آخرین باری که پسر بودی

    1398/9/12

    یادته وقتی اولین بار اومدی پیشم نشستی روی مبل کنارم بهت گفتم امید مطمئنی میخوای اینکارو بکنیم.
    تو گفتی لطفا دیگه سوال نپرس فقط انجامش بده.
    اون لحن زنونت داشت دیوونم میکرد گردنتو ماچ کردم دیدم چشماتو بستیو افتادی روی مبل
    دستموانداختم دور کمر باریکت بلندت کردم لباتو بوسیدم توهم دستتو قلاب کردی دور گردنم
    معلوم بود تحت تاثیر قرصی که بهت داده بودم بدنت خیلی شل شده بود
    اولش ترسیدم ولی وقتی دیدم با چه هیجانی لبامو میخوری اعتنایی نکردم.
    دستمو رو کمرت کشیدم پاییین بردم تو شلوارت حرف نمیزدی داشتم عاشقت میشدم
    شلوارتو در اوردم تو لبامو ول کردی با دهن شل میگفتی یادت نره اولین بارمه
    دره گوشت گفتی یه جور میکنم که کونیه خودم بشی.
    نمیتونستی خودت بچرخی چرخوندمت یه بالشت گزاشتم زیر کونت روشیکم خوابیدی
    کونتو یه ماچ کردم صورتت چسبیده بود به مبل فکت شل شد بود شلوارمو در اوردم
    دمه سولاخه کونه کوچولوتو با تف خیس کردم سر کیرمو گزاشتم دم سوراخت گفتم آماده ای کونیه خودم بشی
    لبخند زدی اون لبخندتو هیچوقت فراموش نمیکنم اروم فشار دادم ولی نمیرفت تو داشتی درد میکشیدی
    گفتم اگه اذیت میشی تمومش کنیم
    گفتی راحت باش فقط بازش بکن
    گفتم اخه ممکنه اذیت بشی
    گفتی مهم نیس
    منم به زور کیرمو فشار دادم تو کونت وقتی نگات کردم از درد داشتی کسن مبلو گاز میگرفتی
    یه دفعه یه آه بلند کشیدی گفتی آروم بکن ترو خدا آروم تر نمیفهمیدم منم تحت تاثیر قرص بوم
    بهت گفتم داری کم کم کونی شدنو یاد میگیری
    توفقط دندوناو بهم فشار میدادی و سرخ شده بودی
    وقتی چرخوندمت پاهاتو دادی بالا گفتی کم کم دارم راهشو یاد میگیرم بهم لبخند زدی منم کیرمو ارو حول دادم تو کونت
    هنوزم درد داشتی ولی برات راحت تر شده بود بام قابل قبول نبود که مثل اولش درد نکشی
    گلوتو گرفتم با سرعت بیشتر تلمبه میزدم بهت سیلی میزدم هربار که میزدم چشات معصوم تر میشد
    گفتم داره میاد گفتی میخوای چیکارش کنی همون موقع من ابم اومد تو کونت منم کیرمو تا ته کردم تو از درد یه ذره به بالا رفتی به که در اوردمگفتی بیا بغلم کنارت خوابیدم و تو مثل یه پسر بچه معصوم تا صبح بقلم کردی
    (دوستان متن از خودم بود خوب و بد ببخشید نظراتونو بگید مموضوعاتیم که دوست دارید بگید ممنون)


    نوشته: alireza696985

  • 20

  • 11




  • نظرات:
    •   lovely_grl
    • 1 ماه،2 هفته
      • 17

    • اصلا باورم نمیشه تو شبی که مسی ۶مین توپ طلای خودش گرفت ، توی پاریس عروس شهرای اروپا .. من اینجا نشستم و دارم همچین داستانی مبخونم..
      اِی لعنت به این جبر جغرافیا:(


    •   Terminator1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • اشتباه فرستادی فکرکنم (biggrin)


    •   خسته+
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • داری خودتو میکنی ابله کمی مکث کن خفه نشی
      فک کردم کسی دنبالته
      مگه نامه نوشتی کردی که کردی به جهنم حداقل درست بنویس ببینیم چه گهی خوردی


    •   samsepg
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   Sexybreasts
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • گى گى گى
      چرا هرچى داستان ميخونم گى
      همش گى
      اه


    •   amirw_mim
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • اسم که روی داستانت گذاشتی رو خیلی دوست داشتم. وقتی یک پسر بکارتش رو از دست میده مرد میشه. مرد به این معنا که میمونه پای عشق و تعهدش. بحث جنسیتی نیست. فرقی نداره. چه پسری که مرد میشه و چه دختری که زن میشه سعی میکنه حس دروغ رو بشناسه و سعی میکنه برای عشق احترام قائل شه


    •   Mr.smart
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ورژن سکسی گفتم غم تودارم گفتاغمت سرآید رو سرودی انگار


    •   arash.nazz
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • دوست عزیزی که بدت میاد از گی
      خب عزیزم گوه میخوری بخونی کسکش بیناموس?


    •   Kayoga
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • من چندتا داستان فرستادم هیچکدوم آپ نشده عجیبه. خیلی وقت شده


    •   Caboos1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • اینجوری پیش بره یه تعداد مرد فقط تو ایران کنار هم باید زندگی کنیم زادوولد پشم چند وقت دیگه منقرض میشم میره پی کارش


    •   Caboos1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • آنجلینا اسفندیاری چطوری؟


    •   Sexybreasts
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • oh my god (rolling)
      آنجلينا اسفنديارى (rolling)
      lol


    •   Miki_j
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • سبک نوشتاریت جدید و قشنگ بود،فق یه سوال چه قرصی به بدبخت دادی؟
      با این توصیفات و شل شدن فک،فکر کنم نوروتوکسین مار خورده (inlove)


    •   Ginglz
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اوه مای گاد


    •   lillvampire2
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کونی ام کونیای قدیم


    •   mehdisaadi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • قربون کون هر چی بچه خوشگل کونی برم من (dash)


    •   koni-boy
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • عااالی بود


    •   soheil_koni_22
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • فوق العاده بود متنت هرکی عاشق اینه که اینجوری پسریشو بگیررن


    •   Joniol
    • 6 روز،21 ساعت
      • 0

    • خیلی خوب بود خیلی خوشم اومد (ok) (ok) (ok)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو