آخرین گناه مهناز

1390/12/24

من27 سالمه و یه ادم معمولیم مثل همه شما
قبلا با چند نفر سکس داشتم ولی این یه چیز دیگه اس

ادم احمقی هستم که با اینکه دارم نامزد میکنم بازم میام تو این سایتا
یه روز بعدازظهر که شیفت بودم با مهناز نمیدونم چی شد زیپ شلوارم باز بود مهناز هم نگاه کرد به زیپم منم نگاش کردم خندید گفتم چیه گفت زیپت بازه خندبدم وبعد زیپمو بستم و پرسیدم که چرا طلاق گرفته اونم گفت شوهرم معتاد بود و من که تخس شدم بهش گفتم متاسفم معتادا حتی شوهر شب هم نیستن چی کشیدی از دست این خندید و گفت ولی حالا آزادم گفتم میخای یکم یا هم حرف بزنیم
دوربینهای بانک خاموش بود چون دکور در دست تعمیر بود منم بهش گفتم بریم تو ابدارخونه چایی بخوریم
با اینکه خلاف بودبعد ساعت کار بمونین ولی دربانک بستم و رفتیم تو ابدارخونه روبروش نشستم نگام میکرد و پرسید نمیخای بریم گفتم دوس داری نریم ونگام کرد و ساکت موند
منم رفتم دستشو گرفتم و گفتم خیلی تنهام اونم ساکت بود منم بغلش کردم دستم دور کمرش گذاشتم معلوم بود حشریه چون همش نگام میکرد بلاخره بوسیدمش و اونم نگام میکرد مانتوشو در اوردم وبا تاپ بود گفت نکن ولی ممانعت نکرد تاپشو دراوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش
سینه های نازی داشت اون نگام میرد و حالا یکم سرمو نوازش میکرد یهو یه فرش که تو اشپزون بودو دیدم ولش کردم و رفتم اوردم پهن کردم نگام کرد و گفت میخای چکار کنی گفتم میخام باهم باشیم دستمو بردم به شلوارش گفت نکن ولی من دستمو تو شرتش کردم دیدم خیسه گفتم نه نیاز داری بعد میگی نکن
گفت آخه گفتم اخه نداره
شلوارشو در آوردم دیگه نگام نمیکرد و شورتش خیسه گه درش آوردم یکم کسشو خوردم که همش میگفت کثیفه نخور ولی حال میکرد
شلوارمو در آوردم شورتم کشیدم پایین خواستم بکنم که گفت نامردیه تو کسمو خوردی منم کیرتو میخام منم که از خدام بود در آوردم کردم تو دهنش داشت میخورد و حال میکردم که دیدم دارم اورگاسم میشم گفتم بسه میخام بکنمت گفت باشه فقط یواش رفتم روش شروع کردم به تلمبه زدن
من از حرف زدن تو سکس خوشم میاد تحریکم میکنه یهش گفتم حرف سکس بزنه اونم میگفت منو بکن جرم بده یهو یه چند تا تکون خورد فهمیدم ارگاسم شده منم داشتم میشدم که در آوردم ریختم رو شکمش گفت چقدر داغه گفتم آره لباسشو پوشید ومنم حاظر شدم بهم گفت میخام برسونمت منم قبول کردم
تو راه بهم گفت از اینکه گناه کرده ناراحته من هیچی نگفتم یهو گفت دیگه نمیتونیم باهم باشیم مگه اینکه یه صیغه بخونیم فرداش رفتیم صیغه نامه گرفتیم الان سه سال باهمیم و دو سال که تو یه شعبه نیستیم اینجوری راحت تریم اخه اونوقت یه موقع سوتی میدادیم
راستی نگفتم مهناز 7 سال ازم بزرگتره یه پسرم داره اسمش مهرزاد که خیلی با هم رفیقیم و دوسش دارم
الان مامان و بابا مهناز میدونن که من شوهر صیغه ای مهناز هستم
کاش مهناز همسنم بود اونوقت میتونستم باهاش ازدواج کنم
راستی من تو عید میخام نامزد کنم نمیدونم با مهناز چه کنم
اینم آخرین گناه مهناز
ببخشید که بد بود اخه داستان نویس خوبی نیستم

نوشته:‌ hadook


👍 0
👎 0
68757 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

313882
2012-03-15 01:02:31 +0330 +0330

منم تو بانک تو نوبت بودم دیدم شماره ام رو خوندند رفتم روی صندلی نشستم اتفاقا کارمند بانک هم خانم بود . دیدم خانم داره میخنده گفتم ها چیه بانو؟!! گفت شمبولت زده بیرون!! بهش گفتم پس بریم توی ابدارخونه تا بکنمت . با اینکه خلاف قانون بود اونم اومد … اخه مسخره این چرت و پرتا چیه میگی ؟ مرغ پخته هم با این اراجیف خنده اش میگره ! اخه وقتی بانک در حال تعمیرات هست تو و اون خانوم اون جا چه غلطی میکردید؟

0 ❤️

313884
2012-03-15 01:34:38 +0330 +0330
NA

مهناز اومد گفت آقای رئیس منم(caspi)گفتم چیه ارباب رجوع،گفت میشه من با همکارتون تنهایی حال کنم؟ منم گفتم بله چراکه نه!!! بعد من دوربینارو offکردمو همۀ ملتو با بقیۀ کامندارو هرری فرستادم بیرون تا این دوتا کلاغ عشق باهم راحت باشن.بعد واسشون دوتا آب پرتغال بردم گفتم مهناز جون چیز دیگه ای نمیخای، گفت نه قربون دستت تو هم برو بیرون!!
عجب داستان کیری بود که دوست ما نوشت.

0 ❤️

313885
2012-03-15 01:38:30 +0330 +0330
NA

آخه مردك يه بار خودت داستانت رو ميخوندي بعد ميفهميدي جه غلطي كردي
كس مغز كيدم تو اين اراجيفت و اين مخيلت كه اينقدر كيريه

0 ❤️

313886
2012-03-15 02:25:57 +0330 +0330

دوستان گیر ندید
احتمالا اضافه کاری وایساده بودن
آخه نه اینکه دست و بالشون تنگه
آخه نویسنده ی محترم
خودت بشین با چرتکه ماشین حساب و یا هر کوفت و زهر مار دیگه ای دو دوتا چهار تا بکن ببین جور در میاد
امیدوارم خدا روح مهناز خانم رو که راپا پر از پاکی و لطافت و زیبایی هست رو با مردان بهشتی محشور (املاش درسته؟؟؟) کنه

0 ❤️

313887
2012-03-15 02:56:28 +0330 +0330

جدا این اراجیف رو از کجات در آوردی؟ خیلی تخمی بود. بابا خجالت بکش و دیگه نیا تو این سایت. مشخصه که آب کیر زده به مغزت و فاسد شده. کیر تو داستانت و تخیلات کیریت.

0 ❤️

313889
2012-03-15 03:03:37 +0330 +0330
NA

باز من تصمیم گرفتم فحش ندم اولین داستانی که خوندم اینقد کیری بود…
آخه کس مغز مشخصه اینقد جلق زدی مغزتم با آب منیت از کیرت زده بیرون فک کردی بقیه ام مثل خودتن و اراجیفات و باور می کنن و کلی باهاش حالم می کنن

0 ❤️

313890
2012-03-15 04:04:34 +0330 +0330
NA

کیر اسب آبی تو حلقت که سرصبحی اوقات آدم رو سگی میکنی.انگار گذاشتن تو کون بعضیا که یالا بنویس!

0 ❤️

313892
2012-03-15 05:19:08 +0330 +0330
NA

بچه ها انقد فحش ندين به اين شمبول زاده ي كون گيج ،بچمون داره نامزد ميكنه كادو ببرين همه ي دوستان دست به كير باشن

0 ❤️

313894
2012-03-15 09:05:25 +0330 +0330
NA

:)) :)) :))

0 ❤️

313896
2012-03-15 10:01:12 +0330 +0330
NA

نکات جالب در تمام داستانهای اینجا که بعضی هاش تو این داستان هست و بعضی هاش نه اما تقریبا عمومیت داره :

  • همه خانوما اقرار می کنن که چه کیر کلفتی و همشو می خوان ! و در بیشتر مواقع از کیر شوهراشون بزرگتره !
  • همه خانوما می خوان که جرشون بدن !
  • کس ها مثل کوره آجر پزی داغ هستن !
  • حرفهای ما بین سکس خانوما : من مال خودتم ، کسم مال تواه جرش بده پارش کن !
  • آب آقایون که می ریزه اگه تو کس و کون بریزن که کون طرف تاول می زنه انقدر داغه ! اگه هم بیرون بریزن پوست خانوما می سوزه !
  • همشونم موقع ارضا شدن صداشون تا صد تا کوچه انورتر می ره .
    دیگه در مورد شورت و سوتین صورتی و آب آلبالو که دوستان شهوانی همه در جریان هستن .
    راستی نویسنده محترم اینجای داستانت خیلی باحال بود :
    منم داشتم میشدم که در آوردم ریختم رو شکمش گفت چقدر داغه ، گفتم آره .
    دوستان عزیز ، این گفتم آره خیلی تو جریان داستان تاثیر داشتا اگه مثلا می گفت نه دختره دچار دوگانگی احساسی می شد و الان معلوم نبود کجا بود . شما هم یادتو باشه بعد از سکس اگه دختره گفت چقدر آبت داغه حتما بگید آره چون تمام حال سکس به همین آرهه بنده !
0 ❤️

313897
2012-03-15 14:22:06 +0330 +0330
NA

کس مغز کونی ، کیر تمام کارمندای بانک + تمام دوربین های مدار بسته توی اون کون گشادت مردیکه ابنه ای با این داستان فوق کیریت…!!!
ضمنا" Dr.red نظرت خیلی باحال بود مخصوصا" آنالیزت در مورد (منم داشتم میشدم که در آوردم ریختم رو شکمش گفت چقدر داغه ، گفتم آره) ، خیلی جالب تفسیر کردی دمت گرم.

0 ❤️

313898
2012-03-16 10:31:17 +0330 +0330
NA

Dr.red
kheyli khandidam,mer30

0 ❤️

313899
2012-03-16 18:11:44 +0330 +0330
NA

:))
کل محتوای سایت یه طرف… این کامنتایی که پای داستان گذاشته میشه یه طرف :))

0 ❤️

313901
2012-03-18 23:21:57 +0330 +0330
NA

دکتر خیلی باحال گفتی دمت گرم و آخه تو واقعیت اصلا این نیس یا شاید واسه من نیس چون من از پشت که هیچییییی اصلا نمیتونم به هیچ وجه از جلو هم اصلا حال نمیکنم و احساس میکنم مغزم تیر میکشه و همه شهوتم میپره و موقع سکسم اصلا از این حرفا نمیزنم و احساس میکنم مسخرس و آب هم اصلا داغ نیس فقط گرمه که اونم باید باشه !

0 ❤️

313903
2012-08-14 23:05:47 +0430 +0430
NA

مثل اینکه اینجا یه نفر بی ارادس!!!

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها