آرین و آبجی

    1394/5/15

    با سلام خدمت همه.نخواستم دوروغ بنویسیم این داستان واقعاً واقعاً برا ما رخ داد باور کنید.فقط فوش بهم ندید.ما 4 برادر و 2 تا خواهریم.خلاصه اینو بگم موقعیت خونه ما طوری بود که خواهرم که دوسال از خودم بزرگتر بود خیلی وقتا با من تنها بود یه روز که من 20 سالم بود و اون 22 سال ظهر تو خواب بودم که اومد بخدا کنارم خوابید بعد بیدارم کرد دستمو گرفت بخدا گذاشت رو کسش منم دلم بود ولی کاری نکردم بعد دوباره دستمو کرد تو شلوارش منم با کسش بازی کردم بعد رو شلواری کیرمو چرخوندم رو شلوارش تا ابم اومد وقتی ابم اومد از خودم متنفر شدم خواستم خودمو بکشم ولی بعد چند ساعت تو فکر بودم که کم کم خوشم اومد بعد دوباره یه شب همه رفتن مهمونی خواهرم دستمو گرفت آورد تو اتاق گفت شلوارتو درار با خنده من گفتم چرا یهو خودش دراز کشید شورت وشلوارشو در آورد حتی روش نشد بگه بکن گفت بیا روم منم درجا دراز کشیدم به روش حالت دمر کیرمو کردم تو کونش می گفت اف اف حال می کرد سینه هاشو خیلی فشار دادم موقع کردن بعد ابم اومد درجا پا شدم رفتم دشتشویی دوباره حالت تنفر برام پیش اومد بعد که از دستشویی اومدم بیرون دیدم خانم هنوز دراز کشیده است گفت بیا روم من دیگه ارضا بودم نتونستم بکنم فقط الکی رفتم روش دیگه اون خودشو جر میداد رو زمین تا ابش اومد چند بار بهمین صورت با هم سکس کردیم دیگه ازدواج کرد و اونم رفت شیراز.مامانم هم صددرصد میدونم دوست پسر داره و بهش میده چون خودم با دوست پسرش اس مس بازی کردم اون فک میکرد داره با مامانم اس مس بازی میکنه مامانم تو خواب.چکار کنم نمتونم به بابام بگم که.بی غیرت نیستم خواهرم که مال خودم بوده.مادرم هم دوس داره بده چکارکنم ..یادمه دو تا از دوستای بابام باهاش دوست بودن بخدا قسم میبردن میکردنش.بهر صورت خیلی سخت نیست یه گوشت میره تو گوشت دیگه


    نوشته: آرین

  • 7

  • 6




  • نظرات:
    •   دخــــتر بــסِ
    • 4 سال،3 ماه
      • 2

    • کصکش مگه تلگراف زدی؟؟
      این چی بود خوابید کردم پا شدم شستم :|
      من و ته داستان داغون کرد که گفتی بی غیرت نیستی. آبجیت به خودت میداده... ننت به ملت ولی هنوز باغیرتی قشنگ معلومه از کون کیفی. biggrin


    •   DR.soheil
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • این سکس منو یاد پارتیزان های جنگ جهانی میندازه.هیتلر دستور داده بود به سرعت بین مردم از نژاد آریا آمیزش انجام بگیره.


    •   .erfan .hot
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • داستان بسیار زیبایی بود خیلی با جزئیات تعریف کردی


    •   as1364
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • دیگه حرفی نموند کونی


    •   sexi man tak2
    • 4 سال،3 ماه
      • 2

    • به خدا کیرم تو کونت به خدا معلوم نیست خودت وخواهرت تخم کی هستید
      به خدا دوس دارم فحش بارونت کنم اما به خدا واگذار میکنم به بر وبچ شهوانی


    •   زری جووون
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • sorry2


    •   boy fozol
    • 4 سال،3 ماه
      • 3

    • اخی خواهرش خوابیده شورتشو دراورده ولی روش نشده بگه بکن گفت بخواب روم من مرده حیاشم


    •   rezaaasaneii
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • شما کلا خسته نباشی برادر


    •   str@nger
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • [quote=دخــــتر بــסِ]عاليه
      کصکش مگه تلگراف زدی؟؟[/quote]
      lol


    •   hazo
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • biggrin


    •   مرد مجرد
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • بنظرم به پدرت یا بهتر بگم شوهر مادرت چیزی نگو. تو که مادرت به همه میده شاید همون همکارای که مادرتو میکردن یکیشون بابات باشه.


    •   Sex-God
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • کس کش اینقد گفتی بخدا نفهمیدم داستان چی شد ........


    •   ساقی بکنم
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • خودت بخون ببین چی نمشتی... diablo


    •   داریوشم
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • یه شکست مفتضح آمیز دیگه در زمینهء داستان نویسی...چه با افتخار تعریفم میکنه! شما کلهم اجمعین از هفت دولت آزادین,برین حالشو ببرین... به جان خودم اگه فهمیده باشه اینا که نوشتم خوردنین یا پوشیدنی؟!


    •   GH7
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • ریدی تو سبک داستان ها قهوه ای !


    •   MR.hashary
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • آفرین باغیرت
      کیرم تو غیرتت
      کص کش دیوث
      دم از غیرت میزنه واس ما
      کیر عباس معصومی تو کونت dash1 sad


    •   aboli slm
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • چی شد خودتو کشتی biggrin


    •   mehran1346
    • 3 سال،9 ماه
      • 0

    • این چی بود


    •   Alipetros6868
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • یه گوشت میره تو گوشته دیگه؟؟؟؟ عجب پس دوستاری چنتا گوشت باهم یه دفعه بره تو یه گوشت دیگه که مال تو باشه؟


    •   عسلمریم
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • حالشو ببر پسر جون باباتم سرش گرمه و داره حال میکنه سخت نگیر فقط لذت ببر و این افکار پوچ رو بریز دور


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو