به زور منو کردن

    1391/7/16

    سلام دوستان شهواني
    من عضو سايت نيستم ولي هميشه به شهواني ميام
    اسمم مژگان و 22 سنم هستش داستان من به حدود 6 سال پيش بر ميگرده زماني که 16 سالم بود و زياد از اين مسائل حاليم نبود از طرف مدرسه به اردو رفتيم به يکي از سرابهاي غرب کشور تقريبا نزديکاي ظهر بود که من فضوليم گل کرد و از جمع بچه ها جدا شدم رفتم تو درختا همون موقع احساس کردم شاشم مياد بخاطر همين سعي کردم دور بشم و يه جاي کاملا خلوت پيدا کنم و راحت ادرار کنم يه 5دقيقه رفتم ديگه هر چي دور وبرم و نگاه کردم کسي نبود با نگراني مانتومو زدم بالا و شلوارمو کشيدم پايين داشتم ميشاشيدم که يه صداي پا شنيدم بر گشتم ديدم يه پسرس سريع شلوارمو کشيدم بالا امدم فرار کنم که يکي ديگه جلوم سبز شد و منو بغل کرد يه جيغ زدم اما سريع دهنمو گرفتن هي دست و پا ميزدم گريه ميکردم اما فايده اي نداشت اونا پسر بودن و قوي منم لاغرو استخوني يکيشون سنش بيشتر بود هموني که دهنمو گرفته بود دستشو کرد تو روسريم و موهامو کشيد گفت دستم بر ميدارم صدات درد بياد ميزنمت خيلي ترسيده بودم آروم دستشو برداشت افتادم به التماس اما فايده اي نداشت پسر کو چکتره شلوآر شرتمو بارهم کشيد پايين اونم که موهامو بادستش گرفته بود با يدست کمربندشو باز کرد کيرشو در آورد منم گريم ديگه تبديل به حق حق شده نفسم بالا نمي امد نامرد کيرش سياه بود کلفت پر مو بازور کردش تو دهنم دهنم داشت جر ميخورد اون يکيم از پشت داشت سوراخ کونمو خيس ميکرد يدفعه يه چيز داغو رو سوراخم حس کردم فشارداد اما من جم شدم که بهم گفت دختر ميخوام کونت بذار اگه اذيت کني ميکنمش تو کوست ترسيدم اون يکي هم کيرشو در مياورد دو باره ميکرد تو دهنم که احساس کردم يه سيخ داغ کردن تو کونم داشتم پاره ميشدم کم دردش کمتر شد اما من حسي جز بدبختي نداشتم که کونم سوخت پسره آبشو ريخت تو کونم کيرشو در آورد آومد موهامو گرفت اون يکي هم اومد کيرش راحت رفت تو دو سه بار عقب جلو کردو ريختش تو کونم ولم کردن از تو کونم آب سرازير بود ولم کردن و رفتن شلوارمو با بدختي کشيدم بالا روسريمو درست کرد کونم هم درد ميکرد هم خيس بود باهر سختي بود خودمو رسوندم اين اولين آخرين سکس مجرديم بود.


    نوشته: مژگان

  • 7

  • 0




نظرات:
  •   _-_ali-_-zeshto0o0o_-_
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • akh! akh! akh!
    bazam ye 2roogh gooye motevaheme jaghi!
    akhe mostarab ki behet gofte dastane tokhmi takhayolito tarif koni vase ma?
    teraktor to konet dasi bekeshe elahi!
    albat fek nakonam dasi dashte bashe vali bekeshe elahi!
    antar e jaghi!


  •   ZimZex
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • برو دعاشون کن پرده برداریت نکردن :D


  •   dampayi
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • خوبه خوبه
    كجاي غرب كشوري عرض ادبي بكنيم بهت كون گشاد


  •   Elnaz jo0jo0
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • آخی.ناراحت شدم


  •  
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • برگي ديگراز افتخارات جمهوري اسلامي .دوستي تعريف ميكرد اگرفقط يك درصد از حوادثي كه اتفاق ميفته اطلاع رساني ميشد،جرأت نميكردي روز روشن،پات از خونه بزاري بيرون! بواسطه شغلش كه درآگاهي مشغول بود حرفهايي زدكه باعث شد داخل ماشين با انواع چوب چماغ تزئين كنم حالا بماند كه دليلي براي جون دوستي ندارم، امنيت كه ميگن يعني همين!!
    اميدوارم هيچوقت پا به كلانتري وآگاهي نزاريد،اگرخداي نكرده رفتين،دقيقامتوجه منظورم ميشيد متهم(خلاف سنگين) خيلي محترم تر،ازشاكيه،خب انصاف داشته باش شما كه مشتري دائم نيستي،متهم باعث كسب كار است،براشون مهم نيست چته يادگرفتن هرمشكلي داري دوتا بدترش برات روكنن تا احساس خوش شانس ترين وشادتزين آدم روي زمين پيداكني،بيخيال شكايت كردن بشي.موردشكايت دزدي باشه ميگن خداروشكركن چاقونخوردي،چاقوبخوري دعاكن آش و لاشت نكرد،ناكارشي دعاگن نمردي، بميري دعا كن جسدت نسوخته،خداي نكرده و بلانسبت همگي خانواده مقتول باشي بايد دعاكني قاتل دستگيرشده ،قاتل فراري باشه(ازمشتريان دائم) دعاكن باخودت كاري نداشته و...
    هميشه اين سوال توذهنم هست كه اگرقراره بادعا همه چيز درست شه چرا اين همه مفت خور جمع شدن دور هم و اسمشون گذاشتن حامي وحافظ جان و ناموس و مال،ملت؟


  •   Hamed eshghi
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • یه آن حس خوندن ستون حوادث روزنامه بهم دست داد.


  •   Mariama73
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • امیدوارم داستانت زاده خیال باشه در غیر اینصورت خیلی برای این جامعه هیز پسران متاسفم البته به دوستای خوبم بر نخوره شما خوبین


  •   sex and love
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • اگه بخوام ربطش بدم به کامنت عبدول عزیز میگم دعا کن کونت گذاشتند و دهنتو گاییدن.
    نمیشه به عنوان داستان بهش نگاه کرد. در ضمن از تجاوز خوشم نمیاد


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • "رفتم تو درختا همون موقع احساس کردم شاشم مياد بخاطر همين سعي کردم دور بشم و يه جاي کاملا خلوت پيدا کنم و راحت ادرار کنم"
    شاشت میومد؟
    گوزی چیزی نداشتی؟
    یکم جا داشت مؤدب تر بنویسی، درسته؟
    موفق باشی


  •   Silver_fuck
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • من فکر کنم نیازی نبود از زور استفاده کنن. یه دست سر و گوشت میکشیدن خودت میدادی...


  •  
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • سلام
    sex and love
    برادر،من هم از داستان(نوع نگارش) خوشم نيومد ولي اگر يك درصد هم احتمال حقيقت وجود داشته باشه وجدانن امنيت حال ميكني؟ طرف ميخاسته جيش كنه(بقول خودش بشاشه)برادران مسلمون ميخ اسلام تو سرزمين كفر فرو كردن و...
    ٩٩درصد چنين اتفاقي شكايت نشده اگرهم ميشد مثل روز برام روشن بايد با دعا مشكلش حل ميكرد يكي مثل من دعا كردن بلد نباشه و دعاش مستجاب نشه چيكاربايد بكنه؟همين ذهن منحرف وافكار شيطاني نميزاره رستگارشم.


  •   مازیار خان
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • تا تو باشی دیگه فضولیت گل نکنه.
    آدم فضولو باید به کونش بذارن!


  •   atabay 123
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • پیش خودت فکر کردی کس شعرایی که تو رسانه ها میگن درسته که ایران امنو امانه و همه چی آرومه که تنهایی تو جنگل دور میزدی...
    نه جان اون آرامش واسه زمان شاه بود نه الان
    این آخوندا به اسم اسلام پدر ملتو در آوردنو باعث بی بندوباری جوونا شدن .
    که تو روز روشن بیان به دختر مردم تجاوز کنن.
    باز خدا روشکر نکشتنت.


  •   آريزونا
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • اون دو نفر از ماموراى وظيفه شناس بودن و كارى كه كردن براساس قانون حفاظت از محيط زيست بوده.


    <ستاد مناطق حفاظت شده>


  •   پیرفرزانه
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • اس-ام-اس نوشته بودی...اونا که تورو با زور کردن،که ادمای بدی بودن..به ماچه...کون تو پاره شده..میخواستی تنها تو جنگل نری که اونم به ماچه..تواین مملکت بی صاحاب به مردش رحم نمیکنن تو که یه زنی اگه کمی عقل همراهت بود تو جنگل تنها نمیرفتی که ماتحتت چاک بخوره...بازم به ماچه...مگه اینجا کلانتری که عرض شکایت اوردی...عریضه نوشتی؟اگه اونا گرگ بودن/که بودن/تو هم گوسفند احمقی بودی که شانس اوردی جونتو سر کونت ندادی...حالا پرده ات سالمه برو صدقه بلا گردون کوست بده...


  •   Kia2624
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • من باعبدول موافقم کار ندارم داستانش واقعی بود یاتوهم؛اگه کارت به آگاهی بکشه چنان حالی بهت میدن که تاعمر داری یادت نره؛خونه منو دزد زد رفتم کلانتری شکایت کردم کارم کشیدبه آگاهی آخرش گفتن احتمالا کارخودت بوده یه شبم بازداشت بودم باهزارتابدبختی و رشوه ولم کردن بعدهم گفتن برو خداتو شکر کن خودتو بچه هات خونه نبودین وگرنه ممکن بود...


  •   GHOST666
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • آفرین که بزور تو رو کردن منم گیرت بیارم به زور کونتو پاره میکنم جوووووووووون J)


  •  
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • سلامkia2624
    شانس آوردي مجبور به اعتراف كارنكرده نشدي،شنيدم وقت بازجويي بگن قاتل،بايد بگي چشم.
    به قول خودشون برو دعاكن كه يك شب بيشتر نگه نداشتنت،دعا عجب فوايدي داره ماخبرنداشتيم!
    عزيزم رشوه يعني چي؟لطفأ دهنت آب بكش.توي ايران رشوه مفهوم نداره،مملكت اسلامي محاله!!! شما حق الزحمه پرداخت كردي تفسيرش يعني،تشكر مالي بابت جبران ذره اي از امنيت وآرامشي كه بواسطه اين عزيزان ازش استفاده ميكني.


  •   پارسا سكسی
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • از كوست شانس اوردی وگرنه الان پاره تر بودی


  •   princessirani
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • انگار بدت نیومده!با افتخار داره جار میزنه


  •   یاورهمیشه مؤمن
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • انقلاب ماانفجارنوربود
    ((ستادحفظ ونشرسخنان کسکش بزرگ))


  •   آريزونا
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • انقلاب ما كون همرو پاره كرد از جمله خودمان
    <ستاد كونهاى پاره>


  •   Wrong
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • هه هه هه !!! خیلی قشنگ گفتی شاهین جان !


  •   Wrong
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • هه هه هه !!! خیلی قشنگ گفتی شاهین جان !


  •  
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • سلام علي24
    خوب معلوم تو اين مملكت تا پول خرج نكني كاري پيش نميره،خاستم شرعي باشه مبادا آتش دوزخ سراغ دوستانم بياد.


  •   sh3b
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • akh ke kos shero dorooogh bad dardie


  •   sis sex
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • از اولينباري كه با بهمن فيلم سكسي ديدم دوست داشتم درباره سينه هاي منصوره باهاش بحرفم.دوس داشتم نظر بهمن رو راجع به منصوره مخصوصا سينه هاش بدونم.آخه هميشه فكر ميكردم،بهمن از منصوره بدش نمياد.بهمن دوست و همسايه ما بود.همسن من.و منصوره ٥ سال از ما بزرگتر بود.
    بذاريد از منصوره بگم. ١٧٠ قدش بود. ٥٩ وزنش. سينه هاي درشت و گرد و سربالايي.اونقد درشت كه وقتي تو دستت فشار ميدادي،گوشت سينه هاش از لاي انگشتات ميزد بيرون.بعدها بهمن بهم گفت كه سايز سينه هاي منصوره بايد ٨٥ يا ٩٠ باشه.يه چيزي شبيه سينه هاي نهال تو سريال عشق ممنوعه.وقتي اينو گفت،من آبم داشت ميومد.
    بالاخره يكروز داشتيم فيلم سكسي ميديديم.يه دختره كپ منصوره.انگأر دارن منصوره رو ميكنن.داشتم ميتركيدم.بهمن هم فهميد يه چيزيم شده.بهم گفت چته؟چرا ميلرزي؟گفتم،راستش ياد اولين سينه اي افتادم كه دستم گرفتم.گفت،نه بابا!اولين كسي كه كردي اينطوري بود؟خوش بحالت!چطوري بود؟گفتم،اگه بگم باورت نميشه.اولين سينه اي كه لمس كردم مال منصوره بود...نگام كردو گفت،جدا؟يعني كرديش؟منصوره همچين سينه اي داره؟تعريف كن.اشتياق بهمن روانيم كرد.ديگه تا مدتها كارم همين بود.زنگ ميزد ميگفت خونه خاليه.يه فيلم جديد گرفتم.بيا ببينيم.فقط آلبوم عكساي منصوره يادت نره.بهمن كلي عكس از خواهرم جمع كرده بود.نقطه ضعفمم ميدونست.كافي بود بگه چقدر تو اين عكس پستوناش نازه.يه كپي ازش بم بده.منم عكسو كامل ميدادم بهش.يا كافي بود منصوره عكس جديد بذاره فيس بوك.فردا تو موبايلش بود.هميشه فكر ميكردم اين ماجرا بين خودمون ميمونه.اما وقتي لايك و كامنت دوستاي بهمن رو پاي عكساي منصوره تو ف.ب ديدم تازه دو زاريم افتاد.مخصوصا وقتي ديدم كه تو ليست فرنداي منصوره أضافه شدن و حتي عكساشو شر ميكنن.
    يه روز يك عكس برا بهمن بردم.يه عكس تمام قد و نيم رخ از منصوره كه داشت ميرقصيد.يه شلوارك پاش بود.درست تا زير باسن.همينكه ديد،گفت،إ...!واقعا...!چه باسن نازي داره!
    باسن خواهرم طوري بود كه يه كف دست كاملا بين لپ كونش گم ميشد از بس كه گوشتالو و تپل بود.
    ازون روز بود كه كار بهمن از حد عكس خواستن گذشت و اصرارهاش باعث اتفاقاتي شد كه در آينده براتون تعريف ميكنم..پس تا بعد...


  •   Masouddhn1
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • حالا راستش بگو بعد از این موضوع چند بار بهش فکر کردی خود ارضایی کردی :)


  •   Masouddhn1
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • حالا راستش بگو بعد از این موضوع چند بار بهش فکر کردی خود ارضایی کردی :)


  •   کامي کيرکلقت
  • 2 سال،4 ماه
    • None

  • متاسفم کع هنوزهمچين حيونايي وجوددارند


  •   آریایی2014
  • 1 سال،6 ماه
    • None

  • وا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    بنده های خدا توی همه تاپیک ها مینویسن س ک س از پشت درد داره مرگ داره و .... فالان فلان داره...
    اونوقت شما بانوی گلم دو تا از بوق از پشت بهت زدن بعد اینجور سر حال داری ازش تعریف می کنی... وا!!!!!
    اصلا با اون سرعت و عجله ای که شما گفتی چجور آمادگی داشته بوقتون که دو تا بوق پسر را به این سرعت (در حد یک شاشیدن ) تحمل کنید....
    به درود دوست گلم...
    بازم مممنون..


  •   royaei
  • 1 سال،6 ماه
    • None

  • گفتی اولین و آخرین سکس دوران مجردیت ؟ الان متاهلی ؟
    خوب ما مجردیم اینجاییم تو اینجا چیکار میکنی ؟
    گیرم که داستانت راست باشه ؛ برات متاسفم


  •   .Martin.
  • 1 سال،3 ماه
    • None

  • آخی
    غصم شد واست
    :(


  •   omid F7
  • 1 سال
    • None

  • اخخی عیب نداره عزیزم من شکایتت رو نوشتم فردا میبرم دادگاه گوزنگون که رسیدگی کنن برات ولی قبلش واسه تکمیلی پرونده باید بریم سر صحنه کروکیش رو بکشم برات *dash1*


  •   omid F7
  • 1 سال
    • None

  • ااخخی عیب نداره عزیزم من شکایتت رو نوشتم فردا میبرم دادگاه گوزنگون که رسیدگی کنن برات ولی قبلش واسه تکمیلی پرونده باید بریم سر صحنه کروکیش رو بکشم برات aggressive


  •   چوب تو کون خامنه ای
  • 1 سال
    • 1

  • همتون بی شرف هستید. که برای داستان تجاوز به به و چه چه میکنید اونوقت سر داستان تخیلی مامان. دهنتون بازه برای ار ار کردن


  •   Gankr koy
  • 1 سال
    • None

  • قربون اون کوس وکونت برم زورگائی عجب لذتی داره که در بخشش وانتقام نیست.


  •   حمید 94
  • 11 ماه،3 هفته
    • None

  • شانس آوردی پردتو نزدن


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو