کونی شدن من

    1389/7/3

    من 28 سالمه(محمود).2 ساله ازدواج کردم.تو سکس همیشه وقتی آبم میخواد بیاد،زنم انگشتشا میکنه تو کونم.
    داستان از آشنایی من و همکارم شروع شد.ما با هم رفت و آمد خانوادگی پیدا کردیم.محسن 28 سالشه و هیکلیه.زنشم مریم ورزشکاره که با زنم سارا کلاس ورزش میرن.
    یه شب 5شنبه مهمان ما بودن.مست مست کردیم و شروع کردیم به ورق بازی.
    من و زنم باختیم.7 به 2!!!!
    زنم هی منو مسخزه میکردو کار به جایی رسیدکه تو مستی گفت کیر کوچیک کونی.
    اول همه خندیدیم که سارا گیر داد باید کیر و کونما نشون بدم تا همه ببینن.من خجالت میکشیدم تا اینکه محسن لخت شد و کیرشو نشون داد.18 سانت و کلفت !!!!!!!
    زنم یهو گفت جوووووون!!!!محمود خاک تو سرت با این دودولت!!!
    منا مجبور کردن که لخت شم................
    دودولم شده بود 2 سانت از خجالت.......
    مریم زد زیر خنده و هی کونه گردمو میمالوند و گفت سارا شوهرت کونی کونیه.......دودول داره به جا کیر......
    سارا و مریم زوری منا خوابوندن از پشت و شروع کردن به انگشت کردن من......
    یهو سارا به محسن گفت بیا شوهرکونی منه بکن.....
    آآآآآآآخخخخخخخخخخخخخ....چه صحنه بدی بود.کیرمحسن تو کونم بود و 2 تا زنامون داشتن بهم ور میرفتن.
    20 دقیقه دادم تا محسن آبش را ریخت تو کونم...
    یهو زنم گفت من کیر محسنا میخوام نه دودول تو را....
    مریمم گفت منم خیار میکنم تو کون محمود!!!!!!
    محسن داشت سارا میکردو منم داشتم به مریم کون میدادم تا اینکه آبم اومد.....مریم زد زیر خنده که این بیچاره آبم نداره......
    از اون روز دیگه سارا بم نمیده و فقط به محسن میده و مریمم منا با وسایل مختلف میکنه......
    منم دارم عادت میکنم....چون کون دادنا دوست دارم.هر وقتم داره آبم میاد همه نگام میکننو میخندن.آخه زیاد آب ندارم.....

  • 4

  • 0

  • برچسب:



نظرات:
  •   mmm99
  • 5 سال،11 ماه
    • 2

  • پست حذف شد.


  •   reza kosdust
  • 5 سال،11 ماه
    • 5

  • kiri bood,martike kooni


  •   arefazad
  • 5 سال،11 ماه
    • 4

  • خاک تو سر خالی بندت


  •   juju
  • 5 سال،11 ماه
    • 3

  • akhe chera enghad khali mibinadi


  •   filmer
  • 5 سال،11 ماه
    • 4

  • kose sher mahz bud


  •   petrose.kabir
  • 5 سال،10 ماه
    • 6

  • کونی


  •   K H A N
  • 5 سال،10 ماه
    • None

  • Khak too saret ba in dastanet
    kooni


  •   mola
  • 5 سال،10 ماه
    • 3

  • داد میزنه چاخانه دادمیزنه واقعا خودت کونی هستی واین داستان خواست خودته ولی ما درخدمتت هستیم


  •   shahrooz192
  • 5 سال،5 ماه
    • None

  • بچه کونی با این داستان مسخره ات مگر مجبوری بنویسی


  •  
  • 5 سال،5 ماه
    • None

  • آقای ادمین خوب آبادت میکنن..
    داشتم فهرست مطالب جدید رو میدیدم،،یک چیزی دیدم که خدایی کلی خندیدم..
    دیدم نوشته :
    (کونی شدن من نویسنده: ادمین)...
    :)) ...!!!


  •   ma_jmaj
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • jon maishe toro bokonam


  •   ma_jmaj
  • 5 سال،1 ماه
    • None

  • mishe man ham bokonamet


  •   ارش ارش
  • 4 سال،3 ماه
    • None

  • باشه هستم


  •   M.Donkof7
  • 2 ماه
    • 0

  • کیرم تو کون خودت و اجداده کونیت خار کسده خواجه عبدالجلغو (stop) (angry)


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان های مشابه


جستجو