شما اینجا هستید

مادرزن

من و مادرزنم زیبا

داستان من از انجا شروع میشه که یکروز رفتم بیمارستان نوبت دکتر گرفتم و گفتند دکتر ساعت 11 می آد خانه مادر زنم نزدیک بیمارستان بود من رفتم خونشون کسی نبود پدر زنم رفته بود سرکار و بچه ها هم رفتند به سر کارشون زنگ خانه شان را زدم اول از دیدن من تعجب کرد بعد گفتم نوبت دکتر دارم تا ساعت 11 اینجام بعد می رم هنوز سفره صبحانه را جمع نکرده بود و تشک کنار سفره پهن بود بگم که زیبا زنی بود که همیشه بدنش از من پوشونده بود تعارف صبحانه کرد من هم نشستم و شروع کردم به صبحانه خوردن داشت از کمر درد و پا درد صحبت میکرد من هم با توجه گوش میدادم حس کردم احتیاج داره ماساژش بدم چون اون زیاد کار میکنه گفتم بزار پا

داستان سکسی:

اولین سکس نامشروع مادرزنم (1)

تقریبا 27 ساله شده بودم . توی یکی از شهرهای شمال . خانواده اصرار داشت که باید ازدواج کنی . ( سالهای 74 و 75 ) . خوب منم هم موافق بودم و هم مخالف . چند ماه مقاومت کردم تا اینکه موقع سکس از عقب با یکی از دوست دخترام نابخردانه در اثر حشر زیاد و اثر مشروب نمیدونم چطوری کیرم وارد کوسش شد ( تا ختنه گاه یا یه کم بیشتر ) وقتی بلند شد رفت دستشوئی گفت داره خون میاد . خلاصه پس از چند روز دلهره متوجه شدم کمی هم فیلم بازی میکنه چون متوجه شده خانواده ام اصرار به ازدواجم دارند. منم دیدم بهتره حرف خانواده رو گوش کنم تا گند بیشتری نزده ام .

داستان سکسی:

گاییدن مادرجون

اسم من امید خاطره ای که می نویسم داستان گاییدن مادر زنمه که بهش می گیم مادر جون شصت سال بیشتر سن داره ولی بدنی داره که کیر من که دامادشم سیخ می کنه چه برسه به دیگران کون گنده بدن بی مو هیکل درشت حالا بعضی دوستان بگن که زن شصت سال گاییدن داره باید باشند تا ببیند چی هست و دوستان هر لطفی کردند به خودشون.
و چطور شد که گاییدن مادر جون که اسمش کبری است به ذهنم رسید ....

داستان سکسی:

ادامه سکس با مادرزن خوشگل (4)

...قسمت قبل

سلام خدمت دوستان عزیز بعداز اینکه من با مادرزنم رابطه سکسیمون شروع شد بعد اولین رابطه که تو داستان قبلی نوشتم براتون هروز با هم تلفنی صحبت میکردیم و حرفهای سکس میزدیم که دفع بعد چه جوری حال کنیم درضمن دیگه پشت تلفن هم برا اینکه حشریش کنم باهاش تلفنی سکس میکردم بهش میگفتم فکر کن الان پیشتم داریم سکس میکنیم اونم از پشت تلفن اه و اف میکرد

داستان سکسی:

کس دادن مادر زن عزيز به خاطر دخترش

سلام من رضا هستم. داستاني كه براتون مي گم مربوط به 6 ماه پيش است. من 31 سالمه و زنم شیدا 25 سالشه. ماه 2 ساله ازدواج كرديم و خاطره من مربوط به زماني است كه زنم باردار بود و در بيمارستان بود. زنم رو بردم بيمارستان و دكتر گفت كه امشب بمونه بايد عمل بشه چون ممكنه بچه از بين بره. من و مادر زنم شهره تو بيمارستان بوديم. بعد از ساعت 8 شب گفتن مريض شما همراه نمي خواد و بريد خانه. من و مادر زنم به سمت خانه راه افتاديم تا فردا صبح زود بيايم. مادر زنم هم اومد خونه ما چون خونه خودشان تو شهر ماهيدشت بود .راستي من كرمانشاهي هستم. ما به سمت خونه راه افتاديم.

داستان سکسی:

ادامه سکس با مادرزن خوشگل (3)

...قسمت قبل

سلام خدمت دوستان عزیز که با نظرهای خوبشون من رو تشویق کردن منم تصمیم گرفتم سکسهای که با زهرا مادرزنم انجام میدم برا دوستان بنویسم منو زهرا هفته ای یک بار باهم سکس میکنیم ولی من وقت بعضی از سکسهارو که باهم میکنیم برا دوستان مینویسم بریم سراغ داستان

داستان سکسی:

حال با مادر زن پنجاه ساله کوس تنگ

داستان یک
درود به همه خوانندگان من پارسا هستم. این اتفاق رو به جهت این نوشتم که برای من اتفاق افتاده چه خواسته یا ناخواسته این کارها اتفاق افتاده است و بعد چند سال دارم دارم برای شما بیان میکنم فقط از شما تقاضا دارم برای بچه هایی که مطلبی ، جریانی ، عکسی در این سایت میزاره اینقدر اون شخص رو له و خمیر میکیند که بنده خدا از مطلب نوشتنش بیزار و پشیمان میشه . حالا با توجه به دیدن این موارد و من این مطلب رو مینویسم در شب یلدای 1393

داستان سکسی:

سکس با مادرزنم فریبا

سلام من 30 سالمه 4 ساله که ازدواج کردم مادر زنم 43 سالشه اما انگار 30 سالشه خیلی خوشگل و خوش اندامه یه کونه توپول و سینه هایه خیلی نازی داره من از اوله ازدواجم به عشقه مادر زنم جق میزدم نمی خوام دروغ بگم شاید ماهی 2 بار همیشه نگاهش میکردم تا اینکه فهمیدم اونم من رو دوست داره شاید مثل پسرش اما من می خواستم باهاش سکس کنم حتی اگر یه شب خونم باشه من به همه قبل خواب قرص خواب آور بدم

داستان سکسی:

مادرزن خوابالو

سلام.اسم من رو yas فرض کنید.ضمنا از دوستایه خوبم خواهش میکنم نظر بدید نه اینکه ناراحتی از بقیه رو اینجا تلافی کنید. من 30 سالمه و خوزستانیم ولی اصفهان زندگی میکنم.سال 89 ازدواج کردم و یه خواهر زن و مادر زن و یه پدر زن بیمار دارم.مادر زنم خیلی هوای منو داشت و منم هیچوقت دید سکسی بهش نداشتم.ولی سال 91 اتفاقی افتاد که مسیر زندگیم رو عوض کرد. از خودم بگم که قد 181 سانتی دارم و هیکل ورزشی دارم و کیرم مثل بقیه دوستان 20 و 22 و... نیست.کیرم 17 یا 18 سانته ولی اینقدر کلفته که زنم هنوز بعد چند سال وقتی میخورش اذیت میشه.مادرزنم یه زن 49 ساله و قد 165 سانت و کمی تپل با کون و سینه بزرگه.

داستان سکسی:

محمد رضا و مادرزن

سلام دوستان .قبل ازشروع داستانم میخوام بگم این داستان مثل بعضی از داستانای ساختگی وتوهمی که توشهوانی بعضی ازدوستان میذارن نیست وکاملاواقعیت داره.. من بادختری ازدواج کردم که پدر نداشت و فقط با مادر و برادرش زندگی میکرد.خانوادم مخالف بودن اما بزور مجبورشون کردم .. من تو سن ۱۹سالگی ازدواج کردم بخاطر شهوت خیلی بالایی که داشتم. اماهیچ سکسی نداشتم وحتی بلدنبودم چطور و از کجا باید کرد. وقتی نامزدکردم بعضی مواقع که مادر زنم اجازه میداد با زنم تو اتاق خلوت کنیم از روشرت یالاپایی میزدم اما هیچ لذتی بهم نمیداد واین باعث عذاب من بود.

داستان سکسی:

مادرزن خوب

ﺑﻴﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺯﻧﻢ ﻳﻚ ﺣﺎﻟﺖ ﺳﻜﺲ ﻋﺠﻴﺒﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﻣﺎ ﺩﻭ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺣﺸﺮﯼ ﺑﺎﺷﻴﻢ . ﻃﺮﺯ ﻧﮕﺎﻫﻬﺎ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻳﻚ ﮔﺮﻣﯽ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﺨﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ . ﺩﺭ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺷﺒﯽ ﻛﻪ ﺯﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﺎﺩﺭﺯﻧﻢ ﻭ ﻳﻜﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﯼ ﺯﻧﻢ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻳﻢ . ﺳﺎﻋﺖ 8 ﺷﺐ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻤﻮﻧﻴﻢ. ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻫﺰﻳﻨﻪ ، ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﺴﺖ ﭘﻴﺶ ﺯﻧﻢ ﺑﻤﻮﻧﻪ. ﺍﻭﻝ ﻣﺎﺩﺭﺯﻧﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﺯﻧﻢ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩ . ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﯼ . ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺗﺎ ﺑﺮﻳﻦ ﺧﻮﻧﻪ . ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻢ . ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﭘﻴﺶ ﺯﻧﻢ. ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻳﻢ.

داستان سکسی:

چهل گردو یا چهل بار گاییدن مادر زن

مادر زن من از اون پیر زن های هات وداغ که هنوز کسش می خاره بدن توپ وسر حالی داره سفید وبدون مو یه بدن سکسی و گنده کونش کیر منو سیخ می کنه چه برسه به غریبه منم اتفاقا تو سکس خیلی هاتم از قرص ویاگرا واسپری استفاده می کنم کیرم گنده وکلفته طوری که زنم تحمل بیشتر از دو سه دقیقه سکس رو نداره واگه بیشتر بشه گریه اش در می اد پنج شنبه تابستان امسال بود برا شب برنامه چینی می کردم قرص واسپریم تموم شده بود اونا رو تهیه کردم ورفتم خونه ولی تو ماشینم جا موند رفتم خونه زنم گفت امشب می ریم خونه مامان جون خورد تو ذوقم ولی چاره ای نبود به خاطر زنم قبول کردم شب رفتیم خونه مادر زنم می خواستیم اونجا بمونیم

داستان سکسی:

مادرزن هوسناکم

سلام شاید پیش خودتون بگید داستان چرتی رو نوشتی ولی همش عین واقعیته من 33 سالمه و 6ساله ازدواج کردم از همون روزهای اول تو کف سینه های مادرزنم بودم اخه هروقت خونشون میرفتم لباسهایی تن میکرد که سینه های سفیدش معلوم میشد بعدازاینکه با شهوانی اشنا شدم و داستانهای سکسی با مادرزن رو خوندم جراتم بیشتر شد و شوخیهای زیادی باهاش میکردم تا اینکه یواش یواش رومون به همدیگه بیشتر وا شد بعد مدتی بادادن اس ام اس های عشقولانه وسکسی اوهم تمام وکمال اس های منو جواب میداد و دیگه همدیگرو جور دیگه ای تحویل میگرفتیم تا اینکه یه روز بعد اینکه پدر زنم رفت سرکار رفتم خونشون برای درست کردن دیش ماهوارشون البته به ما

داستان سکسی:

کردن مادرزن باحال

من محسن هستم و 28 سال سن دارم و به همراه همسرم مونا که 26 سال سن دارد در يکي از آپارتمان 3 طبقه تهران زندگي ميکنيم.در ساختمان مادر طبقه همکف زندگي مي کنيم و در طبقه دوم پدر و مادر همسرم زندگي مي کنند وما اين واحد را از پدر همسرم خريداري کرديم به همراه هم به خوبي وخوشي زندگي ميکنيم راستي دختر شيطونم را فراموش کردم که نامش یلدا و 8 سال سن دارد و تمام عشق من و همسرم به زندگي از اوست.ماجرا برميگردد به دي ماه پارسال که عمه خانمم که در قزوين زندگي ميکرد فوت شد و ما همگي براي شرکت در مراسم او به انجا رفتيم و بعد از شرکت در مراسم تشیيع جنازه به سمت خانه عمه خانم رفتيم که شب را در انجا بمانيم ولي بع

داستان سکسی:

انتقام از مادر نامزدم

با سلام به همه کسانی که دارین این قضیه رو میخونین مخصوصا اعضای شهوانی.اول از همه اسمم یعقوب هستش و قد 180 ورزشکار هیکل متوسط و خیلی ورزیده هستم 26 سالمه و هوسباز ولی با زن خودم نه نا محرم و از دیار آذربایجان هستم.من تقریبا سال 1388 با دختری بنام لاله تو پر 175 قد و هیکل بزرگی داشت و خیلی زیبا بود نامزد شدم و از همون روز اول نامزدیمون بخاطر حشری بودنمون دل رو زدین به دریا و پرده مبارک لاله رو زدیم و کارمون شده بود سکس.خودمم خونه مجردی داشتم و وضع مالی خیلی توپ بود.پدر نامزدم 65 ساله بود و 2 تا زن داشت یه زن اولش 60 ساله بود و زن دومش متولد 54 بود و خیلی زیبا و درشت اندام بود و من با دختر د

داستان سکسی:

معاشقه با مادرزنم

سلام دوستان اسم مستعار من نیماست و 22سالمه این نوشته داستان نیست فقط خواستم از دوستای گلم یه راهنمایی بگیرم یا حد اقل ببینم اگه اونا جای من بودن چکار میکردن.راستش من یه مادر خانوم دارم که خیلی دوستش دارم اون 40 سالشه و یه زن مومنه از ویژگی هاش بگم اندام کوچیک و نسبتا تو پری داره جنیفر لوپزم نیست اما پوست سفید و فیس جالب و زیبایی داره .جریان ما از اونجا شروع شد که منو اون با اس ام اس با هم در ارتباط بودیم کم کم قربون ن صدقه رفتنمونو نزدیک بودن تز فکریمون باعث این شد که به هم دلبسته بشیم تا جایی که من عاشق هم شدیم .اوایل فقط همدیگرو در آغوش میگرفتیم واقعا از مامان خودم بیشتر بهش وابسته بودم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - مادرزن