شما اینجا هستید

تجاوز

کون دادن من به ساندویچ فروش

سلام من سینا هستم ۱۶ سالمه، قدم ۱۶۵ و وزنم ۵۲ هست و تقریبا بدن خوبی دارم و موهای کونمو میزنم ، خب بریم سر داستان که برمیگرده به دو هفته پیش ان موقع من زیاد از مردا و پسرای موآلو و خوش هیکل خیلی خوشم می امد و کونم برای اونا میخوارید ، من یک مرد خوشکلو که مغازه ساندویچی داره رو در نظر داشتم و وقتی میدیدمش خیلی حشری میشدم تا اینکه بالاخره دل زدم به دریا و شماره مغازه اش رو برداشتم و با تلفن عمومی بهش زنگ زدم و فهمیدم دوست داره کون بکنه ، انگار دنیا رو بهم داده بودند ، قرار شد من فرداش برم مغازش که منو ببینه ، اولش ترسیدم و گفتم شاید به پلیس بگه ولی بر ترسم چیره شدم و رفتم ، من و اون دور یک میز

داستان سکسی:

تجاوز پسر همسایه

سلام بچه ها من عسلم ١٩ سالمه، هيكله خوب و سكسى نظره هر كيو جلب ميكنه لطفن اگه براي چيزه ديگه اي اومديد داستانو نخونيد چون من ميخوام درددل كنم خوب بريم سره اصل مطلب يه روزي تو ساخته مونمون اسباب كشى بود داشتم ميرفتم بيرون دوتا پسر نظره منو جلب كردن هر دوتاشون قد بلند بودن اما يكيشون خيلي لاغر بودو اسمش آرمان بود اما بر عكس اين اون يكي هيكليو خوشگلتر از اون اسمش اميد بود

داستان سکسی:

یک خاطره... یک کابوس (برای دخترها)

سلام. یکم نوشتن این داستان برام سخته. حتی حرف زدن دربارش ... اما حتی اگه بتونم با این داستان یک نفرو از اشتباه نجات بدم خیلی خوبه.

داستان سکسی:

پشیمونی من

سلام دوستان گرامی. خاطره ای میخوام براتون تعریف کنم هیچ دروغی درونش نیست و کاملا واقعیه.خب بریم سر اصل مطلب. من امیرم 24 سالمه و داستان واقعی زندگیم که میخوام تعریف کنم برای 6 سال پیشه.

داستان سکسی:

پسر خاله بکن من

سلام.من اسمم رضاست 16 سالمه خواستم ماجرای کرده شدنم رو براتون تعریف کنم.ماجرا از جایی شروع شد که وفتی که هفت سالم بود یک از پسرای تو کوچه مون که اول دبیرستان بود همیشه باهام بازی میکرد و خوب بود باهام یک روز بردم خونه شون یک ماشین اسباب بازی نشونم داد گفت اگه یکاری کنی اینو بهت میدم بعدش بردم توی دستشویی خونه شون کشید پایین بعد کیرشو درآورد گفت بکن تو دهنت منم خیلی بچه بودم و نمیدونستم اصلا این چه کاریه بعد خودش کیرشو کرد تو دهنم و گفت عقب جلو کن چون بلد نبودم با دستش سرمو گرفت و هی عقب جلو میکرد تا ابش اومد آخرم ماشین رو بهم نداد منم که اصلا نمیدونستم که مثلا این کار بدیه فراموشش کردم یک

تجاوز خوشایند (1)

با سلام خدمت همه دوستان شهوانی فدای شهوت همتون بشم. من شیوام 20 سالمه ماجرا از وقتی شروع شد که ما با خونواده می رفتیم تو یه باغی توی روستا نزدیک شهرمون که باغهای زیادی داشت خیلی آب و هوای تمیزی داشت مثل جنگل میموند ما اکثرا جمعه ها می رفتیم اونجا و چادر میزدیم و خوش میگذروندیم اکثرا یا با عموم اینا میرفتیم یا با خاله اینا یه روز طبق روال جمعه ها بساطمون رو جمع کردیم و راه افتادیم و رسیدیم و تو یکی از باغا چادر زدیم بابام و شوهر خالم بساط جوجه کباب رو آماده کردن و خوردیم و مشغول استراحت شدیم

داستان سکسی:

کون دادن زوری به پسر همسایه

قبلا یه خاطره از کون دادنم نوشتم (کون دادن به آرش) این دومین خاطره است تو همسایگی خونه ما یه پسری زندگی میکرد با نام مستعار ح که خیلی بچه شری بود همه از دستش حسابی ناراحت بودند بچه ها رو کتک میزد و هر کار شری از بگین بر میومد تازه 6 یا 7 سالم شده بود بابام واسم یه دوچرخه گرفته بود که روزا میرفتم تو کوچه باهاش بازی میکردم یه روز ح اومد پیشم و گفت چرا همیشه تنها بازی میکنم؟منو دعوت کرد به اینکه باهاش مسابقه بدم چون نمیخواستم کم بیارم قبول کردم راه افتادیم یه مسافتی رو با دوچرخه رفتم ولی چون بزرگتر از من بود خیلی با دوچرخه اش جلو افتاد داشتم برمیگشتم که دیدم دور زد و اومد سمتم با لبخند و گفت چ

داستان سکسی:

شوهرعمه متجاوز

من سارا ۲۲ ساله هستم...خاطرم مربوط به سالها پیش که من دوم راهنمایی بودم...شوهرعمم که یه مرد چاق و زشت بود برخلاف سنش که ۵۰ بود چهره جوونتری داشت و همیشه به من یجوری نگاه میکرد.با اینکه لباسای بدی نمیپوشیدم ولی تو مهمونیا چشم ازم برنمیداشت..هنوزم همینه ولی ازش فرار میکنم..یه شب شام خونه مامانبزرگ بودیم... من رفتم تو اتاق خواب لباسامو عوض کنم که شوهرخالم به بهانه صحبت با موبایل به اتاق اومد ولی یهو اومد سمتمو جلو دهنمو گرفت گفت بذار فقط یکم بمالمت جیغ نکش کاریت ندارم...قلبم داشت میومد تو دهنم...

داستان سکسی:

سکس زوری در نوجوانیم

سلام.دلم نمی خواد بنویسم ولی انقدر این بغضو تو دلم نگه داشتم که دیگه خسته شدم. خونه ما محله افشاریه بود منم بچه ‍اول خانواده بودم ووضع مالیمونم خیلی عالی بود ومحله افشاریه هم یکی از معروف ترین واغیان ترین مناطق شهره اما بعد از مدتی مجبورشدیم بریم به یکی دیگه ازمناطق شهر که تقریبا حاشیه بود و جای بدی بود.

داستان سکسی:

تجاوز در خوابگاه دختران

با سلام داستانی ک میخوام بگم فقط و فقط برای دختراییه ک دوست دارن دانشگاه برن شهر دیگه و خوابگاه و...چش و گوششون باز باشه .من توی یه دانشگاه تو شمال کشور درس میخوندم .ترم سه بودم ایام فرجه های امتحانی بود و از اونجایی ک من توی خونه اصلا درس نمی خونم تصمیم گرفتم فرجه ها رو تو خوابگاه بمونم و درسامو بخونم .همه دخترا رفته بودن خونه هاشون جز چند نفر .ی روز بعد کلی درس خوندن گفتم برم حموم .وسط حموم کردن بودم که دیدم تاسیساتی همراه سرپرست خابگاه برای تعویض لامپ راهرو حموما اومدن .و چون حمومای خابگاه توی زیر زمین خابگاه بودن خیلی ساکت و اروم بود .سرپرسته گفت خانوم همون جا بمون این آقا دوتا لامپه عو

داستان سکسی:

نمی خواستم منو بکنه

من شبنم هستم و 22 سالمه. قدم 164 و وزنم 52. سینه های تقریبا بزرگی دارم با کس تپل. این قضیه بر می گرده به 2 سال پیش. اسم همسایمون حامده که من ازش خوشم می اومد اما اون از من سو استفاده کرد. حامد پسره خیلی جذابی بود قد بلند و خوش هیکل و همیشه دوس داشتم همسر آینده ی من بشه. حامد با داداش من دوست بودن و هر از گاهی می اومد خونمون و من هم به بهانه ی اینکه ببینمش می رفتم تو اتاق و براشون خوراکی می بردم. تا اینکه یه روز از تو گوشی داداشم شماره اشو برداشتم و بهش زنگ زدم و گفتم که ازش خوشم میاد اونم گفت که باید یه جایی دور از خونمون هم دیگه رو ببینیم.

داستان سکسی:

دامادمون کونی ام کرد

سلام به بچه هایه شهوانی من الان ۲۵سالمه یکسالی هم هست که توبه کردم کون نمیدم اسمم محمد هست از ۱۵سالگی به داماده کیر کلفتمون کون میدم کیرش ۱۴سانته ولی کلفته حسابی منو اوبیه کیرش کرده خدارو شکر دیگه توبه کردم باهاش حرفم نمیزنم دیگه

داستان سکسی:

تجاوز به پریسا در کودکی

از همین اول بهتون بگم که این خاطره سکس کامل نداره و میخوام تنها از کسایی بگم که ناجونمردانه به کودکی یه بچه رحم نمی کنن و رویای کودکیش رو به هم می زنن با این عمل خبیث ! شش سال بیشتر نداشتم که به همراه مامان و بابام رفتیم تهران خونه یکی از فامیل های بابام . مامانم عادت داشت وقتی جایی می رفت منو به حال خودم رها می کرد و اصلا کاری نداشت که من کجا می رم و تنهایی چه کار میکنم و شاید اسیر دست آدم های هوس باز بشم .

داستان سکسی:

توسط دوستام بهم تجاوز شد

سلام من مهراد هستم و توسط یک حادثه تجاوز جنسی کونی شدم و لذت میبرم ، الان 26 سالمه و یک دوست پسر دارم به نام کیوان که ماهی یه بار شب جمعه ها کونم میذاره به هر روشی که بخوام،این حادثه حدود 4 سال پیش رخ داد من کونی و گی نبودم ولی کون خیلی درشتی داشتم با کمر باریک صورتم هم خیلی چین و چروکی نیس خلاصه کونی بودم و خبر نداشتم،4 سال پیش با 2 تا از دوستام سینا و آرمین داشتیم دور همی میرفتیم ویلا کیوان اینا اونجا کیوان و محمود بودن دوستام معمولا بم تیکه مینداختن و به کونم دس میزدن ولی باهاشون خیلی به شدت برخورد میکردم چون اون موقع کونی نبودم خلاصه تو راه من پشت نشسته بودم و آرمین و سینا هم جلو بودن ی

داستان سکسی:

تجاوز در حوزه علمیه

اسم من محمد حسینه و تو یه خونواده مذهبی به دنیا اومدم اونقدر مذهبی که پدر مادرم به اصرار وقتی کلاس سوم راهنمایی رو تموم کردم منو فرستادن حوضه تا مثل داییم اخوند بشم.

داستان سکسی:

تجاوز دوست شوهرم به من

خلاصه میگم که سرتونو درد نیارم
شش ماه از ازدواجم گذشت که فهمیدم شوهرم مواد مصرف میکنه . باهاش دعوا کردم گفت فقط واسه اینکه سکس بهتری داشته باشیم میکشم ولی دیگه کم کم زیادش کرد و فقط واسه حال خودش میکشید ! طوری شد که با دوستاش میومد خونه و دور هم مواد میزدن ومن با این کارش خیلی مخالف بودم و سرو صدا راه انداختم تا اینکه مجبور شد دوستاشو نیاره خونه بجز یکیشون که باباش خیلی مایه دار بود و در واقه جنس مفتی واسه شوهرم ردیف میکرد . خیلی باهاش صمیمی شده بود و همه جوره بهش اعتماد میکرد ولی من ازش متنفر بودم چون هم خییلی قیافه زشت و چندشی داشت و هم خییلی هیز بود.

داستان سکسی:

سکس زورکی با زن همسایه

سلام من تازه سایت شمارادیدهام شغل من لوله کش ساختمان هستم 43سال سن دارم یک روز همسایه ما که 25ساله هست وتازه عروسی کرده زنگ زد گفت جواد اقا لوله ماترکیده خواهش میکنم زود بیا من هم رفتم گفتم کدوم لوله گفت توی حمام من تا رفتم ببینم درحمام رابست گفت کسی خانه نیست شوهرم هم رفته ترکیه من داغ کردم من هم گفتم نه من اهل اینجور کارها نیستم من خودم زن وبجه دارم ابروم میره من نمیتونم گفت اگربامن نباشی دادوفریاد میزنم ابرویت را میبرم گفتم من گیر میخواهم ازپشت میدم برایت گفتم نه من نمیتونم خلاصه گفت حداقل دستت رابذار کوسم تامن خالی شم بد برودیگه کلافم کرده بود گفتم باشه دست مرا برد گذاشت روی کسش یکمی که

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - تجاوز