سکس با زن کارگرم

    1389/8/24

    سلام ، اسم من شهرام و صاحب یک مغازه با چند کارگر هستم ، یکی از کارگرام با نام مستعار علی زن خیلی زیبا و خوش اندامی داره که یک پسر 12 ساله هم دارند من از مدتها قبل تو نخ این خانم که اسمشو مریم میذارم بودم ولی موقعیتی پیش نمیومد.
    .........یک روز که علی بیرون مغازه برای کاری رفته بود مریم اومد مغازه که از شوهرش پول بگیره برای خرید لباس خلاصه بعد از اینکه دید علی نیست نشست تو مغازه تا شوهرش بیاد و بعد ار مدتی صحبت شروع به درددل با من و گلایه کردن بابت کم بودن حقوق شوهرش کرد که زندگیشون داره سخت میگذره و ازم خواست اگر میشه حقوق رو زیاد کنم در این مدت من هم فرصت رو مغتنم دیدم تا دریچه ای به سمت نزدیکی به مریم باز کنم باهاش ابراز همدردی کردم و بهش کلی احترام گذاشتم و گفتم به هر حال من دارم حقوق علی رو مطابق عرف و قانون پرداخت میکنم ولی برای شما ارزش ویژه ای قایلم و نمیخام سختی بکشی و هر وقت پول خاستی کافیه به خودم بگی تا به خودت پول بدم اینجوری زیاد به شوهرتم وابسته نمیشی (باید بگم علی از اون خر مذهبیهای دیکتاتوره که خون زن و بچشو تو شیشه کرده و یه قطره آب از دستش نمیچکه) ........خلاصه اون روز بهش صد هزار تومن پول دادم و گفتم بدون اینکه به علی بگی این پولو واسه خودت خرج کن اونم بعد از کلی تعارف پولو قبول کرد و این واسه من مثل یک چراغ سبز بود بعد از مدتی علی هم اومد و بیست تومن پول بهش داد تا بره خرید.
    فردای اون روز مریم بهم زنگ زد تا ازم تشکر کنه منم فرصتو مناسب دیدم بهش گفتم میخام تو بانک براش یه عابر بانک باز کنم که هر وقت پول خاست براش بریزم واسه همین باید بیاد با هم بریم بانک و اونم قبول کرد،
    فردای اون روز رفتم دنبالش و سوار ماشین کردمش بریم بانک که گفت آخ این پولا بابت چیه بهش گفتم ببین من علی رو میشناسم و میدونم پول بهل نمیده واسه همین من به جای اینکه حقوق اونو اضافه کنم به خودت هر ماه یه مبلغی میدم تو هم هرجور میدونی هزینه کن.خلاصه سرتون رو درد نیارم اونم ازم تشکر کرد و رفتیم بانک کارا رو انجام دادیم
    و رسوندمش خونه و همین شد مقدمهای برای تماسهای تلفنی هرروزمون و یواش یواش حس کردم موقع حرکت نهایی داره میرسه.
    بعد از چند روز به بانک رفتم و کارت عابر بانک رو گرفتم و به مریم زنگ زدم و گفتم میام کارتو بدم وقتی رفتم خونش درو باز کرد گفت بیا بالا منم با یه دسته گل که خریده بودم بالا رفتم وقتی در رو باز کرد فهمیدم تا لحظاتی دیگه کیرم به آرزوش میرسه چرا که اثری از اون زن نیمه مذهبی نبود و مریم خانم حسابی به خودش رسیده بود.
    خیلی ناز شده بود میخاستم بی مقدمه بپرم روش ، آقا کیره هم بد جور بیقرار شده بود رفتم نشستم رو مبل و اونم رفت میوه و چایی بیاره وقتی بهم میوه تعارف کرد موقع دولا شدن سفیدی گردنش همراه با بوی عطر زنانش داشت دیوونم میکرد وقتی نشست بهم گفت شهرام تو چرا ازدواج نمیکنی تو که میتونی بهترین زندگی رو داشته باشی، بهش گفتم ای بابا کی به ما زن میده اونم گفت از خداشونم باشه ماشاالله همه چیزت کامله منم به شوخی بهش گفتم مثلا اگه من میومدم خاستگاری تو قبول میکردی؟ گفت حالا که نمیشه ولی اگر قبل از علی اومده بودی بدون شک قبول میکردم آقا ما هم زدیم تو خطوط رمانتیک و بهش گفتم راستش من اگه ناراحت نمیشی باید بگم خیلی بهت علاقه دارم و ای کاش شوهر نداشتی و این حرفا اونم معلوم بود از این تعریفا خیلی حال کرده گفت بابا دختر خوب زیاده منم با یه حالت سرشار از افسوس گفتم ولی مثل تو کسی نیست جفتمون سکوت کردیم از جام بلند شدم و رفتم کنارش نشستم دستشو گرفتم تو دستم و تو چشاش نگاه کردم و گفتم قول بده دوستیمون همیشه برقرار باشه اونم با یه حالتی از شرم تو چشام نگاه کرد و لبخند کوچیکی زد راستش هنوز باید رمانتیک رفتار میکردم اما از خود بی خود شدم و لبامو چسبوندم به لباش و دستامو حلقه کردم دورش و فشارش میدادم و میبوسیدم ولی اون ممانعت میکرد و لباشو از هم باز نمیکرد صورتشو کنار کشید و گفت تو رو خدا ول کن من شوهر دارم بهش گفتم فقط چند ثانیه تو بغلم بمون بعد کشیدمش رو پام و روسریشو از سرش کشیدم و شروع کردم به بوسیدن صورت و گردنش اونم الکی میگفت ول کن تو رو به خدا ولی تابلو بود که داره تحریک میشه بهش گفتم من ازت هیچی نمیخام فقط لباتو بده و لبامو گذاشتم رو لباش و زبونمو بردم تو و یکی دو دقیقه داشتم از اون لبا لذت میبردم دستمو از زیر پیرهنش بردم رو شکمش که هیچی نگفت شروع کردم به مالش سینه هاش و همزمان لبو زبونشو میخوردم اونم دیگه کامل همکاری میکرد تو بغلم بلندش کردم و بردم تو اتاق گفت میخای چیکار کنی بهش گفتم میخام حسابی نازت کنم و افتادم روش اونم میخندید و شهوت تو چشاش موج میزد دستمو بردم زیر دامنش و خیلی ملایم با سر انگشتام رونای صیقلیشو تحریک میکردم اخه تو این کار متخصص هستم ، چشاشو بسته بود و داشت منفمجر میشد بعد از چند ثانیه دست کردم تو شرتش و کسشو تو دست گرفتم و شروع به مالیدنش کردم اونم که دیگه چشاشو بسته بود و تو حال خودش نبود شرت و دامنو از پاش درآوردم و شروع به خوردن کس نازش که از نظر من دروازه بهشت همین کس خانمهاست،
    انگار تا حالا شوهر نفهمش کسشو نخورده بود چون با این مساله خیلی کنجکاوانه برخورد میکرد و شدیدا آه و اوه میکرد و شاید در جا دوبار ارضا شد منم از واکنشهای هیجانی مریم به وجد اومده بودم کاملا از کیر خودم یادم رفته بود و شاید حدود 10 یا 15 دقیقه یه بند کسشو میخوردم تا جایی که خودش گفت بسه دیگه ترکیدم پا شدم لباسامو درآوردم و بی مقدمه کیرمو چپوندم تو دهن مریم با اکراه زبونشو به کیرم میزد و اصلا ساک زدن بلد نبود تو دهنش شروع کردم تلمبه زدن ولی چون وارد نبود حال نمیداد کیرم در آوردم و بهش گفتم الان کستو طوری جر میدم که تو تاریخ بنویسن اونم خندید و گفت همش مال خودته به حالت طاق واز خوابوندمو رفتم لای پاهاش دولا شدم و بوسیدم و ازش اجازه گرفتم و خیلی آروم کیرمو فرستادم تو بهشت و نرم شروع به تلمبه زدن کردم اونم خیلی ناز آخ میگفت سرعتمو بیشتر کردم که دیدم دردش شروع شده و با دستش به شکمم فشار میاورد و میگفت تو رو خدا یواشتر ولی من بهش امون نمیدادم کیرمو کشیدم بیرون و بهش گفتم برگرد از پشت نشستم و با انگشت تو کسش کردم و شروع به مالیدن کسش کردم میخواستم بکنم تو کسش که یکدفعه چشمم به سوراخ کونش افتاد و مسیر کیرمو به سمت کونش تغییر دادم و باتمام قدرت کیرمو چپوندم تو کونش بیچاره اصلا انتظارشو نداشت و نفسش بند اومده بود و زد زیر گریه منم بی خیال اون تا جایی که میتونستم فشار میدادم ولی کونش خیلی تنگ بود و نمیشد توش تلمبه زد کیرمو در آوردمو از عقب کردم تو کسش و وحشیانه عقب جلو میرفتم زیر دست و پام داشت له میشد و بد جوری ناله میکرد از پشت خوابیدم روش و در حالیکه کیرمو بی حرکت تو کسش نگه داشته بودم سینه هاشو میچلوندم و گردنشو میخوردم آروم شده بود و گفت کیرتو تکون بده چند تا تلمبه آروم زدم و کشیدم بیرون اومدم از جلو بغلش کردم و بوسیدمش و ازش بابت فشار زیادی که آورده بودم معذرت خاستم و کلی نازش کردم اونم گفت عیبی نداره ولی خیلی دردم اومد آروم دوباره خوابیدم روش و شروع کردم به کردن جاتون خالی خیلی ناز کس میداد و کس نسبتا روفرمی هم داشت کیرمو درآوردم و بردم جلوی دهنش و گفتم مزه کستو بچش نمیخورد ولی به زور کیرمو کردم تو دهنش و چند تا تلمبه تو دهنش زدم دیدم آبم داره میاد بهش چیزی نگفتم و محکم رو صورتش نشستم و همه آبمو تو دهنش خالی کردم بدبخت داشت خفه میشد کیرمو کشیدم بیرون اونم که انگار تا حالا آب کیر تو دهنش خالی نشده بود دویید دستشویی تا دهنشو بشوره وقتی برگشت گفت خیلی کثیفی که اینکارو کردی بهش گفتم ببخشید و دوباره با بوسیدن ولیسیدن رامش کردم و راضیش کردم با هم بریم حموم جاتون خالی تو حموم مجبورش کردم برام یه بار دیگه ساک بزنه و اینبار آبمو تو صورتش پاشیدم ولی اینبار ناراحت نشد منم یه خرده کسشو خوردم و همه بدنشو شستم و اومدیم بیرون و ازش تشکر کردم و اومدم مغازه.
    من و مریم از اون موقع دوستی و سکسمون رو حفظ کردیم و ماجراهای جالبی رو با هم تجربه کردیم که اگر علاقه داشته باشید میتونم بازم براتون بنویسم.
    این ماجرا کاملا واقعی بود و سعی کردم تا جایی که تونستم جزییات رو براتون بنویسم تا شما رو هم تو لذت این سکس شریک کرده باشم.
    از اون جایی که این اولین داستانی هست که مینویسم خوشحال میشم نظرتونو بذارید.


    نوشته: شهرام

  • 7

  • 0

  • برچسب:



نظرات:
  •   hgwells
  • 5 سال،10 ماه
    • 4

  • عجب زنيه بابا ؟!جه زود راه داد مطمئني جنده نبوده


  •   lovely boy
  • 5 سال،10 ماه
    • 5

  • داستان جالبی بود. دستت درد نکنه.
    ولی من نمی دونم چرا بعضی از دوستان بعد از اینکه داستان رو میخونن بلافاصله با فحش و ناسزا می گن داستانت دروغه. دوستان عزیز یا نظر ندن یا اگه میدن دیگه چرت و پرت ننویسن و فحش ندن. مرسی!


  •   siyanoor
  • 5 سال،10 ماه
    • 3

  • مرسی


    ادامه بده


  •   samaniii
  • 5 سال،10 ماه
    • 2

  • faghat ye soal
    chera too hame in dastana bache ha ta tarafo bar migardoonan ye dafe cheshmeshoon be soorakhe koon miyofte?


  •   piofeil
  • 5 سال،10 ماه
    • 5

  • خوب بود ادامه بده


  •   a_04
  • 5 سال،10 ماه
    • 5

  • aaali bod


  •   PaRHaM KhaN
  • 5 سال،10 ماه
    • 3

  • نسبت به بار اولت خوب بود نوشتن تو مانند تعریف بیان کن......


  •   chochol tala
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • بد نبود...... ادامه بده


  •   farat
  • 5 سال،8 ماه
    • None

  • قشنگ و محرک بود، ممنون ادامه بده


  •   ali armin
  • 5 سال،8 ماه
    • None

  • کسخلااین یارویه جلقی بدبخت مثل خودتونه چه زودباورمیکنین چون خودتونم بچه اید. تواگه ازاین عرضه هاداشتی مورچه روی سوراخ کونت جق نمیزد


  •   Mr.lock
  • 5 سال،7 ماه
    • None

  • che pa bede bode yaro,kos keshaye oghdei baade sex khaheshan 2tai narid hamom.
    man in hame mikonam hich vaght 2tai nemiram hamom.
    BE GHOLE MEHRAD HIDDEN:HAME KOS KESHAN
    Mr.Lock


  •   kiajon
  • 5 سال،7 ماه
    • None

  • آقا دستت درست
    داستان قبلیتم خوندم
    همش عالی بود بازم بنویس


  •  
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • خوب بود
    اما چرا کون کردنو ادامه ندادی ؟
    آخه به گفته خود خانوما لذت کون دادن به دردش می چرب
    البته خانومایی که من باهاشون بودم اینو گفتن


  •   Daniel Roy
  • 5 سال،4 ماه
    • None

  • kos kesh zane mardomo mikoni montazer bash ta yeruzam yeki zane khodeto bokone
    motmaen bash in etefagh barat miofte
    jakeshe avazi


  •   کسرا خان
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • بد نبود کیرم یه تکونی خورد


  •   sarbandar
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • کیرم تو خودتو داستان تخمیت چند خطشو بیشتر نخوندم فهمیدم کس شعره کس کش دروغگو


  •   emafucker
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • اخه ادمه ... چی بت بگم خودت یبار بخونش. کیرم دیگه راس نمیشه


  •   farzaad
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • خدا به داد همسرش برسه .....جنده بوده نه .......


  •   Amir eshghi
  • 4 سال،8 ماه
    • None

  • manam taghriban mese in dashtam.onaei ke fohsh midan migan zane mardom beran khone beshinan.
    Nayan inja dastano bekhonan erza beshan bad ye jaghe hesabiam bezanan bad fohsh bedan
    Kos kesh agar gharare faghat zane khodeto bekoni inja cge gohi mikhori
    Benevisis hamaton dametonam garm har modelihar noei har fantezoee


  •   Amir eshghi
  • 4 سال،8 ماه
    • None

  • manam taghriban mese in dashtam.onaei ke fohsh midan migan zane mardom beran khone beshinan.
    Nayan inja dastano bekhonan erza beshan bad ye jaghe hesabiam bezanan bad fohsh bedan
    Kos kesh agar gharare faghat zane khodeto bekoni inja cge gohi mikhori
    Benevisis hamaton dametonam garm har modelihar noei har fantezoee


  •   lessbian68
  • 4 سال
    • None

  • امیدوارم یکی هم زنتو اینجوری بکنه و تو نفهمی!!!


  •   kire20cm_dagh
  • 4 سال
    • None

  • نترس لزبین جان تا حالا حتما کردن زنشو و خودشم فهمیده که اینجور عقده ای شده
    سکس ارزش داره ولی نه به هرقیمتی احمق عوضی


  •   soolysofi
  • 4 سال
    • None

  • uuummmmmmچه حالی کرده اون زن !!!.نوش جونتون!!!


  •   vax3000
  • 2 سال،11 ماه
    • None

  • عــــــــــــــــــــــــــالــــــــــــــــــــــــــی بود دمت گرم


  •   بی نام 20
  • 1 سال،9 ماه
    • None

  • نمیدونم چی بگم واقعی به نظر میرسه ... این پول لعنتی!


  •   سارا هستم
  • 1 سال،5 ماه
    • None

  • دلم سکس خواست


  •   Amirr zed
  • 1 سال،5 ماه
    • None

  • دلفينا هم بال دارن داداش biggrin


  •   کس ناب
  • 1 سال،5 ماه
    • None

  • برودنبال بابا ت بگرد


  •   اسکلت حشری
  • 1 سال،3 ماه
    • None

  • وقتی خواستی بکنی دهنش بی‌مقدمه شومبولو چپوندی تو حلقش ولی وقتی خواستی کسش بذاری اول دولا شدی بوسیدی اجازه گرفتی؟!
    تو دیگه عجب کسخلی هستی!


  •   azzzzzzzzzz
  • 3 ماه،1 هفته
    • 0

  • عالب بود عین همین داستان منو خواهرت داریم تو یه فرست برات مینویسم الان چون فرصت ندارم رو مخ مادرت کار میکنم


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان های مشابه


جستجو