لذت کون دادن به حسین

    1390/11/19

    سلام داستانی که می‌خوام براتون بنویسم مربوط می‌شه به کون دادن من به شخصی‌ به نام حسین که نمیدونم از کجا شروع کنم چون زیاد تجربه ندارم واسه نوشتن داستان،میترسم از خودم بگم فحش بخورم که بگید چوخ می‌زنه از این جور حرفا ولی‌ باید بگم که بدونید(اسمم رضا قدم ۱۷۵ وزنم ۶۵ ولی‌ کون برجستهای دارم سنم ۱۶)اینو بگم که من با حسین زیاد سکس داشتیم این یکی‌ از اوناست که می‌خوام بگم .


    یک روز زمستونه بود هوا زیاد سرد نبود نسیم ملایمی میومد تو محل با حسین نشست بودم که بهش گفتم بریم یه دوری تو محل بزنیم اونم قبول کرد و بلند شد خلاصه بعد از بیست دقیقه کس چرخ تو محل حسین بهم گفت بریم گفتم کجا اول فکر کردم میگه بریم بازار واسه زید بازی بعد دوهزاریم افتاد که چی‌ میگه ولی‌ من خودمو زدم به اون راه که یعنی‌ متوجه نشدم بعد دوباره گفت بریم که من یکم انکار کردم گفتم نه بعد با اصرار زیاد حسین راضی‌ شدم بهش گفتم کجا بریم که گفت بریم خونمون گفتم نه حیف این هوا نیست گفت کجا بریم گفتم یه خونه تو محل هست که تازه خالی‌ شده بریم پشت باغ خونه که قبول کرد خلاصه اول خوب آماره محل رو گرفتیم بعد وقتی‌ کوچه خلوت شد رفتیم پشت خونه بذار براتون پشت باغ رو تعریف کنم ،چمنش بلند بودن و بسیار تاریک که چشم هم رو نمیدیدیم .


    اول کنار دیوار به هم چسبیدیم از هم لب گرفتیم سه دقیقه‌ای بود که داشتیم با هم لب بازی میکردیم که من خسته ام شد بعد پیراهنم رو در اوردم حسین نوک سینهامو میخورد خیلی‌ حشری شدم بعد همین جور که داشتم حل می‌کردم شلوار حسین رو کشیدم پایین با کیرش بعضی‌ کردم که خوب بلند شد بعد من شلوارم رو کامل از پام در اوردم فقط شرت تنم بود که رو زانو نشستم کیر حسین رو کردم تو دهانم خوب براش ساک زدم که دیگه احساس کردم داره خستش می‌شه بلند شدم شرت رو هم در اوردم و کیرشو گذشتم لایه پاهام ،تو اون هوا لایه پاهام باد میخورد حشرم بیشتر میشد کیرشو کیرشو با دست خودش تنظیم کرد دم سوراخم کونم بهش گفتم بی‌ انصاف خوش خشک که دیدم خام شد داره سوراخم رو لیس زد منم با این کار خیلی‌ حال کردم از پشت سرشو گرفتم به سمت کونم فشار میدادم که دیدم داره خفه می‌شه ولش کردم بلند شد کیرشو مالید به سوراخم خیلی‌ حال کردم داشتم تو فضا می‌پریدم که دیدم داره یواش می‌کنه تو سرش که رفت تو یه آخ کوچیک کشیدم که یکم صبر کرد و بعد از چند ثانیه باقیش رو کرد تو داشتم از لذت میمردم که شروع کرد به عقب جلو کردن صدام داشت محلها رو ور میدشت که کیرش رو در اورد بهم گفت بریم تو چمن منم از خدا خسته سریع رفتیم تو چمن دیدم خوابید رو زمین گفت بشین روش منم نشستم روش بالا پین می‌کردم که گفت داره آبم میاد گفتم زوده سریع از رو کیرش بلند شدم و کیرش رو به امان خدا رها کردم رو کمر خوابیدم گفتم بیع سینه همو بخور که بیشتر حال کنیم بد از چند دقیقه مدل سگی‌ نشستم گفتم بفرما تو خواست بکنه تو کنم که گفتم نمی‌خوای واسعم بخوری که دوباره شروع کرد به خوردم خوب که خیس شد کرد تو همین طور که داشت میکرد منو برام جق میزد که من یگو تمام آبم اومد اونم داشت آبش میومد که گفت کجا بریزم گفتم بریز بیرون که کثیف نشه. اون هم در اورد همشو خالی‌ کرد رو چمن بعد بلند شدیم از هم لب گرفتن بعد لباس پوشیدیم و خروج از خونه.


    امید وارم خوشتون اومده باشه


    نوشته: رضا

  • 4

  • 0




نظرات:
  •   Armin.a.f.
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • Ba hosSEin sex mikardi? Damet garm baba.man fosh dadano gozashtam kenar.vali to kolan neveshtano bezar kenar.cherto pert neveshti.man vaqtamo bishtaraz in sare charandiatet talaf nemikonam.


  •   mr.anderson
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • shit ﺷﺖ


  •   saeid d
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • به به چه لذتی کرده دوستمون اگه میخوای بیشتر لذت کنی به این سه مورد خوب توجه کن
    .
    .
    .
    نمیگم تاکونت بسوزه


  •   takavarjoon
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • این که کونی هستی و حال کردی نوش جونت ولی من از این کارا حالم به هم میخوره. داستانت رو خیلی تخمی نوشتی با این سوادت که یه بچه دبستانی هم بهتر از تو مینویسه. کیر تو املات.


  •   ساینا جون4
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • گی دوست ندارم نمیخونم >:P


  •   dr_shahvati
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • آخه کونی مگه تو زمستون چمن در میاد؟


  •  
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • :| من گی دوست دارم ولی داستانت خیلی کوتاه بود. اصلا حال نکردم. به هر حال مرسی


  •   Sainaa
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • خیلی بد بود،بچه خجالت نمیکشی که بااین کارافردابهت بگن بچه کونی،برودیونه بااین نوشتنت،به نظرم ابنه ای


  •   vafa70
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • اگه این متنی که نوشتی تلاشی بود برای نویسنده شدن دراینده : به خاطر جسارتت بهت تبریک میگم.ولی من در متنت هیچگونه ارتباط عاطفی که منجر به سکس بین تو وحسین بشه رو نخوندم ودرک نکردم. هیچگونه اطلاعاتی هم از رضا وحسین نخوندم تنها چیزی که درباره رضا(نه تو) دارم اینکه ک و ن برجسته ای داره.با این سن کمت فکر میکنم باید اطلاعات علمی بیشتری درباره سکس بدست بیاری که در اینده تو زندکی عاطفی وسکسی کمکت میکنه.


  •   mamal15yas
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • بد نبود
    ولی تخمی بود :D


  •   asbn
  • 4 سال،2 ماه
    • 1

  • ای ول خیلی باحال بود


    بازم بنویس تا کون هر کی کسخله بسوزه


    اینا خرن نمی فهمن


    GOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOD


  •   خاله میترا
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • داستان گی نخونده بودم تا حالا ولی باحال بود


  •   po_babak
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • شاشيدم تو داستانت
    بچه كوني


  •   parvizpoor
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • یه حسی هست که میگه ایرانی نیستی
    چون املات اشتباهات خاصی داره
    مثلا: شلوار حسین رو کشیدم پایین و با کیرش بعضی کردم
    منظورت از بعضی، بازی بود و فقط کسی که با زبون فارسی رو خوب بلد نباشه همچین اشتباهی میکنه
    یا این: گفتم بی انصاف خوش خشک که دیدم خام شد داره کونم رو لیس زد!!
    که دیگه جای توضیح نداره


  •   parvizpoor
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • یه حسی هست که میگه ایرانی نیستی
    چون املات اشتباهات خاصی داره
    مثلا: شلوار حسین رو کشیدم پایین و با کیرش بعضی کردم
    منظورت از بعضی، بازی بود و فقط کسی که با زبون فارسی رو خوب بلد نباشه همچین اشتباهی میکنه
    یا این: گفتم بی انصاف خوش خشک که دیدم خام شد داره کونم رو لیس زد!!
    که دیگه جای توضیح نداره


  •   parvizpoor
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • یه حسی هست که میگه ایرانی نیستی
    چون املات اشتباهات خاصی داره
    مثلا: شلوار حسین رو کشیدم پایین و با کیرش بعضی کردم
    منظورت از بعضی، بازی بود و فقط کسی که زبون فارسی رو خوب بلد نباشه همچین اشتباهی میکنه
    یا این: گفتم بی انصاف خوش خشک که دیدم خام شد داره کونم رو لیس زد!!
    که دیگه جای توضیح نداره


  •   sater
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • نمي دونم خوب بوديابد؟املات بسياربدبوداگراينقدري كه به حسين كون دادي رفته بودي سركلاس بهتربود.


  •   arminak
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • فکر کنم افغانی باشی!


  •   a.r.a.s.h
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • داستان بسیار بسیار تخمی تخیلی بود
    چی فکر کردی همچین داستانی نوشتی


  •   SaraLatifi
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • انشا صفر
    داستان ننویس شما
    موضوع داستان که اصلا جالب نبود
    جمله بندی داستان که تو ذوق میزد


  •   کیر 2011
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • کیرم دهنت


  •   SaeedJJ70
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • داستان جالبی بود
    من یه پسر خوشگل گی هستم، اگه دوست داشتی با هم گی کنیم.
    id: saeed.jj70


  •   jandow
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • اخه بچه کونی وسط زمستون چمن در کون ننه جندت در نمیاد چه برسه تو باغ
    کونیه اش و لاش اگه میخوای کون بدی بگو خودم میام میکنمت دیگه چرا کون وارونه میدی
    کیرم تا خایه تو کون ابجی کوچیکت
    چاقال حروم زاده دیگه نبینم اومدی کس شعر میگیا
    الاغ اولش میگی یه روز زمستون بعدش میگی هوا تاریک بود
    کیر تو مخ پوکت کنن با این کون دادنت


  •   ahoura3x
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • يكي از برجسته ترين رمان هاي تاريخ بود من هنوز در حيرتم كه اين نويسنده نابغه با اين قلم استثنائيش چرا تو ايران داره تلف ميشه
    كير حسن شماعي زاده تو كون تو با اون ارباب كونيت


  •   afsane_93
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • خیلی خیلی خوشکلم وگی دوس دارم.امافقط میکنم.عاشق گی هستم.هرکی این احساسوداره میفهمه چی میگم.


  •   Xylem
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • واقعا این همه گی هست تو کشور؟!


  •   HAMIDNAFTI
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • kossooooooooooooooo
    kos khola


  •   ساده دل
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • موضوع اين نيست که خوب نوشتي يابد، غلط املايي داره يا نه، استعداد نويسندگي داري يا نه، موضوع اينه که يه اتفاقي برات افتاده و تو اونو واسه ما نوشتي،با سطح سواد خودت،با قلم خودت، وبا بيان خودت. مهم اينه که من حس ميکنم واقعيت داره،اين مهمه نه چيز ديگه. از ممنونم چون درکت ميکنم و از داستانت خوشم اومد. آرزوم اينه که با آدمي به سادگيه خودم که باخوندن اين داستان حس ميکنم تو ميتوني اون آدم باشي، عاشقانه رفاقت کنم.


  •   Abasn69
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • داستانت که بد که چه عرض کنم افتضاح بود توصیه میکنم در ضمن اینکه به حسین آقا کون میدی در عوض کون دادن بهش ازش سواد یاد بگیری


  •   Men Sexy
  • 4 سال،1 ماه
    • None

  • اوبی اینی که تو تعریف کردی من فیلمشو دیدم ........ کم کس بگو
    انصافا املات خیلی تخماتیک بود


  •   dr_nas
  • 3 سال،9 ماه
    • None

  • سلام دکتر جان
    واقعا ایول به این هوشت
    وسط زمستان چمن بلند کجا بود آخه؟؟؟!!!


    همش دروغ مینویسن.
    خدا لعنت کنه دشمنان کشورمون رو که جوانانمون رو بدبخت میکنند...


    جوانان به هوش باشید...


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو