شما اینجا هستید

سکس گروهی

لذت بی غیرتی

سلام اسم من حامد و یه زن دارم به اسم شیوا من بچه قائم شهرم و تو دانشگاه ….تهران درس میخوندم و تاحالا دوست دختر نداشتم و از اون پسرایی بودم که اگر یه دختر با هام صحبت میکرد صد تا رنگ عوض میکردم و اینم بگم که درسم فوقالده بود برایه همین همه دخترا ازم سو استفاده میکردن من داشتم ارشد معماری میخوندم که ترم 2 و یه سال دیگه درسم تموم میشد چندتا دوست داشتم مثل خودم خرخون و کس خول

داستان سکسی:

من و سحر، پسرخالم و سمیرا

با سلام خدمت تموم دوستای شهوانی امیدوارم حالتون خوب باشه و مرسی از اینکه وقت گرانبهاتونو گذاشتین تا این داستان که نه بهتره بگم خاطره رو بخونین واقعا ممنون, من سعید هستم الان۲۵سالمه قد و وزن و اینا رو ولش نمیخوام که هندونه بفروشم که قد و وزن بگم!پسرخالم مسعود اونم تقریبا هم سن منه خلاصه داستان از اونجا شروع شد که من یه روز که تو مغازه نشسته بودم البته صبح بود حدود ساعت ۹تازه مغازه رو باز کرده بودم که یه دختره اومد داخل و دیدم همش به ویترین نیگا میکنه و اینا گفتم ببخشید میتونم کمکتون کنم گفت یه شارژر سوزنی میخواستم بهش دادم و رفت گذشت و گذشت تا اینکه دوباره دیدم پیداش شد و بازم همون آش و کاسه

داستان سکسی:

سکس سه زوج

سلام من حمید 43 ساله و همسرم رویا 37 ساله حدود 10 سال پیش ما با سایت آویزون با گروه های زوج های ضربدری آشنا شدیم به طوری که توسط مسنجر باهاشون آشنا و با ایمیل ارتباط و بعدش با تلفن آشنایی بیشتر و در نهایت با دیدن عکس بدن و ملاقات حضوری آشناییمون بیشتر میشد. هدف ما داشتن دوستانی که بتوانیم ارتباط راحت و آزاد و بدون قید و بندهای رایج ولی در قبالش احترام متقابل و رعایت حریم خانوادگی و داشتن ظرفیت بالا بود.

داستان سکسی:

اول عید و سکس خاطره انگیز با زوج

سلام دوستان،من سینا(مستعار) هستم 25 سالمه،این داستان مربوط به سکس من با یه زن جلو شوهرشه که مربوط به همین عید94 هستش،زن اسمش شراره 25 و شوهرش اسمش عرفان 27 ساله بود،ساکن یکی از استان های شمالی هستم،داستان من از اونجا شروع میشه که من از طریق سایت با یه زوج آشنا شدم،گفتن که واسه تعطیلات عید میان استان ما،منم خودمو آماده کردم که اومدن حسابی ازشئن پذیرایی کنم،خلاصه 29 اسفند بود که این زوج رسیدن به شهر ما،من روز اول فروردین بعد از زدن تأخیری و شیو برای دیدنشون رفتم به جایی که واسه اقامت تهیه کرده بودن،انصافا زن سفید و گوشتیی بود،با یه شلوارک و تاپ به استقبالم اومد،همون دم در که باهام دست داد گرم

داستان سکسی:

تاریک و دنج و بیغیرت

دست من را گرفت و آرام لای پای خودش برد. کیرش را می‌شد مثل یک الوار از روی شلوار حس کرد. داغ شدم و در همین حال دست دوست دخترم را محکم فشار دادم. او هم دست من را فشار داد. صدای حبس شدن مداوم نفس‌های دختر را می‌شنیدم. ناخن‌های بلندش در پشت دستم فرو می‌رفت اما تمام حواس من پیش کیر مرد بغل دستی بود که داشتم از روی شلوار می‌مالیدم. آرام در تاریکی سینما و لابلای شلوغی این فیلم بی‌معنی، مرد سرش را نزدیک گوشم آورد و زمزمه کرد:
- کووووونییی

داستان سکسی:

سکس عالی سحر با نیما و امیرعلی

ﺳﻼ‌ﻡ ﺳﺎرﺍ ﻫﺴﺘﻢ 26 ﺳﺎﻟﻤﻪ،ﻗﺒﻼ‌ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮه هاﻣﻮ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻧﻮﺷﺘﻢ.ﺍﻣﯿﺪﻭارﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻫﺎﻡ ﺧﻮﺷﺘﻮﻥ ﺑﯿﺎﺩ.
ﺍﻭﻝ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﺑﻮﺩ.ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻫﻮﺍ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﯾﻪ ﺗﺎﭖ ﺧیلی ناﺯﮎ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺑﭙﻮﺷﻢ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼ‌ ﺑﺪﻧﻢ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﺍ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﻮﻥ ﮐﻠﯽ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ.ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ . ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﻣﺎ ﺷﻬﻮﺗم ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻮﺩ. ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻣﺪﻝ ﺳﮑﺲ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺩﻟﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﮑﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ.

داستان سکسی:

فانتزی من با زنم که به واقعیت پیوست

سلام طبق روال همه داستانا منم خودمو معرفی میکنم،امیر علی 26 ساله هستم خانمم نرگس 24ساله ،یکمی از گذشته میگم و بعد بر میگردم سر اصل داستان

داستان سکسی:

اولین سکس وحشیانه من

سلام دوستان من یه دختره 18 ساله هستم و میخوام خاطره ی اولین سکسه وحشینامو وایستون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد.. اون روز ساعت 10 صبح بود که دوس پسرم بهم زنگ زدو گفت که یه مهمونیه کوچیک واسه شب ترتیب داده و دعوتم کرد..منم قبول کردم اول رفتم دوش گرفتمو یکم به خودم رسیدم بعد هم ناهار خوردمو کمی استراحت کردم ساعت 6بود که بیدار شدم تا آماده بشم رفتم سراغه کمدم و از بین لباسام یه تونیک مشکی تنگ که دکلته بود و تا روی باسنم بود رو انتخاب کردم و با یه جوراب شلواری نازک مشکی پوشیدمش.موهای لخت مشکیمو باز گزاشتم و یه رژه قرمزه خونی زدم که به پوسته سفیدم خیلی میومد خلاصه آماده شدم و رفتم

داستان سکسی:

بلایی و لذتی که تا عمر دارم یادم نمیره

سلام.من الهام هستم از تهران 31سالمه و دوسال از همسرم جدا شدم به خاطر اعتیادش.خودمم تو یک شرکت خصوصی کار میکنم وخانوادمم هم تو اراک هستن.منم از مهریه ای که از همسرم گرفتم تونستم یک آپارتمان تو غرب تهران بخرم و تنها زندگی کنم.از خودم اگر بگم نه خیلی خوشگلم نه بیریخت ولی هیکلم بد نیست قد180 و وزن75 با سینه85 و گندمی هستم.

داستان سکسی:

ماجراجویی نرگس و مهدی

از بعداز ازدواج بیشتر دنبال سکس های متفاوت بودم نرگس هم تا حدودی پایه بود ولی به روی خودش نمیاورد تا اینکه توی یه مهمونی دور همی یکی از دوستامون پویا پسرخالش مهدی رو اورده بود به محض اینکه چشم نرگس به مهدی افتاد حس کردم خوشش اومد ازش البته بجز نرگس زنه مسعود مریمم خیلی نگاش میکرد از نرگس زنم براتون بگم که قدش 170 سینه 85 سفید باریک با چشم و ابروی مشکی و خلاصه سکسی بعدا مریم به نرگس که باهم خیلی رفیق و ندارن گفته بود اونشب با دیدن مهدی خیلی حشری شده و خودشو خیس کرده آخه انصافا خوشگل بود و دختر پسند این مهدی پدرسگ. بگذریم ولی منم شک نداشتم که این حرف دل نرگس هم بود

داستان سکسی:

من،امیر و دختری که به فنا رفت

امیر رو که یادتونه؟؟؟؟عکاسم..همون که قبلا جرم داده بود...مدتی بود رابطمون خیلی بهتر شده بود...سعی میکرد بشه آدم ایده آلی که من می خوام.یه روز بهم زنگ زد گفت برم پیشش،گفت کارم داره.وقتی رسیدم فضای خونه غیر عادی به نظرم رسید،امیر هیج وقت انقدر مرتب نبود..هیچ وقت بار مخصوصش رو منتقل نمیکرد تو پذیرائی.دید خیلی کنجکاوم و قیافه ام شده شکل علامت سوال بغلم کرد و گفت:چند روز پیش مشتری داشتم،دختره شیش میزد...دعوتش کردم که جرش بدم..میخوام کمکم کنی.
- میدونی که مجانی این کارو نمیکنم.

داستان سکسی:

دریاکنار

سلام دوستان عزیز این خاطره مربوط به تابستون 91 اسمم پیامه با 3 تا از دوستام اکثرا میشینیم دور هم تو مجتمع دریاکنار نمیدونم اسمش و شنیدید یا نه خودم و دوستام اهل همون منطقه ائیم .تابستونا اونجا خیلی شلوغه .3 یا 4 تا ویلا اجاره میکنیم سالانه بعد خودمون واسش مسافر میگریم تو عید و تابستون .دوشنبه بود 2 -3 روزی تو ویلا تعمیرات داشتیم امین و علی مونده بودن بالا سر کار و من و هانی رفتیم خونه نهارمو خوردمو قرارشد برگشتنی هانی رو بردارم و با هم بریم جامونو با بچه ها عوض کنیم لباسمو پوشیدم وسوار ماشینم شدم اومدم تو شهر که برم هانی رو سوار کنم نرسیده به خونشون دیدم 2 تا دختر هی میان تو خیابون و دست

داستان سکسی:

من و پریسا و ملیحه

اونایی که خاطره قبلی من (ورود من و پریسا به سکس) رو خوندن میدونن که با پریسا دختر همسایمون که تو یه شهر دیگه دانشجو بودیم و اون خونه دانشجویی داشت رفت و اومد راه انداختیم و عاقبت سکس رو شروع کردیم و یه روز تو هفته که دوستاش کلاس داشتن تو خونه قرار سکس داشتیم تا یه روز که گرم کار بودیم ملیحه هم خونه ایش اومد تو و ما رو غافل گیر کرد.

داستان سکسی:

شیشه و سکس گروهی

سلام .من می خوام ی خاطره تعریف کنم اما قبلش ی مقدمه کوتاه باید بگم.اینکه من ی دختر 25 ساله ام. اهل تهران که اصفهان رفتم دانشگاه.از 17 سالگی سکس کردم از کون.از 18 سالگی هم هم کون دادم هم کس.با پسرای زیادی دوس بودم که به اکثرشونم دادم.البته واقعا شانس آوردم که همه شون آدم بودن.این از چیزاییه که تو زندگیم شکرگذارم.بگذیریم.اصفهان با امیر دوس شدم.21 سالم بود. اونم 30 سالش. شیشه میکشید اما واقعا تفریحی.چون اصن معلوم نبود.معتادش نبود.توضیح بیشترم باعث تبلیغ شیشه اصل میشه.و من نمیخوام کسی رو ترغیب کنم.

داستان سکسی:

ام ف ام من با زوج

سلام به تمامي دوست وحيد هستم ٣١ساله كه حدود ٤ماه پيش تو اين سايت با زوجي اشنا شدم ايدي يا هودادن و تو يا هو با هم در مورد ضربدري صحبت كرديم شماره دادن و با تل صحبت كرديم كه ايم اقا شون. ارش و اسم خانمشون فري بود خانم من هم مهسا من صحبت كردم و گوشي را دادم خانمم كه خواب بيداري بود الو گفت مطمن شدن كه زوج هستيم ولي اون شب بي خيال نشدن من تنهاي به سوي خونشون كشيدن ساعت ٣صبح بود رسيدم خونشون از نزديك ديدمشون خسته بودن ولي حشري تقريبا ٢٠دقيقه نشستم صحبت كردم برگشتم خونه كه رسيدم فري زنگ زد گفت من ميخوام چرا نموندي سكس كنيم گفتم اخه ارش ناراحت نميشد نبود مهسا گفت نه

داستان سکسی:

سکس سه نفره من و ممدی و سیمین

با عرض سلام ودرود به دوستان عزیز شهوانی،کوچیک شما مهرداد هستم و میخوام یکی از خاطرات شیرینم رو واستون بنویسم،هرچند نویسنده خوبی نیستم امیدوارم خوشتون بیاد،من اهل بندرلنگه هستم ویه دوست خیلی صمیمی دارم که معمولا ممدی صداش میکنم،داستان از اونجا شروع شد که پارسال من گوشی جدید گرفتم و ممدی برنامه ویچت واسم فرستاد،همون اواخر واسه سرگرمی و گروه زیاد مخاطب جمع میکردم تا اینکه با دختری به اسم سیمین آشنا شدم،به مرور رومون باز شده بود کم کم عکس سکسی میفرستادیم و آخرش توی چت به فرستادن عکس سکسی خودمون و سکسچت منتهی شد و استارتی شد واسه سکس واقعی،خیلی وقتا وقتی عکساشو نگاه میکردم واقعا شق درد میگرفتم،ی

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - سکس گروهی