خواهر ناتنی حشری

    1390/2/11

    شبها وقتی پیش مادرم میخوابیدم با خال گوشتی روی سینه اش بازی میکردم تا خوابم ببره/یک روز خواهر ناتنی 19 ساله ام که سفید وخوشگل بود منو برد سینما بمادرم گفت شب خونه ما میخوابه فردا بریم باغ وحش فصل سردی بود/خواهرم روی زمین جاانداخت باهم رفتیم زیر لحاف من مثل عادت شروع کردم بازی با نوک پستونهش نوک پستونش سفت سفت شده بود من داشت خوابم میبرد/دستهامو بردلای پاش دستم بموهای کوسش خورد خیلی خوشم اومد یکهو خوابم پرید ولی بروی خودم نیاوردمبا چوچلش بازی میکردم گاهی انگشتمو میکردم تو کوسش اینم بگم وقتی دستموبکون کلفت خونمون میزدم کیرم باند میشد ولی بالغ نشده بودم/ اونشب ولع خاصی داشتم انگشتمو کردم تو کوسش خیس که شد انگشتمو لیسیدم/خواهرم فهمید بیدارمدرگوشم گفت فردا هرجاخواستی میبرمت بکس حرفی نزن شورت منو در اورد/ باکیرم بازی میکرد/منم آب کسشو با انگشتم میمالیدم بکیرم یکهو برگشت نشت روی کیرم تما کیرم وخایهام خیس آب شد بعد شروع بلب گرفتن از من کرد زبونشو مرتب میکرد تودهنم راستشو بخوای خیلی لذت بردم.فردا صبح ازخواب بیدارشدم دیدم کیرموگرفته تو دستش داره میماله درگوشم گفت زن عمو چیزی نفهمه بعدازخوردن صبحانه رفییم سینما 3 تا فیلم دیدیم ازباغ وحش خبری نبود چون توسینما دستم رو کسش بود/چند شب پیش هم خوابیدیم دیگه ندیدمش چون برای تحصیل امده بود تهران یادم رفت بگم مادریک شهر صنعتی درشمال زندگی میکردیم بعداز 2/ امدم تهران منزلزن عموم من دیگه بالغ شده بودم وصدای دورگه نصفه های شب بیدار شدم برم سروقت خواهر دانشجوم دیدمتورختخوابه ولی بیداره رفتم زیر لحاف تارسیدم بغلش کردم ازش لب گرفتم پستونهاش سنگ بودپاهاشو ازهم واکردم کملافه سفید کهنه پیدا کنیم جای ملافه خونی شده بذاریم/سه ماه تهرون بودم فقط 2/روز کسش تعطیل بود/ سال بعدش از دانشگاه تهران فارغ اتحصل شد با پسریکی از فامیلهایمان ازدواج کرد نمیدونی این دختر چقد مظلوم سربزیر/ونجیب بود/این این داستانو دارم تعریف میکنم خواهرم 3.تابچه بزرگ داره 53 ساله شده هنوزهم میکنمش بمن میگه تو رو که میبینم حشری میشم میگه وقتیکه من تو حسرت یک سانت کیر میسوختم تو منو گائیدی هیچ کس نهمید/ این کس مال خودتنه راستش بیشتر میگه کسمو بخور 69 باهم کارمیکنیم اونم آب منو میخوره هفته قبل روز شنبه آمد شرکت روبروم نشست پاهاشو وامیکرد شورتشوببینم منم تحریک شدم / گفت بیام زیرمیزت کیرتو بخورم / فبول نکردم / قهر کرد رفت روز پنجشنبه قبل تازه فهمیدم ایشون بیمارجنسی بوده اگر هفته ای 2/ مرتبه خالی نشه کمر درد میگیره/با پسرعمه ام درتهران برنامه داشته باونم کس میده من بشدت دوسش دارم بعنوان معشوقه نه خواهر /نمیدونین چقدر اوستاده در کس دادن.


    نوشته:‌ آبتین

  • 4

  • 0

  • برچسب:



نظرات:
  •   mehdi_e1361
  • 5 سال،2 ماه
    • 1

  • دیگه حالم از هر چی داستانه به هم میخوره
    عوضی عقده ای بی سواد مگه مجبوری بنویسی .......؟


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • کس شعر تمام عیار بود مغزم هنگ کرد با این داستان نوشتنت گیج شدم مگه مجبورت کرده بودن داستان بنویسی -آخه خر خودتی ماروهم میخوای خر فرض کنی داشتی کسشو انگشت میکردی نفهمید بیداری بعد وقتی انگشتتو لیسیدی فهمید ؟؟؟ خونه خواهرت کجا بود که تو رفتی خونشون ؟؟قضیه چی بود جدا زندگی میکرد؟؟؟ حالا زن عمو کی بود که نباید می فهمید؟؟؟؟ بعد 2/ آمدم تهران منظورت از اسلش چی بوده روز ماه سال قرن؟؟؟؟ملافه خونی یعنی چی؟؟؟ اصلا از اینکه دست تورو گذاشت رو کسش سر به زیریش معلوم بود نمیگفتی خودمون میفمیدیم / وقتی اومده بود شرکت چی پوشیده بود که شرتش معلوم بود؟؟؟بهش بگو دیگه کست گندیده لازم نیست به پسرعموتونم بده / در آخر ریدم تو هیکلت با این داستانت کس کش


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • به خنده دارى داستان من نبود.بيشتر به تو ميخنديديم.بابااز كى تا حالا تيمارستانها هم به اينترنت مجهز شدن كه تو ميتونى كس شعراتو بنويسى و بفرستى؟


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • صبح بود که خواهرم با یه لباس توری اومد تو شرکتو هی شرتشو نشونم میداد گفت بزار کیرتو بخورم منم کیرمو ندادم کسکش مادرقحبه ننه جنده کیرم تو مخت کی به تو گفته که بیای بنویسی
    مگه مجبوری کیرم تو روحت


  •   xenon77
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • dastane gohit khande dar bood???


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • كير پدرام با همون تيكه گه بيتا تو دهنت كه خفه شى...xenon77


  •   Mr.ok
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ﺑﻌﺪﺍﺯﺧﻮﺭﺩﻥ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﻓﯿﯿﻢ ﺳﯿﻨﻤﺎ 3 ﺗﺎ ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺍﺯﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﭼﻮﻥ ﺗﻮﺳﯿﻨﻤﺎ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﮐﺴﺶ ﺑﻮﺩ
    ‏..............
    کس کش چی نوشتی
    جای باران نفس با اون خنده های خوشگلش خالیه
    أدمین این داستان رو بنویس رو یه تیکه مقوا بعد به پهنا بکنش تو کونت


  •   Mr.ok
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • اما دم نویسنده ی کونی گرم؛خیلی خندیدم
    خدا این کسخلی رو ازت نگیره که مایه ی شادی مردمی


  •   Amir DoDo
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • کیرم تو اصلو نسبت با این داستانت


  •   kamran kirtiz
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • خیلی مزخرف بود
    داداش مگه مجبورت کردن بنویسی
    واقعا بد بود
    وای خیلی بد بود


  •   black ghost
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • بازم بنویس یکم بخندیم اخه این کسشعر چی بود کونی


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • آقا خدائیش گفتنی ها گفته شد. یه فرهنگسازی هم اینجا لازمه انجام بشه که چی؟؟ که پسرم این قد جق نزن چشات گود افتاد نزن خوب.


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • فکر کنم رفتی تو داستانهای بقیه از هر کجاش دزدیدی آوردی اینجا سرهم بندی کردی به اسم داستان خواستی به خورد ملت بدی که ریدن به هیکلت !
    باید یه مترجم هم بیاریم واسمون ترجمه کنه آخه حرومزاده مادر سگ این یعنی چی ((اینم بگم وقتی دستموبکون کلفت خونمون میزدم کیرم باند میشد ولی بالغ نشده بودم))
    ترجمه: یعنی خونه ما یه کون کلفت داره که هر وقت دستم رو میکنم توش کیرم میشه باند! تا بتونم ازش پرواز کنم به مقصد فرودگاه کوس خواهر جنده ام فرود بیام!
    خاک بر سر جقی توهم زده.


  •   barbodbarby
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • bebinid in dastan male ghadime va . . .


  •   lord98
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • چقدر کس خلم من که داستان کیریتو خوندم.کیرم دیگه بلند نمیشه.باید ننت بیاد کیرمو بخوره بلکه بلند شد


  •   sarina2011
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • (کس ننت اینم سند) کیر کل کاربرای سایت تو کس اولو آخرت.واییییییییییی خدا مردم از نظر ویدا گلدن تو هم خیلی با حالی . آبتین رو کیر بچه های سایت بشین


  •   farzadan
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • هزقیال نبی ننهتو بکنه و 123 هزار پیغمبر مرسل ونامرسل دیگه هم نگا کنن. اخه کس کش این چی بود که نوشتی


  •   mitikomon
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • kire jaki jan to kose ansherli ba mohaye ghermez


  •   mitikomon
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • farzadan
    ya farzandam
    adam bash age nemitoni hadeaghal yabo nabash


  •   Daskan
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • احتمالأ تو خواب و بیداری خوابشو نوشت بچه م اذیتش نکنید بچه ها


  •   -NASTARAN-
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • -NASTARAN-
    هاهاهاهاهاها فقط می خندم عقده ای ی ی ی


  •   fanoose
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • سلام نسترن


  •   sara sweet
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • اوه من هنوزم نفهمیدم این چی بود داستان بود؟گیجم من . هدفت چی بود از این خط خطیا؟ بابا به وقت و حوصله ما رحم کنید


  •   hotboy2001
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • chegadr kos sheer minvisin akhe
    mage zure?? kiram tu dahanet


  •   banco
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • خاک بر سر ادمین که اینجا شده جای یه عده مهد کودکی که هنوز دودولشون کیر نشده میان اینجا از تخیلات تخمیشون مینویسن.


    عمو جان اول که توی سایت اومدی ندیدی نوشته زیر ۱۸ سال وارد نشن؟


  •   pardiiis
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • بلــــــــــــه !
    یه شاهکار ادبی دیــــــــــــگــــه !!
    این داستان اونقدر خوب نوشته شــــده که مطمئنم حتی داستایفسکی و هومر بهش رشک میورزنــــــــد !!
    جنــــاب نویسنده،پای مرغ تــــو حلقت !
    من در عجبــــم که واقعا بعضیا تا چه حد میتونــــن کثیــــف باشــــن !
    واقعا ما به کجا داریم مــــیریــــم ؟
    ما چمــــون شده ؟
    یعنی بینمون کسانی هستند که به محارمشون نظر دارن ؟
    به خدا این رسمش نیست !
    چرا رو فهم،درک و شعور بعضی از آدما،یک سوم پایین بدنشون حکومت میکنه!؟
    بهتره هممون این سوال رو از خودمون بپرسیم که :
    واقعا ارزشش رو داره که به خاطر برطرف کردن کمبودهامون،ناموسمون رو به تاراج بــــبریم؟
    از نصیحت کردن بیزارم،اما این حرفا رو زدم چون ایمان دارم که هیچکدوم از ما،حتی نویسنده ی این داستان،اینی که داریم بروز میدیم،نیستیم،فقط راهمون رو گم کردیــــم ! بگذریم !!
    .‏ ‏. . . . . . . . . . . . .
    از همتون خواهش میکنم که دیگه به نویسنده های داستانها فحش ندیــــن ! حداقل اینکه مادر و خواهر دیگران رو شامل توهیناتون نکنــــــــید !
    .‏ ‏. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    سایناجون،جنده ی پاره پوره ! خیلی کثیفی حیوون ! به خاطر ندارم که تو این سایت به کسی فحش داده باشم اما تو اونقدر لجنی که در قالب کلمات نمیگنجه ! هرزه خانوم،درسته،کار من اشتباه بود که محل زندگیه تو و خانوادت ''چاله میدون'' رو به سخره گرفتم ! اما حیوونه پست،میتونــــستی محترمانه اینو بهم گوشزد کنی نه اینکه عین یه سگ گوه بخوری ! کثیف !!
    .‏ . . . . . . . . . . . .
    عذر دوستان ! به امید روزهای خــــــــوب،با آدمای خــــــــوب !!


  •   ayda.joojoo
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • خواهر نا تنیشه بعد میگه مواظب باش زن عمو نفهمه؟ واقعا هدفت چی بود از نوشتن این داستان؟چیو دقیقا خواستی ثابت کنی؟


  •   Mr_lover
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • عزیزم من دکترم
    دکتر کوس مغز شناسی
    براتون یه بسته نوار بهداشتی بالدار می نویسم که بزارید رو مغزتون که از شدت کس مغزی کارتون به بیمارستان و این حرفها نکشه
    2تا قرص هم می نویسم که می دید سگ محلتون بخوره که اون کون سوراخ نخودت رو اینقدر نگاد
    اخه بچه کونی فکر کردی تو خری یا خر توئه که اینا رو نوشتی؟


  •   lvlr.sinner
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • bax manam mikham y dastane jadid begam.man 10salame kiram 18sante ghotresham 5.y khahar daram.yeruz umad tu 0tagham gof mano bkn.manam kiramo ta tah kardam tu kosesh pardasho jerdadam.alanam k khaharam 80saleshe haruz mikonamsh 6ta bache 2ghuluam darim.
    kir tu mokhet bache kuni.khodt khundi dlet umad be khar madaret fosh nadi ba in kossheri k neweshti?binamus.vaghtamo grfti.man kolan vase dastanaee k kheili kirie pm midan ama male to dg khare kiro gaeede bud.ybar dg benewisi un khare 53salato ba bademjun migam chn heyfe kiram tu kose un piri bere


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • مهدي بيكس :


    نام داستان آمار بازدید
    خواهر ناتنی حشری 25,939
    کون دادن در البرز 18,180
    عشقم کیوان 11,830
    داستان سکسی من و آبجی نسترن 28,610
    یادگار جوانی 8,841
    سارینا و استاد دانشگاه 14,935


    اگه ادمين بزاره باز ميخوام با نام مهدي بيكس كامنت بزارم
    آماره بالا رو ببينيد
    آپديت يه روز
    بيشترين بازديد از داستانها رو هم ببينيد
    داستانهايي كه سكس با محارم بينشونه
    اين يعني .............


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • Ardimanish:سلام مهدى خان
    آرزوى بهروزى دارم برات دادا.
    از ديشب با به باى كامنتت بودم و هستم,از اينكه بايه اونا نظر نذاشتم دليل داشتم داداش!
    اكه اينكار رو ميكردم مسلمأ خيلى ها اين برداشت رو ميكردن كه تغيير موضع شما ناشى از يك سرى جريانات بس برده و هدايت شده باشه!
    اما دوستان,وجدان و شرفم شاهده كه در تغييرات اخير سر سوزنى از كسى خط نكرفتم و به كسى هم خط ندادم!
    حالا هركى هرجور خواست فكر كنه ولى بايد بايه به زبون اوردنش وايسته و تاوان بس بده!!!!
    اينو بايد ميكفتم دادا,عذر,عذر


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • برای pardiiiis کونی آخه جنده دوزاری وقتی داشتی نظراتو میخوندی گزاشتن تو کونت که اسمه منو میاری خایه لیسی کیو داری میکنی جنده اصلا من چی گفتم که کونت سوخت و آتیش گرفتی کسو ؟؟؟؟


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • Ardimanish:ساينا خانم‏?‏


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • باشما هستم ساينا?


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ساينا ج بده,لطفأ!


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • جانم بفرمائید؟


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • اگه دیر جواب میدم ایراد از فیلتر شکنمه


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • شكسبير ميكه:
    سكوت در آن هنكام كه سخن كفتن بى فايده است, از معصوميت ناب نشان دارد!




    هرفريب خورده اى شايسته ى سرزنش نيست!!!
    بيايم از امروز شروع كنيم,از همين حالا!


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ساينا خونديش?
    قول?
    قول شرف?


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • منظورتون اینه که من جوابه اینا رو ندم؟؟


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • منظورتون اینه که من در برابر اینا سکوت کنم؟؟؟


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • آخه خیلی سخته جوابشون ندم همش دارم میبینم آخر داستانا دارن به من پارس میکنن در عین حال که من کاملا بی طرفم و فقط دارم نظر خودمو میگم


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • Ardimanish:ساينا,رفتى‏?‏
    عذر كه جواب ندادم,يه لحظه آف شدم!
    اومدى خبرم كن!ميخوام برم داستان"كيوان عشق..."كامنت بذارم!ديكه ميخوام حتى زير داستانهايى مثل داستان بالايى نظر نذارم!


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ardimanish : من تا ساعت یک هستم


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • Ardimanish:mafia‏(حميدخان‏)‏‏‏
    مخلصتيم دادا,خوبى?


  •   payambare_shaer
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • در جامعه ای که همه کار می کنند،کسی که کار نمی کند سخت ترین کار را کرده است.
    تو این سایت که همه داستان به اصطلاح خوب می نویسن کسی که داستان بد نوشته سخت ترین کارو کرده


  •   30k
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • بچه ها این کونی تقصیری نداره . جنس ناجور بهش دادن مخش قیرپاچ کرده .
    خوب شد داستان و تا ته نخوندم .


  •   -my-
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • خیلی کس کشی


  •   الی
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • in chi bud alan? to esme ino mizari dastan?


  •   کستوبخورم
  • 4 سال،11 ماه
    • None

  • ~X( (|: :O #:S :T [(


  •   امیدی
  • 4 سال،10 ماه
    • None

  • این چه داستانیه راستشو بگو از چندتا داستان کپی گرفتی آوردی اینجا حیف وقتم که تلف شد
    یکم ادبیات نوشتاریتو درست بکن


  •   babak.fetish
  • 4 سال،10 ماه
    • None

  • عجب کس شعری بود


  •   ariya moghaddam
  • 4 سال،8 ماه
    • None

  • چقدر پول بهت بدم در شرکتتو تخته کنی و دیگه دست به کیبورد و مداد و خودکار نزنی؟


  •   hamed.1368
  • 4 سال
    • None

  • جالب بود عزیزم


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان های مشابه


جستجو