کس دادنم توی مدرسه

    1392/4/27

    سلام اسم من مریمه . یه دوهفته ای هست که با این سایت آشنا شدم وسوسه شدم اتفاقی رو که تو دوران مدرسه واسم اوفتاده بود رو بنویسم . سال اول دبیرستان توی مدرسه نمونه دولتی شبانه روزی قبول شدم اولش فکر وذکرم فقط درس خوندن بود تا اینکه بادختری به اسم میترا دوست شدم میترا خیلی دختر زیبایی بود خیلی هم حشری اونروزها کمتر کسی از بچه ها موبایل داشت که یکی از اونها هم میترا بود یه گوشی با کلی عکس و فیلم سکسی شبها مینشستیم تو اطاقمون چندین ساعت فیلم وعکس سکسی تکراری نگاه می کردیم دوتاییمون خیلی می رفتیم تو کف . شبها که هم اطاقیهامون که سه نفر بودن خواب می رفتن می افتادیم به جون همدیگه اول کس و کونمون رو تمیز میشستیم واسه همدیگه لاس میزدیم وای که چقدر حال میکردیم کس وکون میترا از من خوش فرمتر بود واسه همین من خیلی با حرص وولع می خوردمش طعمش هنوز رو زبونمه بعد از چند ماهی دیگه به لاس زدن قانع نبودم دلم می خواست خودم رو جر بدم حالم خیلی بد بود همون روزها بود که فهمیدم میترا باکره نیست همین باعث شد که منم قید پرده ام روبزنم از مشاورمون شنیده بودم که قابل ترمیمه . یه شب که با خیارسبز افتادیم به جون همدیگه میترا کار خودش رو کردو راهم رو باز کرد . بعد از چند روزی دیگه به انگشت کردن و لاس و خیارسبز راضی نبودم دلم بدجورکیر میخاست ازهمون کیرکلفتهایی که تو فیلمها بود . همون روزها بود که یه ساختمون قدیمی رو تو مدرسه مون تخریب کرده بودن وداشتن جاش یه ساختمان جدید میساختن یه پسری به اسم میلاد که مهندس بود اونجا مسئول کارگاه بود تیپ نسبتا خوبی داشت یه عینک دودی که بهش می یومد با یه شلوار کتون تنگ که کیرش قلمپ کرده بود بیرون خیلی جلب توجه میکرد زنگهای تفریح من فقط اون رو نگاه میکردم بد جور تو کفش بودم بهش نگاه می کردمو کیرش رو تصور میکردم شبها هم توفکر میلاد ارضامیشدم وقتی که کس میترا رو میخوردم تصور می کردم دارم کیر تخیلی میلاد رو میخورم یه روز که میلاد متوجه نگاههای من شده بود بهم سر تکون داد که یک دفعه تمام بدنم یخ کرد سرکلاس فقط به اون فکر میکردم زنگ ناهار که خورد هول هولکی یه نامه واسش نوشتمو رفتم تو حیاط انداختم جلو پاش اونهم برش داشت مثل دیوونه ها بودم مست مست یه چندروزی گذشت عصرها ساعت 4 که کارگاهشون تعطیل میشد و تموم کارگراشون میرفتن میلاد میرفت و برق کارگاه رو که از تو سالن سوله اجتماعات گوشه مدرسه قطع می کرد . یه روز عصر که من الکی کتابم رو گرفته بودم دستم و به بهونه خوندن داشتم دور مدرسه میچرخیدم فرصت رو مناسب دیدم و افتادم دنبالش و پشت سرش رفتم تو سالن تابلو برق پشت پرده سن بود من همون جلو درب وایستادم و بیرون رو دید میزدم که یه دفعه کسی ندیده باشه میلاد که پرده رو زد کنار و من رودید خیلی جا خورد بدون مقدمه گفت کسی که ندیدت منم گفتم نه و رفتم طرفش بدنم سرد سرد بود بی اختیار نگاهم رفت به سمت اون قلمپ جلوی شلوارش دهنم خشک شده بود و زبونم تو دهنم نمیچرخید بهش سلام کردم اون هم دستش رو اورد جلو که بهم دست بده منم دستم رو بردم جلو دستم رو گرفت دستش گرم گرم بود بهم گفت چقدریخی منم که صدام میلرزید گفتم خب دیگه میترسم بهم گفت همین جاباش برم یه سروگوش اب بدم از درسالن رفت بیرون منم رفتم پشت پرده سن پاهام سست شده بود نشستم روی یه چهارپایه ده دقیقه ای طول کشید تا اومد در سالن رو از پشت بست اومد پشت پرده نزدیک که شد بی اختیار از جلوش پا شدم اون هم که فهمیده بود حال من دست خودم نیست من رو گرفت تو بغلش و یه دستش رو گذاشت روی سینه هام و اون یکی دستش رو روی کونم قلبم داشت وایمیستاد قدمن تا سر شونه میلاد بود ومن کاملا در اختیارش به همه جام دست میکشید و قربون صدقه ام میرفت یک دقیقه نشد که بی اختیار جلوی کیرش زانو زدم زیپش شلوارش رو کشیدم پایین تعجب کرده بود خودش کمک کردو شلوارش رو کشید پایین تشنه کیر بودم دلم میخاست زودتر ببینمش اولین بار بود که میخواستم کیر رو از نزدیک ببینم از رو شرتش کیرش رو لمس کردم سفت و بلند شرتش رو کشیدم پایین و بی اختیار سرش رو کردم تو دهنم و شروع کردم به مک زدن بو میداد ولی من تشنه بودم شاید دهها ساعت با گوشی میترا کیر خوردن رو دیده بودم و در ارزوش بودم اینقدر با ولع میخوردم و میمالوندم که میلاد میخواست آبش بیاد و کیرش رو از تو دهنم کشید بیرون نمیخاست به همین جا ختم بشه زیاد وقت نداشتیم هر لحظه ممکن بود یکی بیاد .دامن وشلوارم رو باهم کشید پایین و بینیش رو از رو شرتم گذاشت وسط کسم گفت همیشه دوست داشتم بدونم کس یه دختر 16ساله چه بویی میده میگفت هر چی که تاحالا دیده بد بو بوده ولی مال من خوشبو بود .من رو برد کنار یه میز که اونجابود و منو خم کرد شرتم رو کشید پایین و زبونش رو کشید روی سوراخ کونم و یه تفت انداخت دمش فهمیدم که میخواد از عقب بکنه نذاشتم کون من تحمل انگشت ظریف میترا رو نداشت چه برسه به کیر کلفت میلاد بهم گفت یواش میکنم طوری میکنم توش که نفهمی گفتم نه و به پشت خوابیدم رو میز و پاهام رو باز کردم و گفتم بکنش اینجا داشت شاخ در میاورد منم که مست مست بودم و فقط میخواستم گرمی یه کیر کلفت رو تو کسم تجربه کنم میگفتم بکن دیر شد الان یکی میاد.چشمهای میلاد داشت برق میزد بدون وقفه سرش رو برد وسط پاهام و کس و کون کوچیکم رو باهم میخورد( ناگفته نمونه خوردن میترا خیلی باحال تر بود) بهش گفتم بکن توش دیر شد کیرش رو گذاشت وسط چاک کسم و فشارش داد تو داشتم بال در میاوردم به ارزوم رسیده بودم و کسم داشت جلو و عقب شدن یه کیر رو تو خودش تجربه میکرد احساس میکردم کیرش داره میخوره ته رحمم تااخر میکردش تو طولی نکشید بدنم لرزید و ارضا شدم محشر بود برا اولین باربود به این کیفیت ارضا میشدم یه لحظه احساس کردم یه چیزی پاشیده شد تو وجودم به خودم که اومدم فهمیدم میلاد آبش اومده و همش رو ریخته تو کسم تازه متوجه شدم چه بلایی سرم اومده فکر اینجاش رو نکرده بودم شروع کردم فحش دادن و گریه کردن میلاد هم که از گریه کردن من خیلی ترسیده بود زود لباسهاش رو پوشید و گفت برو دستشویی داخلش رو بشور منم میرم واست از داروخونه قرص بگیرم اون موقع اطلاعاتم در این موارد کم بود چاره ای نداشتم جز اینکه هرچی که او میگه عمل کنم میلاد از پنجره سالن رفت بیرون لباسهام رو پوشیدم و از در سالن پریدم بیرون و رفتم تو دستشویی تو دستشویی شلنگ رو کردم تو کسم و یه نیم ساعتی کسم رو آب میکشیدم رفتم تو حیاط مدرسه شب شده بود قرص رو از میلاد گرفتم و چهار تا رو با هم خورم داشتم از ترس میمیردم شب تا ساعت 3خوابم نبرد مجبور شدم موضوع رو به میترا بگم میترا دلداریم میداد که قرص بخوری هیچی نمیشه صبحش نرفتم کلاس ساعت نه ده بود که احساس کردم شرتم خیس شد نگاه کردم دیدم پریود شدم خیلی خوشحال شدم با خودم عهدبستم دیگه آخرین بارم باشه که از این غلطها میکنم چند روز بعد فهمیدم که میترا هم با میلاد دوست شده و میلاد هم ترتیبش رو داده البته با کاندوم . دوهفته ای که گذشت دوباره کسم شروع کرد به تاب تاب کردن یه قرار دیگه گذاشتم و دوباره با میلاد رفتیم تو سالن این دفعه بیشتر حال داد چون روزقبلش میترا رو کرده بود آبش دور اومد ولی من دو دفعه ارضا شدم . دو سه روز بعدش هم دوباره رفتم باهاش این دفعه مجبور شدم بهش کون هم بدم تجربه خوبی بود ماهرانه کون میکرد . کم کم فهمیدم که اون با میترا بیشتر میجوشه میترا هم خوشکل بود هم کس و کونش خیلی خوش فرم وخوش تراش یه هفت هشت باری میترا رو توی همون سالن کرد . ولی این حال کردنها خیلی طول نکشید رئیس شرکت میلاد که قضیه رو فهمیده بود یه شب میلاد و میترا خانم رو روی کار گرفت و اون رو از شرکت انداخت بیرون ولی مردونگی کرد ومیترا رو لو نداد . این هم از خاطره من ببخشید که خوب نوشته نشده بود و مثل اولین سکسم عجله ای بود . الان هم 23 سالم است و ازدواج کردم و یه شوهری که دوست داشتم گیرم اومده کیر کلفت و خوش تیپ . خیلی باهاش حال میکنم . امیدوارم همه دوستان شهوانی از سکس هاشون خاطره خوبی داشته باشن.


    نوشته: مریم

  • 7

  • 0




نظرات:
  •   دختر گانگستر
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • بعد پردت چی شد ایا؟ اخه دختر مجبور بودی خودتو جر بدی ؟ نچ نچ نچ خیلی تخیلات نابی داری افرین بابا دست آگاتا کریستی و بستی خخخخخخخخخخخخ


  •   mostoufi
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • 1-پسر هستی.
    2-جلقی هستی.
    3-از استان فارس هستی.
    4-و احتمالاً کونی هستی ....


  •   نوبهار
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • مشاور کدوم مدرسه ای به دانش آموزاش میگه از دست دادن پرده قابل ترمیمه؟ :|
    اونم مدرسه نمونه دولتی


  •   عمو عزیز
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • خیار سبز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نمردیم میوه جدیدی هم شناختیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    گوجه سبز داشتیم ولی خیار سبز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مگه خیار با رنگ دیگه ای هم داریم عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  •   دختر شمالی
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • مزخرف مزخرف باز هم مزخرف


  •   X-MaYa
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • :D همون که دختر شمالی گفت


  •   sexi-lady
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • اخه حیف نبود پردتو با خیار زدی؟ ارزش باکره گی بیشتر از این حرفاس...


  •   sexi-lady
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • اخه حیف نبود پردتو با خیار زدی؟ ارزش باکره گی بیشتر از این حرفاس...


  •   sexi-lady
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • اخه حیف نبود پردتو با خیار زدی؟ ارزش باکره گی بیشتر از این حرفاس...


  •   fucker man2433
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • آخه کس جنده،توباید بری کس خونه توروچه به شوهر گرفتن.به خودم میگفتی هرشب خدمتت میرسیدم.هنوزهم دیر نشده جنده جون.مادرت رو هم گاییدم.هرهرهرهر


  •   reza azmon
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • مريم جون بيار من دوباره كس رو جر بدم تا همه باورشون بشه بيا عزيزم


  •   fucker man2433
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • آخه کس جنده،توباید بری کس خونه توروچه به شوهر گرفتن.به خودم میگفتی هرشب خدمتت میرسیدم.هنوزهم دیر نشده جنده جون.مادرت رو هم گاییدم.هرهرهرهر


  •   ســـارا
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • دمت گرم خوب نوشته بودی...آدم ترغیب میشد تا آخر داستانو بخونه


  •   reza ghr
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • بیا کلا خودم چنان جرت بدم که دیگه از این تخیلات به سرت نزنه.هرهرهر


  •   BI SARZAMIN
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • کدوم مدرسه دخترانه ؛ دختراش با دامن هستن ؟؟


  •   تیغ
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • دختر جقی دیگه نوبره جل ال جالق


  •   احسان هات امیری
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • نویسنده پسره
    ارزش خوندن نداره
    تا حالا کس ندیده
    تنها کونی هم که دیده کون خودش بوده که توی آیینه میبینه و جلق میزنه


  •   ♉مصـــــلوب♉
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • حال من دست خودم نييييست
    ديگه آروووووم نميگيره!
    مگه جانماز بود كه نيم ساعت داشتي آب ميكشيدي!؟
    در ضمن محض اطلاع بعضي دوستان ميگم
    فقط استان فارس نيست كه از اين الفاظ استفاده ميكنن تو استان بوشهر هم اين گويش استفاده ميشه
    خيار سبز هم به خيار گفته ميشه تا منظورشون رو برسونن آخه تو اون مناطق به خربزه مشهدي هم خيار ميگن


  •   danial dm
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • نه بابا!
    راست گفتن زمونه عوض شده!!
    ديگه دخترا ميفتن دنبال كير!!!
    آبجى گرچه من خودم پسرم اما رسما آبروى هر چى دختره تو بردى!!!!


  •  
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • محض اطلاعتون بگم هر کی قرص بخوره پریودش چند روز عقب میفته اونوقت تو چجوری فرداش پریود شدی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!111111


  •  
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • محض اطلاعتون بگم هر کی قرص بخوره پریودش چند روز عقب میفته اونوقت تو چجوری فرداش پریود شدی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!111111


  •   حمید64
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • دیگه به خودمم اعتماد ندارم....
    با خوندن این اراجیف حالم بهم میخوره....
    کیر اسب زورو به کوسو کونت


  •   حمید64
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • دیگه به خودمم اعتماد ندارم....
    با خوندن این اراجیف حالم بهم میخوره....
    کیر اسب زورو به کوسو کونت


  •   velon
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • بازم دمت گرم که نگفتی از میترا خوش فرم تری.
    ایول


  •   MS.TEACHER
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • کامنت گذاشتنم نمیاد امشب


  •   bivafa،xXx
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • چطور رئیسش اونو با میترا گیر انداخت بعد میلاد میترا رو لو نداد ؟ اگه کسی فهمید چی شد به ما هم بگه


  •   javad.1999
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • جلقی


  •   نميدونم جرا؟
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • داستانش خيلى كيرى بود...


  •   boy god20
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • پایه سکس ضربدری هستیم پیام بذارید


  •   mama dj
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • جالب بود ،ادامه بده


  •   پسر كير كلفت
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • اگه خواستي يه بار ديگه اين تجربه رو كسب كني به من خبر بده ضرر نميكني


  •   y o n a
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • این داستانو یا یک پسر نوشته یا دختری که تاحالا سکس نداشته
    قابل توجه نویسنده شما وقتی کیر وارده واژنت بشه واژن جا باز میکنه حتی اگه پردت ازنوع ارتجاعی هم باشه سکست قابل تشخیصه چون واژن به صورت اول تنگ نمیشه چه برسه به اینکه فقط بخوای ترمیم کنی


  •   y o n a
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • این داستانو یا یک پسر نوشته یا دختری که تاحالا سکس نداشته
    قابل توجه نویسنده شما وقتی کیر وارده واژنت بشه واژن جا باز میکنه حتی اگه پردت ازنوع ارتجاعی هم باشه سکست قابل تشخیصه چون واژن به صورت اول تنگ نمیشه چه برسه به اینکه فقط بخوای ترمیم کنی


  •   Refulgence
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • دقیقاً
    می خواستم بگم که شما اشاره کردین.


  •   رضاداداش
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • خیلی عالی بود


  •   رضاداداش
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • خیلی عالی بود


  •   احسان هات امیری
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • دخترها خواهشا راهنماییشون نکنید
    فقط بگید نویسنده پسره
    بزارید این جقولها کس و شعر بگن و یکمی بخندیم
    البته به کس عمه نویسنده
    :-D


  •   Siamak-f14
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • آفرين واقعا خوب نوشتي اگه بار اولت بود ديگه بهتر _داستانت واقعي باشه يانباشه مهم نيست مهم اينه خوب وباوركردني نوشتي والبته من شخصا كل ماجرا را
    باور ميكنم _ چو ن يكي از عاديترين اتفاقاتي است كه شايد دهها هزارسال است كه در تمامي جوامع بشري روزانه هزاران بار چنين بده بستونهايي اتفاق ميافته وحتي من مطمئنم زيادطول نخواهد كشيد كه دامنه چنين رويدادهايي به سايركرات سماوي هم خواهد رسيد _وشايدهم رسيده و ماخبر نداريم !


  •   نفسی
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • اول: کدوم مشاوری توی کدوم مدرسه ای از ترمیم پرده میگه؟؟؟
    دوم: توی کدوم مدرسه دانش اموزاش دامن میپوشن؟؟؟
    سوم: همزمان چهار قرص مصرف کردن منتهی به استفراغ و بهم خوردن دل وروده میشه ...
    چهارم:...


  •   peacocks
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • کوسکش دروغگو
    تو مدرستوت دامن میپوشین?
    دامن روک دیدم فهمیدم خالی بندیه


  •   ASD---123
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • نه دوست من یزدیا به خربزه میگن خیار وخیار را هم میگن خیار سبز قابل توجه اقا مصطفی کنوشته پسری ازاستان فارس رفیقت یزدی دراومد البته با همکاری عمو عزیز معلوم شد در نهایت
    اهل هر کجا که باشید ماهمه ایرونی هستیم


  •   سینه سوخته
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • پسرک کونی روت نشد بگی کون دادی خودتو کس جازدی فکر کردی همه مثل خودت کسن!؟ درادامه فرمایشات دوستان در مورد خیار! هرمزگانیا هم به خربزه میگن خیار به خیار هم میگن خیار!!


  •   غلام خان
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • این میمون مینی ژوپی از شیرازه...
    به دیر می گن دور....
    لعن و نفرین خدایان روم باستان بر کس گشادت باد...


  •  
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • دامن وشلوارتوباهم كشيدپايين؟؟؟؟؟ اونوقت شماتوكدوم داهات بودين كه دختراش تومدرسه شبانه روزي نمونه دولتى بادامن وشلوارميگردن؟
    حتماازاون شليته چين داراميپوشين باشلوارگشادپايين كشدار....تومدرسه شبانه روزي هم كه هستين و....بابامگه ملت .....


  •   Bokon...
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • این داستان غلطه نظری ندارم !!!


    (کامنت دکتر عارف وقتی که داستان این جقی رو خوند)


  •   دختر گانگستر
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • کثافت بی شعور بکارت یه دختر انقد بی ارزش که با خیار سبز پاره شه دروغ گو جلقی معلومه یه پسر جنده ای بی شرف والا ما هم مدرسه میرفتیم تا حالا دامن نپوشیدیم با شلوار مگه دوره قاجار کثافت بی شعور لاشی مدرسه نمونه جزو مدارس خواص کونی میشه از این غلطا کرد توش پدر ت و در میارن لاشششششششششششششششششششششششششی کیر چنگیز خان مغول با جغتای دوتایی تو کونت


  •   hamid pishro
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • کیر مامانت تو کونت!!!!!دو جنسه هس دیگه؟


  •   behnam6373
  • 2 سال،6 ماه
    • None

  • ~X( ~X( اخه بي جنبه ها داستانه چراكسشعر تلاوت ميكنيد


  •   royaei
  • 2 سال،1 ماه
    • None

  • بد نبود ؛ خوشبحالت حالا شوهر گیرت اومده ؛ دیگه برو حالشو ببر کمتر خالی ببن


  •   ARVIN_92
  • 1 سال،11 ماه
    • None

  • راستیتش دوستان لطف کردن و گفتنی ها رو گفتن و چیزی از قلم ننداختن که ما بهش اشاره کنیم
    ولی جهت خالی نبودن عریضه
    بسیار کس باید داد تا آماده شود کونی


  •   57javad
  • 1 سال،8 ماه
    • None

  • موقعه ازدواج شوهرت نگفت پرده ات را كي پاره كرده بود يا رفتي دوخته بودي


  •   نادخت128
  • 1 سال،8 ماه
    • None

  • الهی بگردم خانومی چه حیف شد هیچ کیری نچشید طعم خون پرده ات را .


  •   Satisfaction
  • 1 سال،6 ماه
    • None

  • راست و دروغش و نمیدونم ولی کلی روحیه ام عوض شد باحال بود biggrin


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو