ای کاش نمیرفتم

    1391/12/14

    این خاطره واقعیه .......

    دوسال پیش بود اوایل تیرماه89 ..علی (دوست پسرم) بهم زنگ زد که خونه دوستش خالیه وخودش و دوستش هستن گفت : بیا قلیون بکشیم ! منم باکلی اصرار از مامانم اجاره گرفتم که برم خلاصه مامانم راضی شد.منم اماده شدم و خونه ما شهرری هست و خونه دوست علی تهرانپارس بود ...و اینوبگم مامانم میدونست با علی دوستم . من راه افتادم توی راه دلشوره گرفتم و نمیدونستم قراره چه بلایی سرم بیاد........ بعداز نیمساعت رسیدم خونه دوست علی ... میلاد دوستش هم بود! نشستم و علی کنارم نشست و میلاد هم داشت قلیون اماده میکرد ... احساس بدی داشتم و علی دست سردمو گرفت و گفت : حالت خوبه سپیده ؟ من با صدایی اروم : اره خوبم .علی سرشو نزدیک گوشم کرد و اروم گفت : میخواهیم با میلاد مشروب بخوریم توهم باید بخوری .من با دهن باز : علی ؟؟؟من جنبه ندارم نه اصلا نمیخورم علی زل زد تو چشامم : باید بخوری ابرومو جلو دوستم نبر.من اخم کردم و حرفی نزدم ....میلاد امد باقلیون نشستیم قلیون کشیدیم و میلاد مسخره بازی در اورد .... عقربه ساعت 10:30 شب رو نشان میداد ..مامانم زنگ زد : نمیخوای بیای خونه ؟ من : چرا مامان الان راه میوفتم گوشی رو قطع کردم و به علی گفتم : ماشین بگیر برم . علی: وایسا دو پیک مشروب بخور برو . من : باشه .ولی فقط 2پیک چون جنبه ندارم. ( ای کاش پام میشکست نمیرفتم که الان با یه فاحشه فرقی ندارم ) !!!!!!!!! مشروب اوردن . علی رو به روم نشست و میلاد هم شد ساقی .... اولین پیک رو خوردم و میلاد پیک دوم رو ریخت من قبل اینکه بخورم گفتم : این پیک اخریه منه !!! علی با اخم : بخور صدات در نیاد ...من یه چپ چپ بهش نگاه کردم و چیزی نگفتم.... 3تا پیک خوردم احساس کردم داغ شدم ...5 پیک بود که گیج شدم و با صدایی خفه اعلام کردم : بسه دیگه . میلاد با خنده : این پیک مادره بخور اینو هم .. من از خودم بی خود شدم و گفتم : باشه . اخرین پیک رو که خوردم دیگه مست مست شدم ....


    فقط یه لحظه به خودم امدم دیدم من و علی هستیم بهش گفتم : میلاد کو؟ علی : رفته زغال بخره .امد کنارم نشست و یادمه داشت لبامو میخورد و منم چشمامو بستم و هیچی نفهمیدم .....دقیقا به یاد ندارم چی شد ... بعداز چند لحظه دیدم یه چیزه تیزی به داخل بدنم فرو میره اونقدر بی حال شده بودم به زور چشامو بازکردم دیدم لخت لختم و دیدم علی خم شده بین پاهام و دیدم داره انگشتشو به داخل دستگاه تناسلیم فرو میکنه و گفتم : چیکار میکنی ؟ خندید و بلند داد زد : میلاد یه دستمال بده داره خون میاد میلاد از اشپزخانه امد و دستمال اورد و وایساد بالا سرم و علی با دستمال خون هارو پاک کرد و کیرشو تا اخر هل داد امدم جیغ بزنم دهنمو گرفت و درد داشتم با چشامم التماس میکردم اما اون فشارش رو بیشتر کرد و یهو دیدم میلاد لباسشو در اورد و گفت : طاقت ندارم منم میخوام ..... از حال رفتم فقط صدا می شنیدم صدای ناله علی که داشت به حالت ارگاسم میرسید و دیگر هیچی نفهمیدم ............................


    پریدم دیدم علی نشسته داره قلیون میکشه و میلاد امد سراغم دوباره خواست کیرشو بکنه تو کوسم منم با لگد زدم تو شکمش خورد به دیوار .یه لحظه دیدم درد عجیبی توی مثانه ام گرفت جیغ بلندی کشیدم . علی به میلاد گفت : دهنشو بگیر.میلاد امد دهنمو با زور گرفت و دیدم لاپایی گذاشت و ارضا شد ......... بلند شدم و علی کمکم کرد لباس پوشیدم ساعت رو دیدم از 1شب گذشته بود یکمی مستی ازسرم پریده بود . علی دستمو گرفت مثل وحشی ها منو از پله ها پایین برد و تاسر کوچه منو برد .دستمو ول کرد و گفت : خودت برو . من خشکم زد و گفتم : با این حالم کجابرم؟یه ماشین بگیر برام . دیدم علی یه نگاهی کرد و بدون هیچ حرفی رفت.من داد زدم : علی ؟؟؟؟علی صبرکن ..کجامیری؟؟؟!!علی؟؟؟...... علی توسیاهی شب ناپدید شد ......من موندم توکوچه و پس کوچه های تهرانپارس یکمی حالت عادیم امده بود سرجاش.گوشیمو از کیفم در اوردم دیدم 56بار مامانم زنگ زده بوده.شماره علی رو گرفتم دیدم اشغال کرد گریه ام گرفت.. اروم اروم به سمت خیابون رفتم دیدم یه مغازه بازه.رفتم دم مغازه. ( اینجارو دقیقا یادم نیست ) فقط به مرده گفتم : اقا توروخدا یه ماشین بگیر واسم .مرده یه نگاهی بهم کرد و دلش به حالم سوخت و گفت : کجامیری دخترم؟ من داشتم ضعف میرفتم گفتم : شهرری - میدان معلم ......... چشمام سیاهی رفت و افتادم............ چشمامو بازکردم دیدم توی پراید نشستم و روی صندلی جلو.سرمو برگردوندم دیدم یه 1 مرده داره باکس نوشابه میذاره تو ماشین .به صندلی عقب نگاه کردم دیدم یه عالمه باکس نوشابه هست و فهمیدم مرده داره بار میزنه و باصدای گوشیم به خودم امدم دیدم مامانمه . جواب دادم . بله مامان ؟ مامانم با عصبانیت : کدوم گوری هستی؟میدونی ساعت چنده ؟ من : مامان (به دروغ گفتم) ماشین گیر نیومد . مامانم : خفه شو بیا خونه فقط. گوشی رو قطع کردم.و به ساعت نگاه کردم دیدم ساعت 2:24دقیقه هست. مرده امد و راه افتاد و نیمساعتی کشید تارسیدیم شهرری و جلو در خونه بودم و به مرده گفتم : اقا چقدر میشه ؟ مرده : 7تومان .من دستمو کردم تو کیف پولم و در اوج ناباوری دیدم 11 تومان پولم نیست !! دیدم حتی کارت 2تا کارت عابرمم نیست!! گریه ام گرفت و به مرده گفتم : اقا پولام نیست.فردا بیا همینجا کرایه ات رو بدم. مرده یه ذره نگام کرد . گفت : برو. نمیخواد.من تشکرکردم و درو بستم و امدم سمت پارکینگ خونمون و مستی ازسرم پریده بود دیگه و شالمو رو سرم درست کردم و اروم به سمت پله های خونه رفتم .....در زدم مامانم درو وا کرد سلام کردم مامانم جواب سلامم رو نداد.امدم داخل و نشستم رو مبل یهو دیدم مامانم امد و 2تا کشیده زد تو صورتم ............. 2سال ازاین ماجرا میگذره ...هنوز خانواده ام نمیدونن که سپیده شان دخترنیست!!یادم رفت بگم من پدر ندارم ............ علی رو هم تا زمانی که نفس میکشم نفرین میکنم...................... (فقط ای کاش نمیرفتم )!!!!!!!!!!


    نوشته: Sep!deh AroSak Morde

  • 7

  • 0




نظرات:
  •  
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • عزیزم خدا عقل به ادم داده برای اینجور مواقع . اگرچه هر کسی ممکنه دچار اشتباه بشه .حالا مهم نیست .


    شما نفرین نکن عمل کن .خب؟


    پلیس ایران هر چی نباشه دست به اعدامش خوبه .حالا می گیم ترسیدی شکایت کنی .به 2 نفر پول می دادی 2 تا بزنن


    تو گوشش .عجب بدبختی شده ها .


    خانمها تنبیه کنید .امنیت خودتونو به خاطر ابرو خانواده به خطر میندازید .ساده نگیرید .من اگه جای تو بودم کاری


    می کردم که تا اخر عمرش روی دو تا دستش راه بره نه پاهاش .


  •   ارامش دوستدار
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • اخه همشیره تو چطور نمیدونستی که پسره قرار بکندت
    مردا غیر از سکس هدفی برای سلام کردن هم ندارن چه برسه به دوستی
    اون پسرم خوب بلایی سرت اورده
    به خدا اگه زرتشتم یه کس با پای خودش بیاد خونش محاله ازش بگذره


  •   افسانه۲۰
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • من نمیدونم هم جنسای من ازپسرچیدیدن که انقدربهشون خاطرجمع هستن


  •   حشري تنها
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • واقعأ چرا دلشوره داشتى وقتى داشتى ميرفتى تو يه خونه با دو تا جوون قليون بكشى؟!!
    بعدش كه مشروب بهت تعارف كردن چى؟ چرابايد بيخود نگران شد؟!
    با رضايت خودت سكس نداشتين؟ فكر نميكردى كه باهات ازدواج ميكنه؟!


  •   pnewsday
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • نگفتی وقتی پول پسر رو دیدی،گیج شدی.
    هر بلایی سر این دخترا بیاد کمه.من بودم میکردمت تا دسته. کل کیر پسرهای شهوانی تو کست.هر بلایی سر این دختر بیاد کمه.با دختر بداخلاق نباشی رو سرت سوار میشه. راستی مامانت هم جنده بوده ،اون رو هم دنبال خودت میبردی تا دسته تو کسش میکردن. میلگردها تو کونت یک جا!


  •   سیاه سفید
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • 1.عزیز دلم اولا همه میدونن تو چنین جمع هایی قراره چی سر طرف بیاد پس شما گو خوردی رفتی
    2.حالا هم انسان اشتباه میکنه اما دیر نیست برو شکایت کن قانون همه جایه اون علی با رفیقش میزاره
    3.العان نری برا آبروت شب زفافت رو چی کار میکنی؟


  •   ارامش دوستدار
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • جناب سیاه و سفید چرا مشاوره غلط میدی؟
    این خانوم چه شکایتی بکنه تازه اون دو تا پسرو گمراه کرده
    طفلکی پسرا


  •   saye.am
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • بد دوره ای شده بد!!!!آخه عزیزم رفتن تو خونه ای که دوتا پسر اونجا هستن .بعدم پیشنهاد مشروب!!!واقعا نفهمیدی جریان از چه قراره ؟؟ برات آرزوی موفقیت دارم برا اون دوتا آشغالم امیدوارم از کیراشون دارشون بزنن حالا این دنیا نشد اون دنیا


  •   شراره جون
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • عجب!!!!!!!!!!!مامان های این داستان ها چقدر متجددن...نمیدونستم
    ببین عزیزم به دعای گربه سیاهه که بارون نمیاد.خوراک پسرا مغز دخترهای نادونه نه اندام های اونا...خدا گفته:ما به انسان عقل ندادیم،مگر آنکه روزی بواسطه ی آن خود را نجات دهد.حالا هم تنها راهی که داری اینه که بری شکایت کنی نه اینکه مثل عجوزه های پیر و زشت قرن 15 نفرین سیاه بکنی...یادت رفته که 6 قرن از اونا آپ دیت تری؟؟پس خواهرانه میگم:انقدر امل نباش!!


  •   Z21x
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • ای کاش منم نمی اومدم و این داستان رو نمی خوندم که نصفه شبی اعصابم داغون بشه!!! واقعا متاسفم.


  •   آرشام عشق کرج
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • khalam doktore zanane khasti ba ye pole kam migam barat dorost kone beri dombale zendegit baram payam bezar age dosdashti sepas


  •   araz.urmu
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • أنه!
    آبروي علي و ميلاد رو جرا ميبري!?
    هم ماميت هم خودت جنده درجه 1هستين!
    جرا?
    جون دختره تنها غلط ميكنه بره خونه مردم قليان بكشه!
    زغال ميلاد تو نافت


  •   EIS
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • افسوس


  •   هيرآد
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • بميررررم


  •   nima006
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • توتقصیری نداری....اون مادرت باید عذاب وژدان داشته باشه که نداره.....نتیجه اخلاقی مادرببین دختر بگیر...تبصره احتمال قوی مادرت شاغل تشریف داره گلم


  •   نوبهار
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • خوب داستانت تا حدودی آموزنده بود.بالاخره اگه اون بارم نمیرفتی علی یه راهی واسه تجاوز پیدا میکرد.هر چند که میگی مادرت در جریان بود فکر نمیکنم پسری که اینقد به یه دختر نزدیکه که مادر دختره میشناسش پس نمیتونه فقط دنبال تجاوز بوده باشه.
    ازینا بگذریم حالا فکر کن علی فقط میخاست ازت پا به پاش مشروب بخوری و قصد تجاوز هم نداشت.
    تو که واسه رفتن به خونه عجله داشتی فکر نمیکردی ۵پیک بخوری بعد بری خونه واکنش خونوادت چی میتونه باشه؟
    اونجورم که اشاره کردی به سختی از خونوادت اجازه گرفتی.
    به هر حال واست متاسفم.تجربه ی بسیار تلخی داشتی.هر چند که خودت هم مقصر بودی.
    امیدوارم بعد نوشتن سبک تر شده باشی و بتونی به زندگی عادیت برگردی.


  •   امیرمهدی21
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • سلام خدمت خانوم نویسنده عرض کنم(اگرداستان واقیه!)که منم بااون دوستمون موافقم که گفت
    یه خورده پول جورکن،چون خدمت بقیه دوستان عرض کنم دیگه بعدازگذشت این همه مدت شکایت
    هیچ فایده ای نداره جزاینکه آبروی خودش میره دستش هم به پسره نمیرسه،فقط همین کاروباید
    انجام بدی که بدی پرده بکارتت رویک دکترزنان بدوزه ازاولش بهترتازه مدل دارهم میتونی بخواهی اماازشوخی گذشته یه کم پول جورکن بعدبیاهمینجابچه هاراهنمائیت میکنن،یاحق


  •   yasaman2024
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • در ان باغی که گلچین باغبانست فغان بلبلان بر اسمانست دران شهری که دختر میخورد شرب به کیرم که کسش دروازه بان است دران منزل که دوتا کونی خر کشند قلیون و گویند کس چه سان است برو جانا بفکر خویش باشا که هر کس فکر کیر خویش ومان است


  •   sa san gay
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • اووووووووووووووه مای گاد


  •   mamany
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • متاسفم
    گفتین بره شکایت اما خودمونیم چند بار شده برین شکایت و حقتونو بگیرین بعد از صرف وقت و هزینه زیاد و اعصاب
    شکایت بردم به مرجع بالاتر ارجاع دادن به متشاکی !!!!!!!!!!!!!!
    این سه بار
    دو سه بارم دادگاه و شورای حل اختلاف برای مسائل دیگه که اونام هیچی به هیچی
    فقط یه بار مفید بود اونم با پارتی . این کارشون یعنی همینه که هست
    اما من خسته نمیشم . حق گرفتنیست .
    البته شکایات من حقوقی بودن


  •  
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • شراره جون :


    کاش پرده بکارت ذهنی مرد ایرانی پاره می شد .جوری که هیچ جراح پلاستیکی نتونه ترمیمیش کنه.اون وقت می شد


    دوباره به عنوان یک ستون بهش تکیه کرد .اونوقت اگه بین 100 تا مرد بودیم می فهمیدیم که یکی پشتمون هست .


  •   mor.so98@yahoo.com
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • سلام ادرس بده تا مادرشون به ازاشون بشنوم......نامردای اشغال


  •   شراره جون
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • سلام بر اجی خوبم پروازی جان
    باهات موافقم
    بچه ها میدونید چرا خدا برای زنان بکارت گذاشته؟
    بذار اول یه چیزی بگم.ماها انواع پرده ها داریم.پرده ی حجب و حیا ،پرده کرکره و توری و..،پرده بکارت،پرده احترام ،پرده حرمت و...
    تمام خواص پرده ها به اینه که چیزی رو از بدی ها و ناخواسته ها می پوشونه...پرده حجب و حیا پستی های درون آدمها رو می پوشونه،پرده های کرکره و... خونه رو از نامحرم می پوشونه،از ماه و زحل خونخوار نامحرم و... و پرده های حرمت باعث آبروداری و..میشه و پرده بکارت برای حفظ زن در مقابل مردان بوالهوس و بیمار و..
    ولی نبود بکارت دلیل فاحشه بودن نیست و اگه مردی اقدام به متهم نمودن زنش کنه و دلیلی جز فقدان پرده بکارت نداشته باشه، دادگاه می تونه با شکایت اون زن،مرد رو به حد قذف (80 ضربه شلاق) محکوم کنه.یه چیز دیگه ای که باید بگم اینه که خطر یک دختر منحرف اخلاقی برای جامعه، خیلی بیشتر از یک پسر منحرفه. دلیل واضحش هم اینه که فاحشه هایی که در سراسر دنیا بدون اینکه اختصاص به کشور یا مذهب خاصی داشته باشند، وجود دارن،اونا شغل خود را روسپیگری و تأمین نیازهای جنسی مردان رو به صورت نامشروع قرار دادن،در حالی که به ندرت، مردانی پیدا میشن که تأمین نیاز جنسی زنان را به عنوان شغل و منبع درآمدی برای خودشون قرار بدن. با توجه به جذابیت های زنان، یک زن منحرف می تونه مردان زیادی را به انحراف بکشونه، اما عکس این اتفاق کمتر پیش میاد. شاید به این دلیل باشه که وجود پرده بکارت به عنوان عاملی بازدارنده از وقوع در چنین انحرافاتی که کیان جامعه و بنیاد خانواده را با خطرات فراوانی روبرو می کنه، می تونه مفید ارزیابی بشه. از بین رفتن بکارت به تنهایی جرمی نیست که کیفری برای آن در نظر گرفته بشه، اما می تونه عاملی باشه که همسر آینده را به تحقیق بیشتر در مورد گذشتۀ زن وادار کنه و همین احتمال کافیه تا دختران در پاک دامنی خودشون کوشاتر بشن.پس وجود پرده بکارت در کلیت هم به نفع زنان و هم به نفع جامعه است.
    تمام اینها هم در صورتی است که دختری بخواد با مردی پاک دامن ازدواج کنه که پاک دامنی همسرش برای او به عنوان یک معیار ارزشی به شمار میاد، اما مردان بی شعور زیادی هم هستند که به دلیل پایبند نبودن خود به این معیارها و ارزش ها، گذشتۀ پاک همسرشون نیز شاید براشون اهمیت چندانی نداره و طبیعیه که دختران منحرف، نباید به انتظار ازدواج با مردان پاک دامن باشن و باید با منحرفانی مثل خودشون وصلت کنن،که البته در آیۀ 26 سورۀ نور به این موضوع اشاره شده.(اصل آیه عربی رو حفظم،ولی به دلیل اعتراض بعضی از دوستان،فقط فارسیش رو میگم:مردان مومن برای زنان مومن و مردان ناپاک برای زنان ناپاک)
    راستی....یه خواهش دیگه از آقایون عزیز دارم:اگه کسی همسرش رو بعد از ازدواج، زنی مقید به رعایت اصول شرعی و اخلاقی ببینه ، نباید نبود بکارتش رو چماق کنه و هر روز بزنه تو سرش و دائم آزار و اذیتش کنه و باید بپذیره که ممکنه این موضوع بخاطر حادثه ای ناخواسته ایجاد شده و حتی اگر فقدان بکارت همسرش ناشی از گناهی بوده که او در گذشته انجام داده، امروز که اون از گناهش پشیمونه، نباید با یادآوریش دل اون طفلکی رو به درد بیاره.باید به این آیۀ قرآن متوسل شه که «باید بگذرند و چشم پوشی کنند! آیا دوست ندارید که پروردگار – به پاداش این چشم پوشی - از گناهان شما بگذرد؟!»
    راستی آجی های گلم بقول بابام:
    حیا بقول یکی از ائمه(یادم رفته کی بود) 7 قسمته!
    حیای اول با خواستگاری از اون از بین میره
    حیای دوم با ازدواج.....
    حیای سوم با نزدیکی.....
    حیای چهارم با حاملگی.....
    حیای پنجم با زایمان
    حیای ششم با شیر دادن به نوزاد
    و در اخر یه حیا باقی میمونه که اونم با زنا از بین میره(پس اونایی که 6 مرحله بالا رو رفتید،مواظب اون حیای آخر باقی مونده باشید که به ایمانتون ربط داره،چون بقول حضرت محمد ص حیا و ایمان قرین همنداگه یکی بره اون یکی هم میره)
    در ضمن از کسایی که منو متهم به هر چیزی میکنن،باید بگم که اینجا درسته شهوانیه اما نباید انسانیت رو بخاطر یه لحظه خوشی زیر پا گذاشت...منم انسانم با تمام ویژگی های پست یا خوب، که همه دارن و من خودمو از شماها بریء تر نمیدونم....موفق باشید


  •   شراره جون
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • تو از دشت وفا یاد مرا گیر
    سراغ داغ فریاد مرا گیر
    قدم نه در کویر دیدگانم
    از این نامردمان داد مرا گیر
    ...................
    آقای امیرمهدی 21
    دوختن پرده که این روزها مد شده در واقع چیزی نیست جز بخیه زدن دیواره های مهبل به هم،که گاه بعد از این کار و با اولین نزدیکی باعث خونریزی های شدید و گاهی هم به مرگ منجر شده.واقعا شماها فکر کردید که پیوند بکارت هم وجود داره؟نههههههههه اینا همش تبلیغات یه مشت احمق و سودجو هست که با این بهانه میخوان امیال حیوانیشون رو جامه عمل بپوشونن و دخترارو بی پروا کنن......به همه شما دخترا میگم: ریسک نکنید


    یه چیز دیگه....
    بچه ها زیاد تو این داستان ها غرق نشید.احتمال 99 درصد،این داستان هم مثل بقیه داستان های سایت زاییده ی ذهن پریشان نویسنده است.من که دارم کامنت می ذارم فقط بخاطر اون یک درصده و نه بیشتر..البته من که این طوریم شمارو نمیدونم


  •   mamany
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • نظر منم اینه که باید این مسائلم گفته بشه و اصلا اینجا بهترین مکانه شراره جون و مطمئنا خواننده های خودشو داره البته این جای بحث داره که پس تو این شرایط که دختر پسرا نمیتونن ازدواج به موقع داشته باشن این همه هم مشوق برای انحراف و یا ایجاد روابط وجود داره و پدرا مجوز ازدواج موقتو به دختراشون نمیدن و این یه نیاز ه که باید براورده بشه چه میشه کرد راه حل چیه ؟ فرهنگ سازی درست ؟ تصویب قوانین ؟ ...
    اضافه کنم از آیت اللهی معروف ( اسمشونو یادم نیست ) دلیل موفقیت شگفت آورشو پرسیدن گفتن : شب زفاف متوجه شدم همسرم پرده نداره اما نه اونشب و نه هرگز دلیلشو نپرسیده به روش نیاوردم


  •   habeh angoor
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • چند وقت باهاش بودی که اینقد راحت رفتی خونه خالی اونم خونه دوستش مارو خر فرض کردی یا خودتو


  •   تینا کوسو-بجنوردی
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • مامانی جووووووووون منم باهات موافقم ولی با شراره جنده نه
    از بجنورد یک مجرد مایه دار برای سکس حضوری میخوام


  •   یلـ-ـــ-ــــدا
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • واقعا متاسفم خدا همه پسرای بد رو به راه راست هدایت کنه...
    عزیزم ناراحت نباش تقدیرت همین بوده و همیشه سعی کن صداقت داشته باشی و به هر گرگی اعتماد نکنی..
    موفق باشی گلم..فکرشو نکن.


  •   ampolzan
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • كسي رو كه به زور كردن از سكس متنفر ميشه سايت سكسم نمياد_ خوشم مياد همتونو كير كرده_ كس خلا ابراز همدردي ام ميكنن


  •   ampolzan
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • الان جنده اي? شماره بده ماهم بكنيم


  •   asheg1122
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • دوستان خواهشا اين طفلک رو اذيت نکنين دلداريش بدين درسته من پسرم ولي دارم درک ميکنم چه حالي داره!
    پس دوستان بحاي دلداري دلذاريش ندين!
    نويسنده واقعا متاسفم
    خيلي داغون شدم!


  •   mamany
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • تینا خانم من خودم دوران تجرد اصلا اهل رابطه نبودم سرم به درس بود و کتاب و ورزش و حتی خودارضایی هم نکردم حالاهم فقط همسرم . الانم همسرم دستمو گرفت آورد اینجا تا مثل خودش هات باشم . از اوناییه که زنش باید شلوارش دستش باشه همیشه نه پاش تاثیرم داشت یه چیزاییم یاد گرفتم


  •   eli nazz
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • چقد اعصابم خراب شد داستانتو خوندم.عزیز الان دیگه واسه اینکه تلافی کنی خیلی دیر شده .اون موقع میباستی با مادرت مینشستی و دردت رو بهش میگفتی و اون موقع به هر صورتی که بود حلش میکردید.
    الانم تنها چارش اینکه که پردتو بدوزی
    پسرا اخه چرا واسه یه لحظه هوس اینجوری دختر مردمو یه عمر بدبخت و سرخورده میکنین


  •   نوازشگر
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • فوق العاده ناراخت کننده بود. دارم مثل ... حرص میخورم. ببین بچه، من نمی شناسمت و نمی دونم چقدر خودتم مقصری. اما اگر مظلوم بودی برو بدوزش و برو پی زندگیت. اونا رو هم واگذار کن به اهلش. دست بالای دست بسیاره. داستان امثال اون دو تا کونی یا با یه تبر سر یه کوچه تموم میشه یا با مزه ی کیر افغانی و آب قند برای مغز کونشون تو جلسه ای مثل جلسه خودشون. خدایا در مورد مظلومان سخت گیر تر باش و بیشتر طعم پناه خودت رو بهشون بچشون. به دلیلی دستم نمی رسه بهت کمک کنم. زندگیتو اسباب بازی چول دو تا بچه تر از خودت نکن. قدر خودتو بدن و مواظب خودت باش.


  •   mansour0432
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • سلام
    متآثر شدم
    در صورتی که مایل داشته باشید شما روبه 1 خانوم ماما معرفی میکنم
    با کمترین هزینه ترمیم کنه .
    اگر خواستین پیام بدین
    موفق باشید


  •   mansour0432
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • سلام
    متآثر شدم
    در صورتی که مایل داشته باشید شما روبه 1 خانوم ماما معرفی میکنم
    با کمترین هزینه ترمیم کنه .
    اگر خواستین پیام بدین
    موفق باشید


  •   nafas7383
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • تقصیره خودته


  •   manizolfigol
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • همهی پسرا انقدر بی معرفت بد نیستندولی اون خیلی نامرد بوده


  •   danial-fisher
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • فقط حاضرم بت بگم کس خول
    بخدا وسطای این تکستت بغضم گرف..
    هیییییییی


  •   HUGEL222
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • من فوش نمیدم ولی خوبت میشه


  •   me7066
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • من این پسرا به پستم بخورن مادر میگام...
    تو هم خر بودی که اعتماد کردی به چنین پسری..مگه میشه یه روزخ بد بشه..از قبل هم بد بوده اما تو ادامه دادی...
    اما باز خدا اون روزو نیاره اینا به پستم بخورن


  •   me7066
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • من این پسرا به پستم بخورن مادر میگام...
    تو هم خر بودی که اعتماد کردی به چنین پسری..مگه میشه یه روزخ بد بشه..از قبل هم بد بوده اما تو ادامه دادی...
    اما باز خدا اون روزو نیاره اینا به پستم بخورن


  •   hamidrezahamzei@yahoo.com
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • کیرم تو کون سه تا تون از دختره گرفته تا اون دو تا پسر


  •   پسربكن
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • حالا خودت يه حالي كردي به اون دو تا بنده خدا هم يه حال اساس دادي ديگه چرا اينقد قضيه رو بزرگش مي كني - تو خودت اگه كست نمي خوارد ساعت 12 شب با اون دونفر نمينشستي مشروب بخوري ...
    اگه بد مي گم بگو اشتباهه


  •   Zhandarm
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • دلم سوخت واست :(


  •   ابوموسی حشری
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • نکته :همیشه یه چاقو با خودت داشته باش
    نکته :به هیچ پسری اعتماد نکن
    نکته :تو تهران که هر جک و جونوری توش پیدا می شه با کسی دوست نشو
    نکته :هیچ وقت ساعت 9 به بعد تو تهران جایی نرو مخصوصا اگه دختری
    نکته :هیچ وقت مشروب نخور
    نکته :با خودت زیاد پول حمل نکن
    نکته :سعی کن اینقدر خام نباشی برو از با تجربه ها تجربه بگیر


  •   Im_Forgottenone
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • اشکال نداره . مهم اینه که آدم از شکست هاش دری بگیره


  •   صنباد
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • این حرفتو اصلا قبول ندارم mamany
    که گفتی از فلان آیت ا.. دلیل موفقیتشو پرسیدن گفت نمیدونم چی چی....!!!!!
    این چیز شعر ها رو باور نکن mamany
    نه اینکه همچین آدمایی وجود نداشته باشه. اتفاقا هست خیلی زیادم هست. ولی هیچکدوم از این آدما نمیان با آبروی خودشون و زنشون بازی کنن و بگن که آره زن من پرده بکارت نداشته.. چون این یک مسءله کاملا خصوصیه!!!!!
    و اما از نویسنده(پریسا) تشکر میکنم که بچه های شهوانی رو محرم راز قرار داد و سفره ی دلشو پیشمون باز کرد!
    سپیده بنظر من نه بفکر شکایت باش و نه بفکر دوختن.....
    کاریه که شده پس خودتو سرزنش نکن که نمیدونم چرا فلان کارو کردم کاش اون یکی کارو نمیکردم ایکاش نمیرفتم و از ایجور حرفا.... خداروشکر کن که اتفاقی بدتر از این برات نیفتاده.. چون میتونست قضیه خیلی پیچیده تر از این بشه.. مثلا وقتی از خونه ی علی زدی بیرون ممکن بود هزارتا اتفاق ناجور برات بیفته و ممکن بود به پست آدمایی بخوری که هزار برابر جنایتکارتر از علی باشن. پس خداروشکر کن که لآاقل تونستی سالم برسی خونه... پس کلا دور افکار پوچ یه خط قرمز بکش! این اتفاقیه که ممکنه واسه هر دختری پیش بیاد..
    سپیده تو اگه اونشب زودتر رفته بودی خونه، علی سر یه فرصت دیگه کار خودشو میکرد پس چی؟! دیر و زود داشت ولی سوخت و سوز نداشت.... ممکن بود به مرور زمان حتی تورو به دام اعتیاد به الکل و مواد دیگه هم بکشونه..
    الآنم بیشتر از این غصه نخور.. برای ازدواج خیلی دقت کن سعی کن با کسی ازدواج کنی که انقد دوستت داشته باشه که حتی اگه بهش گفتی بکارت نداری ازش چشم پوشی کنه.. و کسی باشه که تورو درکت کنه....
    ببخشید طولانی شد حرفای زیادی دارم که ایکاش میتونستم همه رو اینجا بنویسم......


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو