داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

آرمین و معلم پشمالو

1395/08/13

سلام من اسمم آرمینه… 21 سالمه این اتفاق بر میگرده به زمانی که اول دبیرستان بودم.
من پوست سفیدی دارم لاغرم و قد بلند و همیشه بخاطر صورت و لبام تو چشم تمام مردا بودم البته از این موضوع کمی میترسیدم ولی کم کم برام عادی شد و دوس دارم که این اتفاق بیفته ما تو دبیرستانمون یه معلم کامپیوتر داشتیم که حدود 34 یا 35 ساله بود و همیشه پیرهن و شلوار پارچه ای میپوشید و من از دکمه پیرهنش که باز بود سینه پشمالو و دستاشو میدیدم وقتی هم که میشست رو صندلی کیرش که خیلی بزرگ بود خود نمایی می کرد و من هر روز تو فکر اون بودم البته کمی هم بد اخلاق بود ما با این آقای سکسی درس کامپیوتر داشتیم .
یه روز که حدودا 4 ماه از سال تحصیلی گذشته بود و ما تو کارگاه سرگرم تمرین درسایی بودیم که اون داده بود من رفتم بالای سرش که ازش سوال کنم دیدم داره تو کامپیوتر رو میزش بدون صدا فیلم سوپر میبینه و تا منو دید سریع بستش و من حواسم رفته بود به فیلم که گفت بله؟
من:…
اون: بله؟
من که خیلی هول شده بودم گفتم هیچی و اومدم سرجام نشستم.
حدودا آخرای کلاس بود که گفت میخوام حضور و غیاب کنم حضور و غیاب که کرد به اسم من که رسید گفت تو بمون آخر کلاس باهات کار دارم گفتم چرا گفت امروز پدرت اومد بود مدرسه خلاصه اخر کلاس شد و همه رفتن و من و اون موندیم اومد نشست صندلی روبرو مو گفت اومدی بالا سرم چرا هول شدی؟
من یهو سرخ شدم و قلبم شروع کرد به تپیدن سرمو انداختم پایین دید جواب نمیدم با دستش اروم سرمو اورد بالا و گفت میذاری لبتو ببوسم؟
من همینطور ساکت و سرخ و لرزون نگاش میکردم که اروم اومد شروع کرد به لب بازی با من … من دیگه داشتم بیهوش میشدم اونم همینطور که لبام و گونه امو میلیسید اروم در گوشم گفت یکم میمالی برام خوشگلم؟ و بعد اروم لاله گوشمو مکید منم دستمو بردم رو شلوارشو شروع کردم به مالیدن که گفت یکم سفت تر عشقم و من تا سفت تر گرفتم یهو بلند شد رفت سمت در کارگاه من یهو ترسیدم فک کردم همش کلک بوده که به مدیر بگه که دیدم در کارگاه و قفل کرد و اومد روبرو وایساد و زیپشو باز کرد …وای چی میدیدم یه کیر سفت و گنده که مالیده میشد به لبام گفت باز کن دهنتو منم باز کردم و کرد تو دهنم و گفت بخورش برام تا زنگ تفریح تموم نشده منم شروع کردم به خوردن و اون با گوشام و موهام بازی میکرد و ناله میکرد که یهو صدای زنگ مدرسه اومد و هول شد و کیرشو ازم گرفت و زیپشو بست و گفت برو الان بچه ها میان و منو با یه دله حشری فرستاد بیرون
اگه خوشتون اومده بگید تا بقیه سکسمو با این پشمالوی کیر کلفت براتون بگم.

هرکی ام فحش بده مهم نیست ماها زیاد فحش میخوریم شما هم روش

نوشته: آرمین


👍 11
👎 13
27321 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

563276
2016-11-03 20:36:24 +0330 +0330

خاک تو سر کونیت بکنن بدبخت

0 ❤️

563282
2016-11-03 20:50:20 +0330 +0330

داداچ یجوری گفتی پشمالو فکرم طرف این سگ پاکوتاها:|

1 ❤️

563296
2016-11-03 21:27:21 +0330 +0330

من خودم مفعولم ولی داستانت چرت بود

1 ❤️

563351
2016-11-04 04:11:47 +0330 +0330

فیلم سوپر میبینید دیگه همونو تعریف نکنید واسه ما.

1 ❤️

563396
2016-11-04 14:34:14 +0330 +0330
NA

کووونی

0 ❤️

628091
2017-06-18 21:52:21 +0430 +0430

بقیشم بنویس

0 ❤️

822693
2019-12-03 11:40:17 +0330 +0330

سه سال گذشته و ننوشتی که…

0 ❤️

882381
2020-05-24 20:20:55 +0430 +0430

من ک عاشق همچین ادمی هستم
باشه با جون و دل براش ساک میزنم و نه یه بار بلکه تا اخر عمرم هم بهش کون میدم
عاشق خابیدن تو بغل هنچین ادمی هستم
بقیشم بگو

0 ❤️







Top Bottom