حامله کردن مادرزنم

    1389/5/5

    من بهزاد هستم و حدود 30 سالمه داستان از اونجا شروع میشه که ما به دلایلی برای مدتی مجبور شدیم خونه مادر زنمون زندگی کنیم ماجرا از اونجا شروع میشه که من چند بار که به صورت سر زده وارد خانه مادر زنم شدم دیدم که مادر زنم داره یکی از شبکه های ماهواره ای رو که تبلیغات سکس پخش می کنه رو دید می زنه و مجبور شدم دوباره برگردم دم در و زنگ بزنم و وارد خونه بشم که اون فکر کنه من متوجه دید زدنش نشدم البته به اون حق می دم اینکار رو بکنه چون چند سالی میشد که شوهرش اونو جا گذاشته بود و با یه خانومی رفته بود و ما دیگه خبری ازش نداشتیم و این بنده خدا با اینکه 40 سال سن داشت تو این چند ساله نتونسته بود خودشو ارضا کنه برای همین نمی دونم چطور با این مسله کنار میومد البته گاهی من هم از روی شیطنت عمدا بی سرو صدا وارد خونه میشدم که ببینم اوضاع از چه خبره تا اینکه یک روز که وارد خونه شدم دیدم از پنجره حموم که مشرف به حیاط بود صدای آه میاد رفتم جلو تر دیدم بله انگار کسی داره با خودش ور میره سریع خودمو رو یه بلندی رسوندم تا یه دید از پنجره حموم بزنم از پنجره مادرزنمو دیدم که داشت بدنش و سرشون هاش آروم بالا پایین می رفت اما کاملا قابل رویت نبود چون پنجره بخار گرفته بود دیگه داشتم دیوونه می شدم


    تجسم بدن لخت مادر زنم خیلی برام هیجان انگیز و شهوت آور بود با اینکه 40 سال سن داشت اما یه کمر باریک ناز داشت و صاحب یه کون گنده خوش تراش بود باور کنید اگه از پشت کسی ببینه فکر می کنه یه زن 20 یا 21 سالست کمر باریک , کون و ران درشت , و مهم تر از همه سینه های برجسته نوک تیز , و موها بلند مشکی یکدست که تا گودی کمرش بود و پوست سیپیدش که منو دیوونه می کرد باور کنید زمانیکه از جلوم رد میشد کیرم مثل قلبم تاپ تاپ میزد البته نمیتونستم کاری بکنم چون می ترسیدم همچیز خراب بشه البته چند ماهی بود که مادرزنم جلوی من راحتر لباس می پوشید یا باهام شوخی های بدنی می کرد و این باعث تعجب منو بود چون تا بحال همچین چیزی تو. این چند سال سابقه نداشت که مادر زنم لپمو بکشه یا گاها ماچم کنه حتی چند روز قبل از این قضیه , حموم , صحبت از لاغر شدن من بود که اومد و از پشت بغلم کرد و یه زوری زد که مثلا منو از زمین بلند کنه که نتونست چون قدش کوتاه تر از من بود بعد گفت زنت خوب بهت نمیرسه که اینقدر ضعیف شدی و من سریع گفتم نه , کاش بیشتر می رسید باور کنید نرمی نوک سینه هاشو رو پشتم احساس می کردم بعد مادر زنم در جواب گفت باید یه فکر برای این مسله کرد و من خندیدم گفتم حتما یه فکر عاجل می کنم , البته خانومم اون لحظه تو حیاط بود و شاهد بغل کردن من توسط مادرش نشد اما صدامونو میشنید این داستان ادامه پیدا کرد تا اینکه تو اونروز مادرزنم رو تو حموم دیدم یا بهتر بگم صداشو شنیدم


    سریع خودمو رسوندم پشت در حموم ,خوشبختانه در حموم از داخل قفل نبود برای همین آروم در حموم رو کمی باز کردم صحنه ای رو که دیدم باور نمی کردم مادر زنم کاملا لخت , پشت به من بود و داشت کوسشو می مالوند و مهمتر اینکه تو دست دیگرش یه وسیله بود که کاملا نمی تونستم تشخیص بدم چیه


    قلبم تند و تند می زد با خودم فکر کردم این بهترین فرصته که برم تو و غافلگیرش کنم اینطوری راهی برای داد و فریاد نداره سریع لباسمو در آوردم و آروم در حموم باز کردم چون دوش حموم باز بود صدا باز شدن در رو نشنید داشت کوسشو با دست چپ می ما لوند و با دست راستش یه شمع کلفت رو فشار می داد که بره تو کونش. تازه سر شمع فرو کرده بود تو کونش که دادش بیرون اومد و شروع کرد آروم داد زدن و م ی گفت آخ آخ...اوف ف ف ف...


    من از این فرصت استفاده کردم گفتم داری چیکار می کنی ؟مستی (اسم مادر زنمه) داری شمعو می کنی تو کونت ؟


    با لکنت زبون گفت : تو ! تو اینجا چیکار می کنی ؟ کی امدی ؟ چرا در نزدی؟ برو بیرون . من گفتم که همچیزو دیدم و بیرون هم نمیرم من اینجا هستم و تو داری شمع رو توی کونت فرو می کنی ؟


    مادرزنم وقتی دید من بیرون برو نیستم تصمیم گرفت منو بزنه کنا رو بره بیرون که من گرفتم بازوشو و اونو چسبوندم به دیوار


    گفت چیکار می کنی ؟


    گفتم کاریت ندارم فقط چندتا بوس ساده و سریع شروع کردم زیر گردنشو بوس کردن گفت: ولم کن برم چیکار می کنی؟ بهزاد من هم دوتا دستمو از زیر بغلش رد کردم و اونو بغلش کردم و چسبوندم به دیوار و شروع کردم تند تند زیر گردنشو خوردن خیلی تقلا کرده که آزاد بشه اما من تند و تند زیر گردنشو می لیسیدم


    گفت بهزاد اینکارو نکن من گفتم تو چند ساله که تنهایی و این برات خوب نیست که یه شمع برداری و بکنی تو کونت من کیرمو بین شما دونفر عادلانه تقسیم می کنم


    برای اینکه بتونم رامش کنم دست راستمو دور گردنش چرخوندم و دست چپمو کردم تو کوسش و شروع کردم کوسشو مالوندن و با دهانم سینه چپشو خوردن البته با چند دقیقه بوسیدن و مکیدن سینه هاش از خواهش و تمناهاش کم شد و دیگه با آه و اوه می گفت بهزاد جـــــون ولـــــــم کن برم.... تورو خدا ولم کن برم... بهزاد جون الههی من قربونت برم ... سینه هامو نخور داری منو دیونه می کنی ... با سینه هام چیکار داری ..... آخ خ خ خ


    ومن مثل وحشیا سینه هاشو می خوردم باورش سخته اما سینه های سفید و برجسته و گردی داشت با گذشت چهل سال از سنش هنوز نوک سینه هاش صورتی رنگ بود البته یکی از دلایل ناز بودن بدن و سینه مادر زنم این بود که چندین سال بود که کسی بهش دس نزده بود


    و اینقدر من سینه هاشو خوردم که کاملا بی حال شد این جا بود که شاه بیت غزل رو از جاش بیرون آوردم وقتی کیرمو دید دو دست یگرفتش گفتش بهزاد چه کیری درشتی داری گفتم امروز همین کیر باید بره تو کوست با عشوه گفتش نه تو رو خدا میمیرم !


    دستمو زدم رو شونش و فشارش دادم پایین گفتم فعلا بخورش شاید نکردم تو کوست


    اونم رضایت داد و آروم جلو کیرم نشست و با کف دستش رو برد زیر بیضه هام و و کله کیرمو گذاشت تو دهانش


    مشخص بود تا بحال اینکارو نکرده بود چون با اکراه اینکارو میکرد اما دوست داشت امتحان کنه از شهوت زیاد چشماش باز نمی شد و با ولع کلاهک کیرمو می خورد و من موهای بلندو نازشو گرفته بودم و سرشو به طرف شکمم هل می دادم تا کیرم تو دهانش کامل بشینه


    با اینکه راه نفسش بسته شده بود اما اعتراضی نمیکرد و همونطوری کیرمو می بلعید دیگه داشت آبم مییومد که خوردن کوسشو بهونه کردم برای همین نیاز بود از حموم خارج بشیم ازم پرسید الان کسی نمیاد بهزاد جون؟


    گفتم نه یکی دو ساعت راحتیم دیگه نزاشتم پاشو از حموم بیرون بزاره دس انداختم زیر رانش رو دوتا دستم بلندش کردم طوری که صورتش نزدیک صورتم بود گفتم مستی خیلی می خامت امروز رو مال منی و شروع کردیم از هم لب گرفتن سریع اونو بردم اتاق بغلی رو تخت خابوندم بهم گفت تا بحاال تو عمرش اینقدر حال نکرده بود من تعجبم از این بود که چرا شوهرش اینو ول کرده بود و رفته بود رو تخت به حالت 69 رو هم خابیدیم من شروع کردم به خوردن کوس مستی و اون کیرمو هر بار می خورد و می گفت کیرتو بازم می خام و من هم یه انگشتمو تو کون مادر زنم فرو کرده بود و با زبونم کوسشو لیس می زدم


    مستی در حالیکه شهوت از صداش میومد گفت تورو خدا کونمو لیس بزن و من گفتم چشم هرچی مستی خانوم بگه همونه و با تمام توانم زبانمو و کردم تو سوراخ کونش .. دادش رفت هوا و یه آهی کشید ...آه آه اه .... بهزاد جون تو خیلی خوبی . ..خیلی دوستت دارم و شروع کرد تند تند کیرمو خوردن و سرش سریع بالا و پایین می کرد


    بعد از چند دقیقه خوردن کونش گفتم مهستی پشت کن میخام کیرمو بکنم تو کوست حاضری گفت آره و از روم بلند شد و سرشو گذاشت رو تخت من رفتم پشتش و کیرم راست گرفت به طرف کوسش یه لحظه دلم نیومد کیرمو بکنم تو کوسش چون کوسش مانند کوس یه دختر باکره تنگ بود تو همین فکر ها بود که مستی داد زد بهزاد جون منو کشتی بکن تو کوسم دارم می میرم ... تورو خدا طاقت ندارم کیرتو می خام ...اومم م م


    و من دیگه شک نکردم کلاهک کیرمو فشار دادم تو کوسش دادش بیرون اومد آخ اخ سوختم ... چقدر درد داره ... بهزاد جون سوختم ..... گفتم آره درد داره طاقت داری ؟ بکنم توش مستی ؟ با اینکه درد می کشید حرفی نزد و من سکوتشو به عنوان رضایت برداشت کردمو و کیرمو تا ته فرو کردم تو کوسش ... دادی زد بهزاد جر خوردم ... بهزاد منو پاره کردی .... بهزاد منو ترکوندی .... تورو خدا دارم پاره میشم گفتم اولش سخته طاقت بیار الان آروم میشه


    شروع کردم به جلو عقب کردن کیرم .... آخ کوسم بهزاد ...آخ منو جر دادی ... بعد از 15 تا 20 بار تلمبه زدن دیگه صداش قطع شد و شروع کرد به قربون صدقه کیرم رفتن و قربون کیرت برم بهزاد جون چقدر شقه ... بازم منو بکنی ....با این کیر کلفتت منو بکن ..... گفتم آره مستی جون این اولشه .... از این به بعد هر شب می کنمت ... داشتم تند تند تلمبه می زدم اما همش چشمم به سوراخ سفید و تنگ مادر زنم بود یه آب دهن رو سوراخ کونش ریختم و شصتمو آروم انداختم تو کونش اینقدر غرق در شهوت بود که فقط برگشت و منو با شهوت نیگاهی کرد و گفت داری منو دو طرفه می کنی ؟


    گفتم آره عزیزم مستی جون خیلی می خامت ؟ از امشب تو زن منی ...


    در حال تلمبه زدن بودم که احساس کردم آبم داره میاد گفتم مستی آبم داره میاد ... گفت بریز تو کوسم ...گفتم بابا حامله میشی ... همه می فهمن .. گفتش نه بریز توش .... ازت یه بچه می خام ... اینو که گفت سعی کردم کیرمو بکشم بیرون از کوس مستی که اون پیش دستی کرد و در همون حالت که داشتم تلمبه می زدم منو هل داد به عقب و با کونش نشست روی کیرم و منو چسبوند به دیوار و از پشت منو بغل کرد بطوری که جای حرکت نداشتم و درست در همون لحظه آبم اومد و با فشار تو کوس مستی خالی کردم اما مستی باورش نمیشد که آبم اومده برای همین از رو کیرم بلند نمیشد از پشت سینه هاشو گرفتم و در حالیکه پشتشو بوس می کردم به جونش قسم خوردم که آبم اومده و اون از رو کیرم بلند شد و شروع کردن به بوسیدنش


    همونطور خسته یه یکربع رو تخت خابیدیم و سپس رفتیم حموم و بعد از اون تقریبا هفته ای دو یا سه بار باهم سکس داشتیم و در کوچکترین فرصتی همدیگرو بغل می کنیم و با هم می خابیدیم با گذشت یک ماه از اولین سکسمون مادرزنم بهم زنگ زد و بهم گفت که حامله است من سریع خودمو رسوندم به خونش و آزمایشو دیدم بله درست بود مادرزنمو حامله کرده بودم هم ناراحت بودم و هم خوشحال, ناراحت برای اینکه سایه هیچ مردی بالای سر مادرزنم نیست که همه راحت با این قضیه کنار بیان و خوشحال از این قضیه که بالخره پدر میشم الان من بیشتر از گذشته دوستش دارم و براش وقت میزارم تقریبا هر روز به بهانه کمک به مادر زن باهاش بیرون میرم و خوش می گذرونیم باور کنید تو چشماش نیگاه می کنیم شوق یه دختر نوجونو می بینم شاید باور نکنید بارها هوس کردم به بهانه حامله بودن از کون بکنمش اما دلم نیومد که اگه لب تر می کردم نه نمی گفت راستشو بخاید من عاشق مادر زنم شدم .دوماه از این داستانی که براتون تعریف کردم می گذره و مادرزنم دو ماهه که از من حاملست خیلی سعی کردیم پدر زنمو پیدا کنم و اونو برگردونم سر زندپگیش تا بچه هم بتونه سالم به دنیا بیاد اما پیداش نکردیم چند بار با مستی درمورد سقط صحبت کردیم اما زیر بار نمی ره و میگه بچشو میخاد مثل اینکه باید خودمو برای پدر شدن آماده کنم

  • 8

  • 0




نظرات:
  •   ramttin
  • 5 سال،9 ماه
    • 5

  • مگه پرنده فاخته ای که بچه تو یکی دیگه بزرگ کنه گهی که خوردی باید مسئولیتش رو هم بپذیری


  •   milad_72
  • 5 سال،8 ماه
    • 3

  • دیوس زنت نگفت بچه ننم از کجا اومده.مادر جنده کس نگو


  •   reza hot
  • 5 سال،8 ماه
    • 5

  • gagoooooooool khar khode khareti


  •   mojijun
  • 5 سال،3 ماه
    • 1

  • ببین کس مشنگ
    این کس شعری که نوشتی به درد کس همون مادرزن جندت میخوره
    خیلی راحت بچه رو نگه داشتی و توهم تو چشماش نگاه میکنیو دوسش داری
    آخه جاکش دروغ هم حدی داره اون زنت نمیگه ننه جندش از کجا بچه آورده
    یا مادرزن جاکشت میتونه خودشو جای مریم مقدس جا بزنه


  •   arsh a
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • اره جون کوس عمه ت
    فکر کنم دامادتون هم مادر تو را حامله کرده تو به دنیا اومدی :D :)) =))


  •   ebi.bonbast
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ای کیرم یعنی ای کیرم تو این داستانت آخه کله کیری کله سکسی این داستان بود این بیشتر همانند یک کس و شعر والا نبود...کیر درون مغزت آخه مشخصه بود که کس و شعره و الا چرند نمیگفتم X( X(


  •   arman69
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • من حاضرم مادر زنتو بگیرم و مسئولیت بچه شو به عهده بگیرم.
    اگه خواستی بهم پی ام بده


  •   rezakk
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • کیرم دهنت/ 5 یا 6 ماه که از حاملگیش گذشت از کس بکن تا بچه سقط بشه کسه مار>>>>>>>>>>>>>>>>>


  •   funny
  • 4 سال،11 ماه
    • None

  • kir to maghze jaghit ba in kos shera


  •   Lover.Anal
  • 4 سال،11 ماه
    • None

  • مجبورم شعار امسالو به تو داماد نمونه هديه كنم
    ساله نود ___ كسه ننت
    برقرار باشي _


  •  
  • 4 سال،11 ماه
    • None

  • سکس کارتونی
    عکس های کارتونی اسپانیایی
    http://1komar.mihanblog.com


  •  
  • 4 سال،11 ماه
    • None

  • هرکی میاد سعی میکنه یه خیانت ناجورتر بنویسه!
    .. کیر سگ تو مغز کیریت ..


  •   Mamali5411
  • 4 سال،11 ماه
    • None

  • اخه کسکش خواهر کسه مادر زن کردي يعني اينکه ادم مادر خودشو بکنه
    و اين کار از ادمهاي حرامزاده بر مياد
    نکنه تو هم بچه دامادتون ! هستي ناقلا؟


  •   vampire7681
  • 4 سال،8 ماه
    • None

  • jiram tu dastanet koskesh khodeto madarzaneto 2 tabaghe mikonam kiram tu dahanet ah abam umad bezar berizam ru un maghze jaghit


  •   engineer_mojtaba
  • 4 سال،8 ماه
    • None

  • akhe madar kharabe bi pedare valade zena chera doroogh migi?!!?!?!?!?!


  •   lord98
  • 4 سال،8 ماه
    • 1

  • اصل داستان این بود..
    مدتی بعد ازدواج خونه نداشتیم و تو خونه پدر زنم زندگی میکردیم.پدر زنم مدتها بود که از مادر زنم جدا شده بود و تنها بود.همیشه یه جوری بهم نگاه میکرد و شهوت رو تو نگاهش میدیدم.یه روز که زود از سرکار برگشتم و درو باز کردم یه دفعه پدر زنم منو از پشت بغل کرد و گرفت خوابوند رو تخت و زود شلوارمو در آورد و خودشم لخت شد.گفتم چکار میکنی من دومادتم.اونم گفت خفه شو کونی فکر کردی واسه چی دخترمو دادم بهت؟ واسه اینکه هرشب بکنمت.وقتی دیدم کیرش چقدر شق شده منم که عاشق کیر بودم سریع گذاشتم دهنم و حسابی ساک زدم.اینقدر حوش مزه بود که حسابی خوردمش.بعد پدر زنم منو برگردوند و حسابی سوراخ کونمو چرب کرد و کیرشو کرد تو کونم.تخم چشام از شدت درد پرید بیرون.یه چند دقیقه ای که نگه داشت یکم درش آروم شد بعد شروع کرد به تلمبه زدن.یه یه ساعتی منو کرد و بعدش آبشو خالی کرد تو کونم.از اون به بعد من شدم زن پدر زنم و اون منو هر شب میکنه.


  •   ميكنمت
  • 4 سال،7 ماه
    • None

  • يك چيزي واقعا جالب ؛ اونم اينكه هركي اينجا داستان مي نويسه كيرش بزرگ !!!
    در مورد داستانهاي اين سايت بايد بگم كه يك سري از داستانها سهم حقيقت دارن ولي خوب بسياري از دوستان كه خودشون هيچ تجربه اي از نظر سكس نداشتن - عادت كردن به همه داستانها بگن دروغ و توهم - چون فكر ميكنند اگر اونها تو قسمتشون سكس نبوده پس بقيه هم اگه بگن سكس داشتن حتما دروغ ميگن - ولي بسياري از داستانها مثل همين داستان رو اگه يك بچه 5 ساله هم بخونه ميگه دروغهههههههههههههههههههههههههههه
    واقعا شما باورتون ميشه كه كردن زبون تو سوراخ كون يك زن باعث بشه كه اون از سر درد فرياد بكشه در حاليكه تو حالت 69 قبلي انگشت آقا دوماد تو سوراخ مادرزنش بود .
    در ضمن به دوستاني هم كه زياد منم منم ميكنند در مورد خيانت ؛ بازم ميگم شايد سرتون بياد


  •   king_mehrzad
  • 4 سال،6 ماه
    • None

  • بهزادجووووووووووووون کیرم توکس مادروخواهرجندت........توهم از اب کیردامادتون به دنیااومدی بهزااااااااد جووووووووووون........اخه کله کیری کیرم توهمون نورون های مغزت این چه کس شعری بودکه نوشتی دلقک دربه در؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  •   kos mikham az tehran
  • 4 سال،4 ماه
    • None

  • کس خودتو زنتو باباتو همه کست کس کش÷


  •   Amir eshghi
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • . Kir to mokhe pokidat.khob kale kiri koni valadeshamosh.migofti zanet be ki mideh ta dastani
    Kos maghze koni


  •   hamedak11
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • کسکش کیر رفیقم که کنارمه به کس زنت کیر خدمم به کون خواهرت


  •   Farhad.70
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • منم ديشب ننتو كردم الان حاملست ميگه ميخواد بچه رو نيگر داره برو خوشحال باش كس ننه هم داري پدر ميشي هم داداش خواستي زنتم ميكنم خر تو خر شه


  •   anamohammadgajary
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • اي ول بابا اگه از اين مادرزنها باز هم سراغ داري يكي رو برام بفرست متشكر ميشم.باي


  •   amir.mohsen
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • ajaba. baghie koskholan ya khodet koskholi? kasi nemige bache az koja omade?


  •   kasrafreedom
  • 3 سال،11 ماه
    • None

  • kheili maskhare bood aval madarzanesh mige kasi nist be fahme bad mige bache mikham
    hame dastan be khatere in bood ke behzad oghde dasht bege kiram bozorge madar be khata


  •   saeed_volvo
  • 3 سال،11 ماه
    • None

  • کسخول تو مگه زن نداشتی چجوری هر روز و هر شب مادرزنتو میگاییدی
    چجوری بعدا زنتو سیر میکردی؟


  •   abc12321
  • 3 سال،9 ماه
    • None

  • دروغ دروغ دروغ


  •   abc12321
  • 3 سال،9 ماه
    • None

  • دروغ دروغ دروغ


  •   gol pesar111
  • 3 سال،8 ماه
    • None

  • کیرم تو دهنت مادر زنت از تو10سال بزرگ بود؟


  •   alifo
  • 3 سال،7 ماه
    • None

  • mashala mashala


  •   alfrred
  • 3 سال،7 ماه
    • None

  • برام یه سوال پیش اومده:
    زنت رو کی میکرد این مدت اصلاً زنت کجا بود؟!!!!
    ایستگاه خط واحد توکنت جلفی


  •   alfrred
  • 3 سال،7 ماه
    • None

  • برام یه سوال پیش اومده:
    زنت رو کی میکرد این مدت اصلاً زنت کجا بود؟!!!!
    ایستگاه خط واحد توکونت جلفی


  •   nader omraine
  • 3 سال،5 ماه
    • None

  • مرسی من عاشق اینجور واقعیتهام اگه بازم ازاین نوع داستانها دارید برام بفرستید یا بنویسید


  •   yasser gholami
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • دیوووووووس کسخول


  •   مهتاب خانوم
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • لرد98 نظرت عالی بودددددددددددددددددد


  •   game over2
  • 3 سال،4 ماه
    • None

  • کس خل میخواد به بهانه بچه خودشو غالب کنه و زنت بشه خر.


  •   hamzeh s
  • 3 سال،2 ماه
    • None

  • بچه ها یه بوهایی تو شهوانی میاد شما حس نمیکنین؟


  •   hamzeh s
  • 3 سال،2 ماه
    • None

  • حالا فهمیدم بو چی بود این یارو ریده بگرین بندازینش بیرون بوی گندش همه جا رو برداشت


  •   sh2762807
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • خودتی!


  •   Mohamad_boy
  • 2 سال،5 ماه
    • None

  • قبول کن کس گفتی


  •   مهرداد کیانی
  • 1 سال،8 ماه
    • None

  • این داستانو من چندسال پیش تو آویزون خوندم


  •   persikano01
  • 1 سال،7 ماه
    • None

  • شوخی کی نیس با این خرج ها گرون بچه رو چکار میکنی


  •   sarase7en
  • 1 سال،7 ماه
    • None

  • مزخرف و خنده دار


  •   tbr0355
  • 1 سال،7 ماه
    • None

  • با این اوصاف شک دارم زنت حلال زاده باشه ROFL preved pardon


  •   mori.k2
  • 1 سال،7 ماه
    • None

  • چرا من هی من نباید به موقع برسم فوش اول رو بدم


  •   arash salehi
  • 1 سال،6 ماه
    • None

  • خواستی زنتو بیار مادرش که اینقدر کسه ببین دخترش چیه بلکه با مدد تو ما هم پدر شدیم خدا رو چه دیدی


  •   سرتاس مهربون
  • 1 سال،5 ماه
    • None

  • خدایاتوبه لوبه توبه توبه توبه توبه توبه تو به حال دادا بهت توبه توبه توبه توبه


  •   11hamid11
  • 1 سال،4 ماه
    • None

  • ديوونه جغي يعني مادر زنت چند سال داشت كه ازدواج كرده و يه دختر پس انداخته تا به تو كون گهي بده
    تو 30 سال داري مادر زنت 40؟ آخه كون گشاد مگه ميشه؟


  •   fastoys22
  • 1 سال،4 ماه
    • None

  • واقعا متاسفم برات حیف فوش که به تو بدم عوضی


  •   mhmh6
  • 1 سال،3 ماه
    • 1

  • dash1
    بله اینم از یک داستان تخمی تخیلی دیگر


  •   twvdamir
  • 1 سال،2 ماه
    • None

  • مردم به زور رضایت میدن از شوهرشون بچه بیارن اونوقت مادرزن جندت که شوهرم نداره رضایت داده ازت بچه دار شه ؟
    داستان تخیلی مینویسین حداقل نرینین توش که آدم ضد حال بخوره


  •   mb37
  • 1 سال،1 ماه
    • None

  • عجب داستان تخمی تخیلی بود


  •   ali.james
  • 11 ماه،3 هفته
    • None

  • بقوله برادرم اختاپوس (نظری ندارم)


  •   ali.james
  • 11 ماه،3 هفته
    • None

  • فقط برا لرد 98 good


  •   mane sexy
  • 4 ماه،3 هفته
    • 0

  • دکل برق افقی تو کس مادر زنت سیاره مشتری هم تو کون خودت. دیوث فکر کردی توی اروپا زندگی میکنی؟؟ (rolling) (laugh) (hypnotized)


  •   Rezakirtiz
  • 4 ماه،3 هفته
    • 0

  • مگه داریم مگه میشه؟؟


  •   ساوالان938153
  • 4 ماه،1 هفته
    • 0

  • کیرم تو کوس خواهر مادر دروغگو گرفتار شدیم از دست یک عده ملجوق


  •   پسرهات.عشقی
  • 3 ماه،4 هفته
    • 0

  • akhey yani alan dari mishi damade bachaaat
    akheey elahii
    yani alan darii mishii shohare dokhtareeet akheey elahii
    cheghadr nesbateton amiigh sho0d
    layeghe fo0sh dadan ham nistiii


  •   bijan0191
  • 3 ماه،3 هفته
    • 0

  • شاه بیت غزل تو کس زنت اخه نگفتن زن ۴۰ساله چطور حامله شد دیوس


  •   حمید 94
  • 3 ماه،3 هفته
    • 0

  • یعنی در آینده پسرت برادر زنت میشه?


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو