شما اینجا هستید

دنباله دار

مهسا و فامیل دور مامان (2)

...قسمت قبل
با توجه به اینکه بین گذاشتن قسمت اول و دوم فاصله زیادی افتاده اگه قسمت اول رو نخوندین یا یادتون رفته ؛ توصیه می کنم اول قسمت اول رو بخونید

داستان سکسی:

میان عشق و رفاقت (1)

صدای زنگ گوشی سکوت خانه را شکاند پیام بدون باز کردن چشمش دستش را از زیر پتو بیرون آورد و در جستجوی گوشی دستش را روی میز به این طرف و آن طرف می کشید،گوشی همچنان زنگ میخورد و او هنوز نتوانسته بود گوشی را بیابد عاقبت کلافه شد سرش را از زیر پتو در آورد و گوشی را دید زیر لبی ناسزایی گفت و دست برد گوشی را برداشت اما درست همان لحظه تماس قطع شد او با پشت دست آب دهانش را پاک کرد و با چشم هایی نیمه باز به صفحه گوشی خیره شد اسم اشکان روی گوشی به چشمش خورد نگاهی به ساعت انداخت نزدیک 5 عصر بود زیر لب گفت سگ تو روحت ...

داستان سکسی:

چگونه پری نازنین مرا به یک جنده واقعی تبدیل کردند (1)

نوشتن ماجراهای فاسد اخلاقی برای کسی که در مدت کوتاهی صدوهشتاد درجه خودش و همسرش تغییر مسیر داده اند کار ساده ای نیست. اما من سعی می کنم از آنچه برایمان اتفاق افتاد یک داستان کوتاه برای سایت تهیه کنم. ما یک خانواده ساده و معمولی بودیم و همان زندگی روزمره و کسالت بارمانند دیگر مردم را داشتیم. نه در زندگی خصوصی خود من چیزی غیر عادی بود که بخواهم از دیگران مخفی کنم و نه در زندگی همسرم. ماجرا از آنجا آغاز شد که همسرم با خواندن چند مطلب در مجله های زنان نسبت به پوست صورتش وسواس پیدا کرد.

داستان سکسی:

افسانه آه (3)

... قسمت قبل

داستان در مورد مردی سی و چند ساله است که در شبی تابستانی دچار افسانه آه میشود و شخصیتهای مختلف و جدیدی را در زندگی اش تجربه میکند ، با هر بار آه کشیدن دچار ماجراهایی میشود که تمام ذهن و فکرش را درگیر میکند و حالا ادامه داستان
اپیزود سوم – شگفتی

داستان سکسی:

اولین و آخرین عشق (1)

سلام به همه.میخوام برای اولین بار از اتفاقات سکسی که افتاده توو زندگیم توو این سایت بنویسم براتون.حدودا 5 6 سالی میشه که به این سایت سر میزنم همیشه هم قبل خوندن داستانهای سکسی نظرات رو میخونم ببینم خوبه آدم وقت بذاره یا نه.که اکثر قریب به اتفاق داستانهای چرت و پرت و بی معنی و تخیلی هستن. خب با این مقدمه فک کنم ذهن خواننده تا حدودی مثبت بشه که منم مثل بقیه نمیخوام اراجیف ببافمو تخمی تخیلی داستان سرایی کنم.

داستان سکسی:

عشق به خون غلطیده ی من (1)

سلام دوستان...داستان پیش روتون تخیلات نویسندس و واقعیت نداره...داستان چند قسمت متفاوت داره که قسمت اول رو در حال حاضر دارید میخونید...چون خودم خوشم نمیاد نیمه تموم بمونه داستان قسمت هارو مجزا نوشتم فقط پارتنر های داستان یکی هستن...امیدوارن خوشتون بیاد...منتظر نظراتتون هستم...پیشاپیش از بلندیش عذر میخوام...و خواهش میکنم اگر غلط املایی دیدید به پای تو حس رفتن نویسنده بذارید... سپاس:

داستان سکسی:

مهسا و فامیل دور مامان

-مهسا؛مهسا
- بله مامان
- من دارم میرم بیرون کاری دارم ؛ آقای کریمی رو میشناسی؟
-نه .
- یادته نوروز خونه خانم جون بودیم همه فامیل جمع بودن؟
- آره
-یه آقاهه بود پیش داییت نشسته بود تو کار ساخت و ساز و اینا .
-آهان یادم اومد . همونی که بچه دار نمی شد ؛ زنش طلاق گرفت؟
- آره ؛ قراره بیاد اینجا راجع به مشارکت در ساخت اینجا صحبت کنیم .
آخه پدرم چند سال پیش فوت کرده بود و یه خونه ویلایی و یه مغازه برای من و مادرم به جا گذاشت که از محل کرایه مغازه زندگیمونو میچرخوندیم و تو اون خونه زندگی میکردیم .
-خب؟

ملیسا (1)

سخنی با خواننده : نخست اینکه پیشاپیش از به کار بردن الفاظ زشت و رکیک در این داستان پوزش می طلبم ولی ذات و ماهیت داستان به شکلی است که مجبور به آن هستم .دوم اینکه شاید بعضی از دوستان ممکن است از ماهیت داستان ایراد بگیرند که تابو میباشد ولی متاسفانه واقعیتی جاری در جامعه ما است کافی است سری کوچک به صفحات حوادث مطبوعات کشورمان بزنید و در آخر اینکه کلیه اسامی و شخصیتها در این نوشته جعلی و مستعار میباشند و هرگونه تطابق کاملا تصادفی می باشد .

داستان سکسی:

آواره شدم (1)

سلام ساغر هستم22 سالمه واین خاطره ای که براتون تعریف میکنم بر اساس واقعیت زندگی منه. تو یه خانواده نسبتا پر جمعیت به دنیا اومدم5 برادر و2 خواهراز خودم بزرگتردارم .هر دو تا خواهرام تو سن 14سالگی به اجبار پدر برادرام با مردایی که همسن پدرشون بود ازدواج کردن .

داستان سکسی:

افسانه آه (2)

قسمت قبل...

اپیزود دوم ، آه کشیده من
داستان در مورد مردی است که در شبی تابستانی دچار افسانه آه میشود و ناگهان خود را در قالب جوانی میبیند که عاشق دختری به نام تمنا است ، این دو از نظر طبقه مالی با هم اختلاف فاحشی دارند و جوانک با خرج کردن درآمد حاصل از شغل کارگری خط تولید، سعی میکند جلوی دخترک کم نیاورد ، در شبی که این دو با یکدیگر به معاشقه پرداخته اند ، تمنا دچار حمله عصبی میشود و از هوش میرود.

و حالا ادامه داستان...

داستان سکسی:

سکس در قطار (1)

سلام نیما هستم.25سالمه.از استان فارس.کیرمم ادعایی ندارم15سانته. زودم ارضا میشم معمولا. چند وقته داستان های سکسی که دوستان میفرستن رو مطالعه میکنم وهمیشه تعجبم از این بوده که افراد داخل داستان چقدر زود اوکی میشدن وهمون بار اول خیلی راحت همه کارم میکردن بدون دردسر... از اوناشم نیستیم که خیلی جلوی همدیگه راحت میچرخن و به قول داستانا که خواهرزنم جلوم با دامن کوتاه وسکسی میچرخیدم نیستیم.

داستان سکسی:

افسانه آه (1)

افسانه آه...
اپیزود اول – من
به جرم تو را دوست داشتن مستانه ، چه زود مست خزان شد بهارم مستانه
از کنارشون که رد شدم ، ناخودآگاه نگاهم تعدادشون رو شمرد ، پنج تا جوون حدود بیست و چند سال که داشتن با صدای بلند بدون توجه به تمام آدمهایی که تو پارک بودند ، میخندیدند و قلیون میکشیدن ، تعداد قلیونها که شش تا بود توجهمو جلب کرد ، یه قلیون اضافی به عنوان زاپاس گذاشته بودن کنار ، شایدم برای مهمون دیگه ای بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دنباله دار