آریا و دختر دبیرستانی

    من آریام ۲۲ سالمه یه دوست دختری داشتم ک اسمش رها بود ۱۷ سالشه خونشون یکم فاصله داش باهامون اولین قرارمون پارک ملت بود ک همو دیدیم کم کم بهم اعتماد کرد واقعا منتظر فرصت بودم باهم سکس داشته باشیم.
    ی شب خاله رها ک تو ی روستا دورتر از تهران زندگی میکنه کل فامیلشونو شام دعوت کرده بود و چون راه دور بود قرار بود خانواده رها شبو اونجا بمونن. بهش قول دادم ک بیشتر از لب پیش نریم و اونم بهونه درس اورد و با هزار خاهش تمنا موند خونشون .
    چون رها مطمئن بود خانوادش شب نیسن بهم زنگ زد ک برم پیشش تنها نباشه. البته هم من هم خودش میدونسیم تنهایی بهونه بود چون زیادی با هم راحت بودیم. درخواستشو قبول کردم رفتم پیشش درو ک باز کرد ی دختر خیلی محجبه ک گونه هاش از خجالت سرخ شده بود دیدم
    سلام نداده تیکه انداختم
    _به به خانم خانما ی وخ نخورمتون
    ی نیشگون ریز از بازوم گرف نشسم رو مبل رفت با ی متر فاصله اونور تر نشس
    دیگه داشم کلافه میشدم از رفتاراش ک اخر طاقت نیاوردم گفتم :اگه این همه اذیت میشی از بودنم میخای برم هل کرد گف ن ن ن فقد یکم خجالت میکشم ی آهان گفتمو دکمه پیرهنم باز بود سینه هام معلوم بود دکممو بستم زل زدم ب زمین
    رها فهمید مث خودش دارم رفتار میکنم ب بهونه گوشیش اومد پیشم منم ک منتظر فرصت بودم نشوندمش رو پام لب گرفتم خودشو خاس بکشه عقب نزاشم ادامه دادم تا اونجایی ک خودشو شل کرد بهش گفتم فق در حد خوردنه گزاش لباساشو درارم سینه های کوچیکشو میخوردم اونم ناله میکرد بعد دسمو کردم تو شلوارش شرتش خیس خیس بود مالیدم یکم هی میگف آریا ن اما گوشم بدهکار نبود شلوارشم دراوردم فق مونده بود شرت از رو شرت یکم خوردم شرتشو دراوردم یه کص خوشگل صورتی تا میتونسم خوردم خیلی داش حال میکرد دگ نوبت اون بود برام ساک بزنه اونقدی زد تا آبم اومد ریخ تو دهنش رفت تف کرد بعد دوباره اومد وقت افتتاح کونش بود هرکاری کردم نزاش بهش قول دادم که اگ هروخ خاس درارم بعد یکم انگشتم کردم تا جا باز کنه خیلی درد میکشید و ناله میکرد حسابی ک جا باز کرد هی سعی کردم بکنم سرشو تو کونش اما بازم نمیشد یکم دگ انگشت کردم آماده آماده شده بود کونشو وازلین زدم به کیر خودمم زدم با زور سرش رف تو جیغ زد خاس فرار کنه گرفتمش واستادم تا جا باز کنه باز ک شد تا نصف کردم تو کونش بعد دوباره چن دیقه صبر کردم یواش یواش شرو کردم تلمبه زدن یکم بعد آبم اومد خالی کردم تو کونش خیلی ازش تشکر کردم شبم پیشش بودم مرسی ک وقت گزاشتین خوندین


    نوشته: آریا

  • 0

  • 38




  • نظرات:
    •   مهتاب عشق
    • 1 ماه
      • 7

    • به سلامتی و میمنت
      فقط یک سوال وقتی این جفنگیات رو سرهم کردی جق هم زدی ؟


    •   PESAR.PIR
    • 1 ماه
      • 3

    • چقدقلمت خوبه توشاهکاری پسر دمت گرم.کره سگ


    •   ناصر39
    • 1 ماه
      • 4

    • توصیه حکیمانه ! قبل از اینکه داستان بنویسید به حمام رفته و اگر بازهم تمایلی داشتید به داستان نویسی! دو دستی تایپ کنید !!! دیسکلایک


    •   ARYA52
    • 1 ماه
      • 13

    • لعنت به تو، اسمت چرا آریا هست آخه. دیگه حرفی ندارم دچار یاس فلسفی شدم.من آریا نیستم. من گاو مش حسنم.


    •   king.artoor
    • 1 ماه
      • 9

    • خخخ خدا لعنتت کنه گفتی کونش کونش گذاشتی جیغ زد خواست فرار کنه یاد خاطره رفیق کصخولم افتادم ترکیدم از خنده اخر شبی.اونم میگفت یه روز روستا بودم سگ حشر شدم چشمم به گربه تو حیاطمون افتاد خواستم بکنمش نعره کشید خواست فرار کنه گرفتمش،ولی اخر چنگ انداخت فرار کرد!


    •   teen...wolf
    • 1 ماه
      • 5

    • این کسشعرارو ول کنید خبر داغ اینکه مرد سکسی دیگه نیست برینه به نظام... فکر کنم کامنت زیر داستان مهران و اکبر و فلان بفاک بردش...


    •   sashaarian
    • 1 ماه
      • 3

    • داشتی داستان و مینوشتی ، نشسته بودی تنها توی نیمکت پارک ملت و سیخ کرده بودی ؛ یاد قرارت افتادی ، بیشتر سیخ کردی ؛یاد کون رها افتادی کامل سیخ کردی ، شروع به نوشتن کردی و آماده شلیک


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 1

    • خوب نبود کلا مزخرف بود در واقع ؛ نه هیجانی نه اضطرابی نه استرسی ؟
      مگه خمره رنگرزی بود سریع شروع و بسرعت برق وباد تموم شد ؛
      دنبالت کردن مگه ؛ فکر کنم دستشویی کوچک داشتی ؛ خوب اول میرفتی دستشویی بعد مینوشتی ؛ موفق باشی


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه
      • 4

    • تو که همرو خوردی میومدی کیر مارم میخوردی
      ینی تمام کستانای قبل تو سوء تفاهم بود
      ننویس دیگه بیخیال


    •   Rogsile
    • 1 ماه
      • 2

    • دست ب کیر بودم. تموم که شد از خنده خوابید.کسکش این کسشرا چیه


    •   mersad8181
    • 1 ماه
      • 1

    • بابا کسشر مینویسین یکم طولش بدین . ( با طرف راحت بودی ولی از زور خجالت یه متر اونورتر میشست )


    •   namayan
    • 1 ماه
      • 0

    • کیر خر تو کونت با این داستان تخمیت جقی


    •   MamalSparow
    • 1 ماه
      • 1

    • چوب تو کونت کردن گفتن داستان بنویس ؟ آخه مجبوری ؟ کصخل (dash)


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 6

    • مرد و نامرد


      مرد اون کسیه که به حرف و قولش عمل کنه، نامرد اون کسیه که برخلاف حرف و قولش عمل کنه. تو بهش قول دادی بیشتر از لب جلو نری ولی کونش گذاشتی، بهش گفتی هر وقت دردت اومد دیگه نمیکنم ولی تا دسته کڔدی توی کونش. بعدش هم میخوای توجیه کنی که با اینکه درد شدیدی در کونش حس میکرد، آه و ناله از لذت برات سرمیداد. خودت بگو، مردی یا نامردی؟ خودت بگو رها جنده و کونی بود یا نبود؟ خودت بگو یک خانواده در و دهاتی که تعصب توی خونشونه، دخترشون رو تنها میذارن؟ خودت بگو کدوم الاغی که خودش در یک منطقه زندگی میکنه و فامیلش در یک منطقه خیلی دورزندگی میکنه، از فامیلش دعوت میکنه شام بیاین خونه‌ی ما؟ مثلا تهران زندگی میکنی و از خواهرت که توی اراکه دعوت به شام میکنی؟ ساشیدم روی پشم و پیله سر و سینه‌ات.


      ها کـُکا


    •   ARAD_SM
    • 1 ماه
      • 0

    • این تشکراخرازفردی که زدی پاره پورش کردی خیلی مهمه اگه اینونمینوشتی مطمين میشدم تصورات یه جقیه شل مغزپریوده اورین اورین


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 1 ماه
      • 4

    • جدی چی فکر میکنین میاین این چرندیاتو به خورد ما میدین هی میخام فحش ندم


    •   شب_گرد_تنها
    • 1 ماه
      • 1

    • اصل ماجرا:رفتم خونه دختره بکنمش اصغر لواطی تا دسته بهم فرو کرد و ابشم ریخت تو کونم امیدوارم از این کستان فوق سکسی لذت برده باشید.
      و اون خری که تو چشم ما میبینی تصویر خودته مادر فاکر.


    •   amiralixyz
    • 1 ماه
      • 0

    • تو محل ما هرکی اسمش اریا و این کصشرا باشه رو میکنن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو