آخرین سکس قبل از مهاجرت

    سلام من حامدم(مستعار) 35 سالمه اولین باره دارم مینویسم امیدوارم دوست داشته باشید
    این اتفاق سکسی مربوط به 2 هفته پیش هستش
    یه دختری رو تو اینستا دنبال کردم(تقریبا 35 ساله) ایران نبود کلی تتو داشت رو دستشو اینا خوشم میومد ازش کلا تو دایرکت هی پیامو کرمو اینا شماره ردو بدل کردیم رو واتزاپ حرف میزدیم تا اینکه همین چند وقت پیش اومد ایران اما قسمت بدش این بود من دیگه داشتم از ایران میرفتم داشتم کارامو میکردم از قبیل فروش وسایل و واگذاری کارها ،همش تو ذهنم بود با خودم میگفتم حامد قبل رفتن باید این پرستو ( مستعار) رو بکنی خلاصه دلو زدم به دریا گفتم پرستو بیا قبل اینکه من برم یه مشروبی بزنیم که هی گفت باشه باشه باشه بعدا بعدا بعدا دیگه شد 2 شب مونده به رفتن من، خلاصه قرار شد با دوستش بیان( هرکاری کردم تنها بیاد نشد) دفتر کار من که دیگه خالی بود فقط یه سری خورده وسایل و مبل تخت خواب شو که اصلا واسه سکس خریده بودم دفتر مونده بود ، مشروبو مزه خریدم منتظر خانوما که یه دفعه پیام داد دوستم نمیتونه بپیچونه من تنها میام که من به شدت خوشحال شدمو اما به اون می گفتم اااا حیف شد حالا بیا کاری نمیخوایم بکنیم که ... خلاصه خانوم اومد منم آب جو گرفتم بودم تا سبک باشه( اما میدونستم باید تعداد بالا بگیرم تا قشنگ مست کنه )و با خیال راحت بگه میخورم ، پرستو نشست رو مبل تخت خواب شو منم نشستم روبرو روش روی یه صندلی کوچک ، هی لیوانارو پر میرکدمو از اب جو هی حرفو میزدیمو چرتو پرتو پرتو پرتو سیگار پشت سیگار بعد 1 ساعت کاملا داغ بودیم من دیگه گفتم بزا بیام کنارت بشینم یه سیگار باهم بکشیم(تو همین هی نور اتاق رو کم کردم) ،کنارش نشستم اما بین ما زیر سیگاری بود همین جوری که داشت اهنگ محسن نامجو ( این که زاده آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی...) پخش میشد دستمو بردم تو موهاش و شروع کردم کرم ریختن و جالب اونم گفت دوس دارم با موهام بازی کنی که من جسارتم بیشتر شد ،اون یه دفعه با یه خنده گفت : وای حامد دهنت سرویس من چقدر مستم منم خندیدمو خوشحال از اثر گذاری آب جو ها سعی کردم وارد فازهای بعدی بشم دستشو گرفتم صورتمو بهش نزدیک کردم گونشو بوس کردم گردنش بوس های کوچولو اما این زیر سیگاری لاشی که بینمون بود هی مانع کاملا نزدیک شدن میشد که در همین گیرو دار زیر سیگاری پر چپه شد رو مبل تخت خواب شو یه دفعه جفتمون هنگ کردیم اماا اینقدر مست بودیم جای اینکه بگیم ووای خدای من بزا الان تمیز میکنم یا روتو نریخت که؟ شروع کردیم خندیدن بلند بلند تو همون هین من خوابیدم روش ( فرداش دیدم خاکستر سیگار ها کل مبلو لباسارو بگا داده ) لب گرفتنو لب گرفتنو اونم پایه بود ،تو حالت عادی(غیر مست)من باید بعد از خوردن لبو لیسیدن گردنو اینا میرفتم سراغ سینه ها اما نمیدونم اصلا چرا اون روز اینکارو نکردم یه دفعه از لبا رفتم سراغ در اوردن شلوارش همون طوری که شلوار تا نیمه پایین بود پاهاشو دادم بالا کوسش افتاد جلو صورتم منم با سر رفتم توش قشنگ رو ابرا بودم مثل یک ادم کوس ندیده شده بوددم زبونو لیسو ابو ...غوغایی بود اونورم اهنگ گوشیش هنو داشت پخش میشد محسن نامجو میخوند (این که لنگ در هوایی صبحونت شده سیگارو چایی..) من فک کنم 20 دقیقه بی وقفه داشتم کوسشو میخوردم بهتره بگم میبلعیدم هر کارو تکنیکی بلد بودم استفاده کردم گهگاهی میرفتم سراغ لیسیدن سوراخ کونش دوباره برمیگشتم رو کوس که یه سرمو بین پاهاش شروع کرد به فشار دادن بعدم لرزش و ارضا شد شل شد چند لحظه کامل ثابت موند اما من کاری نداشتم مثل یه ماشین داشتم ادامه میدادم که پرستو شروع کرد تلاش کنه کمربندو دکمه های جین منو باز کنه موفق شد شلوارو تا نیمه دادیم پایین اومدم که شروع به جا کردن کیرم بکنم دیدم پوزیشن خیلی بده یه دفعه گفت بزا اصلا برگردم (داگی) برگشت کون سفیدشو کرد سمت من ( خیلی بزرگ نبود ولی گرد بود کونش) منم کونو با دستام گرفتم ویه دفعه یه اتفاق خیلی عجیب افتاد که اصلا سابقه نداشت ابم پاچید بیرون بدون هیچ تلمبه ای، ساکی، حتی دستم بهش نخورده بود ،پرستو هم که صورتش رو به دیوار بودو داگی سمت من این صحنرو ندید هی میگفت بکن حامد منو بکن ، عجب موقعیت بدی بود، مست بودنم هم اجازه منطقی فکر کردن بهم نمیداد تنها کاری که کردیم کیرمو با دستم چلوندم تا جای ممکنه اب نداشته باشه یه دستی روش کشیدم یه خورده مالیدم دوباره بزرگ شه تو همون حال کردم تو کوس شروع کردم به تلمبه زدن و دوباره یه اتفاق عجیب افتاد 5 دقیقه ای اب من اومد ریختم رو کمرش خودمم افتادم رو کمرش ناله میکردم ضربان قلبم هزاارر بود ( صبح فهمیدم وقتی افتادم رو کمرش همه ابام چسبیده به پیرهنم )هم ناراحت بودم هم خوشحال ناراحت از اینکه تازه میخواستم تلمبه زدنو شروع کنم ،مبل تخت خواب شو رو باز کنم کامل لخت شیم و غیره و خوشحال از اینکه میدونستم مستیم حسابی همشش داریم گند میزنیم و هر تصمیمی که میگیریم اشتباس پس بزا زودتر جمع کنیم بریم که فردا قبل جا به جاییه خورده وسایلو مبل تخت خواب شو من این گندارو تمیز کنم جمع کردیم خودمونو رسوندیم به ماشینه پرستو ،تو همون حال مستی چتیو خماریه بعد سکس که پرستو منو برسونه خونه (چون هم مسیر بودیم خونه هامون هردو غرب تهران بود) ماشینو روشن کرد از پارک در بیاد
    زد به تیرچراغ برق بازم عکس العمل ما جالب بود فقط خندیدیم راه افتادیم نمه به سمت خونه گوشیشو با کابل وصل کرد به ضبط دوباره محسن نامجو ( من مستو تو دیوانه مارا که برد برد برد خانه ...) منو رسوندو یه ماچو خداحافظی
    هنوز رو واتزاپ در ارتباطیم من فقط نگرانم پیام بده بگه حامد پریود نشدم خیلی ضد حال میشه با اینکه من الان کشور دیگه ای هستم اما دوس ندارم اون شبو خاطره خراب شه ، قرار دوباره اون از ایران خارج شه شاید تو یه کشور دیگه همو باز دیدیم.


    دمه همتون گرم
    اگه کامنت و لایکا خوب باشه بازم مینویسم


    نوشته: داگی لاور644

  • 4

  • 14




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه
      • 4

    • یه قانون نوشته ای داره مهاجرت از ایران اونم اینه که
      چندر روز قبل یا شب قبل پرواز حتما باید مست کنی و یکی و بکنی یا به یکی بدی


    •   Pesarkhoshform
    • 1 ماه
      • 1

    • خوب بود ، دوستم شما هم دوست داشتی؟


    •   Hamnafas6900
    • 1 ماه
      • 0

    • قربونت ننویس دیگه


    •   Arthurmorgan.RED
    • 1 ماه
      • 1

    • یه چیز هست به نام تصادف،تو خار تصادف رو تو کستانت گاییدی،یعنی تو دو هفته این همه اتفاق.


    •   jon-snow
    • 1 ماه
      • 3

    • نوش جونت ،تو مستی زیاد کردمم، یه بار دوست دخترم روز بعدش بهم زنگ زد که دیشب ریختی تو؟ هر چی فکر کردم یادم‌ نیومد خلاصه تا وقتی پریود شد جفتمون از استرس به فاک رفتیمم


    •   ma30top
    • 1 ماه
      • 1

    • کیرم تو اون اسم مستعارت


      کسکش مجبورت کردن کستان تفت بدی اینجا
      گمشو تو همون سگدونی که بودی تا فحشکشت نکردم


    •   Sh112288
    • 1 ماه
      • 2

    • واتزاپ اخه کصکش؟


    •   شنل_قرمزی
    • 1 ماه
      • 5

    • یه سوال مگه آبجو مست میکنه؟
      اه انقدر از این مردایی که محل کار رو با خونه اشتباه میگیرن و همونجا رو مکان میکنن بدم میاد.تختخوابشو اینا دیگه چیه؟


    •   Lucky.man
    • 1 ماه
      • 0

    • چرا تو داستان هایی که دوستان تعریف میکنن همه چی اتفاقی خوب اتفاق میافته؟
      ِطرف خودش اومده بود بده.


    •   Tara.tt198
    • 1 ماه
      • 0

    • محسن نامجو رو گاییدی


    •   Sexybreasts
    • 1 ماه
      • 0

    • ديس (devil)


    •   Hot-to-winter
    • 1 ماه
      • 2

    • میگم نامجو آهنگ مبل تخت خواب شو رو نخوند وقتی تو داشتی روی مبل تخت خواب شو کوس لیسی میکردی و یهویی آبت پاشید روی مبل تخت خواب شو؟ دختره چکار کرد وقتی روی مبل تخت خواب شو داشتی کونشو مک میزدی، تو دهنت از عقب روی مبل تخت خواب شو ارضا نشد و برینه روی افکار خودتو اونی که مبل تخت خواب شو رو نشونت داد؟
      وای که اگه بگیرمت روی همون مبل تخت خواب شو که آرزوشو داری میکنمت تا مزه کیر دسته بیل شو رو تحربه کنی.


    •   Comicon
    • 1 ماه
      • 0

    • اخه اسکل چند بار باید سرت بیاد دوباره رفتی رو ابرها
      سپاه باید دوباره باموشک بزنه بندازتتون پایین تا درس عبرت بشید


    •   دانیال.کیرکلفت.مشهد
    • 1 ماه
      • 0

    • لطفا دیگه ننویس ?


    •   parto_banoo
    • 1 ماه
      • 0

    • داشتم کستانتو میخوندم ک یهو ی اتفاق عجیب افتاد
      عنم گرفتو ی دیس حوالت کردم
      واتزاپ بره تو کونت از پهنا ننویس


    •   shahvanii139797
    • 1 ماه
      • 0

    • ای کس مامیت بس کنید دیگه جغی های عقده ای من نمیدونم این کشور از کی انقد بچه کونی 15 ساله عقده ای پیدا کرد ...


    •   سدمرتضی
    • 1 ماه
      • 0

    • فقط کشته اون مبل تخت خواب شو شدم نمیفروشیش


    •   Meisam65
    • 1 ماه
      • 0

    • الان از مهاجرت برای ما مینویسی؟اونجا که امکانات زیاده!جق چرا؟؟


    •   mrroshak
    • 1 ماه
      • 0

    • ابت امد و دوباره همون لحظه راستش کردی؟!!!!
      لامصب عمو جانی هم این توان رو نداره (dash) (dash)


    •   Alouche
    • 1 ماه
      • 0

    • حیف شدی تو مهاجرت کردی از دستت دادیم ما


    •   arsisp
    • 1 ماه
      • 0

    • پناهنده بی عرضه لاشی


    •   hamed04
    • 1 ماه
      • 0

    • خوبه اب جو خوردی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو