شما اینجا هستید

گی

نیما و پسر خوشگل

سلام من نیما 24 ساله هستم و این خاطره مال 5 سال پیش هست که با پسری به نام مانی اشنا شدم از لحاظ خوشگلی از هر چی دختر که تا حالا دیدم سرتر بود.خواستم باهاش طرح رفاقت بریزم. خلاصه موفق شدم که باهاش رفیق بشم. یه مدتی که از رفاقتمون گذشت من یه کار در کارخانه نساجی در اصفهان پیدا کردم و رفتیم اصفهان. بعد از یه مدتی مانی به من زنگ زد که اگه اونجا میتونم براش یه کار دست و پا کنم منم با مدیر کارخانه صحبت کردم اونم قبول کرد که بهش یه کار بده. خلاصه اینکه اومد اصفهان شبها همونجا اتاق داشت و ما همونجا میخوابیدیم منم جسابی رفته بودم تو نخ مانی که چطوری میتونم باهاش سر حرف و وا کنم.

داستان سکسی:

زندگی تلخ یک گی ایرانی

خیلی تنها بودم،هیچ دوستی نداشتم...هر کدومشونو به ی نحوی از دست داده بودم بخاطر اینکه بیشترشون منو درک نمیکردنو نمیفهمیدن چون اونا مثه من نبودن اصلا! همش خونه بودم ...روزم بیشتر با خواب زورکی یا گوش دادن ب موزیک میگذشت..[اونم چ موزیکایی،همه از خودم داغون تر...آهنگایی ک من گو‌ش میکردم همشون چهل پنجاه سالی از خودم بزرگتر بود..]، هر روز دمه غروبم هم طبق معمول میرفتم پارک چن محل اونورتر تا کسی نبینه و نشناسدمو تو ی خفتی چن کام میگرفتمو سیگاری روش میکشیدمو حالم ک یکم بهتر میشد دوباره سر و ته میکردم خونه... پیاده بودم، داغون ، خسته ..

داستان سکسی:

خاطره کونکونک با دوستم

سلام من ارمین هستم الان 20 سالمه این داستان بر میگرده به 6 سال پیش که من 14 سالم بود و کلاس 2 راهنمایی بودم تو اون دوران من خیلی سفید بودم واقعا بیش از اندازه هیکلمم که یکم چاق بودم اما نمیدونم چرا هر لباسی میپوشیدم منو هیکلی و سکسی نشون میداد داستان از اون جایی شروع شد که تو کلاس یکی از دوستام که هم خوش هیکله و هم موهای بوری داشت اومد و کنار من نشست تا چند ماه فقط باهم در باره درس و بازی حرف میزدیم که یه روز سر کلاس دیدم دستشو کرده تو شرتش و داره به من نگاه میکنه و جق میزنه اول متوجه نشدم اما بدش بهم بر خورد بش گفتم: داری چه گهی میخوری اونم زود حل شد گفت هیچی !!

داستان سکسی:

اتوبوسی به نام هوس

وقتی که وارد اتوبوس شدم تقریبا هیچ جایی برای ایستادن نبود . تا اینکه در ایستگاه بعدی تعداد زیادی پیاده شدند و جایم راحت تر شد . میله ی سرد بالای سرم را گرفته بودم و چشم چشم می کردم که جایی برای نشستن پیدا کنم .نبود ، همه را قرق کرده بودند . پیرمردهای خرفت کرده و پسرهای جوانی که خودشان را به خواب زده بودند تا مجبور نباشند جایشان را به کسی بدهند . توی ایستگاه بعد کسی نایستاده بود . اتوبوس سریع رد شد . چراغ های شهر روشن شده بودند و ماشین ها پشت سرهم در خیابان ها با سرعتی مورچه وار حرکت میکردند و به خیال هیچکدامشان هم این ترافیک مساله ای نمی آمد . اتوبوس حالا سبک تر می رفت .

داستان سکسی:

من و یاسر و مامانم

سلام این خاطره و من از یک جایی کپی کردم و ماله خودم نیست و اون کسی هم که نوشته گفته این خاطره ی خودشه حالا راست و دروغش رو نمیدونم (اگه غلط املایی داره شما ببخشیدش)

داستان سکسی:

توسط دوستام بهم تجاوز شد

سلام من مهراد هستم و توسط یک حادثه تجاوز جنسی کونی شدم و لذت میبرم ، الان 26 سالمه و یک دوست پسر دارم به نام کیوان که ماهی یه بار شب جمعه ها کونم میذاره به هر روشی که بخوام،این حادثه حدود 4 سال پیش رخ داد من کونی و گی نبودم ولی کون خیلی درشتی داشتم با کمر باریک صورتم هم خیلی چین و چروکی نیس خلاصه کونی بودم و خبر نداشتم،4 سال پیش با 2 تا از دوستام سینا و آرمین داشتیم دور همی میرفتیم ویلا کیوان اینا اونجا کیوان و محمود بودن دوستام معمولا بم تیکه مینداختن و به کونم دس میزدن ولی باهاشون خیلی به شدت برخورد میکردم چون اون موقع کونی نبودم خلاصه تو راه من پشت نشسته بودم و آرمین و سینا هم جلو بودن ی

داستان سکسی:

مخ زنی با شیرجه ای که تو استخر زدم

سلام من مجید ۲۲ساله تهران قدم ۱۸۰وزنم۸۰ قضیه از اونجایی شروع شد که من باشگاهم (بدنسازی)نزدیکه ی استخره بعضی اوقات بعد باشگاه میرم استخر .

داستان سکسی:

در روزهای آخر اسفند

بخش نخست آن روز صبح وقتی ساسان از خواب بیدار شد هیچ نمی دانست چه روز عجیبی در پیش رو دارد؛دست طبیعت حوادثی را پشت هم چیده بود که بخش جدیدی از هویت خود را کشف کند. ساسان 18 ساله بود،با قدی بلند شانه های افتاده،موهای خرمایی بلند،بینی کشیده و چشمهایی سیاه.او خواب آلوده،لیوان چای بدست،پشت میز آشپزخانه ولو شده بود و رادیوی چوبی کهنه با صدای بلندی ملودی قبل از پخش اخبار را می نواخت سپس گوینده با صدایی جدی گفت:با سلام به شنوندگان عزیز اخبار ساعت 7 صبح را به شما تقدیم می کنیم.

داستان سکسی:

سکس با دوست و همکلاسی گی

سلام اسم مستعار من محمد هست و داستانی که میخوام براتون بگم راجه به گی هست ولی ارزش این رو نداره که قسم بخورم راسته اما بدانید راسته من 16 سالم ه و داستان از او لحظه ای شروع شد که یه روز توی مدرسه ما (راهنمایی)30 درصد از بچه های کلاس ما رو شهوت فرا گرفته بود و دو – سه نفر از همکلاسی های ما توی کلاس مون (معلم نداشتیم ) شروع کردن انگشت کردن توی کون همدیگه منم دلم خواست برای یه لحظه این کار رو انجام بدم که دل رو زدم به دریا یکی از خوش استیل ترین همکلاسی هام به اسم احد داشت به سمت میز من برای فرار از دوستش که انگشت نکنه بهش اومد سمت من یه انگشتم رو تا ته کردم بهش وقتی دید من هم از این کار ها می

داستان سکسی:

امیر و گی بعد از ده سال

من امیر هستم از شمال .داستان نویسی بلد نیستم اما میخوام این خاطره رو براتون مکتوب کنم .من تو یکی از شهر های ساحلی مازندران رندگی میکنم .30 سالمه بدنساز نیستم ولی فوتبال بازی میکنم این باعث شده که شکم نداشته باشم .از نظر ظاهر هم باید بگم با قد 180 و وزن 80 و فیس سبزه چیز بدی هم نیستم .به هر حال باید بگم تو دوران نوجوانی ، همون دوره مدرسه با دوستامون زیاد شیطونی میکردیم از هرفرصتی برای کردن استفاده میکردم .زیاد کون کردم یکی دو باری هم کون دادم .زیادم بدک نبود .تقریبا 10 سالی میشد که گی نداشتم یعنی موقعیتی پیش نیومده بود یه جورایی از اون فاز خارج شده بودم دانشگاه و دوست دختر و این جور چیزا .

داستان سکسی:

کون دادن سپهر به یاشار

من سپهرم الان 24 سالمه میخوام اولین خاطره گی دادنمو تعریف کنم من از دبیرستان کلا کناره گیر بودم و منزوی راستش چون فوتبالمم خوب نبود زیاد رفیق نداشتم اخلاقمم یخورده زنونه بود تو جمع پسرا منو نمیپذیرفتن صدام نازکه هنوزم نازکه.

داستان سکسی:

ماهان و میلاد در دستشویی باشگاه

سلام میخواستم خاطره ای براتون بگم که حدود 2 سال پیش اتفاق افتاد اسم من ماهان هستش البته اسم مستعارم هستس ولی اون یکی اسم که میلادهست اسم واقعی هست .

داستان سکسی:

کون تر و تمیز سینا

سلام دوستای سکسی من19سالمه. من اولین بارمه داستان مینویسم و همه ی اسما مستعاره. وبرمیگرده ب 2سال پیش. تاکید نمیکنم ک باور کنید یا ن.این داستانو تقدیم میکنم ب گی بازای شهوانی. اولین باری ک سکس کردم با ی پسر ب اسم سینا پسر عموم15سالشه.خیلی ترو تمیزه کونشم گوشتی و نازه بدون یدونه مو.

داستان سکسی:

گی با پسر خوشتیپ ۲۹ ساله

سلام این دومین و آخرین عشق و حال من با یه مرد بوده توی تانگو باهاش آشنا شدم اینقدر خوشتیپ بود که عکساش دهنم رو آب می نداخت وقتی گفت بیا پیشم تا ماساژت بدم و ببینمت منم رفتم خیلی دو دل بودم اما واقعا نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم رفتم دیدم دم در وایستاده سلام و علیک گرمی باهام کرد و منو برد تو خونش منم خودم رو به تماشای فضای معمولی خونش سرگرم کردم بهم گفت بیا تو اتاق منم رفتم بهش گفتم ببین میخوام باهات حرف بزنم گفت بشین باهم حرف بزنیم درحالی که اشاره به تخت می کرد نشستم یهو بغلم کرد بعد لبامو خورد اصلا فکر نمی کردم لب خوردن اینجوری باشه احساس می کردم لذت بخش تر باشه ولی باز علاقه نشون دادم به

داستان سکسی:

شرط بندی با همکلاسی

سلام.من بار اولمه که داستان مینویسم ولی زیاد میام شهوانی،و نظرات زیر داستانها رو می خونم.واسه همین می دونم که شما بی خود فوش می دین برا همین اصلا مهم نیست.در ضمن این داستان درباره گی هستش اگه نخواستین نخونین.اسم مستعار من وهابه.ماجرا از اونجایی شروع شد که من با یکی از دوستام به نام علی صمیمی شدم.قدش یکم از من کوتاه تر بود و کون فوقالعاده نرم و سفیدی داشت.یکبار زنگ ورزش که تو کلاس بودیم شلوارشو کشیدم پایین و کونشو دیدم.یک دونه مو هم نداشت.خلاصه تصمیم گرفتم که هر طور شده یه جای خلوت گیرش بیارم و باهاش حال کنم.

داستان سکسی:

گی من و هم مدرسه ایم

سلام،من تازه با این سایت آشنا شدم داستانهای گی هارو خوندم،زیاد حال نکردم چون بعضی هاش جدا تابلو بود دروغه،بعضی هاش بیشتر دقت میکردی پی میبردی واقعی بود. بگذریم....
این داستان مربوط به خودمه،واقعی هم هست،انصافا از گی خوشم نمیاد زیاد، یعنی بیشتر با سکس حال میکنم اما یه بار که تجربه کردم دیدم پسرا هم واقعا بعضی هاشون از دخترا بهترن. قضیه ای که میخوام بگم مال سال سوم راهنمایی منه،من الان نوزده سالمه،اون موقع پونزده سالم بود،قدم هم ۱۸۰وزنم آخرین باری که وزن کردم ۶۰کیلو بودم. بریم سر داستان..

داستان سکسی:

من و ماهان و گی بی تکرار

من مازیار 36 سالمه و الان متاهل و یک پسر دارم و می خوام توی این داستان تجربه سکسی بی نظیری که منو به سمت سکس با همجنسام گرایش داد رو بنویسم. یه چیزی رو همین الان بگم. تجربه های سکسی من با همجنسم به دوران بچگی بر می گشت که نمی شه گفت تجربه سکسی. یه جورایی خودنمایی جنسی بود. البته خوب من همیشه دلم می خواست نقش دخترها رو داشته باشم ولی چون می خواستم کم نیارم گه گداری ناخنک می زدم اما هیچوقت جدی نبود و کم کم کمرنگ شد. اولین تجربه ی سکس من و ماهان برمی گرده به 16 سال پیش و وقتی برای دوران دانشجویی ساکن سوئیت یکی از بستگان ماهان شدم. من یک پسر 20 ساله بودم و و خوش بر رو و ماهان هم همینطور.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی