آشنایی با سارا

    درود بر دوستان و همراهان شهوانی
    خاطره ای که میخام براتون تعریف کنم همین عید امسال برام پیش اومد.اگه تو نوشتار ایرادی هست به بزرگی خودتون عفو کنید،چون دارم با گوشی تایپ میکنم.
    من سعید هستم و 38سالمه و دو سالی هست جدا شدم و تنها زندگی میکنم.
    اواسط اسفند ماه 98بود داشتم سایت همسریابیو بالا پایین میکردم که به یه مورد بر خوردم سارا 28ساله یک ساله جدا شدم و دنبال یکیم که از تنهایی در بیام،منم ایدی تلگرامو براش گذاشتم.
    یه دو روزی گذشت همش چک میکردم ببینم پیامو دیده یا نه ولی ندیده بود،دوستانی که تو اون سایت هستن میدونن از بس حجم پیاما به خانما زیاده که بیچاره ها نمیدونن به کی جواب بدن،خلاصه بعد از دو روز آخرای شب بود دیدم تو تلگرام یکی بهم پیام داد.
    سلام شبتون بخیر سارا هستم از سایت ...،شما اونجا ایدی داده بودین؟
    گفتم بله
    گفت خوشبختم
    گفتم بنده هم همینطور ،میشه هدفتون از بودن تو سایتو بفرمایین
    گفت والا من تو اون سایت ثبت نام نکردم دوستم منو ثبت نام کرده با شماره ای که خودش برام خریده بود.من اصلا وقت اینکارارو ندارم.
    گفتم خوب حالا چرا پیام دادین شما که وقتشو ندارین؟!
    گفت همینجوری برا سرگرمی
    گفتم اوکی حالا بفرمایین هدفتون در کل چیه
    گفت والا من یک سالو نیمه جدا شدم با دخترم که پنج سالشه تنها زندگی میکنم،تو خونه کار خیاطی میکنم و از این راه زندگیمو اداره میکنم و اگه یه آدم خوب باشه میخام باهاش دوست بشم جوری که به زندگیم لطمه نخوره،من زیاد نمیتونم به خاطر کار و بچم بیرون باشم،در ماه شاید دو سه بار بتونم ببینمتون.
    گفتم مشکلی نیست،قبول شرایطتتون
    گفت عکستونو میشه دید
    گفتم بله،و عکسمو براش فرستادم
    گفت اوکی خوبین
    گفتم عکس شما چی؟!
    گفت تو پروفایلم هست.رفتم پروفایلش زیاد چیز مالی نبود یعنی واقعیتش خوشم نیومد
    گفتم اوکی دیدم
    گفت خوب ادامه بدیم ؟!
    با خودم کفتم حالا قلبشو نشکونم یکم باهاش صحبت میکنم،ببینم چی پیش میاد.
    یکم از سنو سال و کارم پرسید منم جواب دادم
    گفت اگه مایل باشین حضوری همو ببینیم صحبت کنیم چون اینجوری نمیشه،گفتم مشکلی نیست هر وقت آمادگی داشتین خبر بدین
    گفت الان که از ترس کرونا نمیتونم بیرون بیام بمونه بعد از کرونا
    منم از خدا خواسته برا اینکه از سرم بازش کنم گفتم باشه.
    دیگه موند تا عید شد پنجم عید بود که بهم پیام داد دوباره
    سلام خوبین عیدتون مبارک
    سلام عید شما هم مبارک
    گفت خبری نیست ازتون،نیستین
    گفتم والا شما رفتین خبری نشد ازتون بنده هستم
    گفت راستش خواهرم زایمان کرد قبل از عید سرمون به اون گرم بود
    گفتم به سلامتی قدم نورسیده مبارک
    گفت میتونی زنک بزنی صحبت کنیم تایپ کردن برام سخته
    گفتم اوکی
    یه شماره فرستاد گفت به این شماره زنگ بزن
    گفتم چشم،شماره فرستاد منم زنگ زدم بهش
    از هر دری صحبت کرد،از اینکه چرا جدا شده و اینکه شوهرش بداخلاق بوده و زیاد کتکش میزده و بد بین بود و کلی حرفای زنکی دیکه،منم مجبور بودم گوش بدم.خلاصه بعد از بیست دقیقه صحبت کردن خدا حافظی کرد.
    منم شماره جدیدو سیو کردم رفتم تلگرامش دیدم پروفایل یه عکس دیگس‌،یه خانم خوشکل،پرام ریخت گفتم این دیگه کیه؟؟!!
    سریع بهش پیام دادم این عکس شماست
    گفت بله
    گفتم با قبلی فرق داره؟؟!!
    گفتم بهتون که اون شماره دوستم بود
    گفتم ولی عکس پروفایلشو گفتین خودمم
    گفت والا ترسیدم عکس خودمو بدم
    گفتم پس چرا حالا شماره خودتو دادی؟!
    گفت جون اعتماد نداشتم بهتون و نمیشناختمتون به همین دلیل،ولی چون دیدم تو این مدت پاپیچم نشدین بهتون اعتماد کردم و فهمیدم آدم مزاحمی نیستین.
    دیگه نمیدونست من ازش خوشم نیومده وگرنه روزی صدبار بهش پیام میدادم.
    گفتم بله اصولا خوشم نمیاد مزاحم کسی باشم.گفت آفرین به شما
    گفتم‌ خوب حالا افتخار میدین همو ببینیم
    گفت والا الان سرمون گرمه خواهرمه ولی شاید بتونم فردا به اندازه نیم ساعت نزدیک خونه خواهرم ببینمتون چون اونجاییم فعلا.
    گفتم اوکی ساعت چند وکجا بیام؟!
    گفت ساعت 11صبح فلان جا باش
    گفتم راس ساعت اونجام.
    فردا صبح یکم زود بیدار شدم و یه دوش گرفتم و کلی بخودم رسیدم و نیم ساعت قبل از قرارمون رفتم به آدرسی که داده بود.نشسته بودم تو ماشین که پیام داد کجایین؟
    گفتم همون آدرسی که داده بودین
    گفت وایسین اومدم
    بعد از ده دقیقه گوشیم زنگ خورد،دیدم خودشه،جواب دادم پرسید ماشینتون چیه گفتم 206سفید فلان جا وایسادم
    نگاه کردم دیدم یکی از پشت داره میاد و داره اینور اونورو با دقت نگاه میکنه
    شک کردم خودش باشه واقعا خوش تیپ بود
    نگام از تو آینه بهش بود که دیدم دوباره زنگ زد تا گوشیو گرفت دستش فهمیدم خودش.
    از ماشین پیاده شدم اشاره کردم بهش اومد نشست تو ماشین.
    سلام خوبین؟زیاد که معطل نشدین؟
    گفتم سلام نه زیاد
    عیدتون مبارک
    گفتم عید شمام مبارک
    گفت بخاطر کرونا دست نمیدم باهاتون
    گفتم اشکال نداره
    گفت اگه زحمتی نیست بریم داروخانه برا بچه خواهرم مای بیبی بگیرم تو راه صحبتم میکنیم
    راه افتادم و تو راه هر از گاهی نگاش میکردم واقعا خوشگل بود ولی نه از این خوشگلایی که ده کیلو به خودشون میمالن،بلکه خوشگل خدایی با یه آرایش ملایم.
    تو راه یکم حرف زدیم تا رسیدم دم داروخونه
    تشکر کرد و پیاده شد بره که کفتم اجازه بدین من میرم میخرم،که گفت نه اصلا شما باشین من الان میام،و پیاده شد رفت و خریدشو کرد اومد.
    گفتم خوب کی میای پیشم؟
    گفت الان که سرم گرمه خواهرمه،سرم خلوت شد بهتون خبر میدم.
    گفتم باشه پس خبر از شما
    بردم رسوندمش،و تو راه باز کلی حرف زدیم که دیگه کاملا داشت اعتمادش بهم جلب میشد اینو از حرفاش میتونستم بخونم.
    پیاده شد و با یه لبخند ازم تشکر کرد و رفت
    گذشت و گذست دیگه هر شب بهمدیگه پیام میدایم و صحبت میکردیم از هر دری جز سکس.
    دیدم چون خودش صحبت نمیکنه منم چیزی نمیگفتم چون میدونستم بخام از این حرفا بزنم اکثر خانما خوششون نمیاد از بی ادبی مردا
    یه شب بهش گفتم سارا پس کی میخای بیای پیشم الان نردیک دوماهه از آشناییمون میگذره ولی هنوز نیومدی پیشم.گفت همین روزا میام.
    باور کنین امیدی نداشتم بیاد با خودم میگفتم این منو فقط برا سرگرمیش میخاد
    تقریبا بیستم فروردین اینا بود که شب بهم گفت فردا هستی بیام؟
    گفتم بله عزیزم هستم بیا
    ساعتشو مشخص کردیم فردا شد اون ساعت نیومد هر چی پیام دادم جواب نداد خلاصه گفتم سرکارم گذاشته حتما،آخرای شب بود که پیام داد والا امروز اومدم آماده شم بیام پیشت خواهرم زنگ زد که بچه بدجور گریه میکنه آرومم نمیشه،شوهرمم نیست بیا بچرو ببریم دکتر از صبج الاف خواهرم بودم ببخشید تورو خدا نتونستم بیام.گفتم عزیزم اشکال نداره هر وقت تونستی بیا
    گفت باشه
    یه چند روزی دوباره خبری نشد ازش،یه شب دوباره بهش پیام دادم که عزیزم نیستی؟!
    بعد از یه ساعت پیام سین شد،جواب داد بخدا میخاستم امشب بهتون پیام بدم که دیدم شما پیام دادین،هنوز خونه خواهرم هستم ولی فردا صبح میخام برم خونمون سر بزنم به این بهونه میام پیشت.گفتم باشه عزیرم بیا منتظرتم
    گفت آدرستو بفرست خودم میام
    گفتم باشه،آدرسو براش فرستادم ولی ته دلم گفتم این باز منو میکاره نمیاد.شب بخیر گفتم و خوابیدم.....
    صبح طرفای ساعت نه بود که دیدم پیام داد بیداری؟گفتم سلام آره بیدارم
    گفت من دارم را میافتم برم خونمون تا ده پیشتم گفتم باشه بیا
    فکر نمیکردم بیاد ولی ساعت ده شد دیدم زنگ زد خونتو پیدا نمیکنم پلاک چند بودی رفتم دمه پنحره دیدم تو کوچس راهنماییش کردم پلاکو پیدا کرد،درو زدم اومد بالا،در واحدو باز کردم اومد تو،دیدم یه مانتو مشکی پوشیده با یه شال زرشکی با یه ساپورت مشکی که واقعا محشر شده بود.من همینجور مات مونده بودم به هیکلش و خوشگلیش که دیدم کفت سعید جان کجایی حواست کجاست ؟
    گفتم اینقدر جذاب شدی و خوشگل اینجوری میای نمیگی میدزدنت
    کلی خندید به حرفم گفت تعارف نمیکنی بشینم
    گفتم ببخشید بفرمایید بشینید
    رفت با مانتو نشست منم دیگه چیزی نگفتم که بیا مانتورو در بیار گفتم بزار هر جور راحته....
    بعد از خوشو بش رفتم یکم میوه و آجیل براش آووردم و تعارف کردم که خونه خودته راحت باش،گفت راحتم که اومدم دیگه
    گفتم خدارو شکر
    راستی چای،قهوه؟چی بیارم براتون و مشروبم هست اگه دوست داشته باشین
    گفت آخرین باری که خوردم با شوهرم بوده خیلی وقته نخوردم وای امروز میخام بخورم ولی در حد کم...
    گفتم باشه عزیزم هر چقدر دوست داری بخور
    رفتم بساط مشروبو آووردم و چیدم رو میز و نشستم مبل کناریش
    گفت اگه اجازه بدی ساقی من باشم گفتم عزیزم چی از این بهتر،داشت یه مقدار مزه آماده میکرد منم فرصت پیدا کردم یکم براندازش کنم دقت که کردم اول نگاهم به رون پاش افتاد که داشت ساپورتو پاره میکرد بعد نگام به سمت سینه هاش رفت که از زیر مانتو هم میشد تشخیص داد که باید سینه های فوق العاده ای داشته باشه و آخر سر نگاهم به صورت و موهایی که از شالش زده بود بیرون رفت واقعا این زن زیبا بود،زیبا و با وقار موهایی که بهترین رنگو داشت و به سمت راست شونه شده بود و از بقل چشمش به سمت پایین ریخته بود،محو تماشاش بودم که پیک پر شدرو گرفت طرفم،گرفتم ازش و یه سلامتی دادم رفتیم بالا،از گلوم تا ته معدم سوخت چون تازه اول صبح بود و من برا صبحونه فقط دوتا بیسکوییت خورده بودم،دو دقیقه بعد پیک بعدیو ریخت و رفتیم بالا کم کم داشت سرم گرم میشد سارام همینطور دیدم بلند شد و گفت گرمم شد
    منم چون دیگه مشروب به آدم جرات میده،و جسارت گفتم عزیزم فکر کنم از مانتو باشه احتمالا درش بیاری خنک میشی،گفت آره راست میگی و کلی خندیدیم....
    مانتوشو در آوورد و شالشم گذاشت کنار دیگه کم کم داشتم داغ میکردم از دیدن بدن زیباش یه آستین حلقه ای مشکی تنش بود با ساپورتی که خط کوصش مشخص بود.
    گفتم سارا این صحنه دیکه واقعا سیگار میخاد گفت واقعا گفتم به جون تو سارا،گفت به جون خودت جرا از من مایه میزاری و خندید و نشست

    سیگارو در آوردم و گذاشتم گوشه لبم خواستم روشنش کنم که کفت بده من برات روشن کنم اومد فندکو زد زیر سیگار و پک عمیقی زدم و دودی که در ریه حبس شد.همونجور که سیگار میکشیدم همش چشمم به حرکات سارا بود،دیدم اونم لپاش گل انداخته و کم کم داشت داغ میکرد،با اشاره من پیک سومم ریخت و داد دستم و رفتیم بالا به سلامتی هم،
    یه چیپس برداشت کرد تو ماست موسیر و گذاشت دهنش یدونه به من داد،گفتم من چیپس نمیخام،گفت پس چی میخای؟
    لبامو غنچه کردم
    بلافاصله اومد جلو ویه بوس از لب هم کردیم
    گفتم عالی بود این مزه
    خندید و ولو شد رو مبل،دوباره یه پک به سیکار زدم و آروم ته مونده دودو از ریه هام کشیدم بیرون.
    گفتم سارا خوبی؟
    آره خوبم ولی یکم سرم گیج میره !!
    گفتم میخای دیگه نخور ...
    گفت نه هستم باهات
    گفتم دمت گرم بابا خیلی پایه ای
    خندید و پیک چهارمم ریخت،یکم آب آلبالو قاطیش کرد و گرفت سمتم و چهارمیم رفتیم بالا
    دیگه واقعا سرمنم داشت گیج میرفت
    گفت یه آهنگ بزار کنترلو برداشتم و یه آهنگ ملایم پلی کردم،سارا کم کم داشت وول میخورد
    گفتم بلند شو خوب اگه رقصت میاد
    دستشو گرفتم و آوردمش وسط اول آروم بقلش کردم و یه بوس از گردنش زدم یه آه کشید و صورتشو برد عقب یکم از من کوتاهتر بود و داشت نگام میکرد،چشاش تقریبا سرخ شده بود،
    همینجور که نکام میکرد یه بوس از لباش کردم و ازش جدا شدم و اونم آروم آروم برا خودش داشت میرقصید.
    و مهستی داشت میخوند
    اگه جای زندگیمون تو بیابونا باشه
    اگه فرش زیر پامون زمین خدا باشه
    بدونم دوستم داری صبر و طاقت میارم.......
    ولو شدم رو مبل و یه سیگار روشن کردم و محو تماشای این زن زیبا شدم،واقعا هیکل زیبایی داشت پاهای کشیده شکم تقریبا تخت و سینه های تقریبا درشت و دستهای سفید و صورت سفید،یکم از تیشرتش رفته بود بالا و نافشم میتونستم ببینم.
    من محو تماشاش بودم اونم داشت برا خودش میلولید با آهنگ،یه چندتا پک زدم دیدم سارا تعادلشو از دست داد و دستشو گذاشت رو پیشونیش و نشست زمین،سریع بلند شدم گفتم چی شد؟!
    با صدایی که معلوم بود دیگه کنترلی روش ندارم و کشدار گفت سراااااااام یییییییکم گیییییج رفت.
    گفتم میخای یکم دراز بکشی؟!
    با اشاره گفت آره لطفا
    همونجا بقلش کردم و بلندش کردم بردم اتاق خواب و گذاشتمش رو تخت،گفتم یکم استراحت کن تا حالت جا بیاد،چیزی نگفت و چشاشو بسته بود،اومدم بیرون و نشستم یه پیک دیگه برا خودم ریختم و رفتم بالا،یکم تو دهنم نگه داشتم تا الکل سریع بزنه تو مغزم و بعد دادمش پایین.
    سیگارو برداشتم رفتم بالکن و روشنش کردم هوای بیرون چه خوب بود این کرونا باعث شده بود کوچه خیابون شهر خلوت باشه و هوای تهران اینقدر تمیز،کاش همیشه اینجور تمیز بود،آسمون چقدر آبی و قشنگ بودسیگارو تو جا سیگاره خاموش کردم و برگشتم تو اتاق پبش سارا،دیدم هنوز دراز کشیده،مشغول تماشای این موجود زیبا شدم،موهاشو باز کرده بود و ریخته بود اطراف گردنش،سینه های برجسته کاملا خودنمایی میکردن و اون چاک کوصش که حالا حتی شورتشم از زیر مشخص بود.
    آروم گفتم خوبی عزیزم؟
    چشاشو آروم باز کرد
    اهوم خوبم
    دستاشو باز کرد و منو دعوت کرد به بقلش
    تیشرتمو درآوردم و دراز کشیدم بقلش،دست راستمو بردم زیر سرش و گرفتمش تو آغوشم،آروم لباشو آوورد سمت لبام و شروع کردیم به لب گرفتم،خیلی آروم و ریلکس اینکارو انجام میداد،لب پایینمو میک میزد منم لب بالاشو،دست چپمو آروم گذاشتم رو سینه راستش،سفت بود کفتم شاید از جنس سوتینش باشه که اینقدر سفته!!
    یکم که از رو پیرنش ماساژ دادم کم کم دستمو از زیر رسوندم به سینه هاش،احساس کردم جنس سوتینش از این نخیاس،آروم سوتینو دادم بالا و دستمو آروم رسوندم به سینه هاش،کف دستم گرمی سینه هاشو حس کرد،حدسم درست بود سینه هاش سفت و اندازه پنجه دستم بود با نوکهای کوچولو جوری که به انگشت نمیومد و معلوم بود میک زده نشده وگرنه نوکش باید برآمده میبود.....
    از لباش جدا شدم و یه بوس از گردنش زدم و لاله گوششو به لب گرفتم که یه آه کشید و خودشو بیشتر بهم چسبوند،با دست چپم آروم آروم پیرنشو دادم بالا،سرشو بلند کرد و از تنش درآووردم،سوتینشم درآووردم از تنش،حالا نیم تنش کامل لخت در اختیارم بود،دستمو دوباره گذاشتم رو سینش واقعا سفت بود و گرم یکم مالوندمش و دستم بردم پشتش و محکم بقلش کردم حالا دو تا سینش چسبیده بود به سینه هام و گرمای وجودش داشت به تنم منتقل میشد،آروم گردنشو بوس میکردم و پشتشو ماساژ میدادم،کم کم داشت صدای ناله هاش در میومد،کم کم دستو بردم پایینتر و گذاشتم رو باسنش،و یه چنگ زدم به باسنش و فشارش دام سمت خودم،باسنش بر عکس سینه هاش نرم بود،یکم از رو ساپورتش مالوندم براش و کم کم ساپورتشو دادم پایین تا روی زانوهاش،یه شورت قرمز تنش بود،باز دستمو گذاشتم رو باسنش و ماساژ دادم،دوباره دستمو رسوندم به سینه هاش و لبامون رفت روهم،یه ده دقیقه ای ازهم لب میگرفتیم که کم کم سفت شدن کیرمو تو شلوارکم حس میکردم دست راست سارارو هدایت کردم سمت کیرم،آروم گرفت دستش و شروع کرد مالیدن،وهمراه شورتم بالا پایین میکرد،مالیده شدن شرتم به کیرم باعث میشد بیشتر شق بشه......
    کم کم دیدم دستشو برد داخل و بهم فهموند که شلوارکتو در بیار،منم آروم درش آووردم،حالا گرمای دستشو رو کیرم بهتر احساس میکردم.
    یکم که لب گرفتیم حالت 69شدم و برگشتم سمت کوصش،و آروم ساپورتشو از پاش درآووردم ،دست چپمو از لای پاش رد کردم و رسوندم به باسن و کمرش و یه بوس به نافش زدم و شروع کردم لیس زدن اطرافش،بوی خوبی میداد معلوم بود قبل از اومدن دوش گرفته،از پایین به سمت بالا نگاه کردم و زاویه دیدم از بین سینه هاش به لبای سارا خورد که حالا کم کم داشت با نوک کیرم بازی میکرد و آروم آروم کیرمو کرد تو دهنش،گرمای دهنش منتقل شد به کیرم و به کل وجودم،منم حالا با دست راستم داشتم سینه هاشو ماساژ میدادم و این صحنه زیبارو تماشا میکردم،کم کم شورتشو با دست چپم که وسط پاهاش بود کشیدم پایین و کامل از تنش درآووردم،حالا کوصش جلو چشام بود تمیز و شیو شده،پاهای بلوری و سفیدشو از هم باز کردم و یه بوس بالای کوصش زدم وچندتا بوسم به رونای پاش زدم،برگشتم رو کوسش و چوچولشو به لب و دندون گرفتم که آه سارا بلند شد و کفت آرومتر عزیزم.زبونمو میکشیدم رو چوچولش و از بوی خوش عطرش لذت میبردم،هر از گاهی از پایین لبای گرد شده سارا دور کیرمو تماشا میکردم که داره آروم بالا پایین میشه،گاهی از دهنش در میوردم که سرد بشه تا آبم زود نیاد و اونم همکاری میکرد و زیر کیرم و خایه هامو لیس میزد...
    (اینجا جا داره به دوستانی که زود ارضا هستن عرض کنم که سعی کنین اگه میخایین دیر آبتون بیاد نیاز به هیچ قرصی نیست کافیه تو سکس چه موقع ساک و چه داخل کوص هر از گاهی کیرتونو در بیارید تا یکم خنک بشه کافیه اینکارو تو سکس انجام بدین بهتون قول میدم راحت بتونین نیم ساعت تا چهل دقیقه دووم بیارین و آبتون به این راحتی نیاد و از سکستون لذت ببرید)
    بله داشتم میگفتم خدمت شریفتون سارا همچنان مشغول بود و منم ‌کوسشو لیس میزدم،کم کم بلندش کردم و سارا اومد رو و من زیر بین پاهاش قرار گرفتم حالا پاهاش دوطرف بدنم بود و من از پایین داشتم کوصشو تماشا میکردم از پایین میدیدم که حالا سینه های سارا آویزون شده و مالیده میشه به دور شکمم و از وسط سینه هاش داشتم میدیدم که داره با نوک کیرم عشق بازی میکنه گاهی بوس میزد نوک کیرم و بعد کامل میکرد دهنش و سعی داشت کل کیرمو تا حلقش برسونه که نمیتونست و عوق میزد.گفتم عزیزم چه اسراری داری تا ته بکنی تو حلقت
    گفت سعید نمیدونی که وقتی کلاهک نرم کیرت میخوره ته حلق چه لذتی داره،گفتم جووووون عزیزم به منم حال میده ولی سعی کن اذیت نشی
    گفت سعی میکنم.....
    دو دستمو رسوندم به باسنش و بهش فهموندم که یکم بیاد پاینتر تا لبام به کوصش برسه و اونم یکم پاهاشو باز کرد و کوصش اومد پایینتر،زبونمو از رو چوچولش کشیدم تا چاک کونش چند بار اینکارو کردم که آهی غلیظ از نهادش در اومد،چاک کونشو باز کردم تا بتونم کونشو بهتر ببینم حالا کونش جلو چشام بود کونی که مثل نقطه دیده میشد،و خطای دورش که خیلی محو و کمرنگ بود و این نشون میداد کیری داخلش نرفته تا بحال،زبونمو به زحمت از زیر رسوندم به کونش و چند بار زبون زدم که باز سارا خودشو بیشتر داد طرفم و معلوم شد خوشش میاد،یه چندباری اینکارو کردم و برگشتم سراغ کوصش حالا کوصش کامل خیس شده بود جوری که وقتی چوچولشو میخوردم دماغم که لای کوصش بود کامل خیس میشد و مجبور میشدم هر از گاهی با دستمال آب کوسشو خشک کنم.سارا همچنان مشغول خوردن بود و از زیر که نگاه میکردم دور لبش کاملا کف کرده بود و آب دهنش از دور لباش زده بود بیرون،همین کارش حشر منو بیشتر کرد تا کوصشو کامل بگیرم دهنم محکم‌ کلشو میک بزنم که با این کارم سارا واقعا از خود بیخود شد و طاقتش تموم شد و گفت بسه سعید بلند شو بکن الان میخام،چندتا دیگه میک زدم و رونای پاشو بوس کردم و از زیرش در اومدم،حالت داگی شد و گفت بکن دارم میمیرم ،گفتم صبر کن کاندوم بزنم بعد گفت نمیخاد من بعد از شوهرم با کسی سکس نداشتم اگه به خودت شک داری بزن گفتم منم مثل شمام،کفت پس معطل نکن بکن با کاندم حال نمیده،دلو سپردم به دریا و زانو زدم پشتش و دست چپمو گذاشتم رو باسن نرمش و با دست راستم کیرمو گرفتم و چند بار کلاهک کیرمو لای چاک کوصش کشیدم آروم کردم تو راست میگفت واقعا کوصش تنگ بود گرمای وجودش از طریق کیرم منتقل شد به کل وجودم حالا بدنامون یکی شده بود و من با تمام وجودم حسش میکردم،شروع کردم آروم آروم عقب جلو کردم و دست راستمم گذاشتم رو باسنش حالا دوتا لمبرای کونش تو دستام بودن و من آروم آروم در حال تلمبه زدن بودم یه چند دقیقه تو این حالت کردمش که سارا گفت زانو هام دیگه جون نداره و خودشو جدا کرد و دراز کشید پاهاشو باز کردم و دستامو گذاشتم اطراف بدنش و پاهاش افتاد بین دستام و کوصش کامل باز شد ،کیرمو خودش تنظیم کرد رو سوراخ کوصش و منم فشار دادم رفت تو دوباره شروع کردم تلمبه زدن یکم که تو این حالت کردمش گفت بقلم کن بکن،همینکارو کردم و بقلش کردم و شروع کردم تلمبه زدن گفتم تو این حالت میش؟
    گفت جوری بکن زیر شکمت مالیده بشه به چوجولم میشم منم همین کارو کردم و همزمان که کیرم تو کوصش بود زیر شکمم اون قسمت که کیر چسبیده به شکمرو میمالیدم به چوچولش و همزمان سینه هاشم میخوردم یه چند دقیقه ای به این حالت بودیم که گفت سعید دارم میشم تندتر چند بار محکم‌ کردمش که گفت بسه نزن وایسا،محکم بقلم کرد که انقباض کوصشو رو کیرم احساس کردم و یه آه ونفس بلند کشید و آروم آروم شل شد و دستاش افتاد بقلش یه بوس زدم رو گونش گفتم خوبی؟گفت آره ادامه بده مال توام بیاد منم چند بار تند تند عقب جلو کردم و آبم که داشت میدمو کشیدم بیرون و خالی کردم رو شکمش،با دستمال تمیزش کردم و خودمم همیطور یه بوس به لپاش زدم و ولو شدم پیشش......
    یه ده دقیقه ای دراز کشیدیم تا نفسمون جا اومد بعد بلند شدیم خودمونو تمیز کردیم و یه نسکافه باهم خوردیم یه نیم ساعتی نشست گفت بچم پیش خواهرمه سریع برم تا شاکی نشدن.لباساشو پوشید و موقع خداحافظی همو بقل کردیم و رفت.....
    جا داره از همینجا از کلیه دوستان اهل فن بابت اشکالات و نگارش داستان عذر خواهی کنم.
    ایام به کام دوستان گام.


    نوشته: Eldorado555

  • 26

  • 8




  • نظرات:
    •   آقامهربون
    • 1 ماه
      • 2

    • سعید
      کسشر تفت نده دیگه


    •   407TT
    • 1 ماه
      • 11

    • داداش مگه کیر موتور داره که داغ کنه خدانشناس؟؟!!


      در میوردی سرد شه تا آبت دیر تر بیاد!!!!!!!!


      رادیات روش نصب کن کارت زود تر راه میوفته (rolling)


    •   teen...wolf
    • 1 ماه
      • 6

    • بنظرم رو کیرت فن نصب کن...


    •   لاکغلطگیر
    • 1 ماه
      • 2

    • فیلمنامه نوشتی؟
      تا اونجا خوندم که گفت تعارف نمی کنی بشینم؟
      اون تا اونجا اومده که بهت بده،منتظر تعارفه
      عین این فیلم فارسی های قبل از انقلاب که همه چی ش ماورای تخیل و باوره
      ریدم به تعارف اومده و نیومده ت‌ و البته تمام سوراخاتون


    •   The.BitchKing
    • 1 ماه
      • 9

    • جناب الدورادو خان، حقیقتش نمیدونم داستانت خوبه یا بد. چرا؟ چون از بس دیالوگای نامربوط و زیاده از حد گذاشته بودی، داستان به شدت، بیش از حد، فوق العاده، ملال آور شده بود. نتونستم ادامه بدم خوندنش رو. این همه جزئیاتی که کاربردی توی متن داستان ندارن (فضا سازی، شخصیت پردازی، قوس داستانی و ...) عملا زیاده گویی ان و داستان رو از گیرایی جذابیت میندازن.


    •   Sepidarsal
    • 1 ماه
      • 0

    • سعیدکونی با سارا زن جنده


    •   washan
    • 1 ماه
      • 3

    • از نظر سکسی جالب بود توصیفت


    •   نینوش
    • 1 ماه
      • 0

    • چرت محض...


    •   Bad.booy7
    • 1 ماه
      • 5

    • طولانی بود نخوندم خارج از حوصلس همینکه دوستان فش ندادن یعنی قابل تحمله


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 ماه
      • 8

    • کون گلابی در کس مشنگیت همین بس که به طرف میگی تو سایت سکسی چه غلطی میکنی؟؟؟ ‌
      ‌‌
      گوساله جان همون غلطی که من و تو میکنیم ‌

      مثل بچه های ۱۲ ساله سوال می‌پرسی؟ ‌
      هدفتون از بودن تو سایت رو بفرمایین!!؟؟؟‌


      چند سالته واقعا !؟؟


    •   bodybuilding
    • 1 ماه
      • 3

    • پایان نامه که ننوشتی چه خبره :(


    •   neitan
    • 1 ماه
      • 0

    • خب کوص مغز شلنگ آب سرد هم با خودت میبردی داخل که داغ نیاد نه که مثل سنباده عمل میکنه
      داستان کسشعری بنویسی میدم بچه های کوچه بالایی به روش سامورایی خفته در شب جرت بدن که فقط چشمات بتونی اشاره کنی


    •   Bahar.mo
    • 1 ماه
      • 1

    • اگه کسی پایه سکس چت هست پی ام بدین حالم بده


    •   19masoud13
    • 1 ماه
      • 2

    • جقی 5 فروردین دیدیش بعد بهش گفتی که دو ماه هست که با هم هستین و هنوز نیومده پیشت و 20 فروردین بهت گفت که فردا میاد پیشت...!!! من نمی دوم از 5 فروردین تا 20 فروردین چند ماه میشه؟؟؟!!!!!
      چه مشروب خورایی بودید دو تا پیک رفتی بالا داغ کردی از سومی به بعد دیگه داشتید رد میدادید
      خیل ممنون از نکته علمی که وسط داستان گفتید آخه کونی اون جا جای نکته گفتنه ( دوستان رادیاتور نصب کنید روی کیرتون خنکش کنه دیر تر ارضا میشید )


    •   Amigfcr
    • 1 ماه
      • 1

    • کص کش کتاب هم انقدر نیست ک تو نوشتی


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 3

    • زیبا و سکسی


      به نظرم خیلی خوب نوشتی، روان و سکسی. حالا بعدش رو نگفتی که هنوز با هم هستید یا خیر ولی خوب و ساده تمومش کردی.


      ها کـُ‌کا


    •   esf20
    • 1 ماه
      • 2

    • جلد دومشم بنویس :(


    •   Crysiss
    • 1 ماه
      • 2

    • ادم ک با پنج شیش تا پیک مست نمیشه


    •   Eldorado555
    • 1 ماه
      • 3

    • ممنون بابت نظرات و انتقادات
      در جواب اون دوستمون که هدفتون از بودن تو سایت چیه؟باید بگم‌ اون سایت صرفا سکس نیست بلکه برای ازدواج داعم هم هست و صیغه موقت و داعم.
      جناب بیت کینگ عزیز ممنون که داستانمو خوندین راستش بنده در داستان نویسی به گرد شما هم نمیرسم،چون داستان نویس نیستم فقط خواستم اتفاقی که برام افتاده بودو به اشتراک بزارم،بازم ازتون ممنونم
      در جواب اون دوستمونم که پرسیده بودن هنوز با هم هستین باید بگم دقیقا سه بار بعد از اونم اومد و به علت مشکلاتی که داشت فعلا ازم در خواست کرده یه مدت تایم بدم بهش.
      در کل از کلیه دوستان ممنونم که وقت گذاشتین و داستانو خوندین اگر کمو کاستی داشت به بزرگی خودتو ببخشید.
      موفق و پیروز باشید.


    •   منیر۶۵
    • 1 ماه
      • 2

    • یه زن بگه با کاندوم حال نمیده!!!! بحق چیزای نشنیده.اگه بی کاندوم کردید بقول امام لعنتی خیلی خرید


    •   1376Alone
    • 1 ماه
      • 1

    • تو که با دو پیک مشروب گوز میشی حواست باشه نکننت


    •   amirrr1369
    • 1 ماه
      • 0

    • احتمالا با این سن اولین سکست بوده اییییییییین همه آب و تاب


    •   مردزخمی
    • 1 ماه
      • 0

    • کیررم تو دهنت سعید کوونی، مادررجنده این همه جزییات نوشتی که چی، ریدم به خودت و داستان تخمیت


    •   Kamran.xxx
    • 1 ماه
      • 1

    • یعنی رسیدم به لب گرفتن دیگه نخوندم طرف به خاطر کرونا دست نمیده بعد باهاش سکس میکنی؟!
      اینقدر تخمی بود که حتی نتیجه هم نمینویسم


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 ماه
      • 4

    • بقول هادی عامل یه روس کشتی بلد هستی
      تو زمینه‌ی سکس


      من ک ازین خاطره لذت بردم....


    •   Dar_b_Dar
    • 1 ماه
      • 1

    • نوکش‌ جوری بود که به دست نمیومد معلوم بود میک نزده ؟؟
      همه میدونن دختر بزنه بالا نوک سینش سیخ میشه دیگ چرا کسشعر میگی؟


    •   hidden-boy18
    • 1 ماه
      • 1

    • داستان بدی نبود تخیلات تخمی هم اضافه داشت با تیکه مشروب سیگارت حال کردم قبل و بعد سکس میچسبه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو