آرزو و پسر اصفهانی

1400/04/31

از بس اصرار کرد از رو رفتم .دوست نداشتم قبل از اینکه کسی را درست میشناسم باش رابطه کنم ولی هم شش ماه از سکس قبلیم میگذشت وخیلی حشری بودم هم بهنام خیلی خوش هیکل ومردونه بود وهم اصرار داشت اگه فردانیای به این زودیا جور نمیشه همیشه اخر ماهها اضافه کار بودم والان که وسط ماه بود دلیلی نداشتم برای دیر اومدن گفتم بش بیا صبح بریم ومن ۱۱برگردم سرکار که گف نه وکار داره و بعد از کار
دوست نداشتم از پلاک ماشین شناساییم کنه برای همین اونروز بی ماشین رفتم ساعت ۲با کلی پیام والتماس که خودت تا فلان خیابون را بیا تا بیام دنبالت هواگرم بود گرسنم بود عادت به بی ماشینی نداشتم از بی برنامگی متنفر بودم گفتم بزار ۱بار دیگه که گف نه وتو بیا …
مسیر رو اومدم وزنگ زدم گف من اونطرف خیابون دارم خرید میکنم بیا این سمت از دستش کلافه وعصبی بودم چند بار خواستم برگردم خونه که باز ملاحظه کردم وگفتم درست نیس رفتم اون سمت دیدم تو ماشین نشسته وزل زده بمن
-خوب میومدی اون طرف دنبالم
-دلم میخاست نگات کنم تا میای اینطرف
دریچه کولر را درست روبروی صورتم تنظبم کردم وگفتم وای چقدر گرمه خوب میومدی دنبالم
-تو ماشین نداری الکی گفتی ماشین دارم ؟
شوک شدم حالا یه ماشین چه ارزشی داشت که من بخام بخاطرش دروغ بگم
ترجیح دادم جوابش را ندم چون خیلی عصبی بودم

-زود برو خیلی گرممه
راه افتاد ۲تا کلوچه با چند تا ابمیوه خریده بود رویا کلوچه وابمیوه را باز کن بخوریم .
باز کردم ودادم دستش خودت هم بخور
-نه نمیخام
-من باشکم پر نمیتونم سکس کنم بعد میریم ناهار میخوریم
-بااینکه خیلی گرسنم بود وحرصم از بهنام گرسنه تر وعصبی ترم کرده بود گفتم خوب میکنی چون منم زود باید برگردم
دستش رفت روی رونهام وشروع بمالیدن کرد انقدری خیس بودم که بامالیدنش خروج اب از کسم را حس کنم بوی ادکلن تلخش وبزرگی دستش دیوونم میکرد
رسیدیم ورفتم بالا دوست داشتم بدنم را بشورم چون صبح کی وساعت ۲ونیم کی ولی اون بیشتر از اینا هول بود مقنعه ام را که دراورد گف اینهمه مو فقط ۲ساعت باید خشک کنی کولر روشنه سرما میخوری افتاد بجونم همونطور ایستاده
مانتوم را کند واز روی تیشرت سینه هام را گاز میزد داشتم دیوونه میشدم یه دستش روی سینه هام ودست دیگش رف توی شورتم از خیسی کسم خجالت کشیدم که با گفتن جون وسکسی کی بودی تو یکم اروم شدم
تیشرتم را دراوردم واون با دیدن سینه هام چشماش برقی زد وهمونطور ایستاده از سوتین درشون آورد
صدای ناله هام بلند شده بود
-عجب گوشتی هستیا وهمزمان هر دوتا نوک سینه ام را تودهنش جا داد وشروع به مکیدن وگاز گرفتن کرد
بدنم تاب میخورد با اینکه درد میومد ولی دوست داشتم بعد از ۶ماه این سکس خیلی من را به وجد اورده بود تعریفهای بهنام شهوتم را بیشتر میکرد گرسنم بود ونای ایستادن نداشتم گفتم بریم تو اتاق
-دستش دور کمرم حلقه خورد واز زمین بلندم کرد ناخوداگاه پاهام دور پاهاش پیچ خوردند من را کشید بالا ورفت بطرف اتاق خواب

پرتم کرد روی تخت وافتاد روم .پاهام از تخت اویزون بود واون روی سینه هام مک میزد وبوس میکرد خیلی تحریک شده بودم کسم نبض میزد وکیر میخاست دستم رفت روی چوچولم ودست دیگم لای موهای پرپشتش سرش را به سینه هام فشار دادم
واون محکم تر مک زد بلندشدن کیرش را از توشلوار حس میکردم خیلی حس خوبیه بتونی یه مرد را تحریک کنی و از رولباس بفهمی شقش کردی

وقتی از روم بلند شد دستم را از شورتم دراوردم واون بابیشترین سرعت ممکن شورت وشلوارم را کشید پایین ناخوداگاه دستم رف روی کسم اینکه الان لخت روبروش بودم ازارم میداد دستم را برداشت ودقیق نگاه کرد ومن با دست دیگم سعی داشتم بپوشونمش

وای رویا چخبرته تا سولاخی کونت را خیسوندی که
از لهجش خندم گرفته بود ولی خجالت مانع میشد بخندم

بالای کوسم را بوسید ومن بخودم میپیچیدم
خره من بکونمت که مثی مار میخای اینجا بپیچی
بخودت

انگشتاش روی چوچولم بود وزبونش روی شیار کسم ناله هام به جیغ ریز تبدیل شده بود دوتا لیس زد وبلند شد

-درحالیکه شلوار وشورتش را درمیورد گف نه این کسا باید کرد سفتم باید کرد

اومد طرفم بااینکه تو اوج شهوت بودم ولی نمیتونسم بزارم بی کاندوم باشه بهنام کاندوم مگه نگفتم بی کاندوم نمیشه

نمیخاد هم تو سالمی هم من

نه نه

باحرص به سمت کیفش که تو حال بود رف از حال وهوای سکس اومده بودم بیرون شاید ذهنیتی که به کیرش داشتم وخیلی کوچیکتر از تصورم بود شکمش بزرگ بود وکیرش را کوچیک تر نشون میداد وهم از ترس اینکه بخاد بی کاندوم کنه نمیدونم

کاندوم را اورد هر چی سعی میکرد پاره کنه نمیتونس انقدر کاندومه بیخود بود که جا برای باز کردن نداشت دستم رف روی چوچولم وشروع کردم مالیدنش فحش دادنش شروع شد

–ککه را ببیبین حالا اگه وا شد

چقدر این بشر فحش میداد هم خنده دار بود هم رو مخ بود بادندون افتاده بود بجون کاندوم واون هم باز نمیشد گفتم بده من
-نیمیخاد برو چاقو بیار از اشپزخونه وادای من را درمیورد حتما کاندوم باشه

از دستش عصبی بودم اخه وقتی با یکی صحبتی میکنی وقبول میکنه بعد میخاد بزنه زیرش ادم دلخور میشه

خشک شده بودم مثل قبل شهوت نداشتم شاید بخاطر گرسنگی بود وقفه بود یا رفتارهای بهنام یاد بشیر میفتادم که چقدر بمن محبت داشت ومراعاتم را میکرد حرصم میگرف ادما چقدر باهم فرق دارن چقدر اون با من مهربون بود ومن قدرش را نمیدونستم چقدر اذیتش میکردم

حالا کاندوم باز شده بود ولی چون کیرش نیمه شق شده بود به سختی تو میرف بهنام من خشکم صبر کن لیدوکایین بیارم

وای وای رویا ادم را دیوونه میکنی بیا لیس میزنم خیس میشه بغلم کرد خوابوندم روتخت سرش رف روی کسم تف انداخت روش دلم بهم خورد نمیدونم چرا ازش خوشم نمیومد از تفش از حرف زدنش از رفتارش

محکم فروکرد دردم اومد وای دختر تو چه تنگی خودبخود از درد بسمت بالا رفتم واون من را سفت کشید پایین تو حرکت دوم جستن اب کیرش را حس کردم انقدر زود انزال ندیده بودم نیمه شق بود وبا ۲بار تلمبه ابش اومد باورم نمیشد روی من ولو شد چقدر سنگین بود بدنش عرق کرده بود موهام زیر تنم گیر افتاده بود واز کشیده شدنش دردم میومد از خیسی بدنش چندشم میشد با دستام هلش دادم اونطرف
چقدر سنگینی

اومد اونطرف وای دختر تو معرکه ای چقدر تنگ وداغی

کاندوم را دراورد وبا دستمالی که اورده بود باخودش شروع به پاک کردن کیرش کرد دستمالها می چسبید به کیرش واون دوباره شروع به فحش دادن کرد

کیرم تو جنس ایرانی ۱۵تومن پول بالاش دادم میچسبه
این کاندومه تنگ بود کیرم داشت منفجر میشد برای همین زود ابم اومد

ککه تو این شانس

من هیچ وقت اینجوری نبودم حداقل با ۱۰تا تقه …

بهنام برو حموم این دستمالا بدتره

اره برم که برام ساک بزنی

تصور اینکه حتی بوسم کنه حالم را بهم میزد چه برسه بخام براش بخورم

تو حموم بود که تصمیم گرفتم فرار کنم از ترس اینکه نیاد بی شورت وکرست لباسهام را پوشیدم واز خونه زدم بیرون
لعنت بمن که بی شناخت کسی باش رفتم توی تخت ناونم

نوشته: آرزو


👍 11
👎 7
11701 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

821621
2021-07-22 00:19:47 +0430 +0430

افتضاح بود، حداقل یه دور متن رو بخون و غلط‌های املایی و نگارشی رو تصحیح کن، بعد داستان رو بفرست.

1 ❤️

821642
2021-07-22 01:14:19 +0430 +0430

😁با تعاریفی که از ضد حال وسط سکس کردی کیر شق شده ی دوستان آماده ی جغ تا اطلاع ثانوی به خواب اصحاب کهف فرو رفت 😁

2 ❤️

821647
2021-07-22 01:22:02 +0430 +0430

از بچه ها میخوام به حق اون پشیمونی بعد جق براش دعا کنید…
شفای عاجل

0 ❤️

821671
2021-07-22 03:09:33 +0430 +0430

حس واقعی بودن داشت

0 ❤️

821685
2021-07-22 04:57:29 +0430 +0430

آخی توبه بعد دادن چقدر موثره صد بار اگر توبه شکستی بازم بده

0 ❤️

821704
2021-07-22 08:26:02 +0430 +0430

کاش همه دخترا مثل خودت بودن و اینو درک میکردن ک به سکس نیاز دارند هم پسر. و هم دختر و انقد طاقچه بالا نمیزاشتن واسه ما پسرا

0 ❤️

821741
2021-07-22 14:02:11 +0430 +0430

الان من نفهمیدم این سکس را دوست داشتی یا نه!!؟؟
خب لعنتی آدم اگه انقدر هم حشری باشه باید خودشو به هرکسی راضی کنه که تازه تهش هم بخای فرار کنی؟؟؟؟

0 ❤️

821751
2021-07-22 14:57:19 +0430 +0430

سولاخی کونت جرررر خیلی خندیدم دمت گرم

0 ❤️

821762
2021-07-22 16:40:53 +0430 +0430

زارت!هشتگ مهران

0 ❤️

822001
2021-07-23 15:16:34 +0430 +0430

برعکس خیلی خسلی خوب نوشته و داستان بقدری زییا مطرح شده که اگر کمی درک داشتید میفهمید این داره چه چیزی و مطرح میکنه اینکه این شخص یک هرزه نبود ، و اون پسر بی شعور نفهم داشت رفتاری نشون میداد که نهایت بی شعوری بود ، اینکه اصلا نمیفهمید همه کاینات جمع نشدن تا به اون نفهم توجه کنند ، اینکه این هم انسان بود حتی با همه اشتباهات زندگی حق داشت با او رفتاری در حد یک انسان که نیازها و احساسات خودش و داره برخورد شود . اینکه باید بفهمه یک زن با احساسات خودش و … بخدا اعصابم خورد شده نمیتونم بیشتررتوضیح بدهم . معذرت میخوام ولی بهش توهین نکنید حداقل خودخواهی نکنید کمی هم احساس داشته باشید دوستان . لعنت به مردهای عوضی

0 ❤️

822068
2021-07-24 00:10:38 +0430 +0430

با من بیا قول میدم خوش بگذره

0 ❤️

822297
2021-07-25 01:51:02 +0430 +0430

خوشمان آمد
با اینکه یه کم در جملات ایراد داشت به دلم نشست.
لایک یازدهم با افتخار مال منه

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها