شما اینجا هستید

گی

اولین کون دادن آریا

سلام اسمم اريا،این خاطره تنها کون دادن و تنها سکس من. این دستان من بر میگرده ب زمانی که من توی راهنمایی بودم همه از کون من خوششون ميمود من اجازه نیمدادم که پرو نشن ولی با این حال همه دست میزدن و خودشون و ب من ميچسبوندن.ولی چون خودم خوشم میومد به یکی از بچه های کلاس اجازه میدادم تا دستماليم کنه و یه وقتايی لاپايي.

داستان سکسی:

گی با ابوالفضل

یشب عجب شبی بودرفتم گیمنت دیدم ابولفضل اونجاس یه پسر خوشکل قد 165 وزن تقریبا60 وارد گیمنت که شدم ابولفضل اومد سمت من و دستم و گرفت و رفتیم کانتر بازی کردیم بعد یه ساعتی که بازی کردیم بهش گفتم که اگه میخاد بره خونه بیاد که برسونمش که خوشبختانه اونم چون تنها بود گفت بریم سوار موتورم شدم یهو گفت بزار من بشینم که منم گفتم بیا و رفتم عقب خلاصه راه افتادیم خونه جفتمون قاسم آباده توراه همش دست انداخته بودم دور کمرش و داشتم حال میکردم کیرم داشت شق میشد چه کونی داشت یه کون نرم و باحال یه شلوار لی آبی پوشیده بود و یه تیشرت سورمه ای تنش بود دیگه کیرم شق شده بود بهش چسبیده بودم و کیرم و حس میکردخوشش او

داستان سکسی:

رسول عاشق کون دادن

سلام من اسمم رسوله بخدا هرچی میگم راسته من کم کم تو12سالگی کم کم شروع کرده بودم به جق زدن و داداشم سرباز بود و من تنهایی میخوابیدم همیشه لخت میخوابیدم و دستم تو کونم بود و روزی رسید که13 ساله شدم و رفتم خونه رفیقم برای درس خوندن و اون رفیق من هم کونی بودش من با شلوار کردی رفتم که منو اذیت کرد و میگفت یه لاپایی بده منم از خونشون رفتم بعدش شب که خواستم بخوابم به فکرم اومد اگه کون بدم چه حالی میده من فردا شب رفتم در خونشون گفتم بیا بریم خونه ما بشینیم گفت باشه اومد خونه ما سوپر دیدیم بعدش بهش گفتم منو بکن اون تو فضا بود وقتی اینو گفتم اول بار منو تویی کرد خیلی خیلی درد داشت و بعد اون روز من پش

داستان سکسی:

کردن پسر لات

سلام.اسمم محسن هستش و ۲۶سالمه این خاطره مربوط به دوران راهنمایی منه.اون موقع خیلی شر بودم و زیاد دعوا میکردم راستی من از لرهای کرمانشاه هستم به غیرت معرفیم یه روز با دوتا از کلاس نهمیها دعوام شد و حسابی همدیگه رو کتک زدیم و دست اخر یکیشون یه مشت نا جوانمردانه زد زیر چشم خلاصه منم که همیشه دنبال دعوا و مرافه بودم فرداش دوستامو جمع کردم رفتیم مرافع و بعداز دعوا رییس کلاس نهمیها امد گفت خیلی ازت خوشم میاد با غیرت مرافه میکنی لهجش به کردستانیها میخورد ...بگذریم تابستون شد و من چون تجدید شده بودم رفتم مدرسه یادم میادم یه روز توی یکی از کلاسها تنها بودم و دیدم در باز شد و همون پسر کردستانیه کلاس

داستان سکسی:

بهترین روز زندگیم و گی با عشقم

سلام من نمیخوام اسمم رو بگم ولی از خودم براتون میگم 17 سالمه قدم متوسطه و هیکل خوبی دارم پوستم سفید و موی سرم یکم بوره با چشم های بادومی و کشیده و به قول خودم ابروهای شیطانی لبامم بزرگه من هیچ برادر یا خواهری ندارم و همیشه تنهام و به خاطر همین همیشه دوس داشتم با یکی بزرگتر از خودم دوست شم ما توی یه مجتمع بیرون از شهر زندگی میکردیم پسرهای زیادی دور و بر من بودن ولی به هیچکدوم اعتماد نداشتم و خوشم نمی اومد وقتی سال اول دبیرستان بودم یا یه دوستم رفتم موسسه زبان که اونجا ثبت نام کردم و روز های زوج میرفتم کلاس روبروی کلاس من یه گالری مبل فروشی بود یه پسر خوشکل البته به نظر خودم خیلی خوشکله شای

داستان سکسی:

یه روز خوب و گی

خونشون نزديكه خونومون بود فردا خانواده من و اون ميخواستن برن شهرستان منم طبق معمول ازسركار اومدم و شامم و خوردم روتختم دراز كشيدم اس داد فردا پايه حموم هستي منم جواب دادم عاشقتم صبح قرار بود ٩بياد من از هشت بلند شدم شوفاژو روشن كردم و خوابيدم زنگ زد اومد داخل گفت بريم منم پشتش راه افتادم رفتيم تو حموم جفتمون شلوارك داشتيم دراورديم تي شرت رو هم در اورديم نوبت ب شرتامون رسيد كير من ك سيخ شده بود اونم همينطور همزمان دست گذاشتيم رو كير هم ديگه من يكم مالوندم و شرتش و كشيدم پايين اونم واسه من وكشيد پايين رفتيم زيره دوش و اب بازي بعد شروع كردم سينه هاش رو ماليدن پف كرده بود ميك ميزدم ايستاده بود

داستان سکسی:

سکس گی با نوجوون تو خونه م

پسره رو چند وقتی بود که تو خیابون میدیدم. تو کوچه ها پرسه می زد؛ همراشم همیشه دو تا از اون بچه کونیا بودن که اعصاب آدمو خرد می کنن. میومد وزنگ درو می زد و می گفت میخواد ازم ویسکی بخره. نه... معتادم نبود. ولی پول هم نداشت. منم عادت ندارم به کسایی که پول ندارن چیزی بفروشم.

داستان سکسی:

کونی شدن احمد

من از همون بچگی عادت داشتم وقتی میرفتم حموم یا دستشوویی بە خودم انگول میزدم و کلا از اینجە یە چیزی تو کونم برە خوشم میومد . زمان بچگی ما کامپیوتر و مبایل نبود کە عکس سکسی یا فیلم ببینیم . خاطرەای کە میخواد براتون بگم مال زمان دانشجویمە ، اون موقع کە برای اولین بار از خونە دور بودم و تو خوابگاه زندگی میکردم . هم اتاقیم چند سالی از من بزرگتر بود ، ولی خیلی بی عرضە بود ، چون چند باری کە خواب بود مخصوصا میرفتم زیر پتوش یا حتی بە کیرش دست میزدم ولی خودشو بە خواب میزد و کاری نمیکرد .

داستان سکسی:

کشتی گرفتن باحال با پسر همسایه

سلام بچه ها هادی هستم. همونطور که چند وقت پیش هم دو تا داستان براتون نوشتم و بچه های شهوانی گذاشتن توی سایت، الان هم تصمیم گرفتم که براتون یه داستان از کشتی گرفتنمو با پسر همسایمون تعریف کنم. ازتون یه خواهش دارم و اونم اینه که نخونید و بعدش فحش بدید، میتونید نخونید و من هم بهتون از همین اول میگم که سکس کامل تو داستان من نیست و فقط یه نوع لذت هست که ممکنه تعداد کمی از شماها باهاش آشنا باشید و بس.

داستان سکسی:

اولین کون دادن در محرم

با سلام
من سیامک الان 29 سالمه می خوام خاطره اولین سکس رو براتون بگم تا شما هم لذت ببرین من 13 ساله بودم که اولین بار کون دادم تو محلمون یه پسر بود که اسمش علی بود علی تقریبا 22 سالش بود خیلی دونباله کردنم بود همیشه تا منو میدید میومد باهام صحبت میکرد تا راضیم کنه ولی چون از قصدش خبر داشتم همیشه فرار میکردم.

داستان سکسی:

وقتی کون تپل محمدعلی رو کردم

باسلام خدمت دوستان گلم میخوام این داستان واقعی خودم رو براتون تعریف کنم البته گی هستش ولی کامل واقعی و طولانی هستش ودوستانی که اهل این برنامه ها نیستن نخونن وفحش ندن و اءلا هرچی که میگن برای خواهر ومادر خودشونه.پس فحش ندین.

داستان سکسی:

کون دادن آرش به رضا

سلام به همه دوستان خوبم.من ارشم 21 سالمه قدم 180 و وزنم 70 هیکل خوب و رو فرمی دارم که با رنگ پوست سفید و کون گندم محشرم میکنه.میرم سر اصل داستان من از دوران بچگی همیشه تو محل به بچها لاپایی میدادم راستش اصلا نمیدونستم که این کار یعنی چی،کم کم سنم که رفت بالاتر فهمیدم که این کاره بدیه ولی حالا که میتونست نده دیگه؟؟؟همه میدونستن که من دادمو میخواستن بکننم.

داستان سکسی:

کون دادن آرمین توی پادگان

سلام به دوستانی که به گی علاقه دارند این داستان برای 5سال پیشه که من سرباز بودم,اول از خودم بگم من یه پسر تقربا لاغر تقریبا سبزه و بدون مو هستم اسمم ارمین
بعد آموزشی رفتیم یگان و بعد سه ماه تو اسایشگاه ما یه نفر بود به اسم مجید که خیلی بچه با ادبی بود و خیلی هم خوش رو ولی همش تنها بود,خلاصه باهاش هم صحبت شدیم دیدم از همه ما 4یا5سال بزرگتره,با هم جور شدیم خیلی وقتا باهم مرخصی شهری میرفتیم میچرخیدیم اما دیگه رومون باز شد و حرفایه ناجور به هم میزدیم اخه من بخاطره ادبش باهاش دوست شده بودم ولی او خیلی بی ادب تر از من بود.

داستان سکسی:

کون دادن سپهر به علی

یه روز گرم تابستونی بود . حشری شده بودم . اومدم سایت شهوانی عکس کیر چندتا از کاربرها رو که دیدم بیشتر حشری شدم دلم کیر می خواست . تو چت روم در خواست دادم و خیلی سریع یه نفر جواب داد باور نمی شد . اسم علی بود شمارم رو بهش دادم و اس داد باهام همانگ کرد که بیاد دنبالم نیم ساعت بعد سر خیابون بود همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد به هیچ چیز فکر نمی کردم جز کیر دیگه برام هیچ اهمیتی نداشت طرفم کیه و چه شکلی . وقتی رسیدم سر خیابون دیدمش یه پراید سفید بود رفتم جلو پرسیدم علی اقا؟ گفت اره بفرما بالا سوار شدم دهنم خشک شده بود راستش یکم ترسیده بودم .

داستان سکسی:

کون کردن و گرفتن شارژ

من این اتفاق واسم افتاده حالا باورکنین یا نه دیگه میل خودتونه: یه پسر بود خیلی ناز بود به اسم مرتضی که بهش لقب مرتضی دختره می گفتن. من واون دوستای صمیمی بودیم و با هم چت میکردیم و عشق بازی. خلاصه یروز که چت می کردیم دیدیم یکی داره تو روم مینویسه هرکی جلو وب کون بکنه شارژ میدم بهش. من فوری بهش پی ام دادم وگفتم که منظورت کون دختره؟ گفت پسر هم باشه میدم شارژ.قرار شد مرحله به مرحله شارژ یده . منم با مرتضی اکی کردم که نوبتی شارژ رو بزنیم به گوشی هامون.شروع کرد به مالوندن کیرم جلو وب و منم مال اونو بازی میدادم طرف که مطمئن شد دو نفریم شارژ اولی رو داد و مرتضی زد به گوشیش.

داستان سکسی:

ماساژ کونم تو استخر

سلام من اسمم امیر هست و عاشق سکسم و هر وقت موقعیتش پیش بیاد به سکس می پردازم در ضمن من 16 سالمه و این خاطره واسه یک ساله پیش هست که من 15 ساله بودم من بدنی سفید تپل و گوشتی دارم که قدم 165 و وزنم 76 کیلو هست اصلا شکم ندارم ولی باسن و رونهای تپلی دارم که به شکل خاصی عقب اومده باسنم.من با دوستام یک روز قرار گذاشتیم که باهم به استخر بریم که قرارمون ساعت دو بود ولی ساعت 3 شد وکسی از دوستام نیومدن و من دم در استخر منتظر شدم و وقتی دیدم خبری نشد گفتم حالا که تا دم در استخر اومدم بزار تنهایی برم داخل یه سونایی چیزی برم بیام .رفتم تو بلیط گرفتم رفتم لباسمو عوض کنم شرطی که پوشیده بودم کمی بلند بود و

داستان سکسی:

اولین کون دادن پولی کامران

سلام من كامرانم الان بيست و دو سالمه و برايه اولين بار تو ١٧ سالكي به اين پي بردم كه با دخترا زياد رابطه نميتونم برقرار كنم و به پسرا خيلي بيشتر علاقه دارم برايه همين تو اينترنت در مورده حسم تحقيق كردم و فهميدم كه به ما همجنس گرا ميگن برا همين دنباله اين بودم كه حسمو بيشتر درك كنم و ميخواستم بودنه با يك پسرو تجربه كنم برايه همين خيلي سعي كردم تو محله اي كه بوديم با كسي ارتباط برقرار كنم ولي ميترسيدم كه نكنه برام داستان بشه و همه بفهمن واسه همين اون اوايل با خيار و بادمجون با خودم حال ميكردم و كونمو حسابي باز كرده بودم و ديگه با بادنجونايه كلفت حال ميكردم و تو خيالم فكر ميكردم كيره سياهه و

داستان سکسی:

احساسات نوجوونی

همیشه ظهرهای تابستون منو به یاد خاطرات نوجوونیم میندازه. خاطراتی که هیچوقت از یادم نمیره. تو یکی از روزای گرم تابستون بود. من و داداشم "علی" تو خیابونای نظام آباد میچرخیدیم و سیگار میکشیدیم، به محض اینکه تموم میشد یکی دیگه روشن میکردیم و به همدیگه پاس میدادیم. من یه تیشرت سفید که زیربغلش وصله زده و یه شلوار کبریتی سیاه پوشیده بودم و علی هم یه تیشرت قرمز و یه شلوار کتون قهوه ای. من و علی همیشه لباسای همدیگه رو میپوشیدیم واسه همین هر روز یه تیپ متفاوت داشتیم. هیچوقت هم شرت نمیپوشیدیم. خلاصه اون روز خیلی تیکه شده بودم. همه نگام میکردن.

داستان سکسی:

رابطه متین و ایمان

من متین هستم 23 سالمه اهل مشهدم قدم 166 وزن 73 پوستم سبزه روشن .میخوام خاطره اولین سکس با پسرعمم که اسمش ایمانه (22 ساله قد 175 وزن 70 سبزه)واستون بگم امیدوارم خوشتون بیاد.منو سر عمم چون خونه هامون به هم نزدیک بود وقتایی که خونمون خالی می شد می رفتیم پیش هم و فیلم سکسی با هم می دیدیم البته تا اون موقع با هم سکس نمیکردیم ولی چون ما با همدیگه خیلی راحت بودم جلوی هم جلق می زدیم.تا یک روز صبح جمعه که خونه ما خالی شد بهش زنگ زدمو و اونم اومد خونه ما.اولش با هم صبحونه خوردیم و بعدشم یک فیلم سکسی دیدیم.وسطای فیلم که شد من به ایمان گفتم که کارامون خیلی تکراری شده همش جلق میزنیم اصلا حال نمیده که ا

داستان سکسی:

پسر خاله بکن من

سلام.من اسمم رضاست 16 سالمه خواستم ماجرای کرده شدنم رو براتون تعریف کنم.ماجرا از جایی شروع شد که وفتی که هفت سالم بود یک از پسرای تو کوچه مون که اول دبیرستان بود همیشه باهام بازی میکرد و خوب بود باهام یک روز بردم خونه شون یک ماشین اسباب بازی نشونم داد گفت اگه یکاری کنی اینو بهت میدم بعدش بردم توی دستشویی خونه شون کشید پایین بعد کیرشو درآورد گفت بکن تو دهنت منم خیلی بچه بودم و نمیدونستم اصلا این چه کاریه بعد خودش کیرشو کرد تو دهنم و گفت عقب جلو کن چون بلد نبودم با دستش سرمو گرفت و هی عقب جلو میکرد تا ابش اومد آخرم ماشین رو بهم نداد منم که اصلا نمیدونستم که مثلا این کار بدیه فراموشش کردم یک

صفحات

اشتراک در RSS - گی