کس دختر دایی با تلاش فراوان

    1390/1/14

    سلام من رضا هستم 17 سالمه.اول عذر می خوام که در این داستان یکم به حاشیه ها بیشتر اشاره کردم تا خود سکس. یه دختر دایی دارم که اونم 17 سالشه اسمشم بهاره است. اونم مثل من 17 سالشه هر دومون سال دوم دبیرستان هستیم ولی رشته اون انسانیه و من علوم تجربی. من اوایل نظر بدی نسبت به دختر داییم نداشتم و به فکر سکس بااون نبودم. خیلی دوست داشتم سکس داشته باشم ولی هرگز اون به نظرم نرسیده بود. یه روزی نزدیک ترین دوستم که اسمش بهزاد باشه گفت دختردایی ات با یکی سکس داشته و بکارتش پاره شده. من اوایل باور نمی کردم و مسخرش می کردم تا اینکه از بقیه بچه هام اون حرفا رو شنیدم و می گفتن در ضمن دختر خیلی شیطونیه و با اکثر بچه هایی که می شناسم رابطه داشته و دوست بوده(البته نه در حد سکس). منم که اون موقع ها خیلی حشری بودم و هر دختری رو که می دیدم به اندام سکسی اش نگا می کردم. حالا هر وقت این دختر دایی رو می دیدیم فکر های بد تو سرمون می اومد. اون بعضی وقتا میومد خونه ما ومنم بعضی وقتا میرفتم خونه اونا ولی نمیشد که هر وقت تنها دیدمش به بعضی داستان های همین سایت برم و بهش بچسبم و بگم میخوام بکنمت. من که تصمیممو گرفته بودم و هر طوری بود می خواستم کس این دختر داییمو بزنم. بالاخره از اون دوستم بهزاد (که میگفت دختر دایی ات جنده است) یه سیم کارتی که دختر داییم نتونه منو بشناسه گرفتم و تصمیم گرفتم یه جورایی بصورت یه فرد ناشناس باهاش دوست بشم. من می دونستم که دختر داییم علاقه زیادی به زبان انگلیسی داره یه پیام انگلیسی بهش نوشتم و ازش درخواست دوستی کردم. چند ثانیه بعد یه پیام اومد که گفت باشه قبول می کنمو بعدشم یه یکی دوماهی با هم دوست بودیم اون اسم ورسم حقیقیشو گفته بود ولی من با یه هویت جعلی.(خدا را شکر می کردم که دختر دایی ام صدامو از پشت تلفن نمیشناخت). بعد ازش درخواست سکس کردم و اونم قبول کرد( البته با اسرار). بعدش بهش یه آدرس الکی دادم که به هیچ خونه ای ختم نمی شد و خودم اونجا رو می پاییدم( آخه می خواستم بدونم دختر داییم واقعا سکس رو دوست داره یا نه همش الکیه). بعدش همون لحظه بهش پیام فرستادمو گفتم که من پسر عمه اش رضا مو بازم می خواد با من سکس داشته باشه. بعد از یه نیم ساعت پیام فرستاد و قبول کرد.
    از شانس خوب من یه دو سه روز بعد اون اتفاق روز سیزده بدر بود و بهش زنگ زدم و گفتم که اون روز هیچجا نره. روز سیزدهم فروردین که خونه ما و اونا خالی شده بود و من موندم و دختر داییم. بهش زنگ زدم و اون اومد خونه ما. اومد خونه و با کلی خجالت و خنده هر دومون لخت شدیم. با هم رفتیم رو تخت و یه چند دقیقه ای محکم همدیگه رو بغل می گرفتیم و من کیرمو گذاشته بودم لای پاهاش. چون اولین بارم بود اونقدر لذت می بردم که تو همون بغلش ارضا شدم. بعدشم طبق اون چیزایی از این سایت و داستاناش یاد گرفته بودم اول از همه رفتم سراغ کسش و با دهنم باهاش بازی میکردم. اولین باری بود که کس واقعی می دیدم. دختر داییمم اونقدر لذت می برد که نمی تونست آروم بخوابه و فقط وول می خورد. بعد ازش خواستم که ساک بزنه. اونم با یکمی خواهش قبول کرد تا اینکه بعد از مدتی کیرم دوباره سیخ شد. منم کیرمو با یکم تلاش و زحمت آروم آروم فقط تا سرشو کردم تو کسش اونم یهو از رو کیرم بلند شد. دوباره یکم با دستم و دهنم با کسش بازی کردمو بازم امتحان کردم ایندفعه محکم بغلش کردمو آروم همه کیرمو فرو کردم. واقعا برای اولین بار اونقعد لذت داشت که خودمم می خواستم از فرط لذت و حرارت بکشم بیرون. واقعا لذتش خیلی بیشتر از اونی بود که تصورشو می کردمو تو این داستانا می نوشتن. کیرم تو کوسش بود و یکم بغل هم خوابیدیم بعد کیرمو بیرون کشیدم و بعدش فقط تو بغل هم خوابیده بودیم. وبعدا که حرفه ای شدم کلی کس و کون دختر دایی مو جر می دادم و مثل یه زن و شوهر هر هفته چند باری مخفیانه با هم سکس داشتیم.
    تشکر می کنم واسه اینکه خاطره منو خوندید.


    نوشته: رضا

  • 4

  • 0

  • برچسب:



نظرات:
  •   Samankhafan
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • دختر داییت گایدم بااین داستانت کس شرت


  •   spider.sex
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • دخترداییت همین الان تو بقله منه
    توباور میکنی؟
    میخوای باور کنی باور کن ولی مث تو به معنای واقعی کلمه خر نیستم تا قصه ی شب تو واسه ی کودکانو الکی بخونم


  •   picasso_sexy
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • im kos sheera chiye..dokhtare 17- salaro be hamin sadegi open kardi toye koni
    boro shireto bokhor righu


  •   Sandale
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • maaaaaaaaaaaaaaaaaaaadareto gaeedam khar kosdeh
    ]


  •   sasani217
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • سلام بگو چطوری کردیش از جلو پاهاشو هوا کرد یا از عقب سگی کردی اولین کلام زمانیکه توش رفت دختر داییت چی گفت فارسی حرف زد یا انگلیسی یا ترکی تو کونش هم کردی چطوری بهم بگو رضا


  •   Djmilad.
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • Forosh lavazem sexi dar in sayt.(www.miladcenter.zaminblog.com)


  •   REZA USA
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • AKHE ADAME HESABI MAGE TO BA SEN 17 SALET KIRET CHEGHADARE KE BEKHAY BEKONI TO KOSE DOKHTAR DAIIT
    AKHE DOROGHI BEGO KE BESHE NANE AB KIR DOZD


  •   niaz sexi
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • از دوستان خواهش ميكنم اگه مينويسند حداقل چيزي بنويسن كه اگه تخيلي هم باشه حدافل براي همه قابل قبول باشه.


  •   rezadivone
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • mamaneto gaeedam ba in dastanet


  •   black ghost
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • کیرم تو این داستان تخمی تخیلیت


  •  
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • کیرم در دهانت پدر سگ دروغ گو

    آخه اون جنده تخیلی سه سوت راضی شد با یه غریبه که اصلا ندیده بودش سکس کنه و بعد زارتی به توی کره خر بگه قبول؟؟Rolling On The Floor


    کونده ی دروغ گو


  •   sinaxxx
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • kiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiirrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrriiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii


  •   agha Foozoole
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • کیرم سر در خونتون با این داستان کیریت


  •   ART MAN
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • خاک کنم دم در کونه هر دوتاتون با این داستان تخیلیت


  •   fettish
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • هرچی نظر بود دوستان گفتن منم جز تائید چیزی ندارام (اخه مادر جنده مگه ما بیکاریم وقت بزاریم کس شعرای تورو بخونیم کونی)


  •  
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • Akhe pesare khob,mage avale sit ronakh0ndi,han?
    U k han0o 18nashodi,chera omadi to akhe?
    Labod ba khodet gofti:ba in sennam miram to sayt,kose naneye saeed!are?


  •   golbarayeshoma
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • بیچاره یه دروغی گفت! گاییدینش!!
    سلام بچه ها !!

    حالا یه لافی زد که ما هم کس کردیم ! شما گاییدین بدبختو! ! نذارین حس داستان نویسی و چاخان پاخانش بپپره ! !


  •   khorous
  • 5 سال،6 ماه
    • None

  • از سیزده بدر چند روز گذشته؟
    چند (هفته)باهاش سکس کردی؟
    نتیجه گیری:کیر چرچیل تو کس ننت


  •  
  • 5 سال،5 ماه
    • None

  • من تو سن 17 سالگی دختر عمه هامو می کردم.
    یادش بخیر
    الان دیگه 31 سالمه . آخرین بار سال 980 بود که کردمشون


  •   کوسینوس
  • 5 سال،3 ماه
    • None

  • کیرم تو کس زنداییت


  •  
  • 5 سال،2 ماه
    • None

  • Vaaaaaaay! Akhe Chosu, to tokhm la pate k bekhay pardeye Dokhtar daito bzani?? Ey kiram 2 nafet Kos khol, kho hadaghal mgofti az kun kardish k bavar mikardim :D


  •   boybahal
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • salam age rast migi tele dokhtararo bede ta bekonim ta bavaram she azizam


  •   reza_300
  • 3 سال،11 ماه
    • None

  • کسک ش
    سیزده بدر توخونه موندی
    وداییت نگفت چرادخترتش توخونه مونده
    کسک ش کس مغز تخیلی


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان های مشابه


جستجو