فضولی با دخترعمه

    1391/5/11

    این داستان یک داستان کاملا واقعی بدون هیچ دخل وتصرفی در آن . من 17سالمه وتو کاشان زندگی می کنم یه دختر عمه 18 ساله دارم تو تهرون زندگی می کنه . اون دختر خوشگلیه ، با بدن سفید ومتناسب . ماجرا از این قرار بود تابستون سال پیش خونواده ما و عمه مون که ار تهرون اومده بودن به همراه مادربزرگم رفتیم قمصر . اونجا ما یه باغ بزرگ داریم . سارا دختر عمه ام هم اومده بود من خیلی خوشحال بودم چون وقتی اونو می دیدم انگار دارم از پایین می کنمش . سارا کتاباشو اورده بود چون برا کنکور می خواست بخونه رشته ریاضی هم است . پیشش رفتم و از درساش پرسیدم یه کمی هم با هم شوخی کریدم و خندیدیم . موقع عصر بود که فهمیدم مامان و بابام وعمه و مادربزرگ می خوان برن بیرون . من تا فهمیدم رفتم تو باغ تا خودمو گم کنم . دختر عمه ام هم می دونستم نمی ره بیرون چون می خواد درس بخونه . خلاصه مامانم داشت دنبال من می گشت و صدام می زد من جواب نمی دادم . من به خواهرم گفته بودم می خوام برم خونه ی آقای محمددی تا با پسرش کامپیوتر بازی کنم . خدارو شکر قبل از اینکه بیاد تو باغ دنبال من خواهرم اومد وبهش گفت . من از اون دور می دیدم . و بعد از چند دقیقه خونه رو ترک کردند . من بودم وسارا . از باغ اومدم بیرون از پنجره دیدم سارا تنها داره درس می خونه اومدم تو اتاق . گفت تو مگه خونه ی آقای محمدی نبودی ؟ گفتم چرا ؟ حوصلم نرسید زود اومدم . پس بقیه کجان ؟ گفت رفتن بیرون . گفتم حیف شد منم می خواستم برم بیرون . به سارا گفتم دَرست تموم نشد . گفت نه هنوز مونده . بهش گفتم درسو کنار بذار و یه کم استراحت کن . گفت نمی دونی چقدر این کس شرا زیاده خودمم می دونم . تا ده دقیقه کس چرخ می زدم تا ببینم چی کار می تونم بکنم ؟ فرصت طلاییه ! البته من با دخترعمه خیلی خودمونی بودم و باهام راحت بودیم . کیرمو طوری تو شلوارم گذاشتم تا اگه راست کرد زیاد تو دید نباشه . رفتم پیش سارا گفتم بیا رو تخت بشین یه فیلم ببینیم . من لپ تابم اورده بودم . یه سی دی قهوه تلخ گذاشتم اونم اومد نشت تا بینه . خیلی دوست داشت . منم مدام به ساعت نگاه می کردم که چقدر وقت بی خودی داره از دست می ره . در حین دیدن فیلم نگام به کونش بود . دستمو گذاشتم رو گردنش اون تو بحر فیلم دستمو گذاشت کنار . دوباره دستمو گذاشتم رو گردش و گردنشو مالودنم . سارا با خنده گفت چی کار می کنی ؟ فیلمو ببین . دستمو برداشتم و بعد از چند ثانیه دستمو رو پاهاش گذاشتم و کف پاهاشو مالوندم . اون زیاد مقاومت نمی کرد . فهمیدم خودش بدش نمی یاد . چند بار این کارو کردم . دیدم اونم دستشو گذاشت رو گردنم و کمرمو می مالوند . دستمو بردم بالای زانوش یه کم رفت عقب و مقاومت کرد . اما دوباره دستمو رو زانوش گذاشتم و رفتم بالا . دستمو فوراً گذاشتم رو کوسش و مالوندم . اونم دستشو گذاشت وسط پام وکیر راست شدمو فشار داد داشتم حال می کردم .دگمه های لباسشو باز کرد و سوتین مشکی رنگش پیداشد . عجب چیزی بود !!! شیء العجایب ! تا حالا همچین چیز زیبایی ندیده بودم . راستم بلند شد و دگمه های شلوارشو باز کرد و شلوارشو کشید پاییسن . یه شرت مشکی با پاهای سفید عجب چیزی بود ؟ داشتم می مردم . اومد رو پام نشست و منم فوراً ازش لب گرفتم . اونقدر زبونشو خوردم که داشتم می مردم . بدون فاصله اونو رو تخت خواب خوابوندم و پاهاشو لیسیدم . اونم می خندید و حال می کرد . به شرتش رسیدم با زبون شرتشو خیس کردم اونم که حشری شده بود شرتشو پایین کشید یک کوس سفید وبدون مو از بالا تا پایین لیسیدم . منم در حین لیسیدن سینه هاشو می مالوندم . سرمو تو کوسش فشار می داد . کوسش خیلی داغ بود . ولی من حدود 10 دقیقه براش لیسیدم تا ارضا شد . بعد راستش ایستادم شلوارمو در آورد . شرتمو کشید پایین و کیر کلفت 16 سانتی رو تو دهنش گذاشت . اونقدر قشنگ ساک می زد که هیچ جا رو از قلم نمی انداخت اونقدر می خواست بلیسه تا آبش در بیاد . کیرمو از دهنش اوردم بیرون . رو تخت از پشت خوابوندمش کونشو با زبون خیس کردم و کیرمو آروم به سوراخش مالوندم . چه حرارتی داشت پدر سوخته ! تمام وجودم داغ شده بود . هیچ وقت همچین حالی نداشتم . کیرمو آروم تو کونش گذاشتم آروم آروم تا نیمه رفت تو شروع کردم به تلنبه زدن ، اونم ناله می کشید و منم بیشتر حشری می شدم . سریع وسریع تلنبه زدم . فهمیدم آبم می خوات بیاد بیرون فوراٌ کیرمو از کونش در آوردم و جلو صورتش بردم و سارا با یه کم ساک زدن آبش تو صورت ودهنش ریخت و سر کیرمو شروع به لیسیدن کرد خیلی خسته شده بودم اومد یه 5 دقیقه رو دلم خوابید منم بوسش کردمو و گفتم اگه اذیت شدی ببخشید . شرت وسوتینشو تنش کردم و یه بوس به کوسش زدم گفتم من رفتم تو باغ بچرخم اگه اومدن بگو اومده رفته تو باغ . تو ام برو درساتو بخون صورتتم بشور . از اون موقع به بعد دیگه فرصتی برام پیش نیومده تا بکنمش امیدوارم امسالم بتونم بینمش .


    نوشته:‌ علی

  • 5

  • 0




نظرات:
  •   ELENOR
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • ایشالا میکنیش و اگه کردیش بگو ما هم بیایم بکنیم .. اینجا که قهطی کس اومده .. هیچکس نمیده ....


  •   Armin.a.f.
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • دختر خاله؟دختر عمه؟فضولی؟
    یه کم واضح تر بنویس اگه بازم خواستی بنویسی
    مرسی


  •   ساناز 3200
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • سلام آقای آدمین چرا کامنت های من پاک میشه؟؟؟؟؟؟/


  •   perspolis 6 @ ss0
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • جديدا چي شده همه ي دختر عمه ها؛دختر خاله ها؛دختر عمو ودختر دايي ها+خاله؛عمه و زن دايي و زن عمو ميدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    بچه ها جديدا مد شده يا واقعا اينجوريه؟:)


  •   tohi24
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • خاك توسرت با اين داستان نوشتنت كير خر تو سوراخ كون و دماغت بدبخت كوني ديكه ننويس يا بهتره بكم ديكه copy-paste نكن جنده


  •   sex and love
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • حیف وقت
    حیف انگشت اشاره رو موس
    حیف چشم
    حیف اینترنت
    حیف برق
    حیف فن سی پی یو که لحظاتی به خاطر این داستان چرخید
    و حیف این انگشتا که داره واسه این کس شعری که گفتی رو کیبورد ضربه میزنه.


  •   arash sharifi
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • حروم زاده جاکش با این داستانت مادر قهبه


  •   arash sharifi
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • حروم زاده جاکش با این داستانت مادر قهبه


  •   قزوینی 1
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • مطمئنی برای دوستی پاک میخوای؟ :D


  •   hataf.52
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • سلام من کاربر جدبد هستم میخواستم بدونم چرا واقعا بعضی از کاربرا بد دهن هستن بابا از چیزی خوشتون نمیاد چرا توهین میکنید خب بگید مزخرف بود بی مزه بود خوشم نیمدچرت بود فقط خواهش توهین نکنید البته همه دوستان گل هستن مخلص همه هاتف مرسی


  •   ZimZex
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • اخه تخمی (:
    جنده هم به این راحتی نمیده
    اخه جقی (:
    چرا کس شعر مینویسی که ملت کونت بذارن
    هان.چرا؟


  •   takavarjoon
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • تخماتیک بود دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . .
    1 - شاش خوک تو ادبیات کیریت.
    2 - شاش خر تو تخیلات جلقیت.
    3- شاش سگ تو داستان تخمیت.
    4 - شاش ادمین تو صورت کثیفت.
    5 - شاش بچه های شهوانی تو حلقت.
    مُد شده هر بچه جلقویی میاد داستان کیریشو میذاره اینجا. کیر همه بچه های شهوانی تو ماتحتت دیگه ننویس. این اراجیف چیه نوشتی با این ادبیات کیری؟ یعنی چی که نوشتی انگار دارم از پایین میکنمش؟ کله کیری تو که سواد هم نداری چطوری به خودت اجازه دادی بنویسی؟ دیگه ننویس. سر در این خراب شده نوشته بالای 18 سال مگه کوری؟ بچه کونی برو جلقتو بزن و دیگه نیا اینجا. چولمنگ دیگه ننویس. میشه بگی کیرت رو چطوری تو شلوارت گذاشتی که اگه راست کرد تو دید نباشه؟ توی اون حالت که فیلم میدیدید هم دست مینداختی تو گردنش و هم کف پاشو میمالوندی؟ ببین دختر عمه‌ات جنده است که به این راحتی پا داد؟ این کلمه‌ی شیءالعجایب رو میشه ترجمه کنی؟ عجایب هفت گانه تو کونت دیگه ننویس.


  •   21 sant mofid kir daram
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • heyf ke ein bache khodesh nist javabet ro bede
    nesfe kiraye donya to konet baghyash ham to halghet
    madar jende to ke didi kiri neveshte goh khordi khondi dastan ro badesham rafty ye dast jalgh zadi
    bi namosa gohe ziadi nakhorin badeton omad nakhonid


    shoma aghaye nevisande chizi behet nemigam chon einja ye site azade ama ye kam deghat kon
    movafaghbashid dostan


  •   hamed0711
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • خیلی داستانت کیری بود.!!


  •   ننه جون
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • ننه توهم زدی.اخه بعد از آب اومدن دیگه کی حوصله داره بخوره.عجبا.حیرتا


  •   khashi.mashi
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • اه اه اه


  •   A.K.T
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • باید بگم داستانی که خوندم یه داستان واقعاً تک بود. لنگه نداشت. کیری ترینن داستانی بود که تو کل عمرم خوندم. فکر کنم بچه های گُل شهوانی به اندازه کافی بهت فهموندن که هم داستانت تخمی بود. هم خودت به صورت کاملاً رسمی یه احمقی. اگرم به احتمال یک هزارم درصد واقعی باشه دختر عمت دست هرزه ترین زنای دنیا رو از پشت بسته کرده تو کوس خودش. به قول یکی از بچه ها جنده به این راحتی نمیده! البته دور از جون جنده...!


  •   Dada saeed
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • يه جورايي روند راضي كردن دختره رو درست توضيح ندادي،يا اينكه بطور كل ذهنيات خودتو در هنگام پديده صنايع دستي نوشتي
    بابا چرا جوري مينويسين كه انگار همه دخترا جنده شدن!
    آخه همه مون دوست دختر داشتيم همينكه دستتو گذاشتي اول رو كمرش بعد رو كونش و بعد تر رو كوسش اونم بي مقدمه دست گذاشت روي كيرت و شروع يه سكس بي نظير با دخترعمه!
    يعني واقعا اينجوريه يا ما خيلي عقب مونده هستيم كه ماهها وقت صرف ميكرديم تا دختره فقط يه بوس ناقابل بهمون بده،يا اينكه تو فاميل شما اينجوريه؟
    طرف ميخواد با زن خودش سكس كنه كلي نازشو ميكشه ولي تو٠٠٠
    ترا خدا نكنيد اينكارو
    اصلا برگردم به همون شعار قديميم :
    حيف وقت
    حيف اينترنت
    حيف كامنت


  •   Dada saeed
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • يه جورايي روند راضي كردن دختره رو درست توضيح ندادي،يا اينكه بطور كل ذهنيات خودتو در هنگام پديده صنايع دستي نوشتي
    بابا چرا جوري مينويسين كه انگار همه دخترا جنده شدن!
    آخه همه مون دوست دختر داشتيم همينكه دستتو گذاشتي اول رو كمرش بعد رو كونش و بعد تر رو كوسش اونم بي مقدمه دست گذاشت روي كيرت و شروع يه سكس بي نظير با دخترعمه!
    يعني واقعا اينجوريه يا ما خيلي عقب مونده هستيم كه ماهها وقت صرف ميكرديم تا دختره فقط يه بوس ناقابل بهمون بده،يا اينكه تو فاميل شما اينجوريه؟
    طرف ميخواد با زن خودش سكس كنه كلي نازشو ميكشه ولي تو٠٠٠
    ترا خدا نكنيد اينكارو
    اصلا برگردم به همون شعار قديميم :
    حيف وقت
    حيف اينترنت
    حيف كامنت


  •   jujekhorus
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • کله كيری.فقط میخواستم ببینم نظرم ثبت ميشه ;)


  •   A.K.T
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • نکته جالب!
    توی تخیلات تخمی این بچه کونی نویسنده یادش رفته دیالوگ بنویسه...! اما به هر حال من خندیدم. بزارین بازم داستان بزاره یکم بخندیم!!!
    .
    .
    .
    بچه ها بجای اینکه با اخم بگین "اه! چه داستان تخمی و چرتی"، با خنده بگین "نیگا کن! چه داستان مسخره ای!! خدا هرچی منگله شفا بده! 8))"


  •   karim hamidi
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • کوچولو تو لپ تاپ داری دیگه جرا میدی خونه آقای محمدی


  •   A.K.T
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • be nokteye kamelan zarifi eshare kardi


  •   بازرس دودو
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • کلی اصطلاح یاد گرفتم
    با فاصله به جای بلافاصله
    شی العجایب به جای عجیب الخلقه یا یه چیزی تو این مایه ها
    راستم بلند شد به جای کیرم راست شد


    و ....
    خودمونیم داداش خیلی سخته ادم راستش بلندشه ها . دمت گرم ما خیلی هنر کنیم فقط راست میکنیم تو راست رو هم بلند میکنی !! دمت گرم جدا دمت گرم . دعا کن ما هم یه روزی راستمونو بلند کنیم


  •   عمو رامتین
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • 1) چطور شد همه باهم رفتن بیرون؟
    2)دستشو گذاشت رو گردنت وکمرتو مالوند؟؟
    3)دختر عمه شما جنده ترشیف دارن؟کدوم دختر 18 ساله تازه کاری آب کیرو میخوره یا میریزه رو صورتش؟
    دوست عزیز من فقط ایراد های داستانت رو بهت گفتم،سعی کن داستان دیگتو بهتر بنویسی!
    ودرضمن داستانت زیاد واقعی نبود


  •   عمو رامتین
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • 1) چطور شد همه باهم رفتن بیرون؟
    2)دستشو گذاشت رو گردنت وکمرتو مالوند؟؟
    3)دختر عمه شما جنده ترشیف دارن؟کدوم دختر 18 ساله تازه کاری آب کیرو میخوره یا میریزه رو صورتش؟
    دوست عزیز من فقط ایراد های داستانت رو بهت گفتم،سعی کن داستان دیگتو بهتر بنویسی!
    ودرضمن داستانت زیاد واقعی نبود


  •   عمو رامتین
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • 1) چطور شد همه باهم رفتن بیرون؟
    2)دستشو گذاشت رو گردنت وکمرتو مالوند؟؟
    3)دختر عمه شما جنده ترشیف دارن؟کدوم دختر 18 ساله تازه کاری آب کیرو میخوره یا میریزه رو صورتش؟
    دوست عزیز من فقط ایراد های داستانت رو بهت گفتم،سعی کن داستان دیگتو بهتر بنویسی!
    ودرضمن داستانت زیاد واقعی نبود


  •   عمو رامتین
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • 1) چطور شد همه باهم رفتن بیرون؟
    2)دستشو گذاشت رو گردنت وکمرتو مالوند؟؟
    3)دختر عمه شما جنده ترشیف دارن؟کدوم دختر 18 ساله تازه کاری آب کیرو میخوره یا میریزه رو صورتش؟
    دوست عزیز من فقط ایراد های داستانت رو بهت گفتم،سعی کن داستان دیگتو بهتر بنویسی!
    ودرضمن داستانت زیاد واقعی نبود


  •   koso
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • ووووووووووووووواااااااااااایییییییی تکاور جووووووووووووووون عاشق نظراتتممممممممممممم . اصن میام اینجا نظراتتو بخونم :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :love:


  •   آريزونا
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • گل اومد بى وفايى يادم اومد نازى همدم من...
    فول آلبوم شهرام كاشانى تو كونت


  •   haameed
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • آخه جقی تو تاحالا بجز جق به چیزه دیگه ای فکر کردی برو ایندفه تو داستانت ننتو بگا بیشتر حال میده


  •   saeidlove
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • این راست من وایستاد,راست من نشست.این راست اینجا چه معنیی میده.در ضمن معلومه دختر عمت از اون جنده ها بوده و فوق العاده گشاد که حتی یه آخ نگفت.در کل تخماتیک :p


  •   saeidlove
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • این راست من وایستاد,راست من نشست.این راست اینجا چه معنیی میده.در ضمن معلومه دختر عمت از اون جنده ها بوده و فوق العاده گشاد که حتی یه آخ نگفت.در کل تخماتیک :p


  •   saghar.24
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • ای چی بگم که حسش نیست
    همون که تکاور گفت 2 بار بخون


  •   Amiin Teblis
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • کیر تو کونه خودت و بابات با این داستان
    دیگه ننویس کونی


  •   hardcore man
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • مد نشد جقی زیاد شده!


  •   fir
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • حیف که تازه شاشیدم وگرنه 1 دل سیر میشاشیدم تو داستانت گوزملنگ


  •   fir
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • حیف که تازه شاشیدم وگرنه 1 دل سیر میشاشیدم تو داستانت گوزملنگ


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو