شما اینجا هستید

گی

تعطیلات تابستانی گی در روستا

سلام به بچه های با مروم شهوانی ...
به مولا اولین داستانیه که دارم مینویسم خواهشا فوش ناموس ندید من از اون بی غیرتاش نیستم که ناموسشون براشون مهم نباشه ...میدونم نمیشه فوش ندید منم نمیگم فوش ندید هر چقد دوست دارید به خودم فوش بدید خوب خستتون نکنم برم سراغ اصل مطلب

داستان سکسی:

گناه من چیه؟

سلام این خاطرات و درد و دل های یه پسر همجنسگراس،به اونایی هم که از گی بدشون میاد نمیگم این خاطره رو نخونن،برعکس توصیه میکنم بخونید تا کمتر گی ها رو فحش کش کنید. ببینید من خودم مثلا بعضی روابط سکسی و فانتزی ها ک تو این سایت میبینم واقعا حالم بهم میخوره،ولی چون من خوشم نمیاد دلیل نمیشه فحش بدم.شما هم حق دارید چون گی یه چیز غیر معموله و شاید اصن درکش نکنید،ولی حداقل میتونید درک کنید ک همجنسگراهای واقعی این چیزا دست خودشون نیس و حداقل اینقد تحقیرشون نکنید.

داستان سکسی:

وقتی سرباز نیروی انتظامی جرم داد

سلام چند سال پیش بود که خودمو خوشگل کردم راستش خوشگل هستم وتک فرزند .خلاصه برای خوشگذرونی رفتم پارک چمران کرج وقتی داشتم قدم میزدم یکدفعه یک سربازی اومد گیر دادکه با این تیپ وقیافه ای که خودت رادرست کردی جونها را منحرف میکنی باید تو رو ببرم اردوگاه پیش فرمانده منم چون میترسیدم شروع به التماس کردم که اون از این حرکت من فهمید که من میترسم خلاصه با زور منو به بهانه اردوگاه به داخل جنگل کنار رودخونه پارک برد وسط جنگل گفت که فقط میخواد منو بکنه هیچ راهی هم نداره منم چون خودم دلم میخواست با کمی ناز وعشوه قبول کردم چون بچه گیهام چند باری رو لاپایی داده بودم ولی توی کونم کسی نکرده بود ازشانس من هم

داستان سکسی:

سکس علی با ناصر

تو عيد با يكى ازمسافراى نوروزى كه ادرسى ازم مىخواست دوست شدم راستشو بخوايد او كى بود و خيلى علاقمند به سكس دو طرفه منم عاشق سكس با همجنسم باهم صحبت ميكرديم كه ازش برسىدم بجه كجايى كفت بجه همدانم كه خودش شروع كرد به حرفهاى سكسى زدن بهش كفتم منم دوست دارم خلاصه باهم قبول كرديم كه سكس دوطرفه داشته باشيم منم كه خونه خالى بود جون همه رفته بودن مسافرت با هم رفتيم خونمون اول دوش كرفتيم و هر دوتامون كونمون رو تميز كرديم برا سكس خلاصه بعدش با هم شروع كرديم از حرفهاى سكسي وازهمديكه لب ميكرفتيم وحال ميكرديم تا رسيديم به بايين تنه كه منظورم كيرهست كفتم موافقى برا هم ساك بزنيم كه خنديد وكفت باشه تا 15 د

داستان سکسی:

کونی خر می کرد

سلام خدمت دوستان من اولین بارمه میخوام خاطراتمو بنویسم پس اگر نگارشش بد بود وغلط املایی داشت ببخشید.من کامرانم قدم۱۷۶وزنم۸۳هست ادم شوخی هستم به حدی که بهم میگن جوکر خب بریم سر خاطره من یه پسر دایه همسن خودم دارم که باهم خوب هستیم خونه ما تهرانه خونه دایم اینا اردبیل ماسالی یکی دو بارمیرفتیم اردبیل

داستان سکسی:

اولین کون دادن آریا

سلام اسمم اريا،این خاطره تنها کون دادن و تنها سکس من. این دستان من بر میگرده ب زمانی که من توی راهنمایی بودم همه از کون من خوششون ميمود من اجازه نیمدادم که پرو نشن ولی با این حال همه دست میزدن و خودشون و ب من ميچسبوندن.ولی چون خودم خوشم میومد به یکی از بچه های کلاس اجازه میدادم تا دستماليم کنه و یه وقتايی لاپايي.

داستان سکسی:

گی با ابوالفضل

یشب عجب شبی بودرفتم گیمنت دیدم ابولفضل اونجاس یه پسر خوشکل قد 165 وزن تقریبا60 وارد گیمنت که شدم ابولفضل اومد سمت من و دستم و گرفت و رفتیم کانتر بازی کردیم بعد یه ساعتی که بازی کردیم بهش گفتم که اگه میخاد بره خونه بیاد که برسونمش که خوشبختانه اونم چون تنها بود گفت بریم سوار موتورم شدم یهو گفت بزار من بشینم که منم گفتم بیا و رفتم عقب خلاصه راه افتادیم خونه جفتمون قاسم آباده توراه همش دست انداخته بودم دور کمرش و داشتم حال میکردم کیرم داشت شق میشد چه کونی داشت یه کون نرم و باحال یه شلوار لی آبی پوشیده بود و یه تیشرت سورمه ای تنش بود دیگه کیرم شق شده بود بهش چسبیده بودم و کیرم و حس میکردخوشش او

داستان سکسی:

رسول عاشق کون دادن

سلام من اسمم رسوله بخدا هرچی میگم راسته من کم کم تو12سالگی کم کم شروع کرده بودم به جق زدن و داداشم سرباز بود و من تنهایی میخوابیدم همیشه لخت میخوابیدم و دستم تو کونم بود و روزی رسید که13 ساله شدم و رفتم خونه رفیقم برای درس خوندن و اون رفیق من هم کونی بودش من با شلوار کردی رفتم که منو اذیت کرد و میگفت یه لاپایی بده منم از خونشون رفتم بعدش شب که خواستم بخوابم به فکرم اومد اگه کون بدم چه حالی میده من فردا شب رفتم در خونشون گفتم بیا بریم خونه ما بشینیم گفت باشه اومد خونه ما سوپر دیدیم بعدش بهش گفتم منو بکن اون تو فضا بود وقتی اینو گفتم اول بار منو تویی کرد خیلی خیلی درد داشت و بعد اون روز من پش

داستان سکسی:

کردن پسر لات

سلام.اسمم محسن هستش و ۲۶سالمه این خاطره مربوط به دوران راهنمایی منه.اون موقع خیلی شر بودم و زیاد دعوا میکردم راستی من از لرهای کرمانشاه هستم به غیرت معرفیم یه روز با دوتا از کلاس نهمیها دعوام شد و حسابی همدیگه رو کتک زدیم و دست اخر یکیشون یه مشت نا جوانمردانه زد زیر چشم خلاصه منم که همیشه دنبال دعوا و مرافه بودم فرداش دوستامو جمع کردم رفتیم مرافع و بعداز دعوا رییس کلاس نهمیها امد گفت خیلی ازت خوشم میاد با غیرت مرافه میکنی لهجش به کردستانیها میخورد ...بگذریم تابستون شد و من چون تجدید شده بودم رفتم مدرسه یادم میادم یه روز توی یکی از کلاسها تنها بودم و دیدم در باز شد و همون پسر کردستانیه کلاس

داستان سکسی:

بهترین روز زندگیم و گی با عشقم

سلام من نمیخوام اسمم رو بگم ولی از خودم براتون میگم 17 سالمه قدم متوسطه و هیکل خوبی دارم پوستم سفید و موی سرم یکم بوره با چشم های بادومی و کشیده و به قول خودم ابروهای شیطانی لبامم بزرگه من هیچ برادر یا خواهری ندارم و همیشه تنهام و به خاطر همین همیشه دوس داشتم با یکی بزرگتر از خودم دوست شم ما توی یه مجتمع بیرون از شهر زندگی میکردیم پسرهای زیادی دور و بر من بودن ولی به هیچکدوم اعتماد نداشتم و خوشم نمی اومد وقتی سال اول دبیرستان بودم یا یه دوستم رفتم موسسه زبان که اونجا ثبت نام کردم و روز های زوج میرفتم کلاس روبروی کلاس من یه گالری مبل فروشی بود یه پسر خوشکل البته به نظر خودم خیلی خوشکله شای

داستان سکسی:

یه روز خوب و گی

خونشون نزديكه خونومون بود فردا خانواده من و اون ميخواستن برن شهرستان منم طبق معمول ازسركار اومدم و شامم و خوردم روتختم دراز كشيدم اس داد فردا پايه حموم هستي منم جواب دادم عاشقتم صبح قرار بود ٩بياد من از هشت بلند شدم شوفاژو روشن كردم و خوابيدم زنگ زد اومد داخل گفت بريم منم پشتش راه افتادم رفتيم تو حموم جفتمون شلوارك داشتيم دراورديم تي شرت رو هم در اورديم نوبت ب شرتامون رسيد كير من ك سيخ شده بود اونم همينطور همزمان دست گذاشتيم رو كير هم ديگه من يكم مالوندم و شرتش و كشيدم پايين اونم واسه من وكشيد پايين رفتيم زيره دوش و اب بازي بعد شروع كردم سينه هاش رو ماليدن پف كرده بود ميك ميزدم ايستاده بود

داستان سکسی:

سکس گی با نوجوون تو خونه م

پسره رو چند وقتی بود که تو خیابون میدیدم. تو کوچه ها پرسه می زد؛ همراشم همیشه دو تا از اون بچه کونیا بودن که اعصاب آدمو خرد می کنن. میومد وزنگ درو می زد و می گفت میخواد ازم ویسکی بخره. نه... معتادم نبود. ولی پول هم نداشت. منم عادت ندارم به کسایی که پول ندارن چیزی بفروشم.

داستان سکسی:

کونی شدن احمد

من از همون بچگی عادت داشتم وقتی میرفتم حموم یا دستشوویی بە خودم انگول میزدم و کلا از اینجە یە چیزی تو کونم برە خوشم میومد . زمان بچگی ما کامپیوتر و مبایل نبود کە عکس سکسی یا فیلم ببینیم . خاطرەای کە میخواد براتون بگم مال زمان دانشجویمە ، اون موقع کە برای اولین بار از خونە دور بودم و تو خوابگاه زندگی میکردم . هم اتاقیم چند سالی از من بزرگتر بود ، ولی خیلی بی عرضە بود ، چون چند باری کە خواب بود مخصوصا میرفتم زیر پتوش یا حتی بە کیرش دست میزدم ولی خودشو بە خواب میزد و کاری نمیکرد .

داستان سکسی:

کشتی گرفتن باحال با پسر همسایه

سلام بچه ها هادی هستم. همونطور که چند وقت پیش هم دو تا داستان براتون نوشتم و بچه های شهوانی گذاشتن توی سایت، الان هم تصمیم گرفتم که براتون یه داستان از کشتی گرفتنمو با پسر همسایمون تعریف کنم. ازتون یه خواهش دارم و اونم اینه که نخونید و بعدش فحش بدید، میتونید نخونید و من هم بهتون از همین اول میگم که سکس کامل تو داستان من نیست و فقط یه نوع لذت هست که ممکنه تعداد کمی از شماها باهاش آشنا باشید و بس.

داستان سکسی:

اولین کون دادن در محرم

با سلام
من سیامک الان 29 سالمه می خوام خاطره اولین سکس رو براتون بگم تا شما هم لذت ببرین من 13 ساله بودم که اولین بار کون دادم تو محلمون یه پسر بود که اسمش علی بود علی تقریبا 22 سالش بود خیلی دونباله کردنم بود همیشه تا منو میدید میومد باهام صحبت میکرد تا راضیم کنه ولی چون از قصدش خبر داشتم همیشه فرار میکردم.

داستان سکسی:

وقتی کون تپل محمدعلی رو کردم

باسلام خدمت دوستان گلم میخوام این داستان واقعی خودم رو براتون تعریف کنم البته گی هستش ولی کامل واقعی و طولانی هستش ودوستانی که اهل این برنامه ها نیستن نخونن وفحش ندن و اءلا هرچی که میگن برای خواهر ومادر خودشونه.پس فحش ندین.

داستان سکسی:

کون دادن آرش به رضا

سلام به همه دوستان خوبم.من ارشم 21 سالمه قدم 180 و وزنم 70 هیکل خوب و رو فرمی دارم که با رنگ پوست سفید و کون گندم محشرم میکنه.میرم سر اصل داستان من از دوران بچگی همیشه تو محل به بچها لاپایی میدادم راستش اصلا نمیدونستم که این کار یعنی چی،کم کم سنم که رفت بالاتر فهمیدم که این کاره بدیه ولی حالا که میتونست نده دیگه؟؟؟همه میدونستن که من دادمو میخواستن بکننم.

داستان سکسی:

کون دادن آرمین توی پادگان

سلام به دوستانی که به گی علاقه دارند این داستان برای 5سال پیشه که من سرباز بودم,اول از خودم بگم من یه پسر تقربا لاغر تقریبا سبزه و بدون مو هستم اسمم ارمین
بعد آموزشی رفتیم یگان و بعد سه ماه تو اسایشگاه ما یه نفر بود به اسم مجید که خیلی بچه با ادبی بود و خیلی هم خوش رو ولی همش تنها بود,خلاصه باهاش هم صحبت شدیم دیدم از همه ما 4یا5سال بزرگتره,با هم جور شدیم خیلی وقتا باهم مرخصی شهری میرفتیم میچرخیدیم اما دیگه رومون باز شد و حرفایه ناجور به هم میزدیم اخه من بخاطره ادبش باهاش دوست شده بودم ولی او خیلی بی ادب تر از من بود.

داستان سکسی:

کون دادن سپهر به علی

یه روز گرم تابستونی بود . حشری شده بودم . اومدم سایت شهوانی عکس کیر چندتا از کاربرها رو که دیدم بیشتر حشری شدم دلم کیر می خواست . تو چت روم در خواست دادم و خیلی سریع یه نفر جواب داد باور نمی شد . اسم علی بود شمارم رو بهش دادم و اس داد باهام همانگ کرد که بیاد دنبالم نیم ساعت بعد سر خیابون بود همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد به هیچ چیز فکر نمی کردم جز کیر دیگه برام هیچ اهمیتی نداشت طرفم کیه و چه شکلی . وقتی رسیدم سر خیابون دیدمش یه پراید سفید بود رفتم جلو پرسیدم علی اقا؟ گفت اره بفرما بالا سوار شدم دهنم خشک شده بود راستش یکم ترسیده بودم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی