زیباترین زن داداش دنیا

    1391/2/3

    داستان من مربوط میشه به بهترین سکس عمرم با زن داداشم راحله . این راحله خانم زن داداشه بزرگمه هرچی هم بگم از زیباییش کم گفتم از اونایی هست که تو خیابون ببینی حاضری یه میلیون بدی یه بار بکنیش داستان من و راحله از دو ماه بعد عروسیش شروع شد چون تازه وارد بود تو خانواده ما و از یه شهر دیگه اومده بود همه دور و ورش بودیم بهش محبت میکردیم گهگاهی لبخندهای کوتاهی میزد به من ولی فکر نمیکردم بهم علاقه داشته باشه چون هم ازش کوچیکتر بودم هم از همه سر بود دوتا سینه کفتری کمر باریک کون قلمبه قد کشیدش اونو بسیار زیبا میکرد یه روز میوه گرفته بودم بردم طبقه بالا بهش بدم بعد تشکر گفت که منو از همه بیشتر دوست داره حتی از سعید شوهرش من خیال کردم داره منو گول میزنه تا کاراشو براش انجام بدم بعد گفتم باورم نمیشه مگه من چی دارم گفت کلا ازت خوشم میاد حاضرم بهت ثابت کنم از اون روز نظرم بهش عوض شد بعد فکر کردم گناه داره ولی ارزششو داشت یه حال توپ در عوض یه گناه از اون روز به بعد بیشتر بهش نزدیک شدم کاراشو براش انجام میدادم اعتمادش بهم بیشترشد تا یه روز گفت برو برام ژیلت بگیر گرفتم دادم دستش تو ذهنم گفتم بهترین موقعیته بهش گفتم تو که ریش نداری ژیلت میخوای چکار گفت واسه یه جای دیگست تو نمتونی ببینی گفتم مگه چیه گفت شاید یه روز نشونت دادم من خرم راست کرده بودم ولی ادامه ندادم گذشت تا دانشگاه قبول شدم با دخترا و سکس اشنا شدم حرفه ای شدم ولی همیشه ذهنم پیش راحله عزیزم بود ترم تابستون بود خونه مجردی داشتم یه روز داداشم زنگ زد گفت راحله مریضه یکی دو شب میایم پیشت گفتم قدمتون سر چشم اومدن ساعت 6 نوبت داشتیم داداشم کفت من کار دارم میرم ساعت 5 میام من ازش خبر داشتم یه زن رفیقش بود رفت اونو ببینه منم خوشحال بودم خلاصه رفت من موندم و سلار اندام و زیبایی چای اوردم بهش گفتم بلا دوره چت شده گفت مشکلات زنونست ولی من میدونستم واسه بچه دار شدن اومدن خودمو به اون راه زدم گفتم چی هست گفت نمیشه به تو بگه گفتم هنوز منو در اون حد نمیبینی بهم بگی گفت نه وقت زیاده زن میگیری میفهمی تازه خیلی هم بهت اطمینان دارم هر چی از زنها میخوای تا بهت بگم منم سریع گفتم از رابطه با داداش راضی هستی گفت از چه لحاظ کفتم ارضات میکنه سرشو انداخت پایین گفت زود ارضا میشه نمیتونه منو ارضا کنه گفتم بر عکس من گفت مگه امتحان کردی گفتم اره دوست دختر دارم نیم ساعت طول میکشه گفت خوش بحالش پس حسابی میکنیش منم دیدم اوضاع خوب پیش میره گفتم تا داداش بیاد وقت زیادی مونده گفت که چی گفتم من که مجردم نیاز دارم تو هم که خیلی وقته ارضا نشدی خوب شرایط جوره کمی تماشام کرد یه لبخند کوچیک زد دیگه اشتباه قبلو نکردم نزدیک شدم یه لب ازش گرفتم که با همکاری خودش لبامون قفل شد بعد احستس کردم تو بهشتم تمام حال دنیارو یکجا داشتم تو ثانیه اول کیرم بلنش شد خندید گفت معلومه چند نفرو حریفه شروع کرم لباساشو در اوردن مانتوشو که در اوردم دیدم یه تاپ زیبا بود در اوردم یه سوتین مشکی که خیلی بهش میومد با سینه هاش بازی کردم سوتینشو دراوردم حسابی سینه هاشو خوردم شلوارشو نشونم داد با علامت دستش دراوردم شرتش ست سوتین بود هنوز اینقدر زیبایی ندیده بودم شاید بخاطر ای بود که عاشقش بودم خلاصه شرتو که کشیدم پایین انگار اولین بار بود که میخوا گاییده بشه اصلاح شده سفید کمی تپل خیلی تنگ که بعدا فهمیدم چون کیر داداشم کوچیک بود کسشو که خوردم تاقت نیاورد ارضا شد کمی شل شد گفت جواب زحماتتو میدم بعد لباسامو سریع دراورد و کیرمو کرد تو دهنش تا جا داشت کر تو یه حالی بهم داد عجیب بعد گفت دیگه تحمل ندارم پام کن در اختیارتم منم معطل نکردم یواش کردم تو کسش تا اخر واسش جادادم خدا میدونه هردومون چه حالی کردیم تلمبه هام شروع شد سرعتمو زیا کردم دیگه جیغ میزد و به داداشم فوش میداد یدفه دیدم یه جیغ بلند زد دوباره ارضا شد خبر نداشت من قرص ترامادول خوردم قربن صدقم میرفت که عجب کمری دارم چهل دقیقه به روشهای مختلف کردمش گفت دارم میسوزم اخه سه بار ارضا شده بود گفتم پس من چی گفت پشتم که هست تا پشتشو کرد به من نزدیک بود از خوشحالی سکته کنم خیلی تنگ بود همین باعث شد بعد چار پنج دقیقه ارضا بشم گفتم دارم ارضا میشم گفت بریز تو کسم منم ریختم اینقدر بهم خوش گذشت نزدیک بود از حال برم بعد چند دقیقه جمع و جور کردیم .
    نوشته:‌ علیرضا

  • 5

  • 0




نظرات:
  •   Varparideh
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • کاراشو براش انجام میدادی اونم اعتمادش بهت بیشتر شد؟!
    آخه علاغ آخه جفنگ نویس کسی که ضرتی میاد میگه تو رو از شوهرم بیشتر دوست دارم دیگه نیاز به اعتماد کردن داره؟!
    قبل از ریدن یه کم بشین رو کونت فکر کن نترس از عنت کم نمیاد
    من هیچی بهت نگفتم ولی سعی کن فوحشای بچه ها رو تاقت بیاری
    نرین تو خودت نه که چند نفرو حریفی تاقت میاری
    اسم داستانتم بذار خانواده ریدمان جذابتره


  •   Dada saeed
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • سلام به همه دوستان،خاك بر سرت كه مياى و با افتخار داستان كثافت كاريت با زن داداشت را تعريف ميكني،واقعا متاسفم برات،يعني الان روت ميشه تو چشم داداشت نگاه كني؟هر چند امثال شما نه بويي از انسانيت بردند و نه چيزى به نام غيرت توى فرهنگ لغاتشون هست! بقيه بچه ها از خجالتت حسابي درميان!


  •   mimikhanom
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • کلا ریدی !!!!!!!!!!


  •   holo0o
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • اینکه گفتی یه لذت توپ به گناهش میارزه نظریه بود یا فتوی؟؟
    ورپریده خوب رید بهت


  •  
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • دایستانت بد نبود. ولی جذاب نبود. باید قسمتهای سکسیشو با جزئیات توضیح بدی.


    در ضمن پسر خوب:


    ادمی که خونه شیشه ای داره به خونه شیشه ای دیگران سنگ نمی ندازه . اینو به داداشت بگو.


  •   ashkan98
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • خاک بر سر خانواده خیانتکارتون
    حتما داداشت هم رفته بوده ننت رو بکنه ولی نمیدونسته داداشش زنشو میکنه


  •   amintala78
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • باهات شوخی می کنن بچه ها تا جا داره بکن زن داداشتو!بده ما هم بکنیم نترس (طاقتش)زیاده چون جنده تمام عیاره.......... :crown:


  •   kose_topol
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • ریدم توی اون دانشگاه که تو توش قبول شدی بی سواد .


  •   Derrick Mirza
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • بازم یه علفجو پیدا شد خودشو دانشجو معرفی کرد .
    کیر باراک اوباما تو کون خودت و کیر ولادیمیر پوتین تو کون داداشت .
    گه صادق هدایت تو روح خودت و داداشت و زن داداش جندت و این داستان تخمی .
    با مامان جونت صحبت کن بین تو رو زاییده یا ریده ؟


  •   hasan25
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • آقای دانشجو ..... غیرت یک حیون نیست که فقط توی جنگلهای آفریقا بشه پیداش کرد , غیرت یکی از جواهرات وجودی هر آدمیه فقط کافیه یک کوچولو به خودت زحمت بدی تا بهش دست پیدا کنی !!


  •   mahantohi
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • avalan mire ke dastanet vaghei bash dovoman age ham vagheie kgodet gofti inha oomadan ke bache dar shan na in ke oomadan to zanesh ro hamele koni oon ham doost dokhtaresh ro kooni


  •   mohammad joon
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • ببین گلم یه دوس دارم اسمش سلمانه
    اون یه سگ داره اسمش آنتونیا هست.
    یه کیر داره که تمام سگا ماده ی اون اطرافو حامله کرده.
    مطمئنم اونم نمیکنتت.بس که مادر خرابی


  •   whiteowl431
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • من چی بگم؟بچها گفتنیارو گفتن!
    راستی داداشت ک کمرش شل بود چجوری ی زن دیگرم میگایید؟
    ما ترامادول نخورده نیستیم ولی؟؟؟؟؟
    ایندفه شیره بخور هم نشعگیش باحالتره هم انزالش دیرتر!
    فک کنم باید یکم ب زن داداشتم ترا بدی!آخه اونم انزالش زوده ازبس داده!
    راستی دانشجو چی چی بودی؟


  •   kak soran
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • kole sekehayi ke tu kole tarikh zarb shode tu kune khodeto zan dadashe jendat , madar ghahbeye mariz, akhe bache kunie motad ............ chi begam?????????


  •   Mr Reza
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • سینه کفتری کمر باریک کون قلمبه قد کشیده ، خونه مجردی ، داداشتم كه كار داشت ، من که مجردم نیاز دارم تو هم که خیلی وقته ارضا نشدی خوب شرایط جوره


    اتفاقا بره منم اتفاق افتاده يه بار رفتم خونتون مامانت گفت ‍‍ژيلت داري منم ديدم زير لباسش لخته لخته ، كردمش ، آبم ريخت توش ... تو به دنيا اومدي .. :steve:


  •   amir delbar
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • vayyyy alan daram ba dus dokhtaram her her azat mikhandam.
    agha kos kon....agha kamar....agha tavahom.....khob mage majburi durugh begi???vallo nanvisi namigan lali,vali vaghti minvisi behet migan laashi.kkirom tu khodeto dadasheto zan dadasheto kolan ilo bilet,goftam faze khande hasaaa in gfam bavaresh nashod


  •   کازانوا
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • با اجازه دوستان;
    مادرت ... خواهرت...اصلا کل فامیلت اعم از مرد و زن خر بالغ هندی نشاشیده بگاد.


  •   takavarjoon
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • کله کیری دیگه ننویس . . . . . .
    بچه جلقو من این داستان رو چند ماه قبل خوندم. کیرم تو حلق هرچی عوضی که داستان رو از جای دیگه کپی میکنن و اینجا میذارن. بچه کونی اگه خاطره داری یا بلدی داستان بنویسی خوب بنویس در غیر اینصورت گوه میخوری میایی اینجا. قرمساق کون کش. کیرم تو دهنت. زن داداشت بعد از 2 ماه که ازدواج کرده بود بهت گفت از تو بیشتر از داداشت خوشش میاد؟ ریدم تو دهنت بی شرف. کوس کش سکس با محارم ننویس کله کیری. کیر سگ تو کونت دیگه ننویس. کیر خر تو کون زنت دیگه ننویس. در ضمن مشخصاتی که از زن داداشت دادی خیلی تخمی بود. امیدوارم که تو آب منی غرق بشی دیگه ننویس.


  •   afsoon-das
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • اه اه این تخیلت بود یا ریده مونت...


  •   TiTaNiC.1
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • az mamai jont bepors bebin ke az babati ya kase dge,,,,,motmaen bash ke mamitam nemidone ke az ki hasti chon hesab az dastesh dar rafte kos keshe lashi,,,,,giram ke rasti begi o ba zane dadashet inkaro kardi amma kheli bi sharafi sag to rohet kesafate avazi bache koniye jaghi


  •   Ahora29
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • اون که با یه لیس ارضا شده چجوری داداشت ارضاش نمیکرده حتما از رو شلوار میکردتش ریدی با این داستانت ریغو


  •   Ahora29
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • اون که با یه لیس ارضا شده چجوری داداشت ارضاش نمیکرده حتما از رو شلوار میکردتش ریدی با این داستانت ریغو


  •   neda_1360
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • بــــــــــــــــــــد بود!


  •   خاله میترا
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • با حال بود خاله :crown:


  •   kiir bozorg
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • kiiri bod


  •   Kosdoust
  • 3 سال،11 ماه
    • None

  • وای کوس زن داداش گذاشتن رو خیلی دوست دارم، ای کاش منم داداش داشتم، تا زن داداش می داشتم، تا زن داداش کوس می داشت و من میزاشتم کوسش، آخه کون قل قلی تو تا حالا اصلا کوس، زن، دختر که هیچ ، حتی عکس کوس رو هم از نزدیک دیدی جقو، ولی به تخیلات نمره بیست می دم، خوشم اومد، خداکنه یه روزی دادشت هم زن تو رو بکنه، منم یه روزی هر دو زناتونو با هم بکنم


  •   majed.frz
  • 3 سال،8 ماه
    • None

  • من اصلا" اهل فوش نیستم.ولی اخه مادر .....اخه این چی بود نوشتی؟


  •   eshgheyakhi
  • 3 سال،6 ماه
    • None

  • بچه ها منم ی داستان نوشتم اسمش اولین سکس من و مهشید اگه میشه به ادمین بگین اونو بزاره؛ناموسن واقعیه بخونید حال میکنید


  •   ar1
  • 3 سال،5 ماه
    • None

  • کیرم تو دهنت . داداشت که به زنش خیانت میکنه . زن داداشت به داداشت . تو به داداشت . زن بگیر عزیزم تا دیگران پارش کنن و زنت موقع کس دادن بهت فحش بده . ترامادون تو کونت .


  •   رضا بوکسور
  • 3 سال،5 ماه
    • None

  • Kose salam taze varedam


  •   رضا بوکسور
  • 3 سال،5 ماه
    • None

  • Salammmmmmmmmmm


  •   hasti612
  • 3 سال،5 ماه
    • None

  • زنداداش مثل خواهر آدمه!!!البته خالی بندی بود باورنکردم


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو