سكس كثيف كثيف

    1390/2/11

    من دوسالى بود كه واسه پزشكى رفته بودم ارمنستان و بعد از دو سال يه سرى اومدم به خانواده بزنم.حدود يك ماه و نيم .10 روز از اومدنم گذشته بود كه بد جورى كف كردم.يكى از دوستام خيلى اسرار ميكرد كه يه خانم هست بريم بكنيمش.راستش يه بار هم رفتيم جاشو ياد گرفتم ولى گفتم من خانم نميكنم.خيلى بهم فشار ميومد.شبش تصميم گرفتم فرداش برم سمت خانومه بدون اين كه كسى بفهمه بكنمش كه ابروم هم جلو دوستم نره.فرداش رسيد و با داداشم هماهنگ كردم برام خونشو خالى كرد و ماشينش رو هم بهم داد.رفتم پاتق بيتا خانم كه بهش ميگفتن بيتا جون.از دور ديدم يه پاترل وايساده همون جا.رفتم پشتش ديدم بيتا از دور داره ميره طرف ماشين.با خودم گفتم اين همه راه اومدم نامرديه دست خالى بر گردم.از ماشين پياده شدم دويدم طرف بيتا.يهو جا خورد منو اونجورى ديد.سلام كردم گفتم من از مشترياى قديمتم الان هم مسافرم امروز به من يه حالى بده جبران ميكنم.گفت مشتريامو چيكار كنم.گفتم هرچى اونا ميدن من دو برابر ميدم تا شب هم فقط با خودم باش.قبول كرد رفتيم سوار ماشين شديم كه يارو پاتروليه شاكى شد.از بغلش رد شديم كه افتاد دنبالمون.منم كه ريده بودم تو خودم.اخه سه تا ادم نخراشيده سيبيلو تو ماشين بودن و گيرشون ميفتادم هم بيتا رو ميبردن يه دست هم كون منو ميزاشتن.كلى گاز و ويراژ دادم تااز دستشون فرار كرديم و رفتيم طرف خونه داداشم.تو ماشين يه بوى بدى ميومد.گفتم لابد تند رفتم چسيده.ولى بو چس نبود.بى خيال شدم رسيديم خونه.رفتيم داخل و نشست رو كاناپه.منم رفتم لباسامو در اوردم و فقط با يه مايو پاچه دار اومدم بيرون.همش ميترسيدم يه چيزى بلند كنه.اخه داداشم عتيقه زياد داره.نشستم پيشش و بهش نزديك شدم.باز هم همون بو ميومد.دستم رو انداختم دور گردنش كه ببوسمش ولى نزديك تر كه شدم حالت استفراغ بهم دست داد.بيتا بود كه بو ميداد.اينقدر عرق كرده بود و يه عطر كيرى به خودش زده بود كه بوى لاشه سگ ميداد.با خودم گفتم اينجورى نميشه بكنمش.گفتم پاشو پاشو بريم تو حموم كارت دارم.ميدونستم اگه يه جورى بگم ناراحت بشه بهم نميده.راضى شد بريم حموم.من كه مايو داشتم ولى بيتا رو بايد لخت ميكردم.اول مانتوش رو خودش در اورد.يه تاپ ابى زيرش نش بود.سينه هاش خيلى گنده بود و اويزون.شلورش رو هم در اورد.پوستش گندمى بود.كون خيلى بزرگى داشت.تاپش رو كه در اورد دوتا پسون گنده افتاد بيرون.بعد نوبت شورتش شد.كشيد پايين يه كون سياه داشت كه حالم رو به هم ميزد.رو به من كرد كه نگام افتاد طرف كسش.چشمتون روز بد نبينه رم داشت به ضخامت سيبيل بابابزرگم.لباساش بوىتعفن ميداد.رفتيم تو حموم.اول ميخواستم فقط تنش رو با صابون بشورم ولى چشمش افتاد به كيسه و سفيد اب حوس كرد كيسش بكشم.يه خورده كه بخار جمع شد كيسه رو برداشتم شروع كردم كيسه كشيدن.من هى سفيداب ميزدم اونم از تنش كثافت ميومد.كف حموم شده بود پر از چرك سياه.با كف پام احساستون ميكردم.بعد نوبت رم زنى شد.ژيلت داداشم رو برداشتم افتادم به جون موهاى پا و كس و كونش.حالا هرچقدر ميزدم تموم نميشد كه.به داس نياز داشت.با هر بدبختى بود موهاشو زديم و سرش رو هم با نصف شامپوى گرون داداشم شست و ليف هم زد و رفتيم بيرون.با حوله داداشم خودم و خشك كدم همون حوله رو دادم بهش.اومديم تو اتاق خواب و سشوار رو روشن كردم و خشكش كردم.تنش كه خشك شد خواست بره لباساشو بياره نزاشتمش.حالا كه لازمش ندارى.باشه واسه بعد.رو تخت خوابيديم منم به خاطر خيس شدن مايو درش اورده بودم.رفتم ازش لب بگيرم .مشغول شدم ولى دهنش هم بو پياز ميداد.خدايا حالا اينو چيكارش كنم.بى خيال شدم رفتم طرف سينه هاش كه نصفش رو نوك احاطه كرده بود.شروع كردم به ليسيدن و خوردن.كلم وسط سينه هاى گندش گم ميشد.وقطى سرم رو وسطشون فشار ميداد نميتونستم نفس بكشم.خلاصه با فشار سرم رو برد طرف كسش.نميخوستم بليسم ولى يه دفعه دهنم رو جلو كسش ديدم.يه بوى عجيبى ميداد با اين كه شته بودمش.دل رو زدم به دريا و شروإع كردم خوردن.اولش مزش ترش بود يه خورده كه ليسيدم و با دستم كس گنده سياهشو ماليدم دهنم تند شد.اون موقع بود كه به اين فكر افتادم كه يه روزى كير سه تا پاتروليه رفته اين تو.يهو حالم به هم خورد و خودمو انداختم اونور تخت.بيتا گفت چت شد؟گفتم معدم خاليه حال تهوع بهم دست داده.كلى تف كردم روى تخت و دهنم رو ماليدم به رختخواب كه مثلا تميز بشه ولى فكرش حالم رو به هم ميزد.گفتم حالا تو بيا جلو.شروع كرد با كيرم ور رفتن كه يه كم بلند شد و كرد تو دهنش.موهاش هنوز خيس ببود و ساك كه ميزد خيسيس با تنم برخورد ميكرد و چون سرد بود حال رو از سرم ميپروند.بى خيال ساك شدم .ميخواستم بكنمش كه گفت من برم جيش كنم و بيام.كفرم در اومده بود گفتم نميخواد من كمرم شله زود ابم مياد تا برى برگردى كيرم دوباره ميخوابه.كاندم رو گذاشتم رو كيرم و رفتم وسط لنگش و كيرم رو كردم تو كسش.خيلى گشد بود مثل اين كه دوتا كيسه فريزر اب ولرم رو به كيرت فشار بدى.شروع كردم به تلمبه زدن ولى هرچى بيشتر و تند تر ميردم كيرم بى حال تر ميشد.واسه اين كه بيشتر حال بده بالشت داداشم رو گذاشتم زير كونش تا كسش بياد بالا تر.چشمام رو هم بستم و رفتم تو خيال انجلينا جولى.همينجورى كه تلمبه زدن.بيتا هم كه داشت سر و صدا ميكرد يهو شروع كرد فحش دادن ولى من اعتنايى نكردم و كار خودمم رو ميكردم.انجلينا بهم خوب حال ميداد.يه دفعه با مشت زد تو دلم كه ريدم به خودم.كيرم رو در اوردم يهو ابش اومد.دو سه ليترى اب داشت شاخم در اومده بود خدايا اين همه اب كجاش بوده.بالشت زير كونش خيس خيس شد. همين طور محو تماشاى ابشار بودم كه بيتا گفت كثافت چرا نزاشتى برم بشاشم.تو يه لحظه كيرم خوابيد.بيتا شاشيده بود رو بالشت داداشم.وقتى ميكردمش و فحش ميداد فكر كردم چون دهنش هرزه سبك دادنش با فحش همراهه.غافل از اين كه داره ميشاشه تو خودش.گه شد تو روحياتمون.نشستم رو زمين و فكر ميكردم اخه اين چه كسى بود كه ما داريم ميكنيم و تو دلم به رفيقم فحش ميدادم.بيتا خودش هم خيلى خجالت كشيده بود و ميخواست جبران كنه.اومد طرفم و روى زمين شروع كرد ور رفتن با تخمم.يه كم كه حالى به حالى شدم دوباره رفتيم رو تخت.بالشت شاشى رو انداختم اونور و افتادم روش.كاندم رو در اوردم و بش گفتم ميخوام بدون كاندم بكنم قبول كرد.به من كه نميخورد ايدزى باشم اونم كه ........خلاصه كيرمو دوباره كردم تو كسش و شروع كردم تلمبه زدن.هر كارى كردم انجلينا حال نميداد و كيرم دوباره داشت ميخوابيد.گفتم ميخوام كونتو بزارم .گفت نميشه.كلى التماس كردم تا راضى شد.برش گردوندم و كيرم رو تف مالى كردم بردم در سوراخش و فشار دادم.رفت تو.واقعا از كسش بهتر بود.درد داشت ولى تحمل ميكرد.شروع كردم به تلمبه زدن و اين بار جنيفر رو تصور ميكردم.تو همين حس ها بودم بازم بو اومد.اينبار بو گه ميومد.كير بدون كاندمم رو كرده بودم تو كون گهيش.بو كون همه فضاى اتاقو پر كرده بود.كيرم رو كشيدم بيرون يه تيكه گه بهش چسبيده بود.داشتم خودم رو لعنت ميكردم و كيرم رو با دستمال كاغذى پاك ميكردم.احساس ميكردم يكى با بيل دهنمو رويس كرده.كيرم دوباره خوابيد.ريده بودم با اين سكس كردنم.افتادم رو تخت.بيتا دلش سوخت و دوباره شروع كرد ساك زدن و همون كير گهى رو كرد تو دهنش.فكر كنم تميز ترين جاى بدنش بود.ربع ساعت ساك ميزد و با تخمام ور ميرفت كه ابم اومد.اولين قطره ابم كه اومد تو دهنش كيرم رو ول كرد.داشتم ميمردم زود شروع كردم جق زدن كه بازم ريدم و گه شد تو حالم.احساس ميكردم شيره جونم از كمرم اومده بيرون.كمرم داشت ميشكست و بيضه هام ورم كرده بود.جون نداشتم بلند شم.بيتا رفت سمت حموم منم نميتونستم تنهاش بزارم به زور بلند شدم رفتم دنبالش.لباساشو همونجا تنش كرد.شورتش اندازه شورت بيگ ماما بود.اماده شو وباره رفت رو كاناپه.دوست داشتم بكشمش.الكى زنگ تلفنم رو در اوردم و گفتم بايد برم جايى و كار دارم بيا برسونمت.بردم تا يه جايى رسوندمش و 100 تومن تيغم زد و رفت.برگشتم خونه و حموم و اتاق خواب رو تميز كردم و بالشت شاشى رو هم گذاشتم صندوق عقب كه بشورمش و بيارمش.فردا صبحش از خواب بيدار شدم ديدم دهنم پر افت شده و باز نميشه.همش يادم به مزه تند كس بيتا مىافتاد و دلم اشوب ميشد.طرف ظهر بود كه داداشم اومد ماشينشو ببره ديدم صورتش يه جوشاى وحشتناكى زده كه ادم دلش ريش ريش ميشد.گفتم صورتت چى شده.گفت شيو كردم فكر كنم ژيلت كثيف بوده.تو دلم گفتم ريدم به قبر پدر بيتا.داداشم گفت بالشتم رو كجاگذاشتى؟يادم اومد تو صندوقه گفتم ازش خوشم اومد برش داشتم واسه خودم.از تو صندوق اوردمش و بردم اتاقم.بعدش هم باقى تعطيلاتم رو با فحش دادن به خودم گذروندم.بعد ازيك سال كه دوباره برگشتم ايران شب اول كه رفتم تو اتاقم بخوابم چون تابستون بود و هوا هم گرم موهام عرق كرد.نصف شب بود كه ديدم يه بويى مياد.نگا كردم ديدم بالشت داداشم كه تو اتاق گذاشته بودم زير سرمه و بو همون بوى شاش بيتا بود.اميدوارم از اين داستان زياد حالتون به هم نخورده باشه.
    دوستون دارم حتى اگه فحش بديد.
    نوشته:‌ پدرام

  • 7

  • 0

  • برچسب:



نظرات:
  •   xenon77
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ridam to dahanet Admin! ba in dastan gozashtanet! akhe adam koonde ha ro ham rah mide to site?


  •   xenon77
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • پدرام فکر کنم با مامان جونت سکس کردى! چون منم موقع گاييدنش همينجورى شدم!


  •   xenon77
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ادمين ريدم تو دهنت با اين داستانايى که واسه طرفداراى سايتت انتخاب مى کنى!
    اينه رسمش؟


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • عزيزم اسم داستان روشه نميخواستى نميخوندى.خداييش عاقبت خنده بود.ما كه مرديم از خنده.اي ول دكتر پدرام رفيق عزيزم...كيرم تو دهنت با اين ژانر داستان نويسيت...


  •   carel
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • خیلی خوب بود ولی جنده ها برای جلب مشتری خوب به خودشن میرسن


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • vaghean dastanesh age vagehi bashe khobe man ke koli khandidam


  •   edick
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • دمت گرم.داستان خنده داری بود اگه واقعی هم نبود ولی قشنگ توصیفش کردی من رو که خیلی خندوند...


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • انا ببا نظر بده.دكترپدرام منتظر نظرته.


  •   xenon77
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • آخه عزيز من معنى dirty sex رو مى دونى؟
    هر موقع فهميدى حتما مياى نظر منو تاىىد مى کنى!
    در ضمن اينم بگم که واقعا عاشق نظراتتم!


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • xenonتو داستان ما نظرلى كيريت رو نزار الكى پرش كن.زرت رو زدى برو گم شو بزار بقيه هم نظر بدن نكبت...


  •   mitikomon
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ridi


  •   anna-hastam
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • :))
    xenon77 خوب حالا این که نگفته منظورش dirty sex هستش که


    انصافا خیلی خندیدم


    برای خنده عالی بود :d


    اقای golden dodool من نمی دونم شما از کجا فهمیدی که اقا پدرام منتظر نظر منه(می دونم که داشتی تیکه بارم می کردی ولی بی خیال...) ولی به هر حال بانی خیر شدی که من این داستان رو بخونم


  •   Mr.ok
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • این داستان رو قبلا یه جور دیگشو خونده بودم که طرف سر خیابون با یه جنده (یا یه کولی)آشنا میشه و میبرش خونه و تقریبا همین جریانا پیش میاد
    فکر کنم اسم داستانش کس پشمالو بود
    ؛از نویسنده میخوام که توضیح بده برام
    در کل داستان خوبیه


  •   ARMINTABESH
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • سلام به دوستان
    بااين همه خلاقيت درداستان نويسي روزي شاهدخلق آثاري چون رمان سكسي خواهيم بود


  •   sara sweet
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • اوی مگه مجبور بودی خب ؟ تو چه دکتری هستی که موارد بهداشتیو بیخیال شدی سکس که همش جسم نیست حس هم هست


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • دوست من وقتى دكتر اون موقع هنوز دكتر نبوده.دوكى بوده با 2 سال تجربه تشريح سوسك.بعدش هم موقعى كه كير بلند بشه و امكانات نباشه ادم همه كار ميكنه.اين تا اينجاش ولى هنوز صحت داستان رو تاييد نكرديم.دوستان نظر بدن فيض ببريم.


  •   molche loveh
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • بابا جون هر کی دوست دارین عین ادم داستان بنویسید . اه


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • واقعا عالی بود خیلی خندیدم من دارم سر کارم این داستانو میخونم همکارام فکر کردن دیونه شدم مرسی پدرام و کیوان عزیز واقعا عالی بود


  •   sara sweet
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • golden dodool عزیز
    مرسی من واسه جواب شما کلی خندیدم (امکانات) :D


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • دكتر پدرام بالشتش رو واسه حراج گذاشته.به بالاترين قيمت ميفروشيم.قيمت بديد...


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • this is best dastan kiriiiiiiiiiiiii


  •   xenon77
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • golden doodool: avvalan ke ma koochiketim! sanian ye zarre fahm dashte bash, har ki delesh bekhad nazar mide o be to rabti nadare! salesan chon doostet bood azash hemayat kardi vagarna hich gohi nabood! va az hame mohemtar janbe nadari javab nade!


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • تو دوباره اومدى؟بابا ريدى كه .چند بار گهت رو خوردى برو گم شو.هرچى فحش بلدى بده و برو .از ما بكش بيرون.اخه نظراتت كيريه باهاش حال نميكنيم.استعداد نظر دادن ندارى.فحش بده و برو...


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • من که خیلی خندیدم عجب سکس گوهی داشتی تا تو باشی دیگه با جنده ها نپری!


  •   Jojetighi
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • doki bia ye saag to mahale ma hast ono bokon,az chizi ke to kardi tamiz tare:-D
    majaniam hast lazem nist 100 toman tigh bokhori


  •   amirkhan22
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • اونایی که خیلی خندیدینو بخاطر خوش خنده بودنتون یه جایزه واسه همتون دارم. جایزم اینه: من کیرمو در میارم و شما نگاه کنید و لذت ببرید و بخندید. این خیلی بیشتر بهتون حال میده. آماده باشین. درآوردمش! حالا بخندید!!!!


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • آقای amirkhan22 اگه کیرت رو بکنی تو کون ننه ت ما بیشتر میخندیم ها!


  •   anna-hastam
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • amirkhan22 یعنی این قدر ضایعست که فکر می کنی مایه ی خنده ی بقیه ست؟ :))
    حرفی نیست می خندیم ولی به قول ویدای عزیزم :"آقای amirkhan22 اگه کیرت رو بکنی تو کون ننه ت ما بیشتر میخندیم ها!"


    اخه این جوری به جفتتون می خندیم :d


  •   arman0kiss
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • اینکه همش کس شعر محض بود چون یه کارگر افغانی هم هر چقدر تو کف باشه اینکارو نمیکنه جلق میزدی راحت تر بودی
    یارو رو سوار میکنی همون اول اگه خوشت نیاد میگی شرمنده سیکتیر پیلیز تو تا خونه رفتی یارو رم شستی بعد تازه شاشیده بهت؟


  •   kingj
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • تو جنده کردی یا چاه فاضلاب حموم رو....
    بابا قشنگ بنویس


  •   super_3xi
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • خیلی کمدی بود مردم از خنده


  •   sarina2011
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • آخرش ما که نفهمیدیم اینجا سایت سکسیه یا(امر به معروف_نهی از منکر_طنز_درام_....)ای کثافتتتتتتتتتتت


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • مژده مژده به بهترين و زيبا ترين نظر دكتر پدرام جايزه ميده.بشتابيد.بشتابيد...


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • بدو كثافت زده بالا تو اين داستان.نظر يادت نره...


  •   arash ym
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • خیلی باحال بود.


  •   naser khan
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • وای خدا,دهنتو سرویس ,اونقدر خندیدم که از چشام اشک اومد و نمی تونستم بقیشو بخونم. D:
    راست و دروغش اصلا مهم نیست.خیلی وقت بود اینجوری نخندیده بودم


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • ادمين كثافت نظراى ما رو حذف ميكنى پدرسوخته؟يه كارى نكن ديگه نيام اينجا هاااا....


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • *فروش وسایل سکسی در این سایت.www.miladworld.samnblog.com


  •   تارا.ت
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • اه اه اه!!!
    حالم به هم خورد!
    بسی چندش بود!
    بی شعور!
    کثافت مرض!
    بت بر نخوره ها!


  •   Mr_lover
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • من امشب شیفتم
    خداییش وقتی خوندم همکارم می گفت چی دیدی تو کامپیوتر که اینقدر خندیدی بهش
    حیف که روم نشد داستانت رو نشون بدم
    می دونم که خالی بندی بود.چون هرکسی سال اول دبیرستان هم کتاب زیستش رو خونده بود باید می فهمید که یه همچین آدمی رو نباید براش ساک زد.چه برسه به این دکتر ما که خیر سرش مثلا دکتر بوده
    ولی برای تنوع واقعا عالی بود.هرچی باشه از خیانت و محارم و گی و لز خیلی بهتر بود
    منم یه همچین سکسی رو خاطره دارم البته مال خودم نیست.مال دوستم هست که شاهدش بودم.هنوزم وقتی با بچه ها یادش می افتیم کلی می خندیم
    اون دوستی هم که گفتن معمولا جنده ها به خودشون می رسن درسته ولی بعضی جنده ها دیگه عمر خودشون رو کردن و به عزرائیل باج می دن نبرشون!


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • chera


  •   stefan
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • عزيزم جانم منم تمام دنيا رو گشتم. ولي تو سكس كثيف تر از اونور ابي ها نديدم. البته فكر كنم جناب اقاي دكترشما طبق معمول هرشب كه توي خواب جق ميزدي!اين دفعه خواب بد ديديو از جق هم نگذشتي.


  •   shahrokhabadian
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • khily vaght bod intori nakhandide bodam fogholade bod damet garm


  •  
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • پدرام جون مرسی؛کلی حال کردم و خندیدم؛جزو بهترینا بود؛
    خوندم ولی خیلی دیر خوندم


  •   aliiii49
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • x-( باباایول دمت گرم ازخنده روده برشدم.


  •   kavehkaveh
  • 3 سال،11 ماه
    • None

  • عااااااااااااااااااااااالی بود انصافا.
    هربدبختی که یکیش ممکنه سر کسی بیاد، همه با هم مجموع شد و اینجا سر تو اومد
    دمت گرم. عااااااااااااااااااااااالی بود


  •   x-vision
  • 3 سال،11 ماه
    • None

  • Dadash damet jeezz,unjaye dastaneto kharab kardi ke gofti bedune kandom mikhastam kunesh bezaram,man ke hiv nadaram unam ke....az un jendei ke tarif kardi hich baeed nabud ke hiv dashte bashe...fek nemikonam ke vaghei bashe ama dar kol dastane kheyli bahali bud,khodaeesh mordam az khande..benvis,jokere khubi hasti,bazam damet jeez.


  •   sater
  • 3 سال،11 ماه
    • None

  • دمت گرم امشب يه طوراي دمغ بودم خوندن اين داستان قشنگ خنده رو آورد رولبم.


  •   confisious
  • 3 سال،5 ماه
    • None

  • آقا حالمون و عوض كردي خنديدم مرسي


  •   Zardoz
  • 2 سال،8 ماه
    • None

  • ye dastane dige ham injas .. albateh man edamasho natoonestam peyda konam
    http://shahvani.com/content/%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87-1


  •   moor
  • 1 سال،11 ماه
    • None

  • آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآهای کجااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایی
    یه کم بخندیمممممممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟


  •   ihnd4
  • 1 سال،10 ماه
    • None

  • بسیار داستان آموزنده و خوبی بود.
    آفرین. من خیلی خوشم اومد.
    بعضی وقتا لازمه ریده بشه به حال کسایی که فکر میکنن جنده ها خیلی شاه کسن.
    نخیر هرچی زن جنده تر و بی سر و سامان تر باشه گهی و کثیف تره.


  •   shamimnaaz
  • 1 سال،10 ماه
    • None

  • kheili khanidam mrc bia pish khodam khkhkkh


  •   motahel666esf
  • 1 سال،10 ماه
    • None

  • واسه منم اتفاق افتاده،،،،،،تا ما باشیم که با هرلاشی نپریم....من تا ۲ ماه چیزم از کار افتاده بود


  •   021mohammad kos kon021
  • 1 سال،8 ماه
    • None

  • یعنی ایول داری تو من داستان که تموم شد قش کردم کف اتاق از خنده خیلی حال کردم دمت گرم ROFL


  •   sharax
  • 1 سال،7 ماه
    • None

  • نمیدونم داستان بود یا واقعی . اگه واقعی بود و تا الان زنده هستی خدا رو شکر کن. ازمایش ا یدز و هپاتیت از ای و بی و سی دی و ایی و اف .... تا زد و هم حتما بده


  •   amnh57
  • 1 سال،6 ماه
    • None

  • توي روحت ....
    كه واقعا ريدي به هرچي داستانه و اهالي سايتو شاكي كردي


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان های مشابه


جستجو