مامان حشری

    1389/12/14

    سلام خدمت دوستان سکسی خودم من امروز میخوام داستان سکسی خودم با مامانم رو براتون بنویسم که 2 سال پیش اتفاق افتاد اسم من اشکانه 18 سالمه مامانم مریم که 37 سالشه بسیار سکسی ولی تیپ معمولی از وقتی پدرم به رحمت خدا رفت مادرم ومن تنها شدیم مادر که رشتش حساب داری بود با کامپیوتر سرو کار داشت من هم از کودکی زیاد با کامپیوتر و انترنت سرو کار داشتم یه روز که تو خونه داشتم چت میکردم با لب تاپ به سرم زد که مادرم رو سره کار بزارم برا همین یه ایدی راه انداختم از رویه مسینجره مامانم که یه بار یادش رفته بود ایدی خودش رو ببنده رفته بود دم در تا کارت عروسی دختره همسایه رو بگیره منم دزدکی ایدیش رو برداشته بودم برا همین مامانم رو اد کردم مامانم هم که با اینترنت مخالف بود منم دزدکی با انترنت ایرانسل کانکت میشدم و رو لب تاپ نسب میکردم چت میکردم همون موقع یه متن براش فرستادم سلام دادم شب موقع لالا رفتم باز کانکت شدم ولی مامانم کانکت نبود چون چند روز بد که رفتم چت روم با کوشی تو مدرسه دیدم مامانم نوشته uمنم نوشتم یه پسرم 25 سالمه بچه اهواز شبا از ساعت 11 به بد هستم اگه خواستین چت بکنیم شب که بد شام رفتم بخوابم دیدم مامانم اد کرده من رو بعد 1ساعت دیدم مامانم امد و من بهش سلام دادم بعد چند دقیقه جواب داد ون نوشت که سن من شما با هم جو ر نیست منم گفتم من که نمیخوام با شما باشم فقت دوستی ساده مامانم هم نوشت من وقت ندارم برو دنبال هم سنت و من با کلی خواهش تونستم مخش رو بزنم گفتم اسمش سنش بگه که گفت ناهید ۳۵منم تو دلم گفتم عجب ادمی مامان ما که اسمشو نگفت بد مامانم گفت عکس وفیلم داری بده منم تعجب کردمو گفتم دارم گفت بده گفتم من عکس میدمو تو بجاش بهم وب بدی گفت ندارم وب منم عکسارو دادمو گفتم شب بخیر فردا میبینمت صبح که جمعه بود از صبح دیگه چشمم دنبال کون مامان بود تو دلم نقشه میکشیدم شب که دوباره کانکت شدم دیدم مامانم هم کانکت هستش اول اون سلام دادو بعد سره صحبت رو باهاش وا کردمو گفتم عکسا خوب بود گفت اره تا صبح 2 بار ابش امده منم نوشتم که شو هرچرا نکردی نوشت من شوهرم فوت کرده بعد گفتم خودت رو پس چه جوری اروم میکنی گفت خودم رو میمالم ازش پرسیدم دوست پسرنداره گفت دارم گفتم چند نفر نوشت به چه درد تو میخوره گفتم حال میکنم بگو دوست دارم با کلی خایه مالی گفت با هفت هشت نفری هست گفتم یه چیزی بگم ناراحت نشی گفت نه بعد چند سانیه گفتم جنده هستی نوشت جنده مامانته من به خاطره نیاز جنسی حال میکنم نه برا پولش من پول نمیگیرم از کسی بعد چندین روز چت خیلی چیزا دست گیرم شد مثلأ پرسیدم وقتی شوهرت زنده بود باز به کسی کس دادی یا نه که گفت 3 4 بار گفتم به کی که گفت به یکی از شوهره همکارش پرسیدم بچه داری گفت اره 1پسر 16 ساله گفتم میدونه که کس میدی گفت نه ادامه دادمو ازش پرسیدم دوست داره به پسرش کس بده گفت نمیدونم شاید اره شاید نه ازش پرسیدم دوست داره جلو پسرش به 2 3 نفر کس بده خوشش میاد گفت دوست داشتم جلو شوهرم من رو بکنن که نشد اره بدم نمیاد که جلوش من رو بگان منم بهش گفتم پس ردیف کن ببینه مامانش جندس گفت جنده نه هرزه بهتره چون من به پول نمیدم بعد 2روز بهم پی م داد که چه جوری بکنم تاپسرم من رو بکنه جلوش کس بدم بهش گفتم برو وکاری کن تا پسرت بفهمه که کس میدی بعد چند مورد که بهش گفتم گفت بسه ابش امد منم ازش پرسیدم که چرا ابت امد گفت داشته خودش رو میمالیده بعد دوبارو که بهش گفتم گفت نمیخواد بسه فردا که از مدرسه برگشتم همه چی عادی بود تا این که بعد از ظهر دیدم مامانم یه جوری شده خودش رو زیاد بهم میماله شب موقع خواب گفت که دیشب از خواب پریده خواب بدی دیده میخواد که من کنارش بخوابم ما که رفتیم بخوابیم دیدم مامانم گفت که یه 1ساعتی با کامپیوتر کار داره کا ره شرکت تو بخواب منم وقتی دیدم رتف چت روم زود به بهانه دست شوی رفتم گوشیم رو اوردم ا ز تو اتاق اوردم رفتم تو چت گوشی گزاشتم روی بی صدا ما مان تا دید من ان شدم بهم بدون سلام نوشت میخوام امشب به پسرم کس بدم چی کار کنم منم براش نوشتم چند لحظه صبر کن تا بهت بگم بد یواش شلوارم رو کشیدم تا رون پاین بد و کیرم رو کرفتم دستم که15 سانتی هست وکلفتی معمولی بهش نوشتم که از کارت پشیمون نشی گفت نه نمیشم گفتم کجاست پسرت گفت پیشم رو تخت خوابه بهش نوشتم ببن خوابه یا نه یواش رفتم زیر پتو برگشت نگاه کرد تو تاریکی بد گفت اره منم نوشتم پس بیا بشین رو کیرم ناهید جنده نوشت چی نوشتم پشت سرت اشکانم مامان مریم بیا کیرم رو بکن کونت برگت نگاه کرد بعد گفت اشکان تو با من چت میکردی تو میخوای من رو بکنی منم بهش گفتم مامان شما مگه دلت نمیخواست بهم کس بدی جلو چشمم تو رو بگان گفت پاشو برو بیرون منم پا شدم رفتم کنارش کیر به دست بهش گفتم بخور برام بد گفت خیلی بدی حالم گرفته شد بد برام شرو کرد به ساک زدن بعد چند سانیه ساک احساس کرده دارم میمیرم ابم امد و مامانم رفت تا خودش رو تمیز کنه بد 5دقیقه امد تو اتاق وگفت دوست داری ببینی از کجا به دنیا امدی گفتم ازخدام هستش لباساشو در اورد طاق باز دراز کشیدو من هم نگاش میکردم نمیدونم چه مدت نگاهش کردم ولی وقتی به خودم امدم پریدم رو کسش براش خوردم مامانم من رو بلند کردو خودش نشت رو کیرم با اون کس خوشگل وسفیدش که مو هم نداشت بد چند دقیقه بلندش کردم از جلو خوابیدم روش داشتم تو کسش تلمبه میزدم که مامانم سینه بندش رو زدکنار دوتا سینه با حال که نکش قهوی بود رو نمایان کرد منم شروع به خوردنش کردم داشت ابم م گه به مامان گفتم گفت بریز همون تو ابم با فشار امد ریختم تو کس مامانم صبح 11 بیدار شدم دیدم مامان میگه مدرسه رو که پیچوندی بیا صبحانه بخور منم برم زنگ بزنم شرکت مرخصی بگیرم تا کس دادنم رو نشونت بدم بهم گفت که با گوشی مامانم به یه نفر س بدم که بیا خونه خالی هستش که این ماجرا باعث شد تا من هم کس دادن مامانم رو ببینم هم جلو مامانم کون هم بدم به دوست پسرای مامانم اگه خوشت امد برام نظر بدین تا جریان کس دادن مامانم کون دادن خودم رو براتون بنویسم و این که چه جوری مادرم ازم حامله شد قربون کس کون مادر خواهره همتون


    نوشته: اشکان

  • 7

  • 0

  • برچسب:



نظرات:
  •   mik158
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • chi begam valah,
    18 3alete maman ham 37 sal,pas maman 19 salegi bache dar shod,
    2 halat dare arab bashi ya abadani.ke dar har 2 sorat to laf zadan takin


  •   jefry
  • 5 سال،9 ماه
    • 1

  • کس ننت ,ان شدی یا اد شدی بی سواد.منم میخام مامان مریمتو ازکون بکنم آدرسشو بده


  •   sharlatan17
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • کیرم تو کوس مامانت مادر جنده بچه کونی


  •   nokhodi
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • کس کش مادر جنده.خاک تو سرت .برو پیشه مادرت چون الان داره کس وکون میده


  •  
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • ghoromsaghe khali band


  •   kodex
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • کس ننت حروم زاده


  •   koonbaz
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • من نمیدونم نویسنده این داستان کیه اما هرچی با خودم کلنجار میرم نمیتونم باور کنم انسان حتی در خیال و توهم هم بتونه انقدر پست باشه که این نسبت ها رو به مادر خودش بده
    نویسنده این داستان یا واقعاً روانیه یا از جایی ساپورت میشه تا غیرت رو از جوانهای ایرانی بگیره
    سکس خیلی خوبه اما در چهارچوب خودش


  •   FARAZ
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • معلومه تمام این چیز هایی کهنوشتی کس وشعره و فقط مخواستی قیمت مادر جنده ات رو بالا ببری


  •  
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • March 2011 - 11:56 — koonbaz
    Vote up!
    Vote down!
    من نمیدونم نویسنده این داستان کیه اما هرچی با خودم کلنجار میرم نمیتونم باور کنم انسان حتی در خیال و توهم هم بتونه انقدر پست باشه که این نسبت ها رو به مادر خودش بده
    نویسنده این داستان یا واقعاً روانیه یا از جایی ساپورت میشه تا غیرت رو از جوانهای ایرانی بگیره
    سکس خیلی خوبه اما در چهارچوب خودش
    in dadashemon vaghean marde
    dada hal kardam ba nazaret
    shak nakon in dastana az tarafe admine
    admin va chand nafare dge
    hich kodom iran nistan
    va irani nistan
    age irani bodan sharaf dashtan be jayi ke az onja be donya omadan nazare bad nemikardan


  •   mash abda
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • chera kos migi dost dari bego ta bachehaye ahwaz biyan to nanato bekonan


  •   Ahmad9
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • Chera har ki dastan mizare esmesh ya ashkane ya arash?


  •   turin
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • مادر جنده میام خودتو اون مامانه جندتو میکنما
    سگ ننتو بگاد مادر جنده
    کیر تو سولاخ کوناتون
    الان یه ذره اروم شدم مادر سگ


  •   sina.sexy
  • 5 سال،9 ماه
    • None

  • doctor.sina1


    بده مامانت ایدیمو


  •   Sexy_AssHole
  • 5 سال،8 ماه
    • None

  • Mamanesh ham senne khodesh bude hamele shode,Modire madrese babash bude:d


  •  
  • 5 سال،8 ماه
    • None

  • پدر سگ
    تو از شیطان پرست ها هم بد تری


    اینقدر کونی هستی که مادر خودتو میگایی؟؟؟؟؟


    پس منم کیرم تو کس مادرت


  •   sikish
  • 5 سال،8 ماه
    • None

  • كيرم تو كس مادرت
    كيرم تو كس خواهرت.عمت.خالت و..........
    كس كش پس فترت
    توله سگ


  •   850285657
  • 5 سال،8 ماه
    • None

  • کس ننت مادر جنده


  •   قناری
  • 5 سال،8 ماه
    • None

  • کس کش کونی میری کسکشی ننتو میکنی تو خجالت نمیکشی دییوس مادر جنده میری ننتو میگای واقعا که به قول اون دوستمون شماها ایرانی نیستید و اگر هم هستید باید به نتفتون شک کرد حتما حرومزاده اید بی شرف من خودم هرکی رو که بگی کردم ولی دیگه به ننه خودم نظر ندارم ایرانی یعنی غیرت بی شرف دین ندارین لااقل آزاده باشید


  •   ven00s
  • 5 سال،8 ماه
    • None

  • داداش اینا با تو سر لج دارن
    من که با تو دوستم آبجیتو یه شب به من میدی منتظر جوابم
    جواب ندی مادر جندای


  •   kiajon
  • 5 سال،7 ماه
    • 1

  • خوب بود
    بازم بنویس


  •   soose
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • واقعأ بی ناموسه مطلقی!آخه کوسکش اینم شدکار!تخم حرومی دیگه!


  •   Daniel Roy
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • فقط آدمای حرومزاده میتونن اینجوری باشن
    تو هم از همون سه چهار باری که ننت با وجود شوهر دار بودن داده پس افتادی
    حرومزاده کس مغز
    ادمین بابا حالمونو نگیر با این داستانای کس و شعر
    اه اه


  •   sahar-asdnet
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • SEXS (2).jpg


  •   کوچولو موچولو
  • 5 سال،5 ماه
    • None

  • بهتره فحاشی نکنیم فقط نمره بدیم همین


  •   کوچولو موچولو
  • 5 سال،5 ماه
    • None

  • نمره من 4 از 20


  •   abcd hgfe
  • 5 سال،4 ماه
    • None

  • ............
    نمیدونم به این انسان نماها چی بگم.


  •   farzaad
  • 5 سال،3 ماه
    • None

  • کیر20 سانتی باکیرهمه ی بچه های شهوانی تو مون تو و مامانت...


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • :B
    جای حرف نمی مونه.


  •   sami_joon6763
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • واقعا که متاسفم


  •   sahar-asdnet
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • چندتا مامان داري؟


  •   mehrdad avesta
  • 5 سال
    • None

  • منم بیام جلوت مامانتو بکنم.


  •   کسان
  • 4 سال،9 ماه
    • None

  • منم میخوام مامانتو بکنم جونننننننننننننننننننننننننن


  •   topsex.1
  • 4 سال،9 ماه
    • None

  • فکر میکنم اگه خیلی زرنگ بودی میتونستی یه فکری به حال مادرت بکنی تا با 8-7 تا دوست پسر به قول خودش هرزگی نکنه بعدشم کوس مادرت و کون خودتو باهم اونم تو یروز تو خونه خودتون به پیشنهاد خودتون از دست ندی


  •   rahavbr
  • 4 سال،7 ماه
    • None

  • اگه دوست داشتی بگو بیام جای باباتو پر کنم


  •   Moosioo
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • خواستم فقط بگم "زارت"


  •   rezamaram
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • کیرم دهن مرده،زنده ت کسکش پدر


  •   hasanvafa121
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • به شغل شریف کس کشی مشغول باش امنهای عزیز


  •   sasan 3
  • 4 سال،2 ماه
    • None

  • جون دوست داری چرا مصنوعی


  •   Alijo0on
  • 3 سال،10 ماه
    • None

  • تو دیگه خیلی اسکلی که ملت رو مثل خودت فرض کردی


    کمتر جلق بزن اینطوری میترسم درشهر نشونت بده برای اینکه جلو کس مامانت داشتی فضا نوردی میکردی!


  •   kospooside
  • 2 سال،8 ماه
    • None

  • کس کش


  •   Kamran.mahabad
  • 2 سال،4 ماه
    • None

  • خر خودتى


  •   Arash.nik
  • 2 سال،3 ماه
    • None

  • اقا یکی راهنمایی کنه من چجوری این دختر دایی رو مخش بزنمممممممم


  •   سجاد21
  • 2 سال،3 ماه
    • None

  • من که خوشم نیامد


  •   mahdi.yosfi
  • 1 سال،10 ماه
    • None

  • کاش ادرس مئ دادئ منم خدمت شما مادر پسر مئ رسیدم اگه داستانت درست واقعئ باشه


  •   amir to be
  • 1 سال،9 ماه
    • None

  • جون مامانتو


  •   ghaasvb
  • 1 سال،9 ماه
    • None

  • مامانت با ما هم دوست میشه
    صواب داره نیازه شو برطرف کنیم


  •   سکسی 1000
  • 1 سال،9 ماه
    • None

  • جلغوز کیرم تو کون مامانت ... وقتی کسی 7 یا هشت تا دوس پسر داره با عکسهای سکسی تو شب خودشو خالی میکنه. بچه کونی جلقی.... ننویس ....الاغ ننویس .... کوس شعر نوشتی . برو جلق بزن ادم بشی.


  •   سعید فاکر
  • 1 سال،9 ماه
    • None

  • توهم قشنگی بود ولی کاش تو توهمت مامانتو از کون هم میکردی.


  •   سعید فاکر
  • 1 سال،9 ماه
    • None

  • توهم بود ولی بهرحال بهتر بود تو این داستان بنویسی که مامانتو از کون هم کردی.


  •   ntit
  • 1 سال،7 ماه
    • None

  • خیلی قشنگ بود حال کردم


  •   saharjoon1992
  • 1 سال،6 ماه
    • None

  • خاک تو سر بی غیرتت کنم....کسی به مامان خودش رحم نکنه...دیگه از حیوون هم حیوون تره...حالم بهم میخوره...از اینکه...کسی حتی به فکر سکس با محارم باشه...بدبخت به زنامون...از پسر و برادر...و همه ی اطرافیان دیگه باید بترسن


  •   HOTHUSTLER
  • 1 سال،6 ماه
    • None

  • جنده هم به این زودیا خودشو لو نمیده.
    البته تو خودت اوبنه ای هستی فکر کردی مامانتم جندس.
    لاشی اگه کونیم هستی آدم باش.مادر یه موجود مقدسه.
    متاسفم واسه مامانت که اینهمه بچه بزرگ کنه اونم سواد دار شد بیادو شرافتشو بگا بده.برو بمیر ان دونی.


  •   HOTHUSTLER
  • 1 سال،6 ماه
    • None

  • bomb


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان های مشابه


جستجو