسرم ) خیلی شاد بودم تا این که همه چی رو سرم خراب شد . همه چی ازم گرفته شد . اینجا افسرده شدم تو مدرسه گوشه گیر بودم . با این که مشکل زبان نداشتم اما با کسی دوست نشدم .تمایل نداشتم با کسی دوست بشم .

داستان سکسی:

آغاز گی و کون کردن بعد ازدواج

6ماه از ازدواجم رد نشده بود تو سیستم سازی با یک پسره ای اشنا شدم شمارمو بهش دادم ک برام سیستم جور کنه شاگردش شمارمو برداشته بود تو گروه های سکسی دعوتم میکرد یک روز بهش گفتم من زن دارم گوشیمو میبینه نکن اونم خندید گفت هیکل به این سکسی زن داری خوش به حال زنت گفتم منظور؟ دیگه حرف نزد .
عصر سر کار بودم یهو دیدم پی ام اومد: دور و برتو ببین کی تو گفته جواب ندادم ترسیدم از طرف زنم باشه .تا شب ساعت 8 زنگ زد گفت:تو مغازه روم نشده بگم میشه هیکلتو ببینم گفتم برو کسخل. گفت فقط ببینم دست بزنم :گفتم بیای ببینی باید بدی گفت حالا ببینمت بعد.گفتم باشه.

داستان سکسی:

کیر سفت احمد

سلام برا اولین باره دارم خاطره مینویسم و موضوع برمیگرده به سکس منو احمد ، من 30 سالمه و احمد هم همین حدود سال پیش تو نت با هم آشنا شدیم وهمیشه مشکل مکان داشتیم از اونجائیکه احمد تو یکی از خودروسازی ها عضو تیم کارگری بود ، یه روز بهم زنگ زد و گفت تا ساعت تمرین تمومه و بعد بچه ها میرن و خلوت میشه، میتونی بیای و همین جا یه حالی کنیم منم حدود 4 اونجا بودم و بعد از رد شدن از گیت حراست اونجا ترس ورم داشت اما دیگه امده بودم و باید تا تهش میرفتم خلاصه کنار زمین فوتبال دیدمش بعد ازخوش وبش اشاره کرد بریم حموم که زیر سکو ها بود بعد گفت زود لخت شو با اینکه کسی نبود اما خیلی ترسیذه بودم بعد زیر دوش ی

داستان سکسی:

اولین شب در جنگل

سلام
من خیلی کم به اینجا میام و داستان ها رو میخونم. اما هر وقت داستانی رو خوندم و بعد نگاهی هم به نظرات میندازم میبینم که تقریبا همه ناسزا و فحش میدن که چرندیات نوشتی و دورغ و بود و دلایل مختلف تا ثابت بکنن داستان دورغی و چرت بوده. به همین خاطر تصمیم گرفتم یکی از داستانهای سکسی خودم رو براتون بگم تا بیبینم چقدر شما دوستان حقیقت رو متوجه میشین.

داستان سکسی:

دامادمون کونی ام کرد

سلام به بچه هایه شهوانی من الان ۲۵سالمه یکسالی هم هست که توبه کردم کون نمیدم اسمم محمد هست از ۱۵سالگی به داماده کیر کلفتمون کون میدم کیرش ۱۴سانته ولی کلفته حسابی منو اوبیه کیرش کرده خدارو شکر دیگه توبه کردم باهاش حرفم نمیزنم دیگه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی