سکس با دختر خاله خانومم

    1392/5/11

    سلام اسم من رضا است 30سالم و توی یکی از شهرهای آذربایجان زندگی می کنم داستانی رو میخوام براتون بنویسم برمیگرده به2سال پیش از طرف اداره رفته بودم ماموریت 4روز اونجا بودم خانوم بنده هم کارمنده یک پسر 5ساله هم دارم که اون موقع 3 سالش بود برای اینکه تنها نمونن دختر خاله اش رو که 22سال داشت اورده بود پیش خودشون اسمش نازیلابود روز پنجم برگشتم خونه می دونستم خانومم خونه نیست و احتمالا بچه رو هم برده بود مهد وچون خسته بودم برنامه ریزی کرده بودم کمی استراحت کنم خونه ما دو طبقه بود که طبقه اول مستاجر داشتیم کلید انداختم رفتم تو رفتم توی آشپز خونه از یخچال یه آب میوه برداشتم رفتم به طرف اتاق خواب در اتاق باز بود دیدم یه نفر رو تخت ما با شورت وکرست خوابیده ودستش توی شورتشه برگشتم رفتم اتاقبچه دیدم خوابیده رفتم بیرون و در زدم تا خودشو جمع جور کنه در رو باز کرد رفتم تو دیدم خیلی پریشونه سلام کردم گفتم نازی خانوم چیزی شده گفت نه خواب بوده و تازه بیدار شده گفتم ببخشید اگه بیدارتون کردم گفت نه دیگه کم کم میخواستم بیدار شم لباساشو پوشیده بود ولی کمی از سینه سفیدش معلوم بود فکر اونی که دیده بودم داشت دیونه ام میکرد که یه دفه با صداش به خودم اومدم که میگفت آقا رضا بفرمایید آب میوه دیدم خم شده وتعارف میکنه لای دو تاسینه هاش معلوم بود زوم کردم اونجا که خودشو جمع جور کرد باصدای گوشیم به خودم اومدم خانومم بود میگفت کجایی گفتم توی راهم و ساعت 2 میرسم دیدم نازی جوری نگام میکنه گفتم چیه گفت چرا دروغ گفتی گفتم حوصله ندارم بهم شک کنه که با تو تنها توی خونه ام گفت مگه چی میشه که ما تنها باشیم گفتم چرا اونجوری خوابیده بود شوکه شده بود گفت چه جوری گفتم لخت گفت مگه دیدی گفتم آره ولی برگشتم سرشو انداخت پایین رفتم روی تخت دراز کشیدم یه دفه یه چیزی روی لبم احساس کردم چشممو باز کردم دیدم نازی داره لبمو میک میزنه منم باهاش همراهی میکردم در حین لب گرفتن هم دیگه رو لخت کردیم سینه های نسبتا بزرگی داشت داشتم میخوردمشون یواش یواش رفتم پایین رسیدم به کسش صداش در اومده بود خیلی حشرش زده بود بالا 69شدیم همچین ماهرانه ساک میزد که آدم میگفت چند ساله اینکاره است بلند شدم از کمد یه کمی اسپری زدم بعد با پستوناش مشغول شدم تا اسپری اثر کنه بعد 5 دقیقه پاهاشو انداختم رو شونه هام دستشو گذاشت رو کسش وگفت که دختره منم باورم نشد قسم خورد که بار اولشه وازاون اول که با دختر خاله ازدواج کردی تو نخم بوده ودنبال موقیت میگشته خلاصه یه کم کیرمو که تقریبا20سانته رو کسش بازی دادم بعد گفتم برگرد بالش گذاشتم زیرش کونش اومد بالاکمی کرم زدم دور سوراخ کونش که از رنگ صورتیش معلوم بود که بار اولشه بادستم بازی کردم شروع کردم به گشاد کردن بعد کیرمو گذاشتم دم کونش کمی فشار دادم که ازدرد به روتختی چنگ میزد ولی چیزی نمی گفت یواش یواش شروع کردم به تلمبه زدن درد تبدیل شده بود به حال کردن و میگفتآاااااااااااااااااااااااااااااااایییییییی بکن رضا جرم بده خیلی وقته منتظره این لحظه ام آاااااااااااااااااااااااه بکن تا ته بکن بعد 10دقیقه تلمه زدن یک دفعه دیدم پاهاش لرزید وسست شد فهمیدم که ارضا شده من ادامه دادم لامصب اسپری زیاد اثر کرده بود20دقیقه ای تلمه زدم بیچاره دیگه حال نمی کرد درد میکشید که گفتم داره میاد گفت در بیار میخوام بخورم درش آوردم با فشار خالی کردم توی دهنش تا قطره آخر خورد و میگفت اوووووووووووووووووم چه طعمی داره تموم شد و رفتیم یه دوش گرفتیم واومدیم بیرون گفتم نازی راستشو بگو اگه بار اولت بود چرا این همه در سکس مهارت داشتی گفت بیشتراز 100 فیلم سکس دیده وخودشو ارضا میکرده از خونه زدم بیرون وحول وحوش ساعت3 رفتم خونه دیدم خانومم اومده یه نگاه به نازی کردم خندید و یک چشمک زد بعد یک ماه برای نازی خواستگار پیدا شد و عروسی کرد شب عروسی منو یه گوشه کشید وقسمم داد که فراموش کنم منم فراموش کردم
    ببخشیداگه طولانی شد امیدوارم خوشتون اومده باشه
    ارادتمند شما رضا البته مستعار

  • 6

  • 0




نظرات:
  •   mamali888
  • 2 سال،10 ماه
    • None

  • اقا رضا البته مستعار دسته کلنگ تو کونت .
    اخه مرتیکه بی همه چیز چطوریه که هرکس به پست شما کسخلها میخوره بار اولشه سکس میکنه و همون بار اول هم کیر 20 سانتی رو تا انتها فرو میکنین تو کونش .
    راستی مگه نویسنده های سایت کیرشون رو از یه مغازه خریدن , اخه سایز همشون یکیه . البته مال شما یه خاصیت دیگه هم داره چون احتمالا به هرکی فرو کنی بختش باز میشه و بعد یه ماه عروسی میکنه


  •   mahsa_yaghi1
  • 2 سال،10 ماه
    • None

  • حالمو بهم زدی ادامه نده دیگه ننویس. . . .


  •   Mamadjonz
  • 2 سال،10 ماه
    • None

  • دختره كسخؤله؟


  •   mahdi7-7
  • 2 سال،10 ماه
    • None

  • واقأ کس شعر بود .


  •   Saeid833
  • 2 سال،10 ماه
    • None

  • ما دوست دخترمونو ميبريم خونه 2ساعت نازشو ميكشيم تا يه كون بهمون بده بعد فاميلاي شما نكشيده بهتون ميكن بيا بكن توش!!خيلي مسخره بود


  •   حمید64
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? کمی مشکوک میزنی
    :D :D :D :D :D :D :D :D :D :D :D :D نه الان فهمیدم فال قهوه میگرفتی


  •   Leila sh
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • ای بد نبود
    می تونستی بهتر بنویسی


  •   صدای گیتار
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • اخه دهن سرویس تو یا تا حالا کون نکردی یا کیر بیست سانتی ندیدی. کونه دست نخورده اگه کیر بیست سانتی بدونه بی حس کننده بره توش با صاحبش وا میره. اگزوز ماشین داغ داغ تو کنت که دیگه کسشعر ننویسی


  •   RAVANEI
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • بعد يه عده ميگن تهاجم فرهنگي اثر نداره

    اين نمونش طرف از بس فيلم سوپر نگاه كرده
    توهم زده..... :D


  •   ادم خوب
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • bezan be salamati har chi jalghiye


  •   takavarjoon
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • جلقولانه بود، ننویس . . . . . . . . . .
    مخلص آقا مملی. منت گذاشتید به شهوانی تشریف آوردید. و اما داستان...
    پس قرار گذاشتید که فراموش کنید و شما هم فراموش کردید؟ کله کیری اومدی اینجا ماجرا رو نوشتی و زیرش قید کردی که فراموش کردید؟ یعنی جلق مخت رو کاملا به گا داده. گفتی رنت بچه رو برده مهد ولی وقتی اومدی دیدی بچه خوابیده؟ میدونی حافظه ماهی 5 ثانیه بیشتر نیست یعنی هر چیزی رو ببینه یا اتفاقی براش رخ بده 5 ثانیه بعد فراموش میکنه. تو فکر کنم از ماهی هم کمتری. شاشیدم تو حافظه تخمیت دیگه ننویس. جلقو دیگه ننویس. کاش به جای کردن دختر خاله به زنت شک میکردی که چرا ازت پرسیده کی میرسی خونه! شاید زبانت لال زنت هم بعله...!


    آهای مردک شدی دیوث و جاکش
    به دور از همسرت رفتی مراکش
    زدی در کون دختر خاله راحت
    زنت چی؟ زیر کی خوابیده سرکش؟


  •   پسربدشانس
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • والا منم ي دوس دختر داشتم ي سال التماسش كردم بهم كون نداد البته چهار سال ازم بزرگتر بود و به طمع ازدواج با من دوس شده بود
    فك ميكرد سفت بگيره باهاش ازدواج ميكنم
    ولي من مطمئنم بهم ميداد تا ابد ولش نميكردم
    بعدش هر كي از شما به ي دختر ميرسين دختره از چند سال پيش تو نخش بوده


  •   hamishe mast1988
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • اخه كوني مينوشتي من به اون گير دادم و بعدش اون ديگه تسليم شد واز اون به بعد زورگيري تبديل شد به حال كردن جفتتون!؟ (تازه گيها چه فاميلهاي اين داستان نويسان همه جنده و كونيو خاين شدن وكس وكون و كيرشون تو دستشونه و به اولين كسي كه ميرسن تقديمش ميكنن)عجيبا غريبا
    كير گوره خر افريقايي از پهنا تو هر جي نودترت


  •   پسر تهروني تنها
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • از رنگ صورتيش فهميدي اولين بارشه !!؟؟؟عجب!!! پس از اين به بعد صورتي بود يعني نداده !!خب ديگه خنديديم به پدر مادرت اسگل


  •   سردار کيردار
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • شانس آوردي تازه عضو شدم چيزي بهت نميگم.


  •   meriiiii
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • Akhe ta che had khorafati?
    Majboreton nakardan k takhayolatetono benevisin agh...


  •   sobham
  • 2 سال،9 ماه
    • None

  • به دهنت اسب بشاشه با کس شعرهات.


  •   kts512
  • 2 سال،7 ماه
    • None

  • خخخخخخخ


  •   royaei
  • 2 سال،4 ماه
    • None

  • پس عجب حالی کردید ؛ خوشبحالتون ؛ برای کسی تعریف نکن که باور نمیکنه ؛ حتی خانومت


  •   arashr40
  • 1 سال،9 ماه
    • None

  • کير زمبه توى کونت با اين داستانت


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو