من و زنداییم وای

    1391/12/2

    سلام به همه دوستان
    من خیلی وقت که تو این سایت عضوم ولی این برای اولین بار که پست میزارم
    در ضمن من این سکس با زنداییم را مدیون این سایت هستم چون من با خوندن داستان های دیگر بچه ها تجربیات هاتی پیدا کردم بگذریم بریم سر اصل مطب
    من 14 سالم بود که داییم زن گرفت و زنش هم اون موقع 19-20 سالش بود و داییم 26/27سالش بود.
    زن داییم از همون اول خیلی من را دوست داشت و به من نمیدونم ولی مثل داداش نگاه میکرد به من( اینم بگم هم من خوشگل و خوشتیپ بودم و هستم و هم زنداییم)
    من از همون ابتدا خیلی میرفتم خونه داییم و زنداییم جلوی من راحت بود
    و من را بوس میکرد دست میداد خلاصه خیلی راحت بود این داستان تا 17سالگی ادامه داشت تا من رفتم 4.5 سالی دانشگاه و با خانواده رفتیم به شهری که قبول شدیم
    بعد ما سالی یه بار میودیم به شهر خودمون اونم عید بود منم به شوق دیدن زنداییم میامدم که اونم میرفتن خونه مادرش تهران و موقعی هم که میومد ما میرفتیم چون بابام اصلا بهش مرخصی نمیدادن و نمیزاشتن بابام یه روز معمول هم مرخصی بگیره
    خلاصه سرتون را درد نیارم ما برگشتیم و فک کنم بهمن ماه بود که همه شب اولی که برگشتیم همه خونه مادر.مادرم بودیم زنداییم هم بود که من وقتی دیدمش اصلا نتونستم جلوی کیرم را بگیرم و راست شد و فک کنم زنداییم دید و یه نیش خند به ما زد خیلی هات شده بود در این موقع ما لیسانس برگشته و با کلاس خانواده بودیم همه به ای مهندس میگفتن هیچی ما را دور گرفته بودن خلاصه و نمیزاشتن کاری بکنیم زنداییم یه بچه داشت به اسم پرنیا که من وقتی اخرین بار دیدمش و رفتیم 2 سالش بود و من را نمیشناخت زیاد این اولین ملاقات من با زن داییم بود
    بعد ما یه دو سه شب دیگه که دو بارش را تنهایی به خانه داییم رفتم و یه بار هم برای شام خانوادگی رفتیم خلاصه ما هرچی بیشتر این زندایی را میدیدم بیشتر هشری میشدم تا یه روز رفتم برای زنداییم ماهواره شون را درست کنم که دیدم مثل قدیم جلوی ما راحته و اون وقت بود که به خودم گفتم زندایی صد در صد میکنمت خیلی من را حشری کردی ولی نمیشد که چون پرنیا خوشگل اونجا بود
    من 3 چهار بار دیگه به بهونه های مختلف رفتم خونشون ولی هربار که میرفتم یه چیزی مانع فکر شوم من میشد خلاصه عید شد و ما همگی جمع بودیم نهار که خوردیم
    که عجب نهاری بود من هنوز مزش یادمه چون خاطرش یادم نمیره
    خلاصه داییم گفت جواد جان این کامپیوتر ما خرابه پاشو بریم خونمون که کامپیوتر را درست کنی بهش گفتم حالا بزار فردا صبح که سر فرصت درست کنیم گفت نه بابا همین الان من پس فردا باید تمام کارهام را تحویل بدم میخوام فردا همش را تکمیل کنم بلند شو گفتم باشه برم دست شویی بیام بریم گفت باشه بعد رفتم که سوار ماشین بشم داییم گفت من کار فوری برام پیش امده و باید برم سر کار تو برو خودت گفتم نمیشه که گفت برو کیلید خونه را از زندایی بگیر و برو من به زنداییم گفتم زندایی کلید خونه را بده من برم خونتون کامپیوتر را درست کنم گفت وایستا من خودم هم میام رفت سراق پرنیا که اون را هم بیاره ولی اون نمیودم بعد انقدر خوشحال شدم که نمیاد پرنیا با خودم گفتم زندایی این سری میکنم خلاصه هرکاری کرد پرنیا بیاد نیومد بعد گفت بریم جواد ما هم گفتیم بریم
    سر راه یه داروخانه دیدم به زنداییم گفتم نگه دار نگه داشت من هم رفتم یه بسته کاندوم و یه قرص استامینوفن گرفتم امدم سوار شم گفت چی خریدی گفتم قرص سرم در میکنه رفتیم تو خونه و باز مثل سابق جلوی ما راحت بود ما رفتیم سر کامپیوتر که درست کنیم در همین به فکر کردن زندایی بودم بعد یهو گفتم میکنمش که یاد داییم افتادم گفتم یهو نیاد به بهانه نرم افزار زنگ به داییم زدم گفتم دایی این نرم افزار را بگیر بیا یهو گفت من کارم طول میکشه خودت برو بگیر بهش گفتم مگه تا کی کارت طول میکشه گفت شاید تاساعت 9-10شب من نمیتونم خودت یه کاریش بکن ما را حسابی خوشحال کرد ما رفتیم سرغ زندایی بینم چه میکنه دیدم داره ظرف میشوره رفتم بغلش دست زدم به کمرش و بهش گفتم چرا کمرت قرمزه گفتم اینجا بعد همینجوری ستون مهراهاش رفتم با لا گفت همه اینجا ها قرمزه یا مال تو قرمزه اینا که گفت از خودم بیخود شدم گفتم مال من
    یهو گفت بزار ببینم گفتم چی را گفت قرمزیتا گفتم ببین پیرهن من را زد و حرکت خودم را تکرار کرد و گفت دروغ میگی کجاش قرمزه یهو از زبونم پرید گفتم من کمرم را که نگفتم زبر نافم را گفتم یه چشم غضب ناکی به من کرد که من از حرف خودم خجالت کشیدم
    رفتم منت کشی رفتم یهو یه بوس از لپش کردم گفتم ببخشد همینجوری ادامه دادم همجاش را بوس کردم (یعنی همینجوری که مینویسم کیر شق کرده) خلاصه حشری کردم پاشا میمالیدم و بوسش میکردم و میگفتم ببخشید اون هم هی تقلا می کرد از من خلاص شه ولی نمیدونست بایه ببر تیز پنگال طرفه یهو گفت باشه بخشیدم ببینم گفتم چی را گفت قرمزیتا گفتم اول تو یهو شلوارکش را در اورد
    منم شورتش را با حشز تمام کشیدم گفت یواش گفتم 2 ماه جلوی خودم را دارم میگیرم یواش نداریم عزیزم
    کس نبود ابنابات بود وای اینقدر لیس زدم که یهو ابم امد خیلی حشری بودم یهو زنداییم گفت ببین چه کردی با زندگیم فرش را نجس کردی چه کنم حالا پاشو امد پاشه پاش را گرفتم نزاشتم پاشه گفتم وایستا تازه مونده اشکال نداره خودم کردم خودم هم پاک میکنم بهش گفتم زندایی کیرم را بخور یهو عصبانی گفت خفه شو پرو من هم گفتم پرو نشونت میدم کیرم را بزور کردم تو دهنش تا کردم گاز گرفت نامرد نامردی نکردم کوسش را درهین خوردن یهو شوشولش را گاز گرفتم بش گفتم این به اون در
    میخوری گفت باشه باشه لعنت به تو وای چه باذوق میخورد داشت میخورد که دوباره لامسب ابم امد لعنت به این شانس منم ولش کردم رفت تو دهنش لعنتی اینم کیر ما داریم بابا باور کنید دست خودم نبود امد دیگه چه کنم از دستم حاسبی عصبانی شد
    بلندشد لباسش را پوشید و گفت پاتمرگ بریم من هی گفتم گو خوردم بزار تو هم حال ببری این که نمیشه پاشدم تا دوباره ارزاش کنم ولی خودم نا نداشتم شروع کردم دستم را انداختم لای کسش و شروع به خوردن گردن و گوش و لبش کردم البته به لبش که رسیدم ول نکردم راضی شد دوباره لباساش را کندم و مستقیم کیر را تو کسش کردم یهو کیرم را کشد بیرون گفتم چرا میکشی گفت تو که معلوم نیست یهو ابت میاد گفتم وایستا رفتم کاندومی که خریدم را اوردم و بهش دادم گفتم بیا اینم کاندوم کاندوم را باز کرد و یه بوس از کیرم کرد وکاندوم را کشید به کیرم و گفت شروع کن من هم انواع و اقسام مدل ها کردمش فرقونی دسته بیلی سیخونک ... هرمدلی که میشد کرد مگه ابم میومد حالا خیلی داشت حال میکرد گفتم ابم دیگه نمیاد بزار کاندوم را بردارم تا منم یه زره حال کنم قبول نمیکرد راضیش کردم و خوابیدم و اون هم نشست رو کیر ما شروع به تلمبه زدن کرد وای از این بهتر نوع سکس وجود نداره همینجوری که روبهروم بود سینه هاش بالا و پایین میرفت من را داشت حشری میکرد گفتم بلند شو داره میاد بلند شد ولی ابی نیومد گفتم اینجوری نمیشه خوابوندمش کردم تو کونش نمیزاشت ولی من هم به زور فرو کردم یه 10-15 باری که تلمبه زدم تو کونش و کونش موج برمیداشت ابم امد ریختم تو کونش
    دو باره ناراحت شد گفتم تو کون که بچه دارت نمیکنه یه بار بری دست شویی میاد بیرون
    بعد من یهو بیهال شدم اونم همینجور افتاد روم من هم همین هین پستوناش را میخوردم و میگفتم وای وای بعد 10 دقیقه ای بلند شدم شدیم و رفتیم با هم حمام که چه حمامی بود خلاصه بعد دوباره برگشتیم تو خونه مادربزرگم ولی من نرفتم رفتم خونه
    یه بار دیگه هم کردمش که به زور و اصرار خود زنداییم کردمش و الان که این خاطره را دارم مینیوسم دوست دارم یه بار دیگه بکنمش
    امیدوارم از خاطرم خوشتون امده باشه.


    نوشته: جیسون

  • 3

  • 0

  • برچسب:



نظرات:
  •   Shahinkoskon
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • Ey Val ridi ba in dastanet


  •   Velgardetanha
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • Ajab!


  •   Shahinkoskon
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • Ey Val ridi ba in dastanet


  •   DR-sexy
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • آخه کونیییییییییییییییییییییییییییی =)) :))
    تو اصلا میدونی کاندوم با کدوم ک مینویسن که بعد میای از سکس مینویسی
    با خوندن داستانت به سه تا نتیجه رسیدم
    1- زنداییت جنده اس که بلافاصله بهت پا داده :-C :-C
    2- خودت بجای زن داییت دادی حالا میخوای وانمود کنی کس کردی 8} 8}
    3- احتمالا تو کل فامیلاتون کسی دانشگاه نرفته که با یه لیسانس گرفتن تو دورت حلقه زدن و نمیزاشتن کاری کنی :B :B
    بعدشم مهندس!!!!!! حشری نه "هشری" =)) =)) =)) =)) =))


  •   یک پسر باحال
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • به قول داییت :جوات جان!!!! دیگه ننویس,,کمتر جلق بزن کسمغز تا کمتر خونریزی مغزی کنی


  •   انگشت21
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ریدم تو لهجه ات اصفهانی،بی سواد


  •   ar1
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • فقط میتونم بگم برات متاسفم . خیلی هم متاسفم . تقریبا میشه گفت ترکیبی از چند داستان که تو سایت هست . میخوام بهت فحش ندم . اما نمیشه . کیر تو حلقت . تو مهندسی ؟ تو کیر خرم نیستی . تو انشاء هم بلد نیستی . چطوری 4 سال درس خوندی . چرا با توهماتت زنداییت رو جنده میکنی ؟ کونی . جقول . جاکش . ضمنا چرا همه زندایی هایی که جنده تشریف دارن یا ماهوارشون مشکل داره یا کامپیوترشون ؟ تو ارواح خبیثت .


  •   ar1
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • حتما باید ساناز جون کس نازشو حواله دهن تخمیت کنه . ساناز حیف کست نیست تو دهن این جقول کنی ؟؟؟ به نظر من کستو بذار دهنش ، اما بشاش تو حلقش.


  •   jezak
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس کونی....این چه جور نوشتنی بود...خیال بافت


  •   Bixi
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • كس مادرت با اين داستانت ، برو پسر شير تو بخور. فردا هم براى خواهرو مادرت ميگى صد در صد؛ بچه كونى اين داستان بود كه تو گفتى. بايد اون سوراخى كه تو ازش در اومدى گل گرفت.


  •   عمه رویا
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • یک اکابر حتمن خودتو معرفی کن لطفا ...
    اول الفبای سواد رو یاد بگیر بعدش بنویس
    راستی اسم مدرسه همون دبستانت چی هست ؟ باید ازشون شکایت کنی ..
    ی داستان نوشتی هزار غلط توش هست ...
    راستی نمره دیکته تو چقدر بوده ؟


  •   EIS
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • :& :&


  •   ali004
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • mohandes ارضا نه ارزا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


  •   hamedassassin710
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • باریکلا خوب کس شعر مینویسی


  •   trakhtur
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • "مهندس گل پسر" بيا كه اين پدر خر داره با آبروى مهندس ها بازى ميكنه


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • حاضر :-D
    مدرك ليسانست از پهنا تو خلأهاي كمر به پايينت :-D
    آخه كون پسته اي اين چيه نوشتي؟
    چرا مياي با آبروي مهندسا بازي ميكني؟ ( :-D )
    استفراغ كرگدن تو اون دانشگاهي كه تو ازش مدرك گرفتي
    اسپرم شپش پير تو اون لهجه ي داستانت
    ننويس عاقا ننويس
    تو محيط بسته گوزيدي بوشم پيچيده(=ريدي آبم قطعه)
    شاخ گورزن اندرون ماتحتت ننوس ...


  •   BABRE SEFID
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • یه دس به دماغت بزن ببین خون نمیاد...احتمالا خون داره میاد چون مغزت پریوده........کس مغز :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس گل پسر بی زحمت مورد آخرو بیشتر توضیج بده شاخ گورزن رو منظورمه :D


  •   hp2222222
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • چِرت بود.


  •   میلادکیرکلفت
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • من بایدزن داییت رابکنم تابگم راست میگی


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • بخاطر داستان مجلوقانه اي كه جناب نويسنده نوشتن؛ بنده شاخ گوزن رو حواله ي ماتحت دو بعد حياتي ايشون (مادي معنوی) نمودم :-D
    براي بعد مادي ايشون،از شاخ گوزن مادي(گوزن زنده) و براي بعد معنوي، از شاخ گوزن معنوي(شاخ روح گوزني كه عمرشو به شما داده) استفاده ميكنيم :-D
    يعني دركل شاخ گوزن تو مقعدت جناب نويسنده :)


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس گل پسر:


    دم گوزن هنوز بیرونه .بیشتر زور بزن نمی ره داخل. :D ;)


  •   sexy boy..
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • بازم ما رو خر فرض کردن
    خر خودتی کس مخ کیرم دهنت


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • پروازو جان من كه مسئول فرو كردن گوزنه نيستم كه :-D
    من فقط حواله كردم؛ ديگه خود به خود ميره داخل :-D
    كل گوزن رفت داخل، حالا فقط واسه دمش جا نيست؟ :-D
    .
    .
    آرتين =))))))
    من وقتي اون كامنتو نوشتم تازه بيدار شده بودم و چشام درست و حسابي نميديد :-D
    كاملا حق با شماس ;-)
    گورزن؟؟؟ =))))


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس گل پسر:


    من گفتم با تمام وجود درک کنه. کار کامل باشه.نکنه می خوای دمشو من بکنم تو.....ش


    عجب.


  •   farshad koskhol
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ريدم به داستانت و لیسانسی كه داری!
    اخه بچه جون تو به زور بلدی بنویسی,خاك تو سر خانواده ای كنم كه تو باكلاسش باشی!


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس گل پسر:


    یک زنگ به بیل بزن .خوب جواب می ده اینجور مواقع. :D


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مازیارم بد نیستا :D
    پرواز جان کاش بذاریم گوزنه روال منطقی خودشو ادامه بده :D
    خود به خود میره داخلا :D


  •   pepsi1975
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • این نخودک قلقلی انگار هر روز مرگ مغزی میشه؛ هر روز هم قلبش رو به یکی اهدا میکنه؛
    :D :D :D :D :D :D


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس گل پسر:


    مازیار می زنه شوهر گوزنه رو هم می کنه تو.... ول کن تو رو خدا مازی جو گیره.


    مهندس:


    روغنی چیزی زده به گوزنه که راحت بره؟ من که چیزی ندیدم والا. :D


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • حالا کی گفته گوزنه مؤنثه؟
    من گوزن مذکر حواله کردم :D
    گوزنه اتوماته!
    خود به خود میره داخل :D


  •   pepsi1975
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ماتو اینجا خطرناکه ؛ یهو دیدی گوزنه رم کرد ؛ برو :D :D :D :D :D :D


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس خاک به سرم یارو زجر کش شد بکش بیرون با شاخ فرستادیم.بیچاره شد . :D


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • پپسی جان گوزنه برنامه ریزی شدس، خیالت راحت :D
    .
    .
    پروازو بذا یکمی درد بکشه تا دیگه آلته شعر آپ نکنه :D


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس من فقط موندم اینو چجوری ارسال کردی در .... نویسنده.


    اینو تشریح نکردی.


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • کد ارسال:
    142شماره پست داستانوسیله مورد نظر برای حواله کردنرمز کاربری#
    اینو بزنی حواله میکنه :D


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • نه بهت افتخار می کنم. زیر بنا کارت درسته.مجکم کاری می کنی اب از اب تکون نمی خوره. :D ;)


    در هر صورت نویسنده عزیز:


    توش جانت.گواری وجودت عزیزم.


    موفق باشی.


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • Shokhi shokhi:


    گوزن میل داری درست بگیم می فهمیم.دیگه نمی خواد غیر مستقیم حرف بزنی.


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مخلصم :D


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • شوخی دادا حرفت خیلی ابهام داشت!
    وسط گوزن بازی که فحش نمیدن!
    پرواز جان ممنون :)


  •  
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ریالتیم دادا.


  •   trakhtur
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • مهندس گل پسر چرا تازگى ها نقد نميكنى
    قبلا تا به اين نويسنده ها نرينى ول كن نبودى خدايى عاشق نقد هات بودم


  •   امیرمهدی21
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • سلام ایشان حرف دل مارافرمودندجناب مهندس خیلی وقته ازکتابهای ارزشمندتون چیزی توکامنتهانمینویسین.بنده حقیردرتمام مدتی که تشریف نداشتیدبه قدربضاعت البته نگذاشتم که سنگرهاخالی بمانندومرتب درحال تمرین ومشق ازروی کتابهای شماهستم،البته باکسب اجازه ازمحضرمبارکتون وبارعایت کامل حقوق مولفین وذکرخیرازشماکه خوشبختانه خودتان تشریف آوردید،آرزوی سلامتی وموفقیت شمارادارم.یاحق


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • تراکتور داداش اونموقه تابستون بود و چيزي كه زياد بود وقت!
    حالا زمستونه و بجز دانشگاه كلي گرفتاري ديگه :)
    وگرنه من همونم كه بودم :-D


  •   ahora 2000
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • کس کش پدر کونی ریدم تو حلقت
    بیسواد کیر مغز جلقی.


  •   trakhtur
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • آره مهندس جون راست ميگى خدايى تابستون امسال وقت زيادى داشتيم و 25 ساعته تو سايت بوديم
    البته اونوقت "كفتار پير" و "شير جوان" و"امام زاده بيژن"
    هم عضو هاى فعالى بودن و نويسنده رو زجر كش ميكردن تو هم آخرش ميومدى با اون كتاب تخم شناسيت كير خلاص رو به نويسنده ميزدى :-D
    يادش بخير
    ولى حالا كه شما پيشكسوت ها نيستين اين نويسنده ها حسابى ويراژ ميدن
    البته شكر خدا هنوز دو سه نفرى هستن كه از توليد مثل بى رويه اين نويسنده ها جلوگيرى ميكنن


  •   joseph_poor22
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ریدی خیلی هم بد ریدی متاسفانه آب هم قطعه
    خب عمه جنده میخوای دروغ بگی مثل کره ی آدم دروغ بگو...


  •   sara.b
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • zoret kardan benevisi


  •   Dorsaa jigmal
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ریدم تو اون دانشگاهی که به تو مدرک داده با این سوادت... قرمزیتا


  •   شراره جون
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • خدایا اینا دیگه از کدوم جهنم دره ای هستند!
    مردک بیمار چرا تو انقدر حقیری ؟ هان؟
    فکر کردی اینجا همه بی سواد هستند و تو فقط مهندسی؟گمونم جد اندر جد عقده ی مدرک دارید...تو برو اول درست بنویس،درست حرف بزن،آدم شو،بعد بیا اینجا مدرکت رو به رخ ما بکش.فکر کردی ماها هم مثل فامیلای امل جنابعالی حلوا حلوات می کنیم؟
    اگه جرات داری بگو چی خوندی تا با دوتا سوال به گه خوردن بندازمت؟؟؟ یالا؟؟؟


  •   losangeles
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • اکثر این این کسشرارو یک نفر مینویسه. از بعضی واژه ها تابلوهه.


  •   Baxbax
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • كيرم تو حلقت حد اقل كس و شعر درست و حسابي بنويس


  •   مهندس گل پسر
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • امير مهدي21 =)))))
    خسته نباشي :-D
    نظر لطفته دادا، متأسفانه بعلت كمبود وقت كتابم داره خاك ميخوره :-D
    مخلصم دادا
    .
    .
    تراکتور(!) عزيز
    اين مجتلق المغز هارو هيچ كاريشون نميشه كرد
    عين باكتري هي زياد ميشن!
    ولي خب؛ ماها هم به قدر بضاعتمون از خجالتشون درميايم كه زحمتشون بي ثمر واقع نشه :-D
    .
    .
    لوسيفر جان هميشه خوش باشي عزيز؛ شما لطف داري :)


  •   gorgali2006
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • تا حالا شده کسی داستان بنویسه و بقیه به هیکل نویسنده افتابه نگیرن و فحش ندن؟


  •   gorgali2006
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • تا حالا شده کسی داستان بنویسه و بقیه به هیکل نویسنده افتابه نگیرن و فحش ندن؟


  •   Bahram110
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • از براي نويسنده کس خر کيلويي
    برو لهجه تو عمل کن باشه


  •   mostoufi
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • تخم سگ تو مهندس شدی هنوز لهجه اسفونیدا !! تو نوشتنت نمیتونی فراموش کنی؟
    لحجدا گاییدم. زن دایییدا میکنی جواب داییدا چی میدی؟


  •   mehrab 565
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • این مادر مرده دیگه از بس بهش فحش دادین دیگه اس ام اس به کسی نمیده باب اینقدر فحش ندید


  •   mehrab 565
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • این مادر مرده دیگه از بس بهش فحش دادین دیگه اس ام اس به کسی نمیده باب اینقدر فحش ندید


  •   SEXI ladiy
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • حقشه


  •   SEXI ladiy
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ما ما ما یکی از فامیلاممممون لی لی لیلیلیلیسانس داره ییییکی یکی یکی هم پ پ پ پراید داره برو گوهتو بخور،بی سواد کس خل کس مغز جلقی جقی ،قرمزیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتاااااااا ؟؟؟ ای یعنی چی آخه بیا کسمو بخور که بهتره


  •   SEXI ladiy
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ما ما ما یکی از فامیلاممممون لی لی لیلیلیلیسانس داره ییییکی یکی یکی هم پ پ پ پراید داره برو گوهتو بخور،بی سواد کس خل کس مغز جلقی جقی ،قرمزیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتاااااااا ؟؟؟ ای یعنی چی آخه بیا کسمو بخور که بهتره


  •   SEXI ladiy
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • قرمزیتا آخه این یعنی چی بهتر نیست کسمو بخوره؟


  •   SEXI ladiy
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • ما ما ما یکی از فامیلاممممون لی لی لیلیلیلیسانس داره ییییکی یکی یکی هم پ پ پ پراید داره برو گوهتو بخور،بی سواد کس خل کس مغز جلقی جقی ،قرمزیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتاااااااا ؟؟؟ ای یعنی چی آخه بیا کسمو بخور که بهتره


  •   xxboy17tab
  • 3 سال،3 ماه
    • None

  • طوری تو کونش گذاشتن که فک میکنه این گذاشته


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان های مشابه


جستجو