آش رشته و خانوم دکتر...!

    پنج سال پیش بود که با یک خانوم دکتر چهل و یک ساله و در شرف طلاق آشنا شدم.خانم دکتر که خونه پدرش زندگی میکرد اسمش نازی بود و دلتون نخواد از کون ارباب بود و بدن نازی داشت اما صورتش متوسط بود
    یه هفت ماهی از اشناییمون گذشت و هردومون اساسی حشری بودیم
    اما دستم بهم نمیدادیم
    یه ناهار پنجشنبه دعوتش کردم
    خونه رو خالی کردم و براش آش رشته پختم که عاشقش بود
    زمستون بود و خانم دکتر یه بوت مارک و سکسی پاش بود و ساعت دوازده اومد
    کاپشنشو دراورد بهم داد و با یه شلوار مخمل مشکی تنگ و یه بافت تنگ یقه اسکی و بوت قرمزش اومد تو
    سفره رو زود انداختم و تا میتونست آش رشته خورد
    منم که از شدت داغی داشتم دیوونه میشدم
    صدای هوم هوم غذا خوردنش داغترم کرد
    غذا که تموم شد گفت الان با این سنگینی چطور مطب برم؟
    گفتم یه ساعت تو اتاق من استراحت کن غذات هضم شد برو
    خانم دکتر رفت تو اتاق و درو بست و با همون بوت رو تخت من خوابید
    تو پذیرایی بودم که یهو دیدم یه صداهایی از اتاق میاد
    رفتم نزدیک در اتاق و صدای گوز خانم دکترو شنیدم!
    دیگه داشتم دیوانه میشدم
    در اتاقو یواش باز کردم دیدم به پهلو و پشت به در خوابیده
    تمام اتاق پر بود از بوی گوزهای خانم دکتر
    همچنان میگوزید و هی نفس عمیق میکشید
    رفتم جلوتر و دماغ و دهنمو چسبوندم به بوتش و شروع کردم به لیسیدن بوتش
    یه آن حس کردم بیدار شده اما بازم خودشو زد ب خواب
    کونشو داد عقبتر و صورتمو با پاش اورد سمت کونش
    ترسیده بودم بیدار شه
    که یهو یک نفس خیلی عمیق کشید و یه گوز پرصدا و کشدار داد تو صورتم که حدود ده ثانیه طول کشید
    مست گوزش بودم که در همون حالت گفت درست اومدی
    حالا که اومدی باید تمام محتویات شکممو بوت و ادرار و پامو بخوری!
    گفتم اخه خانم دکتر
    من
    یدفه سرمو محکم گرفت و چسبوند به کونش و گفت من فیتیش هستم
    من که هفت ماه حشریش بودم و حتی برای شورت و جورابش له له میزدم
    گفتم قبوله
    گفت از بوتم شروع کن و بعدش عرق پامو بخور
    بوتشو با زبونم برق انداختم و پاهای نازشم خوردم بیست دقیقه
    یدفه منو انداخت رو تخت
    شلوار و شورتشو کشید پایین و نشست رو صورتم
    گفت یک دقیقه دهنتو با سوراخ کونم پر میکنم و بعدش سه ثانیه استراحت
    شروع کرد به زور زدن
    چس
    گوز
    همینطور میرفت تو حلقم
    و داشتم بیهوش میشدم
    کونشو برداشت و گفت سوراخشو زبون بزنم
    تا نوک زبونم اومد بره تو سوراخ
    یه عن داغ کلفت
    نیمه سفت و‌خمیری
    قهوه ای با طعم اش
    اومد رو زبونم
    گفت خیلی کلفته و گیر کرده
    گفت دورشو زبون بزنم و عنش رو بمکم که کامل تخلیه شه
    زور زد و لیس زدم
    زور زد و میک زدم
    یه آن دیدم فرصت جویدنم ندارم
    نازی با کون ناز و گوشتیش با سرعت داشت خودشو تخلیه میکرد
    یبار گاز میزدم و یبار با دهنم مزه میکردم که بره پایین
    ده دقیقه تمام
    تمام عن داغ و کلفت و نیمه سفتشو به خوردم داد و اخرش گفت سوراخشو با زبونم بشورم
    بعدم کصشو کرد دهنم
    و ادرار زردشو ریخت تو گلوم


    نوشته: ؟

  • 2

  • 31




  • نظرات:
    •   051Nimanatoo
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ای خدا شفا نده بخندیم


    •   eyval123412341234
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • من فیتیش هستم؟!!!!! این داستان کلا رفت تو باقالیها از بس انحرافی داشت! (rolling)


    •   Ordibeheshiii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • عققققق دیگه آش رشته نمیخورم!!!!!


    •   sarina3600
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • از همون عن هم کمتری خاک برسرت
      بیا تا خودم یه بلایی سرت بیارم که خودتو حلق اویزکنی


    •   Sepsaeed
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • د اخه کس میخ اینا چیه نوشتی. خانم دکتر نگو کمپرسور باد پنچرگیری بوده. تو ا چه سولاخی درومدی


    •   mortezaboll
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کصکش از بس گوزی حالم بهم خور نخوم دیوث نکریش که؟؟؟


    •   Mehradfoo
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • کاش همه مثه تو به گه خوریشون اقرار میکردن D:


    •   Nevermindd
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خوردن گوه بیش از حد باعث ابتلا به عارضه اسهال خونی میگردد
      لطفا توصیه های ایمنی رو جدی بگیریم !


    •   mrsmith
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • اینا سرطان نمیگیرن مریض نمیشن عفونت تو اینا بی تاثیره؟


    •   @ghalandar
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اه اه


    •   @ghalandar
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اه اه


    •   mhrsl
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • یکی میشه شهید 13ساله یکی هم میشه این چندش خدایا چجوری خلق کردی اخه که اینهمه باگ داره؟؟؟


    •   Ali+joon
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خو کسکش به جای داستان همون اول میگفتی دوستان بهم فوش بدین.خارکسده منم ریدم تو حلقت با این کس شعری که نوشتی.مردم از خنده


    •   P000ria
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نافم در چشمانت


    •   Maval
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • قبلا ریدم تو دهنت فحش بود مثل اینکه زمونه عوض شده
      دیگه نمیدونم بگم بخوام به یکی فحش بدم بگم ریدم تو دهنت بهش احترام گذاشتم یا نه :(


    •   mostoufi
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • عن خانم دکتر رو گاز میزدی نخود نپخته نیومد زیر دندونات؟
      دست خانم دکتر تو کص ننت.


    •   Mohammad4653
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • این خانوم دکتر بود یا پمپ باد!!
      انقدر گوزید کونش پاره نشد!!
      گوز ده سانیه ای!!
      بابا تورو خدا حال مارو از فتیش بهم نزنین
      اه
      کیرم تو خودتو داستانت کونی


    •   Mr.Shelby
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • بعدم میگن به تفاوت ها احترام بذارین و فتیش های مردمو مسخره نکنین


    •   Danialoviç
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • میخواستم بگم ریدم تو این فتیش و داستانت یادم افتاد ک با این جمله منم لابد سه دست میزنی.


    •   boam
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • موندم وقتی داشتی داستان رو مینوشتی چه گهی میخوردی


    •   mjm1378
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اقا پشت اسپرم ها نشاشید تو زنتون نتیجش میشه این دیوووووث که ننگ جامعه بشریست?


    •   bahman5056
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • شلوار تنگ ...بلوز تنگ ...بوت تنگ ؟؟؟ چرا کون گشاد؟؟؟ اخه ریدن تو حلقت ..بعد کلی کار و گرفتاری و بدبختی ادم میاد یک داستان بخونه ...میشه این ؟؟؟ دیوث ریدم تو خودت و داستانت ....چقدر گوز؟؟؟


    •   ericsson
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • واقعا حالت تهوع پیدا کردم!
      تورو خدا هرکاری در بستر های خصوصی تان میکنید ، بکنید اما حداقل اینجا تعریف نکنید!
      دلم از داکتر و آش تا مدتی بد شد


    •   ARAD_SM
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نخوندم ولی ازدیس لایکا فهمیدم گوه زیادی خوردی پس شیرم دهنت


    •   Mjavad24
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خدا شفات بده


    •   socialboy
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو دیگه حالت خیلی خرابه


    •   kokarostam
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • *کله کیری
      شاشیدم تو بطن چپ و بصل‌النخاع و گوش میانیت.
      ---
      ها کوکا (clap)
      *


    •   iman.shahvanii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دروغ بود و از يك ذهن بيمار وروانپريش تراوش شده بود،،معلوم نبود بادكتر چطوري اشناشده بود بعد يك اقا بايد خيلي واردباشه بتونه اش رشته درست كنه بعد تو اتاق علناً بگوزه خانمه،،،نه همش كسشعربود


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نوش جانت مستراح اقا


    •   majid75@91
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • با هرکی مثل خودش...


    •   smhe61
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • این گه خوریا بهت نیومده
      نه اومده


    •   Raykard13131314
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خيلى حال بهم زن بود


    •   jordanbaros
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کاری به هیچی ندارم اخه پدرسگ دستگاه گوارشه یا چرخ گوشت نیم ساعته اش رشته رو عنش کرد که عنش مزه اش رشته میداد اخه کصکش


    •   romanticman
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیر هاشمی شاهرودی تو کله ت آخه کوسکش این داستان بود، تو کله ت مغزه یا عن. نعره بزن و از کثافت بیا بیرون ای انسان.


    •   amir_mail1010
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • جاکس مگه پمپ باده که ده ثانیه بگوزه زر زر میکنی چرا تو


    •   Faelqom26
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دیوث الاغ حداقل10 ساعت طول میکشه تا بره پایین اون غذا گاو نیس ک از این ور بره از اون پر دارد گوز مغز


    •   مشتاقشما
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کلا اشپز خوبی هستم ولی کسی پیدا نمیشه چیز منو بخوره .دست پختمو بخوره


    •   Abnabatam
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دیگه هیچ وقت آش رشته نمیخورم


      کونیِ پلشت :(


    •   Xknight.1
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • گاو ننویس


    •   reza23262580
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ننویس کسکش ننویس
      حالمونو بهم زدی جاکش ننویس


    •   mehtoc93
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کسش عن خور دیوث اینم خاطره است پفیوز


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو